Untitled Document
 
 
 
  2018 Jun 20

----

06/10/1439

----

30 خرداد 1397

 

تبلیغات

حدیث

 

از پيامبر صلى الله عليه و سلم وارد شده است كه: "كان صلى الله عليه وسلم يضع يده اليمنى على اليسرى" (روايت مسلم 401)، يعنى: "پيامبر صلى الله عليه و سلم (هنگام نماز) دست راستش را روى دست چپش قرار ميداد".

 معرفی سایت

نوار اسلام
اسلام- پرسش و پاسخ
«مهتدين» (هدايت يافتگان)
اخبار جهان اسلام
تاریخ اسلام
کتابخانه آنلاین عقیده
سایت اسلام تکس - پاسخ به شبهات دینی
خانواده خوشبخت
شبکه جهانی نور
سایت خبری تحلیلی اهل سنت
بیداری اسلامی
صدای اسلام

 

 

 

  سخن سایت

قال ابن الجوزي ( تلبيس إبليس: 447) ‏عن يحيى بن معاذ يقول: «اجتنب صحبة ثلاثة أصناف من الناس العلماء الغافلين والفقراء المداهنين والمتصوفة الجاهلين».
امام ابن جوزی در کتاب "تلبیس ابلیس" آورده: از يحيي بن معاذ نقل است كه فرمود: «از صحبت سه گروه بپرهيزيد: عالمان غافل، فقيران تملق گو و صوفیان جاهل».

لیست الفبایی     
               
چ ج ث ت پ ب ا آ
س ژ ز ر ذ د خ ح
ف غ ع ظ ط ض ص ش
ه و ن م ل گ ک ق
ی
   نمایش مقالات

اسلام معاصر>احزاب، گروهها و جنبشها>حزب جمهوری در سودان

شماره مقاله : 1260              تعداد مشاهده : 708             تاریخ افزودن مقاله : 30/10/1388

