Untitled Document
 
 
 
  2020 Nov 28

----

12/04/1442

----

8 آذر 1399

 

تبلیغات

حدیث

 

باری رسول خدا صلی الله علیه و سلم لباس سفیدی بر تن عمر رضی الله عنه دید؛ پرسید: آیا لباست نو است یا آن ‌را شسته‌ای؛ عمر رضی الله عنه گفت: شسته‌ام. رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرمود:
(البس جديداً، وعش حميداً، ومُت شهيدا).
«لباس نو بپوش؛ و خوب زندگی کن و شهید بمیر». 
  سلسلة الصحيحة: ألباني 352 ، الصحيح الجامع 1234 .

 معرفی سایت

نوار اسلام
اسلام- پرسش و پاسخ
«مهتدين» (هدايت يافتگان)
اخبار جهان اسلام
تاریخ اسلام
کتابخانه آنلاین عقیده
سایت اسلام تکس - پاسخ به شبهات دینی
خانواده خوشبخت
شبکه جهانی نور
سایت خبری تحلیلی اهل سنت
بیداری اسلامی
صدای اسلام

 

 

 

  سخن سایت

قال ابن الجوزي ( تلبيس إبليس: 447) ‏عن يحيى بن معاذ يقول: «اجتنب صحبة ثلاثة أصناف من الناس العلماء الغافلين والفقراء المداهنين والمتصوفة الجاهلين».
امام ابن جوزی در کتاب "تلبیس ابلیس" آورده: از يحيي بن معاذ نقل است كه فرمود: «از صحبت سه گروه بپرهيزيد: عالمان غافل، فقيران تملق گو و صوفیان جاهل».

لیست الفبایی     
               
چ ج ث ت پ ب ا آ
س ژ ز ر ذ د خ ح
ف غ ع ظ ط ض ص ش
ه و ن م ل گ ک ق
ی
   نمایش مقالات

الهیات و ادیان>فرقه ها و مذاهب>اسماعیلیه

شماره مقاله : 1244              تعداد مشاهده : 398             تاریخ افزودن مقاله : 28/10/1388

تعريف:
اسماعيليه فرقه اي است كه خودرا به اسماعيل بن جعفر صادق منسوب ميداند، در ظاهر طرفدار اهل بيت ميباشد و حقيقتش نابود ساختن عقايد اسلامي است، فرقه هاي اسماعيليه با گذشت زمان شاخه شاخه شد وادامه يافت، حتى تازمان ماهم وجود خويش را حفظ نموده اند.


تأسيس و افراد برازنده:
أول: اسماعيليهء قرامطه: ( بحث قرامطه را در همين كتاب مطالعه كنيد)
اين فرقه بعد از آنكه علم نافرماني را در مقابل خود إمام اسماعيلي برداشتند و اموال وي را غارت كردند،در شام و بحرين ظاهر گرديدند إمام شان از ترس آنها ، از سلميهء سوريه به ماوراء النهر فرار نمود، و از جملهء افراد برازنده شان:
-عبد الله بن ميمون قداح، وي در جنوب فارس، سال 260هـ ظاهر گرديد.
 -الفرج بن عثمان قاشاني (ذكرويه)، در عراق ظاهر شد و به طرف امام مستور دعوت مينمود.
-حمدان قرمط بن اشعث ( 278هـ)، دعوت خودرا در نزديك كوفه اشكار كرد.
-احمد بن قاسم كه قافله هاي تجار و حجاج را غارت نمود.
-حسن بن بهرام (أبوسعيد جنابي) كه در بحرين ظاهر شد و مؤسس دولت قرامطه شناخته ميشود.
-پسروي سليمان بن حسـن بن بهـرام (أبوطاهر) كه سي سال پادشاهي نمود، و 
در زمان وي حكومتش وسعت پيداكرد، و در سال 319هـ بر كعبه حمله كرد، حجرالأسود را دزديد، وتقريبا زياده ازبيست سال حجر الأسود نزد وي باقي ماند.
-حسن اعصم (كر) ابن سليمان، در سال 360هـ بالاي دمشق سلطه يافت.


