Untitled Document
 
 
 
  2018 Jul 23

----

10/11/1439

----

1 مرداد 1397

 

تبلیغات

حدیث

 

 پيامبر صلى الله عليه و سلم فرمودند:

"من کان له سعة و لم يضح فلا يقربن مصلانا" (صحيح – ابن ماجة 2532)،

يعنى: "هر کس توانايي (مال) دارد و قرباني نکند به مصلاي ما نزديک نشود".

 معرفی سایت

نوار اسلام
اسلام- پرسش و پاسخ
«مهتدين» (هدايت يافتگان)
اخبار جهان اسلام
تاریخ اسلام
کتابخانه آنلاین عقیده
سایت اسلام تکس - پاسخ به شبهات دینی
خانواده خوشبخت
شبکه جهانی نور
سایت خبری تحلیلی اهل سنت
بیداری اسلامی
صدای اسلام

 

 

 

  سخن سایت

قال ابن الجوزي ( تلبيس إبليس: 447) ‏عن يحيى بن معاذ يقول: «اجتنب صحبة ثلاثة أصناف من الناس العلماء الغافلين والفقراء المداهنين والمتصوفة الجاهلين».
امام ابن جوزی در کتاب "تلبیس ابلیس" آورده: از يحيي بن معاذ نقل است كه فرمود: «از صحبت سه گروه بپرهيزيد: عالمان غافل، فقيران تملق گو و صوفیان جاهل».

لیست الفبایی     
               
چ ج ث ت پ ب ا آ
س ژ ز ر ذ د خ ح
ف غ ع ظ ط ض ص ش
ه و ن م ل گ ک ق
ی
   نمایش مقالات

تاریخ اسلام>سیره نبوی>پیامبر اکرم صلي الله عليه و سلم > ازدواج با خدیجه

شماره مقاله : 10425              تعداد مشاهده : 793             تاریخ افزودن مقاله : 5/5/1390

ازدواج پيغمبر با خديجه‏
پيغمبر بسن بيست و پنج سالگى با خديجه دختر خويلد ازدواج نمود. سن خديجه در آن هنگام چهل سال بود، علت اين ازدواج اين است كه خديجه دختر خويلد بن اسد بن عبد العزى بن قصى يك زن بازرگان، توانگر و صاحب جاه و شرف بود كه مردان را براى تجارت و سوديابى اجير می كرد يا براى آنها نصيبى از سود خود مقرر می نمود. قريش هم بازرگان بودند. چون امانت و شهرت خوب و مكارم اخلاق پيغمبر را شنيد، نزد آن حضرت فرستاد كه با مال و كالاى وى بكشور شام سفر كند و بهره بيشتر و بهتر از سايرين دريافت نمايد. غلام خود را كه ميسره نام داشت با آن حضرت روانه نمود. پيغمبر بهمراهى ميسره سفر كرد و وارد سرزمين شام گرديد زير سايه درختى كه نزديك دير راهب بود رخت افكند. راهب سربلند كرد و از ميسره پرسيد:
اين (شخص) كيست؟ ميسره گفت مردى از قريش. راهب گفت: زير سايه اين درخت كسى جز پيغمبر رخت نيفكنده. پيغمبر كالاى خود را (در شام) فروخت و متاع ديگرى خريد و برگشت. ميسره هنگامى كه حرارت آفتاب شدت می كرد دو فرشته می ديد كه بر سر آن حضرت كه بر شتر سوار بود سايه می انداختند. چون بمكه مراجعت فرمود بهره خوبى بدست آورده بود.
ميسره هم ببانوى خود سخن راهب و سايه انداختن دو فرشته را گفت: خديجه زنى شريف و خردمند و با تدبير بود كه خداوند خواست اين كرامت نصيب وى شود. نزد پيغمبر فرستاد و خود را پيشنهاد نمود. خديجه از حيث نسب ميان زنان قريش متوسط بود، ولى از حيث دارائى از همه برتر و توانگرتر بود. چون پيغمبر بر آن پيشنهاد آگاه شد با خويشان و اعمام خود مشورت نمود آنگاه باتفاق حمزه بن عبد المطلب و ابو طالب و چند تن ديگر از اعمام خود نزد خويلد (پدر خديجه) بن اسد رفته دختر او را خواستگارى نمودند. پيغمبر با خديجه ازدواج فرمود و او تمام فرزندان پيغمبر را زائيد مگر يك تن كه ابراهيم بود (از كنيز قبطى، ماريه، م) فرزندان آن حضرت بدين ترتيب بودند: زينب و رقيه و ام كلثوم و فاطمه و قاسم كه كنيه پيغمبر باو بوده (ابو القاسم) و عبد الله و طاهر و طيب گفته شده كه عبد الله در عهد اسلام متولد شده همچنين طاهر و طيب اما قاسم و طاهر و طيب در جاهليت (قبل از اسلام) در گذشتند. دختران پيغمبر همه ماندند تا زمان اسلام و همه اسلام آوردند و با پيغمبر مهاجرت كردند (قبل و بعد) و نيز گفته شده كسى كه خديجه را شوهر داد عم او عمرو بن اسد بود و پدر او قبل از تجارت پيغمبر مرده بود. واقدى (مورخ مشهور) گويد: اين روايت صحيح است زيرا او قبل از واقعه فجار در گذشته بود. خانه خديجه در آن زمان همين محلى كه‏ امروز بنام خديجه معروف است بوده و معاوية آنرا خريده مسجد نمود. واسطه بين پيغمبر و خديجه در امر ازدواج و خواستگارى نفيسه دختر منيه خواهر يعلى بن منيه بود كه هنگام فتح مكه اسلام آورد و پيغمبر در آن هنگام او را تشريف و اكرام فرمود. 
(منيه) با نون ساكن و ياء دو نقطه زير می باشد.
*