حزب جمهوري در سودان


تعريف:
اين حزب يك حزب سوداني است كه مؤسس آن، محمود محمد طه به سوي ايجاد حكومت فيدرالي، ديموكراتي، و اشتراكي، كه شريعة انساني در آن حكمفرما باشد، دعوت ميكند، مبادي حزب مختلط از افكار و فلسفه هاي گوناگون بوده خيلي غموض و پيچيدگي در آن وجود دارد، مقصود  از اين غموض و پيچيدگي در قدم اول پنهان ساختن بسياري از حقايق، و در قدم دوم جلب توجه دانشمندان است.
تأسيس و اشخاص بارز:
-مؤسس اين حزب مهندس محمود محمد طه است كه سال 1911م تولد شده و سال 1936 در ايام انگليس، از دانشگاه خرطوم، كه در آن وقت بنام ( كلية الخرطوم التذكارية) ياد ميشد، فارغ گرديده.
-حزب وي در ايام استعمار بريطانيا بر سودان متولد گرديد و محمود بطور مستمر از ابتداء تأسيس در سال 1945م تا وقت مرگش به حيث رئيس حزب ايفاء وظيفه نمود.
-در ايام انگليس زنداني شد و چند سال هم گوشه نشيني اختيار نمود و بعد از آن به افكار سياسي خود بيرون شد، افكاري كه سوي تفاهم با اسرائيل دعوت مينمود، همچنان يك تعداد نظريات ديني را ابراز نمود كه خلط با نظريات شخصي بوده و هيچ يكي از علماء و ائمهء دين بآن قول نكرده است.
-در مجادله و مناظره مهارت خاصي داشت.
-در دور اخير زندگي اش بارديگر به زندان برده شد و اندكي بعد رهاگرديد، لكن به مجرد خروجش از زندان فعاليت گرمي را، در مقابل تطبيق شريعت  اسلامي در سودان، براه انداخت، و مسيحي هاي جنوب را نيز ضد تطبيق شريعت بر انگيخت، همين بود كه  حكم اعدام وي با چهار تن از همكارانش به جرم  زنديق شدن و مقابله با تطبيق شريعت اسلامي، صادر گرديد.
-برايش سه روز مهلت داده شد تا توبه كند ولي توبه نكرد، و صبح روز جمعه 27 ربيع الثاني 1405هـ مطابق به 18/1/1985م به دار آويخته شد و اعدام گرديد، اعدام وي به پيش چشم  همان چهار همكارش صورت گرفت، همكارانش عبارت بودند از:
1-تاج الدين عبدالرزاق، (35 )ساله، كارگر در يكي از شركت هاي نساجي.
2-خالد بكير حمزه، ( 22)ساله، طالب دانشگاه قاهره- شاخهء خرطوم.
3-محمد صالح بشير، ( 36) ساله، مستخدم در شركت تجارتي الجزيره.
4-عبد اللطيف عمر، (51) ساله كارمند در جريدهء الصحافة، اينها همه، بعد از دو روز توبهء خودرا اعلان نموده گردن هاي خويش را از ريسمان دار نجات دادند.
افكار و معتقدات:
-اين حركت داراي افكار و معتقدات ناآشنائي است كه از مفكورهء اسلامي بعيد و دوراست، رهبر اين حزب، اهدافي را كه به سوي آن سعي و تلاش ميكنند در نقاط ذيل تعيين نموده است:
1-ايجاد افراد آزادي كه مطابق خواست خويش فكر ميكنند، مطابق فكر خويش سخن ميگويند، و مطابق گفتار خويش عمل ميكنند.
2-ايجاد جامعهء صالح «جامعه ايكه مبني بر مساوات اقتصادي، سياسي و اجتماعي باشد».
* مساوات اقتصادي آن از اشتراكيت شروع شده به سوي كمونستي پيش ميرود.
* مساوات سياسي از ديموكراتي نيابي مباشر شروع شده به آزادي مطلق فردي ختم ميشود، البته آزادييكه براي هر فرد شريعت خاص خودش باشد.
* مساوات اجتماعي عبارت است از نابود ساختن تفرقه به حسب طبقه، رنگ، عنصر و عقيده.
3-مقابله با خوف و ترس…«خوف [مرادش خوف و ترس از خداوند U است] پدر شرعي از براي تمام نواقص اخلاقي و معايب سلوك به شمار ميرود، مردي كه خوف داشته باشد هرگز كمالات مردي وي تكميل نخواهد شد، همچنان زني كه خوف داشته باشد هرگز كمالات زني وي پوره نخواهد شد، به هر اندازه ايكه ترس داشته باشد و به هررنگي كه بترسند، بنابرآن بايد گفت كه: كمال در سلامت از خوف است» رسالة الصلاة صـ 62.