دوم : اسماعيليهء فاطميه:
-اين همان حركت اسماعيليهء اصلي است كه چندين مرحله را پشت سر گذاشته است:
1-مرحلهء اخفاء و پنهان بودن: اين مرحله از زمان موت اسماعيل ( 143هـ) شروع ميشود و تا ظهور عبد الله مهدي دوام ميكند و به سبب پنهان بودن شان در نام هاي إمامان اين دوره نيز اختلاف است.
2-ابتداء ظهور: ابتداء ظهور از دوران حسن بن حوشب داعي شروع ميشود كه وي دولت اسماعيليه را در يمن سال 266هـ تأسيس نمود، فعاليتش به شمال افريقا هم رسيد و بزرگان كتامه را از خود كرد، در پي وي رفيقش علي بن فضل ظهور نموده دعواي نبوت كرد و پيروان خود را گفت كه ديگر نماز و روزه بالاي شما نيست.
3-مرحلهء ظهور: اين مرحله وقتي شروع ميشود كه عبيد الله مهدي ظاهر شد، وي در سلميهء سوريه مقيم بود، بعدا از آنجا به شمال افريقا گريخت و در آنجا با ياران و همكاران كتامهء خود پيوست و از آنان ياري خواست.
-عبيد الله، داعي خود أبو عبد الله صنعاني شيعه و برادرش أبو عباس را گشت، آنهم بخـاطر تردد آنـدو در شخصيت عبيد الله، زيرا آندو ميگفتند كه وي غير آنست كه در سلميه ديده بودند.
-عبيد الله اولين دولت اسماعيليهء فاطمي را در مهديه افريقا ( تونس) تأسيس كرد، و در سال 297هـ بالاي رقاده سلطه يافت، بعد از وي فاطمي ها پيهم بر حكومت خود ادامه دادند كه پادشاهان شان قرار ذيل است:
* المنصور بالله (أبو طاهر اسماعيل) 334-341هـ.
* المعز لدين الله (أبو تميم معد) 341-365هـ
-در دور حكومت وي سال 358هـ مصر فتح شد، و در رمضان سال 362ه خود معز آنجا نقل مكان نمود.
* العزيز بالله ( أبو منصور نزار) 365-386هـ
* الحاكم بامر الله (أبو علي منصور) 386-411هـ.
* الظاهر (أبو الحسن علي) 411-427هـ
* المستنصر بالله (أبو تميم) 427ه سال 487 وفات نمود.
-بعد از وفات وي اسماعيليهء فاطمي به دو بخش تقسيم شد:
1-نزاريهء شرقيه. 2-مستعليهء غربيه.
-سبب پارچه شدن شان اين بود كه مستنصر وصيت كرد كه بعد از وي نزار حكومت را به دست گيرد چون وي پسر بزرگش بود، ولي افضل بن بدر جمالي كه وزير بود، نزار را دور ساخت و امامت پسر خرد وي مستعلي را اعلان نمود، زيرا مستعلي خواهر زادهء وزير بود، نزار را گرفتار نموده در زندان انداخت و دروازهء زندان را ديوار نمود و نزار در آنجا مرد.
-حكومت فاطميهء مستعليه بر مصر، حجاز و يمن، به كمك صليحي ها ادامه يافت و امامان شان قرار ذيل اند:
* المستعلي (أبوالقاسم احمد) 487-495هـ.
* الآمر (أبو علي منصور) 495-525هـ.
* الحافظ ( أبو الميمون عبد المجيد) 525-544هـ.
* الفائز ( أبو القاسم عيسى) 544-549هـ.
* العاضد (أبومحمد عبد الله ) 549-555هـ.
-زوال دولت شان توسط صلاح الدين ايوبي شد.
سوم: اسماعيليهء حشاشين : (بحث حشاشين را در همين كتاب مطالعه كنيد) ايشان همانا اسماعيليهء نزاريه هستند كه در شام، فارس و بلاد شرق جايگزين بودند، در زمان حرمان نزار شخصي ازفارس بنام (حسن بن صباح) نزد إمام مستنصر به مصر آمده بود، چون وي حادثهء پارچه شدن را مشاهده نمود به سوي بلاد فارس بازگشت كرد و دعوت را به سوي إمام مستور ( پنهان) شروع نمود، وي سال 483هـ بالاي قلعهء الموت سلطه يافت و در آنجا دولت اسماعيليهء نزاريهء شرقي را تأسيس كرد، همين گروه اند كه به اسم الحشاشين [چرسي ها] مشهور شدند (زيرا چرس زياد مي نوشيدند)، وي فدائياني را به مصر فرستاد تا الآمر بن مستعلي را به قتـل برسـانند، وي خيلي شخـص تشـنه بـه خون بود، حـتى دو پسر خود را نيز قتل نموده بود، و سال 528هـ بدون اينكه پسري از خود بجا بگذارد درگذشت.


