سایت دائرة المعارف شبکه اسلامی

www.IslamWebPedia.com

  عنوان مقاله : محمد مرماداک پکتال: خادم اسلام
 

شماره مقاله :

11116  

تعداد مشاهده :

1473

 

     

 

محمد مرماداک پکتال: خادم اسلام

 

او به نام ویلیام پکتال در سال 1875 درلندن متولد شد. مهمترین سالهای عمرش را در حومه سافولک در مرکز روحانیون  گذراند. او در هارو در یک مدرسه خصوصی مشهور هم کلاسی وینستون چرچیل بود. در دوره زندگی طولانی مدتش در سافولک، سفر های گسترده ای به دنیای عرب و ترکیه داشت.

پکتال در سال 1917 به اسلام گرایید و به زودی رهبر گروهای شناخته شده مسلمانان بریتانیا شد.

در سال 1919 پکتال برای اداره معلومات اسلامی در لندن کار می کرد که در کنار سایر فعالیتهایش ، هفته نامه نظریات مسلمانان را هم منتشر می کرد. بعد از اتمام آخرین داستانش ( تحت عنوان ایرلی اورز) درسال 1920 برای یک ماموریت جدید به هند فرستاده شد. او در انجا به عنوان ویرایشگر نشریه کرونیکال بمبییکار می کرد.

پکتال از هواداران سرسخت استقلال اسلامی سلطنت هند بود که به تدریج بر اثر یک سلسله توطئه انگلستان تضعیف شد.  بعد از آن در سال 1927 او در فصل نامه فرهنگ اسلامی که تحت سرپرستی نظام حیدر اباد قرار داشت مشغول به کار شد. همچنین او هشت نطق را در مورد جنبه های مختلف شهرنشینی اسلامی در دعوتنامه کمیته سخنرانی مدرس درباره اسلام در مدرسه هند ایراد نمود.

سخنرانی های وی تحت عنوان جنبه فرهنگی اسلام در سال 1961 توسط نشریه اس. ام. اشرف در لاهور انتشار یافت.

ماموریت ترجمه قرآن از همان ابتدای اسلام آوردنش ذهن پکتال را به خود مشغول ساخته بود. او دانسته بود که یادگیری قرآن بر هر مسلمانی فرض است. بنابراین وی در سال 1930 ترجمه قرآن عظیم الشان را منتشر نمود (آ.آ نوپف ،نیویورک). او  ذکر نمود که قرآن سخن الله سبحانه و تعالی است و قابل ترجمه نمی باشد.

            

 محمد مرماداک پکتالدر اوایل سال 1935 به انگلستان بازگشت و یک سال بعد در 19 می در خیابان ایوز درگذشت و در آرامگاه مسلمانان در بروک وود  ساری، نزدیک وکینگ به خاک سپاریده شد.

صدها هزار مسلمان از این شاهکار  ( ترجمه قرآن عظیم الشان) محمد مرماداک پکتال بهره می برند و کمتر کسی متوجه می شود که این اثر در نظام  حیدر اباد (منطقه تحت کنترل مسلمانان) در جنوب هند منتشر شده است.

پیتر کلارک (در کتابش به نام مرماداک پکتال) به نقل از این مرد فرهیخته آورده است که :مسلمانان بریتینیا بعد ازشکست ترکیه در  اواخر جنگ جهانی اول و سقوط خلافت در ترکیه به اسلام روی آوردند. ( لندن: کوارتد،1986 )

 

در سال 1919 هنگامی که پکتال برای اداره معلومات اسلامی در لندن کار می کرد در هفته نامه نظریات مسلمانان معمولا اخبار شکست مسلمانان از اناتولیا را گزارش میکرد.
محمد علی  آموزگار اسلام، و ویرایشگر کامرید و رهبر جنبش خلافت در سال 1920 به لندن امد و پکتال از وی به گرمی استقبال نمود . همزمان با ان پکتال کار در هند کار به دست اورده بود و در سال 1920 به عنوان ویرایشگر بمبیی کرونیکال یه هند دعوت شد و هند به مدت پانزده سال خانه وی گردید.

 

پکتال همچنان یک ناول نویس مشهور هم بود و آخرین دست نوشته خویش را هم چند ساعت قبل از نقل مکان به انتشارات ارسال نموده بود.  به محض رسیدن به هند مسلمانان به خصوص هواداران خلافت از وی استقبال نمودند. علاقه مندی این مرد بزرگ به جنبش  خلافت موجب گردید تا از ماهانداس کارامچاند گاندی رهبر هندو، کسی که به خاطر توسعه حرکت ضد انگلیسی شروع به تبلیغ برای افزایش حمایت از طرف هندو ها نمود.