-دين به فكر وي از خوف پيدا شده، چنانچه ميگويد: « انسان اول چون در آن جوء طبيعي كه خداوند وي رادر آن پيدا كرده بود، خودرا  از هر جانب محاط به دشمن ها يافت بخاطر حفظ زندگي خود شروع به فكر و عمل نمود و خداوند وي را توسط عقل و فكري كه به وي داده بود به اين رهنماني كرد كه توانست قوتهايى را كه محاط به وي بودند به دو بخش تقسيم نمايد، يعني دوستان و دشمنان، بعدا دشمنان را نيز به دو بخش تقسيم كرد: دشمنانيكه توان آنهارا دارد و به قوت خود آنهارا دفع كرده ميتواند، و دشمنانيكه قدرت آنها فوق قدرت وي است و از دفع شان عاجز است… بعدا بخاطر دفع دشمنانيكه توان شان را داشت، مثل حيوان درنده و دشمنان انساني، به مقابله آنها پرداخت، ولي در مقابل دوستان بزرگ و دشمنان قوي اينطور چاره جوئي نمود كه به آنها اظهار چاپلوسي، تواضع و تملق نموده قرباني ها پيشكش نمايد وبه دوستان اميد ببندد و از دشمنان خوف داشته باشد، از همين روز بود كه مراسم عبادت شروع شد و دين به وجود آمد» رسالة الصلاة صـ31.
-راه رسيدن به اين اهداف همانا فعاليت بخاطر برپا كردن يك حكومت در سودان  است كه داراي نظام جمهوري فدرالي، ديموكراتي، و اشتراكي باشد.
-آنان – در حكومت خويش- شريعت انساني را نافذ خواهند ساخت، چنانچه ميگويند- شريعتي كه كمترين آن قانون دستوري است، و جوهر آن قانون، از بين بردن قيموميت از ميان زنان و مردان است.
-رهبرشان هميشه تكرار ميكرد كه: «در قرآن قانون دستوري وجود ندارد» و به اين نقطه نيز تأكيد ميكرد كه: «مبناي شريعت اسلامي بر قيموميت است، چون امت قاصر بود پيامبر  متولى امور بود، حتى متولى امور مردان، و مردان به نوبه خود  با وجود قصوري كه در آنها وجـود داشت متولى امور زنان بودند» و حالا چون
مـردم بـه رسالت دومي كـه آنرا ( محمود طه) با خود آورده، رسيده اند، وقت 
آن رسيده كه اين قيموميت از ميان مردان و زنان برداشته  شود.
-پيامبر e رسالت خود را از خداوند توسط جبرئيل اخذ نمود و اين حالت را – حالت اخذ رسالت توسط وحي –  حالت ادراك شفعي نام كرده، چون در اين حالت دميدن از خارج است خوف نيز موجود ميباشد.
-اما دعوت جمهوري كه گمان ميكند وي آنرا از خداوند مباشرة و بدون واسطه اخذ نموده، آن مرحلهء وتري [ تنهايى] است كه در اين حالت نفخ و دميدن از داخل بوده و خوف نيز در آنجا راهي ندارد.
-دين در نظر وي همانا زنگ و چرگ است و آن به سبب رسوب و ذلتي كه در نشأت اجتماع بشري جريان داشته و فعلا نيز جريان دارد، به وجود آمده است، البته دين در سايه اوهام، خرافات و اباطيل به وجود آمده كه در ساحهء شناخت ما از خداوند و حقايق اشياء تأثير افكنده و نيز در آنچه در مقابل خودمان، در مقابل خدا، و در مقابل اجتماع واجب ميباشد تأثير افكنده است.
-وي ميگويد كه سطح  شريعت اصول همانا سطح رسالت دوم اسلام  است و اين آن رسالتي است كه وي زندگي خود را در راه دعوت  و تبشير به سوي آن وقف نموده است.
-ميگويد كه تنها محمد r، در تمام امتش انسان (كامل ) بود زيرا وي شريعت 
خاصي داشت كه مبني به اصول اسلام بود، و شريعت امتش قايم بر فروعات بود.
-اشارة ميگويد كه كمونستي با اشتراكي فقط در مقدار تفاوت دارد گويا اشتراكيت حركت مرحله اي به سوي كمونستي است ايـن مطلب را در كتـاب
الرسالة الثانية خود صـ 147 ذكر كرده.
-خواهران جمهوري را [زناني كه شامل حزب جمهوري اند] تشويق مينمايند كه در تشيع جنايز اشتراك نمايند، و اگر مجبور به نماز خواندن شوند همانا زن جمهوري در حضور مردان اذان ميگويد.
-از  نكاح  و ازدواج جمهوري باكي ندارند، و در عيد اضحى قرباني نمي كنند، كه اين خود مخالفت با سنت است.