-دعوتگران حشاشين اينها اند:
* حسن بن صباح، وفات سال 1124م
* كيا بزرگ آميد وفات سال 1138م
* محمد پسر كيا بزرك آميد وفات سال 1162م
* حسن ثاني بن محمد وفات سال 1166م
* محمد ثاني بن حسن ثاني وفات سال 1210م
* حسن ثالث بن محمد ثاني وفات سال 1221م
* محمد ثالث بن حسن ثالث وفات سال 1255م
* ركن الدين خورشاه از سال 1255م تا پايان دولت شان و سقوط قلعه شان توسط لشكر هلاكو مغلولي كه وي ركن الدين خورشاه را به قتل رسانيد و افرادش هر طرف پراگنده شد، و تا اين زمان هم پيروان دارند.


  چهارم: اسماعيليهء شام:
 -ايشان نيز اسماعيليهء نزاريه هستند كه در طي دوره هاي دور و دراز بر عقيدهء خود باقي اند، و بر آن عقيده در قلعه ها و حصارهاي خود آشكارا زندگي مينمايند، مگر آنان باوجود اينكه در گذشته ها نقش بارزي داشتند حالا به حيث يك فرقه ديني اند كه از خود دولتي و حكومتي ندارند، و فعلا هم در سلميه، قدموس، مصياف، بانياس، الخوابي و الكهف وجود دارند.
-از جملهء شخصيات شان ( راشد الدين سنان) ملقب به شيخ الجبل است، وي در كار هاي خود مشـابه حسـن بن صـباح ميباشد، و مؤسس مذهب سنانيه است 
كه علاوه بر عقايد اسماعيليه به تناسخ نيز عقيده دارند.


پنجم: اسماعيليهء بهره:
-ايشان اسماعيليهء مستعليه اند ، به إمام مستعلي قائل اند، بعد از وي به الآمر و بعد از وي به پسرش طيب قائل اند، از همين جهت آنان را طيبيه هم ميگويند، ايشان در هند و يمن زندگي ميكنند، آنان سياست را ترك نموده به تجارت پرداختند و به هند رسيدند، هندوهايى كه مسلمان ميشدند نيز با ايشان مي پيوستند بعدا مشهور به «بهره» شدند ، بهره لفظ هندي قديم است كه مفهوم تاجر را افاده ميكند.
-إمام طيب در525هـ پنهان ومستور گرديد و امامان مستور نيز از نسل وي ميباشند، كه تاحال ما از زندگي آنان هيچ چيزي نميدانيم حتى نام هاي شان هم غير معروف است، و حتى علماء بهره هم آنان را نمي شناسند.
 بهره هم به دو بخش تقسيم شد:
1-بهرهء داووديه: كه منسوب به قطب شاه داوود داعي است، ايشان از قرن دهم هجري به اينطرف در هند و پاكستان اقامت دارند و داعي شان در بمبئي ميباشد.
2-بهرهء سليمانيه: كه منسوب به سوي داعي شان سليمان بن حسن، ميباشند، ومزكر ايشان تا امروز در يمن ميباشد.