متن عربی:


ذكر نكاح النبي صلى الله عليه وسلم خديجة
ونكح رسول الله، صلى الله عليه وسلم خديجة بنت خويلد وهو ابن خمس وعشرين سنة وخديجة يومئذ ابنة أربعين سنة. وسبب ذلك أن خديجة بنت خويلد بن أسد بن عبد العزى بن قصي كانت امرأة تاجرة ذات شرف ومال تستأجر الرجال في مالها وتضاربهم إياه بشيء تجعله لهم منه، وكانت قريش تجاراً، فلما بلغها عن رسول الله، صلى الله عليه وسلم، صدق الحديث وعظم الأمانة وكرم الأخلاق أرسلت إليه ليخرج في مالها إلى الشام تاجراً وتعطيه أفضل ما كانت تعطي غيره مع غلامها ميسرة. فأجابها وخرج معه ميسرة حتى قدم الشام، فنزل رسول الله صلى الله عليه وسلم في ظل شجرة قريباً من صومعة راهب، فأطلع الراهب رأسه إلى ميسرة فقال: من هذا؟ قال ميسرة: هذا رجل من قريش. فقال الراهب: ما نزل تحت هذه الشجرة إلا نبي.
ثم باع رسول الله صلى الله عليه وسلم، واشترى وعاد، فكان ميسرة إذا كانت الهاجرة يرى ملكين يظلانه من الشمس وهو على بعيره. فلما قدم مكة ربحت خديجة ربحاً كثيراً، وحدثها ميسرة عن قول الراهب وما رأى من إظلال الملكين إياه.
وكانت خديجة امرأة حازمة عاقلة شريفة مع ما أراده الله من كرامتها، فأرسلت إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم، فعرضت عليه نفسها، وكان أوسط نساء قريش نسباً وأكثرهن مالاً وشرفاً، وكل قومها كان حريصاً على ذلك منها لو يقدر عليه. فلما أرسلت إلى النبي صلى الله عليه وسلم، قال لأعمامه، وخرج ومعه حمزة بن عبد المطلب وأبو طالب وغيرهما من عمومته حتى دخل خويلد بن أسد فخطبها إليه، فتزوجها فولدت له أولاده كلهم، إلا إبراهيم: زينب، ورقية، وأم كلثوم، وفاطمة، والقاسم، وبه كان يكنى، وعبد الله، والطاهر، والطيب. وقيل: إن عبد الله ولد في الإسلام هو والطاهر والطيب، فأما القاسم والطاهر والطيب فهلكوا في الجاهلية، وأما بناته فكلهن أدركن الإسلام فأسلمن وهاجرن معه.
وقيل: إن الذي زوجها عمها عمرو بن أسد، وإن أباها مات قبل الفجار. قال الواقدي: وهو الصحيح، لأن أباها توفي قبل الفجار.
وكان منزل خديجة يومئذ المنزل الذي يعرف بها اليوم، فيقال: إن معاوية اشتراه وجعله مسجداً يصلى فيه.
وكان الرسول بين خديجة وبين النبي، صلى الله عليه وسلم نفيسة بنت منية أخت يعلى بن منية، وأسلمت يوم الفتح، فبرها رسول الله، صلى الله عليه وسلم، وأكرمها.
منية بالنون الساكنة، والياء المثناة من تحتها.

از کتاب: کامل تاريخ بزرگ اسلام و ايران، عز الدين على بن اثير (م 630)، ترجمه ابو القاسم حالت و عباس خليلى، تهران، مؤسسه مطبوعاتى علمى، 1371ش.
 
مصدر:
دائرة المعارف شبکه اسلامی
islamwebpedia.com





 
بازگشت به ابتدای صفحه     بازگشت به نتایج قبل                       چاپ این مقاله      ارسال مقاله به دوستان

اقوال بزرگان     

قال غالب القطان: رأيت مالك بن دينار في المنام، فكأنه قاعد في مسجده الذي كان يجلس فيه، عليه قبطيتان وهو يقول: بأصبعيه هكذا: «صنفان من الناس لا تجالسوهما فإن مجالستهما مفسدة لقلب كل مسلم: صاحب بدعة قد غلا فيها، وصاحب دنيا مترف فيها». الحلية الأولیاء؛ أبي نعيم اصفهانی. غالب قطان گفت: مالک بن دینار را در خواب دیدم که در مسجد نشسته بود و می فرمود: «دو دسته از مردم هستند که هرگز با آنها منشین، زیرا که همنشینی با آنها قلب هر مسلمانی را فاسد می کنند: یکی کسی که اهل بدعت است و در آن غلو کرده، و دیگری کسی که اهل دنیا است که در آن خوش گذاران است».

تبلیغات

 

منوی اصلی

  صفحه ی اصلی  
 جستجو  
  روز شمار وقايع
  عضویت در خبرنامه  
پیشنهادات وانتقادات  
همكارى با سايت  
ارتباط با ما  
 درباره ی ما  
 

تبیلغات

آمار

خلاصه آمار بازدیدها

امروز : 596
دیروز : 885
بازدید کل: 9287566

تعداد کل اعضا : 614

تعداد کل مقالات : 11212

ساعت

نظر سنجی

كداميك از كانال‌هاى اهل سنت فارسى را بيشتر مي‌پسنديد؟

كانال فارسى نور

كانال فارسى كلمه

كانال فارسى وصال

نمایش نتــایج
نتــایج قبل
 
.محفوظ است islamwebpedia.com تمامی حقوق برای سایت
All Rights Reserved © 2009-2010