-شهادتين : رهبر آنان در كتاب ( الرسالة الثانية) صـ164-165 ميگويد:   «… پس وي وقتيكه از دروازه شهادة أن لا إله إلا الله  و أن محمدا رسول الله، داخل ميشود ميكوشدكه توسط محكم ساختن همين تقليد بالا برود، تا آنكه توسط شهادت توحيد به مرتبه أي برسد كه از شهادت خالي شود و اين امر را مشاهده نمايد كه شاهد عين مشهود است، درهمين وقت است كه به دروازه مي رسد و بطور مباشره بدون حجاب مكالمه و مخاطبه مينمايد، «قل الله ثم ذرهم في خوضهم يلعبون».
-نماز: معني قريب نماز همان است كه در شريعت آمده و داراي حركات معروف است، ولي معنى بعيد نماز : همانا تعلق بدون واسطه همراه خداوند U ميباشد كه به تعبير ديگر نماز اصلي همين است.
-معتقدند كه در مرحله، اي از مراحل مكلفيت از انسان خلاص  ميشود ( يعني عبادات از وي ساقط ميشود) البته بخاطر كامل شدن وي، زيرا در اين وقت ديگر ضرورتي به عبادت نيست.
-مـؤسس حـزب ميگويـد:«… در آن وقت بنده مكلف نمي باشد، بلكه مختار 
ميباشد زيرا وي از خداوند  Uبه حدي اطاعت كرده كـه در مقـابل و عـوض 
فعل وي خداوند از او اطاعت ميكند، بنابرآن وي زنده است به زندگي خداوند   Uقادر است به قدرت خداوند U مريد است به ارادهء خداوندUو خدا ميباشد [نص عبارتش چنين است : فيكون حيا حياة الله، و قادرا قدرة الله، و مريدا ارادة الله، و يكون اللهٍ].
-رئيس شان ميگويد: جبرئيل u از پيامبر r عقب ماند و خود (پيامبر ) معصوم r بدون واسطه به حضور شهود ذاتي شتافت، زيرا شهود ذاتي همراه با واسطه حاصل نمي شود … پيامبر نيز كه حيثيت جبرئيل را براي مايان دارد هر يكي ما را به سدرة المنتهى خودش ميرساند و خود آنجا مي ايستد همانطور كه جبرئيل ايستاد، و لقاء بين عابد مجرد و بين خداوند بدون واسطه حاصل ميشود، و هر عابد مجرد از امت اسلام، شريعت  فردي خود را بدون واسطه اخذ مينمايد، پس وي از خود شهادت خاصه، نماز خاصه، روزه، زكاة و حج خاصه ميداشته باشد كه در همه اينها خودش اصل بوده تابع غير نمي باشد.
-بعضي امور ديني وجود دارد كه آن را ايشان اصلا از اسلام نمي شمارند، مثل زكاة، حجاب، و تعدد زوجات [يعني جائز بودن چهار زن به يك مرد].
-نزد آنان مصداق و مفهوم انسان كامل كسيست كه در روز قيامت، به نيابت خداوند U وي با انسانان محاسبه خواهد كرد، زيرا كه قيامت – به نظر آنان- زمان و مكان است و خداوند سبحانه و تعالى منزه از زمان ومكان است.
-فلسفـه اش پيرامون مفهـوم سنت: «آنچـه را كـه مردم نوشته اند كه سنت 
پيامبر e عبارت از گفتار، اقرار و عملش است در حقيقت اين نادرست و خطاء است، زيرا قول و اقرار پيامبر  eاز جملهء سنت نيست بلكه آندو شريعت اند، و عمل وي در خاصهء نفس خودش عبارت از سنت ميباشد».
-زعيم شان مي گويد : «از چيزهاي كتيف [ضخيم و كبير الحجم] چيزهاي لطيف خارج ميشود بنا برهمين قاعدهء مستمره انجيل از توراة خارج شد، و همينطور امت مسلمين از مؤمنين خارج خواهد شد، و رسالت احمدي (يعني جمهوري ) از محمدي و اخوان از اصحاب خارج خواهد شد».
-محمود طه در باره قرآن كريم مي گويد: « قرآن يك موسيقي علوي است، همه چيز را برايت مياموزاند ولي هيچ چيز مشخص را برايت نمي آموزاند،  قواي احساس رابيدار ميسازد، و اسباب حس را تيز ميكند بعدا  ترا با عالم ماده ميگذارد تا آنرا با اسلوب خاص خود درك كني، اين است حقيقت قرآن».
-صاحب اين مذهب به اين نيز اشاره مينمايد كه: قرآن شعر ملتزم است [يعني شعري است كه قائل آن به آن التزام دارد] و آنچه را قرآن نفي مينمايد عدم صدق و عدم التزام است، وي ميگويد « آنچه را خداوند U از قرآن نفي ميكند شعر بودن قرآن نيست بلكه خداوند از قرآن لوازم شعر را كه عبارت از عدم صدق و عدم التزام است، نفي و سلب كرده است» در ادامه مي گويد : «وقتي  به دقايق قرآن متوجه شوي ميداني كه آن شعر است».
