Untitled Document
 
 
 
  2019 Dec 16

----

18/04/1441

----

25 آذر 1398

 

تبلیغات

حدیث

 

قال النبي صلى الله عليه و سلم: "إن خيارکم أحسنکم قضاء" (متفق عليه)

پيامبر صلى الله عليه و سلم فرمود : "بهترين شما کسي است که به بهترين وجه قرضش را ادا کند".

 معرفی سایت

نوار اسلام
اسلام- پرسش و پاسخ
«مهتدين» (هدايت يافتگان)
اخبار جهان اسلام
تاریخ اسلام
کتابخانه آنلاین عقیده
سایت اسلام تکس - پاسخ به شبهات دینی
خانواده خوشبخت
شبکه جهانی نور
سایت خبری تحلیلی اهل سنت
بیداری اسلامی
صدای اسلام

 

 

 

  سخن سایت

قال ابن الجوزي ( تلبيس إبليس: 447) ‏عن يحيى بن معاذ يقول: «اجتنب صحبة ثلاثة أصناف من الناس العلماء الغافلين والفقراء المداهنين والمتصوفة الجاهلين».
امام ابن جوزی در کتاب "تلبیس ابلیس" آورده: از يحيي بن معاذ نقل است كه فرمود: «از صحبت سه گروه بپرهيزيد: عالمان غافل، فقيران تملق گو و صوفیان جاهل».

لیست الفبایی     
               
چ ج ث ت پ ب ا آ
س ژ ز ر ذ د خ ح
ف غ ع ظ ط ض ص ش
ه و ن م ل گ ک ق
ی
   نمایش مقالات

اسلام معاصر>اشخاص>غزالی جبیلی، زینب

شماره مقاله : 119              تعداد مشاهده : 1231             تاریخ افزودن مقاله : 13/5/1388

ترجمه و ویرایش: ابوعامر

زینب غزالی... زن در اوج 


من نسيبه بنت كعب مازنی هستم!
«زینب الغزالی الجبیلی» به تاریخ 2 ژانویه 1917 در یكی از روستاهای استان البحیره در شمال قاهره به دنیا آمد. نسب او از طریق پدر به عمر بن الخطاب رضی الله عنه و از جانب مادر به حسن بن علی رضی الله عنه می رسد. پدر بزرگش از تجار معروف پنبه و پدرش از علمای الازهر بود او از همان كودكی در وجود زینب دوستی خیر و فضیلت و مبارزه برای حق را بارور ساخت. او زینب را به بركت نام صحابیة بزرگوار «نسیبة بنت كعب» صدا می زد.
نسیبه زن صحابیه شجاعی بود كه در روز جنگ احد وقتی مسلمانان بر اثر غافلگیری از حمله ناگهانی كفار از دور و بر پیامبر پراكنده شدند برای دفاع از پیامبر زخم 12 ضربه شمشیر و نیزه را تحمل كرد تا به پیامبر صلی الله علیه و سلم آسیبی نرسد. او می گوید: پدر با گچ بر روی زمین دایره ای می كشید و من را وسط آن قرار می داد و شمشیری چوبی به دستم می داد و به من می گفت: بایست و دشمنان رسول الله را بزن... او هم دشمنان پیامبر را از چپ و راست مورد حمله قرار می داد! یكی! دو تا! سه تا!...

مبارزه برای تحصيل
پس ازآنكه در سن ده سالگی پدرش را از دست داد با مادر و برادرانش به قاهره نقل مكان كرد. او بعدها مجبور شد برای ادامه تحصیلاتش در مقابل برادر بزرگش كه به علت پاره ای عقائد موروثی با تحصیل او مخالف بود بایستد. اما او با اصرار فراوان خواهان ادامه تحصیل در شهر بود. برادر بزرگش «محمد» معتقد بود پدر بیش از حد به زینب آزادی داده و او را بیش از حد پسرانه تربیت كرده است. برادر دوم «علی» اما اعتقاد داشت مطالعه و كتاب برای زینب و آینده او مهم است برای همین تعدادی كتاب برای او خرید تا او بتواند در خانه مطالعه كند.
اما زینب به این حد اكتفا نكرد...
یك روز در حالی كه تنها 12 سال داشت از خانه شان در محله شبرا خارج شد و به گشت زدن در خیابانها پرداخت. ناگهان مدرسه ای دخترانه او را متوجه خود ساخت...
در مدرسه را زد؛ وقتی دربان از او پرسید چكار دارد گفت: من با مدیر كار دارم. دربان پرسید چكار داری؟ او هم با اعتماد به نفس گفت: «من زینب الغزالی مشهور به نسیبه بنت كعب مازنی هستم و با آقای مدیر قرار دارم...» دربان با تعجب فراوان از نحوه حرف زدن او اجازه داد تا داخل شود! 
زینب با همان اعتماد به نفس وارد دفتر آقای مدیر شد و بی مقدمه شروع كرد: السلام علیكم و رحمة الله و بركاته... من خانم زینب الغزالی هستم ملقب به نسیبة بنت كعب مازنی... مدیر نگاهی به او انداخت و با تعجب گفت: خوب خانم زینب یا نسیبه چه می خواهی؟ او هم داستان خود و قضیه برادر بزرگش را با مدیر گفت و از او خواست از او برای تحصیل در مدرسه ثبت نام كند. وقتی مدیر از او درباره خانواده اش سوال كرد، پدر و پدر بزرگش را شناخت و از زینب خواست برادر دومش «علی» را كه با تحصیلش موافق بود برای ثت نام به همراه خود به مدرسه بیاورد. زینب توانست طی دو امتحان دو سال تحصیلی را در یك سال به پایان برساند.
زینب به این هم اكتفا نكرد و علوم دینی را نیز در نزد مشایخ مشهور الازهر از جمله شیخ عبدالمجید اللبان و شیخ محمد سلیمان النجار آموخت.