 گروههای اسلامی  در هند از پکتال دعوت نمودند تا مسئولیت خطبه های روز جمعه و سخنرانی ها را بر عهده گیرد. دو سال بعد از ورودش به هند شروع به یادگیری زبان اردو نمود که زبان مسلمانان جنوب اسیا در دوره وی بود.

او همدوره وینستون چرچیل در مدرسه خصوصی هارو بود و ارزو داشت که به ارتش و خدمات خارجی بپیوندد اما بعد از مسلمان شدنش در سال 1917 رهبر گروههای اسلامی شناخته شده در بریتانیا شد.

علاقه مندی برای تشکیل ایالت اسلامی

 

پکتال علاقه مندی خاصی به استقلال اسلامی سلطنت هند داشت که توسط سلسله دسیسه های بریتانیا محو گردید( مسلمانان در هند- یک نگاه کلی). بسیاری از ایالت های هند که متحد شده بودند واز امپراطوری مشتق گردیده بودند، از انحلال در امپراطوری بریتانیایی هند سر باز زدند و یک استقلال جزیی را در قیاس با بریتانیا-هند حفظ کردند. بزرگترین این ایالتها نظامات حیدر آباد بود.

طبیعتا، پکتال می خواست که برای نظام حیدر اباد کار کند و در سال 1925 هنگامی که به او پیشنهاد کار در بخش مدیریت یک مدرسه شد با خشنودی پذیرفت. حیدر اباد شهری با جمعییت چهار صد هزار نفر بود و در حوزه جنوبی رودخانه موسیی واقع شده بودبا مرکزیت اپونیموس که جمعیتی در حدود 12 میلیون نفر را داشت. همچنین قدرت در دست خانواده های مسلمان بود اما اغلب شهروندان مسلمان نبودند.

نظام، میر عثمان علی خان ، شخصی که تا سال 1911 حاکم بود، مسئول بورسیه های اسلامی کشورهای عربی مخصوصا شهرستان حدراموت یمن بود. حاکم مهربان از وفاداری خادمانش خشنود بود و خدمتکاران مدنی را به کار می گمارید که اصلتا نه تنها هندی بلکه از سایر کشورها نیز بودند. به گفته پکتال "حیدرآباد به نوعی مرکز تمام مسلمانان است". نظام که خود شعر های فارسی و اردو می سرایید، حیدرآباد را مرکز فرهنگی بزرگی در هند ساخته بود. پکتال در حیدرآباد نظام، تطبیق عملی  سیاست اسلامی صبر و تحمل را می دید. با گذشت زمان پکتال دسترسی بیشتری به نظام پیدا کرد و مهمترین  وظایف ایالت را بر عهده گرفت.

خدمات به اسلام

مهم ترین کارهای که پکتال در دوره اقامتش در حیدر اباد انجام داد شامل وظایفی است که وی برای خدمت به اسلام برعهده گرفت. در سال 1925 کمیته مسلمانان مدرس  از پکتال دعوت نمود تا سلسله  سخنرانی هایی در مورد جنبه های فرهنگی اسلام ایراد نماید. مجموعه ای از این سخن رانی ها در سال 1927 منتشر شد که اسلام را به گونه ای معرفی می نمود که حتی برای غیرمسلمانان هم  قابل فهم بود. پکتال در همین سال ، ویرایش فصل نامه فرهنگ اسلامی که تحت سرپرستی نظام قرار داشت را برعهده گرفت.

ترجمه قرآن

در سال 1928 پکتال به مدت دو سال مرخصی گرفت تا ترجمه معنی قرآن را تکمیل کند. به نقل از وی این ترجمه قرآن عظیم الشان نقطه اوج دست آوردهای وی است. به مانند سایر دانشمندان اسلامی این مترجم هم یاداور شد که قرآن سخن الله سبحانه و تعالی است و قابل ترجمه نمی باشد. او در مقدمه خود نوشت که " نمی توان قرآن را ترجمه نمود."در نتیجه او این اثر خود را تفسیر قرآن عظیم الشان نامید و در سال 1930 ان را منتشر نمود.( آ.آ.نوپف، نیویورک 1930) و شرح داد که این اثرتفسیر ساده ای از ایات قران است وبیان کننده متن عربی به انگلیسی نمی باشد. ترجمه قرآن برای بار اول توسط یک مسلمان که زبان اصلی وی انگلیسی بود، صورت گرفت و سپس بدست دو نفر دیگر یکی پکتال و دیگری عبدالله یوسف علی انجام شد.