-وي نظر خاصي در مورد معنى شرك و توحيد دارد:
* شرك نزد وي : «همان رسوب و ذلتي است كه توسط آن نفس انساني به عقل هوشمند وعقل باطن تقسيم شده، و در بين ايندو تضاد و تعارض وجود دارد».
* توحيد به نظر وي : «فكر مستقيم و درست نمي باشد مگر در صورتي كه نقطهء جمع شدن را ميان هر دو ضد يعني عقل هوشمند و عقل باطن بيابد، همين است توحيد».
-در بارهء اسلام مي گويد: « اسلام در اصول خود مشتمل به شريعت انسان است ولي در فروع خود هميشه مشتمل به شعاير درهم پيچيده اي از قانون جنگل بوده است.
-آنان به ايات مكي و آنعده ايات مدني كه شبيه به ايات مكي است، اعتماد و استناد ميكنند و آنها را ايات اصول مينامند.
-رسالت پيامبر r رسالت اول بود كه در آن پيامبر r قائم به شريعت اصول و مسلمانان قائم به شريعت فروع بودند.
-و رسالت دوم همين رسالت جمهوري است كه آنرا محمود محمد طه آورده  و اين رسالت ، مباشرة قائم به شريعت اصول ميباشد.
-عقيده دارند كه: آنانيكه در اطراف پيامبر r بودند اصحاب و ياران پيامبر r بودند اما آنانيكه دعوت جمهوري را پيروي مينمايند برادران پيامبر r هستند، در اين مورد به حديثي استناد ميكنند كه ابن ماجه در كتاب زهد از أبوهريرة رضي الله عنه روايت ميكند كه پيامبر (صلى الله عليه و سلم) فرمود: «…دوست داشتيم كه  برادران خود را ميديديم، گفتند: اي پيامبر خدا r ايا ما برادرانت نيستيم ؟  گفت:  شما ياران من هستيد و برادرانم كساني اند كه بعد از من ميايند، و من پيشفرستادهء شما بر حوض هستم».
-ازدواج جمهوري:
* در كتابش ( تطوير شريعة الأحوال الشخصية) صـ68 ميگويد: «اولين پذيرنده به تجليات انوار ذات قديمه -ذات خداوندي- همان انسان كامل است، از همين جهت وي زوج (جفت) همان ذات ميباشد».
* ميگويد: «انسان كامل از اين جهت زوج [جفت] خداوند U ميباشد كه وي در مقام عبوديت بوده و مقام عبوديت مقام انفعال  و تأثير پذيري است، در حالي كه مقام ربوبيت مقام فعل و تأثير گذاري ميباشد، بنابرآن پروردگار فاعل  و بنده منفعل است، بعدا از انسان كامل زوجه اش به وجود آمد كه مقام زوجه نسبت به انسان كامل [ زوجش] همان مقام انسان كامل است نسبت به ذات [يعني ذات خداوند] پس زن منفعل و مرد فاعل بوده كه اين در حقيقت همان سطح علاقهء جنسي ميان مرد و زن ميباشد».
* وي ميگويد: «… هما نطوري كه نتيجهء علاقهء جنسي ميان ما و زنان ما توالد و تناسل ميباشد، نتيجهء علاقه ميان ذات قديم و زوجش، كه انسان كامل است، همان معارف لدني ميباشد ، زيرا  انفعال و اثر پذيري عبوديت از براي ربوبيت پرده هائي را كه نفس به ما آورده است دور ميكند، يعني نفسي كه آن اصل ما است- نفس خداوند تبارك و تعالى -، وقتيكه لقاء ميان اين دو زوج يعني ذات الهي و انسان  كامل (مرد جمهوري و زن جمهوري) حاصل شد علم لدني با فيضي كه بندهء صالح را از هر طرفش ميپوشاند فوران ميكند، اين علم لدني  نصيب مردان و زنان ميشود».
* و نيز ميگويد: « پس همين وضع كه ميان ذات الهي و انسان كامل صورت ميگيرد
* انفعال عبوديت براي ربوبيت – عينا در ميان مردان و زنان نيز صورت ميگيرد كه آن عبارت از انفعال انوثت از براي ذكور است، كه در ميان ما بنام علاقهء جنسي ياد ميشود».
* در ادامه ميگويد: « انفعال انوثت به ذكور- كه نزد ما بنام علاقهء جنسي ياد ميشود- فائدهء مباشر واولي آن، حاصل كردن زندگي و مستحكم ساختن آن و وصل شدن به خداوند بدون حجاب ميباشد كه اين آخرين مرتبهء لذت بشمار ميرود».