ششم: اسماعيليهء آغاخاني:
-اين قرقه در ثلث اول قرن نوزدهـم ميـلادي در ايران ظهور نمود، و داعيان شان قرار ذيل اند:
1-(حسـن علي شاه ) وي آغـاخان اول ميباشـد، انگليـس وي را در رهبري كودتايى گماشت كه آن بهانه براي مداخلهء شان باشد، بناء وي دعوت به سوي اسماعيليهء نزاريه را شروع نمود، از ايران به افغانستان تبعيد گرديد و از آنجاهم به بمبئ تبعيد گرديد، لقب ( آغاخان) را هم انگليس برايش اعطا نموده است، سال 1881م درگذشت.
2- ( آغاعلي شاه) وي آغاخان دوم ميباشد : 1881-1885م.
3-بعد از وي پسرش ( محمد حسيني ) ميايد كه وي آغاخان سوم است 1885-1957م، وي اقامت در اروپا را ترجيح ميداد، و در اطراف و اكناف دنيا گشته بود، وقتى مي مرد خلافت را به نوادهء خود ( كريم) وصيت كرد و اين وصيتش مخالف قانون اسماعيليه بود زيرا آنان به پسر بزرگ وصيت ميكردند،
4-( كريم) وي آغاخان چهارم ميباشد، كه از سال 1957م تا امروز در مقام خود باقي است، دروس خويش را در يكي از دانشگاه هاي امريكا خوانده است.


هفتم اسماعيليهء واقفه:
-اين گروه فرقه اي از اسماعيليه است كه بر امامت محمد بن اسماعيل كه اولين امامان مستور است، توقف نموده اند و قول به بازگشتش كرده اند، [يعني بعد از وي ديگر امامي را نمي پذيرند و ميگويند: امام همان محمد بن اسماعيل است].


 افكار و معتقدات:
-ضرورت به وجود امـام معـصوم منصوص علـيه [امام قبلي وي را صريحا تعيين  نموده باشد] كه از نسل محمد بن اسماعيل باشد، به شرط اينكه پسر بزرگ امام قبلي باشد، مگر ازين قاعده چندين بار تخلف صورت گرفته است.
-عصمت نزد آنان در عدم ارتكاب معاصي و كناه نيست بلكه معاصي و كناهان را طوري تأويل ميكنند كه مناسب به عقايد شان باشد.
-كسيكه امام زمان خود را نمي شناسد و از وي بيعتي در گردن خود نمي داشته باشد، موت وي موت جاهليت است [يعني مثل يك فرد كافر و جاهل از دنيا رفته است].
-به امام خود صفاتي را نسبت ميدهند كه وي را بالا برده مشابه به پروردگار ميسازند، وي را داناي علم باطن ميدانند و پنجم حصهء كسب خود را به وي اعطا مينمايند.
-معتقد به تقيه و پنهان كاري اند، و آن را در اوقات خطرناك تطبيق ميكنند.
-امام محور دعوت اسماعيليه است و عقيده شان هم در محور شخصيت امام مي چرخد .
-زمين خالي از امام نمي باشد : يا ظاهر و مكشوف ميباشد و يا باطن ومستور ، اگر امام ظاهر بود جائز است كه حجتش مستور باشد ، ولي اگر امام مستور بود ضرور است كه حجتش و داعيانش ظاهر باشند .
-قائل به تناسخ اند، وميگويند : امام وارث همه امامان سابقه است .
-صفات خداوند را منكر اند، زيرا خداوند عزوجل در نظر شان از دسترس عقل بالا است، بنابرآن ميگويند: وي نه موجود است ونه غير موجود، نه عالم است نه جاهل، نه قادر است نه عاجز، ايشان نه به اثبات مطلق، قائل اند و نه به نفي مطلق بنابرين خداوند عزوجل در نظر شان پروردگار دو متقابل، خالق دو متخاصم و حاكم بين دو متضاد است، نه قديم است، نه حادث، قديم امرش و كلماتش، و حادث خلق وايجادش است.