اتحاديه زنان (1) 

پس از آنكه توانست دبیرستان را به پایان برساند در یكی از روزنامه ها خواند «اتحادیه زنان» به ریاست «هدی شعراوی» تصمیم دارد سه نفر از فارغ التحیلان دبیرستان را برای تحصیل به فرانسه بفرستد. زینب آرزو كرد جزو این سه نفر باشد و فورا به مقر اتحادیه زنان رفت و با هدی شعراوی دیدار كرد. هدی شعراوی پس از شنیدن داستان زینب و سختیهایی كه برای تحصیل متحمل شده و فورا او را به عضویت اتحادیه زنان درآورد. او باید برای به دست آوردن زینب خوشحال می شد چون زینب همان كسی بود كه او نیاز داشت. یك سخنران فصیح و شجاع! هدی شعراوی در زینب همان كسی را می دید كه برای جانشینی خود مناسب می دید.
طولی نكشید كه زینب نام خود را در فهرست سه نفره اعزامی به فرانسه دید. اما خداوند اراده ای دیگر داشت...
پس از یك ماه از اعلام اسامی دانش آموزان اعزامی، موعد سفر آنها نیز اعلام شد. آرزوهای زینب به حقیقت پیوسته بودند. اما یك خواب همه چیز را تغییر داد.
شبی زینب پدرش را در خواب دید. پدر به او گفت: از رفتن به فرانسه چشم پوشی كن خداوند به جای آن در مصر به تو بهتر از آنچه در فرانسه به دست می آوری عطا خواهد كرد... او از پدر پرسید چگونه؟ پدر گفت: خواهی دید... اما هرگز به این سفر نرو چون من راضی نیستم...
زینب از رفتن به فرانسه عذر خواست و اصرارهای هدی شعراوی نیز نتوانست او را از تصمیمش منصرف كند...
از آن به بعد زینب به عنوان یكی از اعضای بارز اتحادیه زنان به فعالیت مشغول بود گرچه برخی از اعضا از نحوه سخن گفتن او كه از مفاهیم اسلامی در سخنرانی هایش استفاده می كرد خوششان نمی آمد و آن را نشانه ارتجاع می دانستند!
در آن مدت او به مناظره و جدل با تعدادی از علمای الازهر كه با فعالیتهای اتحادیه زنان مخالف بودند پرداخت. حتی تعدادی از علمای الازهر درخواست كردند از سخنرانی او در مساجد ممانعت به عمل بیاید. اما شیخ «محمد النجار» ـ یكی از علمای بزرگ الازهر ـ با این درخواست مخالفت كرد و از طریق گفتگو با زینب الغزالی توانست نظر او را در مورد بسیاری از افكار اتحادیه زنان تغییر دهد.