ماموریت ترجمه قرآن ذهن پکتال را از زمانی که رو به اسلام اورده بود به خود مشغول ساخته بود. او متوجه شد که بر هر مسلمان فرض هست که معنی قرآن را بیاموزد.  او حتی وقتی که به حیث امام در لندن در سال 1919ایغای وظیفه می کرد او غالبا کارهایش را یک طرف می گذاشت و مشغول ترجمه قرآن می شد. علاقمندی وی به کتاب _ شگفتی جهان _ بسیار زیاد بود و او متوجه شده بود در حالی که او در حفظ متن های زبان مادری مشکلات دارد اما توانسته صفحه به صفحه قرآن را با دقت زیاد حفظ نماید. پکتال زیادتر در مورد عشق به کتاب تذکر می داد نسبت به مختویات آن و مسلمانان را به نگه داشتن پیام قرآن در قلب و زندگی کردن با آن ترغیب می کرد. در آغاز سوره ها او عمیقا به جهانی بودن اسلام تمرکز می کرد.

در طول دوره ترجمه، پکتال با دانشمندان  اروپایی مشوره می کرد و به عنوان یک مسلمان وظیفه شناس به خاطر تایید ترجمه توسط علما الاظهر در مصر می کوشید. به همین جهت ، در سال 1929 به مصر سفر کرد و در قاهره به مدت سه ماه اقامت نمود جایی که تحت حمایت راشد ردا بود. بعضی دانشمندان اظهار می کردند که به عقیده پادشاه ترجمه قرآن گناه و عذاب قبر است و هر کسی که به پکتال کمک نماید از دانشگاه الاظهر خارج می گردد. پکتال به گفته های آنها توجه نکرد و به مشوره گرفتن با علما الاظهر ادامه داد.

س.ای. بوسورت در دایره المعارف خویش می گوید که پکتال با نقد اروپایی قرآن آشنا بود ، آن را قبول کرده و به صورت انتخابی آن را استفاده می کرد.

آلن و انوین اثر پکتال را تحت مجوز نوپف در سال 1939 در انگلستان منتشر ساختند. پکتال ویرایش ترجمه خویش را با ضمیمه متن مربوطه به زبتن عربی (مصحف) پیش از ترک هند، تکمیل ساخت. این ویرایش دو زبانه برای بار اول در حیدرآباد توسط انتشارات دولت در دو جلد به نشر سپاریده شد. آلن  و انوین نشر  این ویرایش را در سال 1976 دوباره به دست گرفتند. در سال 1953، متن انگلیسی در نیویورک به عنوان کتاب جلد کاغذی در کتاب خانه نوین آمریکایی صادر شد.

ترجمه پکتال به نوبه خود دوباره ترجمه گردید. در سال 1958، از آن به زبان ترکی ( اناس سیبر) در آنکارااقتباس گردید. سایر اقتباسات توسط م. سیوکی آلی و علی کتابو در استانبول در همان سال انجام شد. در 1964، به پرتقالی در موزامبیک و در 1960، به سه زبان انگلیسی، عربی و اردو در دهلی ظاهر شد. و همچنان به زبان مردم مسلمان مورو در  فلپینی  هم ترجمه گردید.

در سال   1982،  در نتیجه نقد یک دانشمند پاکستانی ، ترجمه پکتال توسط کنسول جهان بینی اسلامی پاکستان تحت تحلیل و موشکافی دقیق قرار گرفت و در نهایت به حیث یک ترجمه رضایت بخش شناخته شد. بعدها، جانشین وی به عنوان یک ویراستار فرهنگ اسلامی، محمد اسد به خاطر نقدی که به عدم آگاهی پکتال از زبان عربی صورت گرفت، ترجمه جدیدی از قرآن را ارائه نمود. همچنان پروفسور احمد علی از پاکستان  سرآغازی را برای  اصلاح اشتباهات پکتال در دست گرفت.

در اوایل 1935،تقریبا در 60 سالگی، از خدمات نظام بازنشسته شد و به لندن بازگشت. در سال 1936 به خیابان ایوز نقل مکان نمود و در همانجا در 19 می سال 1936دارفانی را وداع گفت. پکتال در ارامگاه مسلمانان در بروک وود،ساری،  نزدیک وکینگ در 23 می به خاک سپرده شد. بعدا مترجم برجسته دیگری به نام عبدالله یوسف علی بود که در این قلمرو خاکی به او پیوست.

شاید ستایشی و مدحی که در فرهنگ اسلامی منشر شده باشد چنین زندگی درخشان را اینگونه تعریف کند: محمد مرمادوک پکتال یک "سرباز تقدیر" بود! خدمتگذار حقیقی اسلام!"

                                                       

نویسنده:ابو علی حدرامیب

منبع: پیتر کلرک،مرماداک پکتال:مسلمانان بریتانیا ؛ لندن:کوارتد 1986