از معتقدات بهره :
* در مساجد ديگر مسلمانان نماز نمي گزارند.
* در ظاهر عقايد شان مشابه عقايد ديگر فرقه هاي معتدل اسلامي است، اما باطن شان چيز ديگري است، آنان نماز مي خوانند اما نماز شان براي امام اسماعيلي مستور است كه از اولادهء طيب بن آمر ميباشد.
* مثل ديگر مسلمانان به مكه حج ميروند، ولي ميگويند: كعبه رمزي از امام است.
-شعار حشاشين اينست ( هيچ حقيقتي وجود ندارد و كل چيز مباح است) كارشان ترورهاي منظم و پناه بردن به قلعه ها و حصار هاي مستحكم بود.
-امام غزالي در بارهء آنان ميگويد: چيزي كه از آنان نقل شده اباحت مطلق، دور ساختن حجاب، مباح و حلال دانستن چيزهاي ناجائز و انكار شريعت ها است، مگر آنان همهء شان، و قتي اين امور براي شان نسبت داده شود از آن انكار مي ورزند [يعني ميگويند: ما برين عقيده نيستم].
-معتقدند كه خداوند مستقيما عالم را نيافريده، بلكه از طريق عقل كلي و به توسط وي آفريده است وعقل كلي محل همهء صفات خداوند ميباشد و آن را حجاب مي نامند و ميگويند: عقل كلي در انساني حلول نموده و داخل شده كه آن انسان همان پيامبر است، همچنين در امامان مستور كه خليفهء پيامبراند حلول نموده است، محمد ناطق وعلي اساس است كه تفسير ميكند.
ريشه هاي فكري و اعتقادي:
-مذهب ايشان در عراق نشأت نمود، بعدا از آنجا به فارس،خراسان، و ماوراء النهر مثل هند و تركستان فرار نمودند،بنابرين در مذهب شان عقايد و آراء قديم فارس و عقايد هندي خلط گرديد، همچنان با آنان افراد منحرف و هواپرست يكجا شد كه اين خود سبب ازدياد انحراف و گمراهي شان گرديد.
-با برا همهء هند، فلسفي هاي اشراقي، بودائي ها، بقاياي كلداني ها، و فارسي هاي [قديم] يكجا شدند و از آنان عقايد و افكاري را در مورد روحانيات، ستاره ها و علم نجوم أخذ نمودند، و در اندازهء أخذ اين خرافات از ايشان با هم متفاوت اند، پنهاني وسري بودن شان همچنان در خرافات و انحرافات شان افزود.
-بعضي از ايشان ( مثل قرامطه) مذهب مزدك و زردشت را در مورد اباحت و اشتراكي بودن پذيرفته اند.
-عقايد شان از قرآن و سنت أخذ نشده، بلكه فلسفه ها و عقايدي در مذهب شان جاي گرفته كه آنان را از اسلام خارج كرده است.