نقطه عطف

اما با تمام اینها یك حادثه باعث شد زینب الغزالی زندگی و دعوت خود را به طور كامل تغییر دهد. در اثراین حادثه (انفجار سیلندر گاز) او دچار سوختگی شدید شد. وضعیت او روز به روز بدتر می شد حتی او در حین بیداری شنید كه برادرش به خانوده اش می گفت پزشك گفته: «هیچ امیدی به سلامت او نیست!» 
در این مدت زینب كه از همه قطع امید كرده بود تیمم می كرد و از پروردگارش طلب سلامت می كرد: «پروردگارا اگر بلایی كه بر سرم آمده به خاطر پیوستنم به گروه هدی شعراوی است من تصمیم گرفته ام تنها در راه تو حركت كنم... . و اگر خشم تو به علت آن است كه كلاه فرنگی بر سر گذاشته ام آن را بر خواهم داشت و حجاب بر تن خواهم كرد... بارالها با تو عهد می بندم اگر بدنم به حالت گذشته اش برگردد از اتحادیه زنان استعفا خواهم داد و جماعتی برای نشر دعوت اسلامی تاسیس خواهم كرد و زنان مسلمان را به همان راه و روش زنان صحابیه دعوت خواهم كرد... برای دعوت تلاش خواهم كرد و تا اندازه توانایی ام در راه آن جهاد خواهم كرد...»
خداوند كلمات صادق او را مورد اجابت قرار داد و رحمت خود را فروفرستاد. همه از شفای دور از انتظار او شگفت زده شد و طبیعتا پزشك هم بابت شفایی كه در آن نقشی نداشت پولی درخواست نكرد!

زينب در لباس جديد

زینب بلافاصله پس از سلامتی به وعده خود وفا كرد... شروع او با پوشیدن حجاب بود و ایمانی كه قلبش را فراگرفته بود. 
هدی شعراوی تمام تلاشش را برای بازگرداندن زینب به كار گرفت. او در جواب هدی شعراوی كه گریه كنان به او می گفت: من تو را به عنوان جانشین پس از خو انتخاب كرده ام گفت: تو چیزی را نتخاب كرده ای اما خداوند چیز دیگری برای من در نظر گرفته است و من آنچه را خداوند می خواهد می خواهم. برای همیشه فرزند وفادارت خواهم ماند و به خوبی از تو یاد خواهم كرد. و واقعا همینگونه بود و ارتباط انسانی میان زینب و هدی شعراوی هیچگاه قطع نشد و زینب با وجود طبیعت سكولار حركت هدی شعراوی و نظراتش در مورد حجاب هیچگاه علیه او سخنی نگفت و فضائلش را به زبان می آورد... خیلی ها نمی دانند هدی شعراوی در هنگام مرگ درخواست دیدار با زینب را كرد و او نیز به بالینش حاضر شد و هدی شعراوی در كنار زینب دار فانی را وداع گفت.
و اینچنین زینب الغزالی بسیار زود هنگام و در اوج فعالیتهای زنانه غربی دعوتی براساس نگاه اسلامی تاسیس كرد تا در برابر تمام كسانی كه سعی داشتند واپس گرایی زنان را به اسلام نسبت دهند بایستد و ثابت كند نقش زن مسلمان هیچگاه به پایان نخواهد رسید.
او «جمعیت زنان مسلمان» را در سال 1937 م و در زمانی كه تنها 18 سال داشت تاسیس نمود. این جمعیت توانس 15 مسجد تاسیس نماید و در مدت كمی زنان دعوتگر زیادی به جامعه معرفی نماید. جمعیت زنان مسلمان سالانه حدود 119 همایش برگزار می نمود و همچنین مجله ای هم منتشر می كرد كه با استقبال فراوانی روبرو شد. این جمعیت توانست ظرف مدت كوتاهی جمع زیادی از زنان و حتی تعدادی از سران انقلاب را جذب خود كند.

او طی 53 سال ـ بیش از نیم قرن ـ فعالیت دعوی مستمر با بسیاری از شخصیتهای مشهور مسلمان همكاری كرد و تا حد زیادی تحت تاثیر افكار شیخ حسن البنا قرار گرفت تا اینكه جمعیت زنان مسلمان با پیشنهاد حسن البنا و موافقت زینب غزالی به جماعت اخوان المسلمین پیوست. مساله قابل ذكر این است كه در واقع فعالیت زنان در دعوت اسلامی ـ كه توسط زینب الغزالی شكل گرفت ـ یك فعالیت كاملا مستقل بود كه بدون تاثیر و دخالت مردان شكل گرفت و حتی پس از پیوستن به اخوان المسلمین استقلال خود را تا حد زیادی حفظ نمود.