* و در همان كتاب خود ميگويد: «خداوند تعالى صورتي ندارد كه آنرا درست كند، و نه كدام مقصد آخريني دارد كه به آن برسد، بلكه وظيفه اش اينست كه تكوين و تخليق هميشگي داشته باشد، آنهم به طريق تجديد حيات فكر شعورش در هر لحظه، كه مقصود از عبادت هم همين است». 
* وي ميگويد: « ممكن است كه ازدواج جمهوري را چنين تعريف كنيم: آن يك عقد مشترك ميان دو شريك همانند بوده كه هر دوي شان در حقوق و واجبات مساوي اند، مرد بالاي زن سلطه ندارد و زن بالاي مرد ندارد… هر دو حق دخول را به اختيار و رضاي خود دارند، و در خروج از آن نيز حق مساوي دارند».
* وي ميگويد: «در اين ازدواج مهر و ولي وجود ندارد، و طلاق همانطوري كه حق مرد است حق زن نيز ميباشد».
ريشه هاي فكري و اعتقادي:
-افكار اين حزب درهم پيچيده، مضطرب و خلط از اديان، افكار و مذاهب زيادي، اعم از سابقه و جديد أخذ گرديده است.
-مؤسس اين حزب برآراء محي الدين ابن عربي در كتابش (فصوص الحكم) توجه واعتماد نموده است كه اين كار بعضي از نقاد را معتقد بر آن ساخته كه اين حزب يك حركت باطني صوفيانه است، علاوه بر آن ايشان دخانيات را جائز ميدانند، و با نغمه هاي ايقاعي، در جاده هاي عمومي، و در حلقه هاي ذكر جمهوري ميرقصند.
-در بسياري از نظرياتش از افكار فرويد و داروين استفاده ميكند.
- در مباحث خود پيرامون انسان كامل- كه عوض خداوند وي با مردم محاسبه خواهد كرد- ممكن متأثر از نصرانيت باشد. افكار خودرا در اين مورد از كتاب « اٌلإنسان الكامل » كه عبد الكريم جيلي تأليف نموده، اخذ كرده است.
-در تحديد و طرز العمل دولت آينده كه به طرف آن دعوت ميكند برافكار اشتراكي ماركسيستي اعتماد نموده است.
-در بسياري از افكار خويش با بهائيه و قاديانيه توافق دارند.
-على الرغم آنچه گذشت، وي كتب خود را به ايات قرآني و احاديث نبوي آغاز نموده و در آنچه به سوي آن دعوت ميكند از ايات و احاديث استدلال مينمايد، لـكن اين كار وي دعوتش را دعـوت اسلامي نمي سازد بلكه ايـن رنگ ديگري
 از ارتداد و كفر است.
انتشار و جاهاي نفوذ:
-منشأ و نموي اين حزب در سودان است، طرفدارانش به دهها هزار رسيده بود، ولي بعد از اعدام رهبرشان، تعداد آنان خيلي زياد رو به كمي نهاد، در ميان شان تعدادي از دانشمندان كه از ثقافت و علوم اسلامي بي بهره اند نيز وجود دارد، لكن در نتيجهء بيداري دينييكه در سودان به ميان آمده است اميد ميرود كه اين حزب به كلي ختم شود.
 مراجـع:
1- اسس دستور السودان                 محمود محمد طه –كتابيست  نادر،  بخاطر
                                            يكه آنرا از بازار جمع آوري نمـوده نابود
                                            ميسازند.                                             
2-تطوير شريعة الأحوال                  محمود محمد طه. 
   الشخصية
3-طريق محمد                             محمود محمد طه.   
4-كتاب رسائل ومقالات                 محمود محمد طه.
5-كتاب الاسلام و الفنون                محمود محمد طه.
6-رسالة الصلاة                           محمود محمد طه.
7-همچنان جمهوري ها كتابي به نشر رسانيدند بنام ( الضحية ليست بواجبة لاعلى الأغنياء ولا على الفقراء) يعني: قرباني واجب نيست، نه بالاي ثروتمندان و نه بر تهيدستان. 
8- الفكر الجمهوري تحت المجهر          نور محمد احمد- مطبوعات اتحاد طلاب 
                                           جامعة ام درمان الإسلامية –  امانة الشئون
                                           الثقافية.
9-دراست و تحقيقات مفصل از حزب جمهوري در فايل هاي الندوة العالمية للشباب الإسلامي.