انتشار و جاهاي نفوذ:
-سرزميني كه بر آن اسماعيلي ها سيطره و تسلط داشتند نظر به تغيير اوضاع و گردش احوال، در طول و عرض خود، در مدت زمان طويلي،از هم مختلف بوده است، نفوذ آنان همهء عالم اسلامي را دربر ميـگيرد، اما به تشكيلات مختلـف كه در هروقت و زمان از هم تفاوت ميكند:
* قرامطه بر الجزيره، بلاد شام، عراق و ماوراء النهر سلطه داشتند.
* فاطمي ها دولتي پايه گذاري كردند كه امتدادش از محيط اطلس و شمال افريقا بود، و مصر و شام را نيز قبضه نمودند، مردم عراق نيز به مذهب شان گردن نهادند و در سال 540هـ بنام آنان بر منابر بغداد خطبه خوانده ميشد، ليكن دولت شان به دست صلاح الدين ايوبي سرنگون گرديد.
* آغاخاني ها در نيروبي، دار السلام، زنجبار، مدغشقر ، كنغو، بلجيكي، هند، پاكستان و سوريه سكونت دارند، و مركز رهبري عمومي شان شهر كراچي است.
* بهره در يمن و هند و سواحل نزديك به اين دو منطقه زندگي اختيار نموده اند.
* اسماعيليهء شام چند قلعه و حصاري را در طول و عرض شهرها تصرف نموده اند كه تا اين زمان هم بقايايى از آنان در سلميه، خوابي، قدموس، مصياف، بانياس و الكهف موجود است.
* حشاشين در ايران پراگنده شدند، و قلعه الموت را در جنوب بحر قزوين تصرف نمودند، سلطنت شان وسعت پيدا كرد، اقليم بزرگي را در ميان دولت عباسي سني مذهب، به خود اختصاص دادند، قلعه ها و حصارها را پيهم تصرف ميكردند تاكه به بانياس، حلب و موصل رسيدند، و يكي از آنان در زمان صليبي ها قضاء دمشق را به عهده گرفت، بالآخره سلطنت شان را هلاكو مغلى برچيد.


مراجع :
1-تاريخ المذاهب الإسلامية محمد أبوزهره.
  الجزء الأول  
2-اسلام بلا مذاهب د. مصطفى شكعه.
3-طائفة الإسماعيليه، تاريخها، د. محمد كامل حسين –مكـتبة النهضـة المصـرية 
  نظمها، عقائدها 1959م. 
4-دائره المعارف الإسلاميه مادة الإسماعيلية.
5-الملل و النحل محمد عبد كريم الشهرستان- طبع دوم –دار المعرفة.
6-المؤامرة على الإسلام انور جندي.
7-تاريخ الجمعيات السرية محمد عبدالله عنان.
  و الحركات الهدامة.
8-اصول الإسماعيلية و الفاطمية لبرنارد لويس.
  و القرامطة
9-كشف اسرار الباطنية و محمد بن مالك اليمان الحمادي.
  اخبار القرامطة  
10-فضايح الباطنية إمام أبوحامد غزالي.

به نقل از: موسوعه آسان در بيان فرقه ها و گروهها (به زبان فارسی)، نويسنده : دکتر حماد الجهني، مترجم : محمد طاهر (عطائي)، الناشر: مركز الثقافة الإسلامية " بخارى".



 
بازگشت به ابتدای صفحه     بازگشت به نتایج قبل                       چاپ این مقاله      ارسال مقاله به دوستان

اقوال بزرگان     

از عمر بن عبدالعزيز سؤال شد كه چرا اصحاب پيامبر در جنگ صفين با يكديگر به نزاع پرداختند؟ آن حضرت گفت كه: تلك دماء طَهّر الله منها يدي فلا أُحِبّ أن أَخْضِب بها لساني يعنى: "آن خونهايى بود كه خداوند دست من را از آن پاك نگه داشته است، پس نميخواهم كه زبانم را با آن آلوده كنم".

تبلیغات

 

منوی اصلی

  صفحه ی اصلی  
 جستجو  
  روز شمار وقايع
  عضویت در خبرنامه  
پیشنهادات وانتقادات  
همكارى با سايت  
ارتباط با ما  
 درباره ی ما  
 

تبیلغات

آمار

خلاصه آمار بازدیدها

امروز : 1452
دیروز : 6572
بازدید کل: 6574818

تعداد کل اعضا : 608

تعداد کل مقالات : 11123

ساعت

نظر سنجی

كداميك از كانال‌هاى اهل سنت فارسى را بيشتر مي‌پسنديد؟

كانال فارسى نور

كانال فارسى كلمه

كانال فارسى وصال

نمایش نتــایج
نتــایج قبل
 
.محفوظ است islamwebpedia.com تمامی حقوق برای سایت
All Rights Reserved © 2009-2010