زينب... ايستادگی و «زنانگی»!! (2)

از آنجا كه هدف جمعیت زنان مسلمان دفاع از زندگی اسلامی و درخواست برپایی شریعت اسلامی و دعوت مسلمان به كتاب خدا و سنت پیامبرش بود با تمام احزاب سیاسی آن زمان مصر و حكومت انقلاب برخورد كرد.
این برخورد هنگامی به اوج خود رسید كه او از دیدار با جمال عدالناصر خودداری كرد و به فرستاده عبدالناصر با جرات همیشگی خود گفت: «من با دستی كه به خون عبدالقادر عوده (3) آلوده است مصافحه نخواهم كرد...»
پس از آن زینب و بسیاری از همقطارانش در زندانهای عبدالناصر دچار شكنجه و سختی های فراوانی شدند... او تمام آن سالهای سخت را در خاطراتش با عنوان «ایام من حیاتی» روایت می كند . این كتاب سند مهمی است از دعوت اسلامی در مصر در بین سالهای 1964 تا 1971 كما اینكه او در این كتاب از شخصیتهای مهمی نام می برد كه بسیاری از آنها در همان سالهای محنت و شكنجه به شهادت رسیدند مانند شهید سید قطب و شهید عبدالفتاح اسماعیل و ...

آزادی... و باز هم دعوت!

بعدها با پادرمیانی ملك فیصل بن عبدالعزیز پادشاه سعودی او پس از 6 سال در ماه آگست سال 1971 در دوران ریاست جمهوری انور سادات از زندان آزاد شد.
زینب الغزالی سفرهای زیادی به كشورهای جهان اسلام انجام داد و از جبهه های جهاد در افغانستان بارها دیدار كرد.
از او كتابهای «نحو بعث جدید» (بسوی رستاخیز نوین) و «نظرات فی كتاب الله» (دیدگاه هایی در قرآن) منتشر شده است.
او همچنین همكاری مستمری با مجلات اسلامي در سطح كشورهای عربی داشت.

زينب...

زندگی و شخصیت زینب برای تمام زنان و دختران مسلمان نمونه ای بسیار زیبا است.
دعوتگران آزادی زن سعی بسیار نمودند تا زنان را با مشغول نمودن به تن و بدن و ظاهر خود و مسائل بی ارزشی همچون مجلات و فیلمهای بی ارزش و زندگی هنرپیشه ها و ورزشكاران و مد و جواهرات و دكور منزل و آشپزی(!) و رقابت و دشمنی با مرد، از دین و ارزشهای واقعی زنانه غافل سازند. آنها سالهاست كه می خواهند جوهر باارزش انوثت را به سرقت ببرند... اما آنان شكست خواهند خورد... این موج (موج غربزدگی) بسیاری را با خود به اعماق تاریكی فروبرد اما زینب نخواست اسیر آن شود و دین خود را انتخاب كرد. او نمونه ای شد برای دختران و زنان مسلمان. 
او افسانه آنان را در هم شكست تا خود افسانه شود!!.
---------------------------------------------------------------

1 ـ يكي از جمعيتهاي زنانه كه براي آزادي زنان بر اساس افكار غربي در مصر فعاليت مي كرد
2 ـ «زن» بودن براي زن همان اندازه افتخار آميز است كه «مرد» بودن براي مرد. براي همين مناسب ديديم به جاي مردانگي بنويسيم زنانگي!
3 ـ دانشمند و حقوقدان برجسته مسلمان. در دوران جمال عبدالناصر با تهمت واهي اقدام عليه امنيت ملي دستگير و به شهادت رسيد. از آثار او مي توان به «التشريع الجنائي في الاسلام» اشاره كرد.

منبع: اسلام آن لاین با تغییر و تصرف



 
بازگشت به ابتدای صفحه     بازگشت به نتایج قبل                       چاپ این مقاله      ارسال مقاله به دوستان

اقوال بزرگان     

 ابن منذر گفت: "علماء اتفاق كرده اند كه هرگاه قرض دهنده بر قرض گيرنده شرط كند كه پول بيشتر و يا هديه اى اضافه بر مبلغ بر گرداند، آن مبلغ زيادى و يا هديه ربا محسوب ميشود". (سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت IslamPP.Com)

تبلیغات

 

منوی اصلی

  صفحه ی اصلی  
 جستجو  
  روز شمار وقايع
  عضویت در خبرنامه  
پیشنهادات وانتقادات  
همكارى با سايت  
ارتباط با ما  
 درباره ی ما  
 

تبیلغات

آمار

خلاصه آمار بازدیدها

امروز : 743
دیروز : 1452
بازدید کل: 11190846

تعداد کل اعضا : 617

تعداد کل مقالات : 11224

ساعت

نظر سنجی

كداميك از كانال‌هاى اهل سنت فارسى را بيشتر مي‌پسنديد؟

كانال فارسى نور

كانال فارسى كلمه

كانال فارسى وصال

نمایش نتــایج
نتــایج قبل
 
.محفوظ است islamwebpedia.com تمامی حقوق برای سایت
All Rights Reserved © 2009-2010