 
به نقل از: موسوعه آسان در بيان فرقه ها و گروهها (به زبان فارسی)، نويسنده : دکتر حماد الجهني، مترجم : محمد طاهر (عطائي)، الناشر: مركز الثقافة الإسلامية " بخارى".



 
بازگشت به ابتدای صفحه     بازگشت به نتایج قبل                       چاپ این مقاله      ارسال مقاله به دوستان

اقوال بزرگان     

قال عبد الله رضی الله عنه: «ويل لمن لا يعلم، ولو شاء الله لعلمه، وويل لمن يعلم، ثم لا يعمل». عبدالله بن مسعود رضی الله عنه فرمود: «وای بر کسی که نمی داند، و اگر خدا بخواهد وی را علم می دهد، و وای بر آنکس که علم دارد ولی به آن عمل نمی کند». "الحلية الأولیاء"؛ أبي نعيم اصفهانی.

تبلیغات

 

منوی اصلی

  صفحه ی اصلی  
 جستجو  
  روز شمار وقايع
  عضویت در خبرنامه  
پیشنهادات وانتقادات  
همكارى با سايت  
ارتباط با ما  
 درباره ی ما  
 

تبیلغات

آمار

خلاصه آمار بازدیدها

امروز : 11112
دیروز : 6808
بازدید کل: 9107740

تعداد کل اعضا : 614

تعداد کل مقالات : 11209

ساعت

نظر سنجی

كداميك از كانال‌هاى اهل سنت فارسى را بيشتر مي‌پسنديد؟

كانال فارسى نور

كانال فارسى كلمه

كانال فارسى وصال

نمایش نتــایج
نتــایج قبل
 
.محفوظ است islamwebpedia.com تمامی حقوق برای سایت
All Rights Reserved © 2009-2010