Untitled Document
 
 
 
  2019 Nov 17

----

19/03/1441

----

26 آبان 1398

 

تبلیغات

حدیث

 

از عائشه صديقه رضي الله عنها روايت شده است كه "أن رسول الله صلى الله عليه وسلم أمرهم عن الغلام شاتان مكافئتان وعن الجارية شاة." (روايت ترمذي ( 1513 ) وگفت : حسن صحيح ، وابن ماجه ( 3163 ) صحيح الترمذي ( 1221 ) .يعنى: "پيامبر صلى الله عليه و سلم به آنها (مسلمانان) امر فرموده كه براى نوزاد پسر دو گوسفند مساوى (در سن، گوشت، بزرگى، ...) و براى نوزاد دختر يك گوسفند ذبح كنند."

 معرفی سایت

نوار اسلام
اسلام- پرسش و پاسخ
«مهتدين» (هدايت يافتگان)
اخبار جهان اسلام
تاریخ اسلام
کتابخانه آنلاین عقیده
سایت اسلام تکس - پاسخ به شبهات دینی
خانواده خوشبخت
شبکه جهانی نور
سایت خبری تحلیلی اهل سنت
بیداری اسلامی
صدای اسلام

 

 

 

  سخن سایت

قال ابن الجوزي ( تلبيس إبليس: 447) ‏عن يحيى بن معاذ يقول: «اجتنب صحبة ثلاثة أصناف من الناس العلماء الغافلين والفقراء المداهنين والمتصوفة الجاهلين».
امام ابن جوزی در کتاب "تلبیس ابلیس" آورده: از يحيي بن معاذ نقل است كه فرمود: «از صحبت سه گروه بپرهيزيد: عالمان غافل، فقيران تملق گو و صوفیان جاهل».

لیست الفبایی     
               
چ ج ث ت پ ب ا آ
س ژ ز ر ذ د خ ح
ف غ ع ظ ط ض ص ش
ه و ن م ل گ ک ق
ی
   نمایش مقالات

الهیات و ادیان>فرقه ها و مذاهب>فرويديه

شماره مقاله : 1305              تعداد مشاهده : 597             تاریخ افزودن مقاله : 6/11/1388

فرويديه FREUDISM

تعريف:
فرويديه مكتبي است در تحليل نفسي كه آنرا سيجموند فرويدSIGMUND يهودي تأسيس نموده است، مكتبي كه سلوك انساني را تفسير جنسي نموده غريزهء جنسي را حامل وباعث در عقب هرشيء ميداند، ارزشها وعقايد را موانعي ميداند كه مانع از اشباع جنسي گرديده سبب عقده ها وامراض نفساني براي انسان ميشود.


تأسيس وافراد برازنده :
اول: مؤسس و زندگي اش:
-سيجموندفرويد در 6 مايو 1856م درشهر فريبورج در مقاطعهء مورافيا چكسلواكياي فعلي، از والدين يهودي به دنيا آمد.
-مدت زيادي را خاندان پدرش دركولونياي آلمان سپري نموده بودند، در قرن چهاردهم ويا پانزدهم به جانب شرق رفتند. درقرن نوزدهم بار ديگر از ليتوانيا، به طريق غاليسيا، به طرف مورافيا هجرت نمودند، كه در آنوقت تابع امپراطوري نمسا ومجر بود، يعني قبل از نابود شدن آن توسط جنگ جهاني اول.
-مادرش در شهر برودي، دربخش شمالي غاليسيا كه نزديك حدود روسيه واقع است تولد شده، پدر مادرش درحاليكه مادرش طفل بود، به فيينا رفته بود، وقتي همين دخترك جوان شد با جاكوب فرويد پدر سيجموند فرويد ازدواج كرد وهفت فرزند برايش تولد كرد.
-غاليسيا شهري است در پولندا كه از آنجا پدر فرويد آمده بود وحيثيت مركز عمومي يهود را در شرق اروپا داشت، ولي به سبب اوضاع نا آرام، خاندان فرويد از آنجا به برسلا و به آلمان كوچ نمود كه در آنوقت سن سيجموند سه ساله بود، بعد از آن بار ديگر به فيينا كوچ كردند و در آنجا اكثر عمر خودرا سپري نمود وتا سال 1938م باقي ماند، بعدا از آنجا، درحاليكه به دانهء سرطان در رويش مصاب شده بود به لندن رفت وزندگي آخر خود را آنجا سپري نمود، در23ستمبر1939م وفات نمود. 
-تربيهء اول وي در طفلي اش توسط يك زن پير قدكوتاه، كاتوليكي متعصب، كه تربيه وي را بدوش داشت صورت گرفت، وي آنرا گاهي باخود به كليسا هم ميبرد، و اين امر سبب شد كه در آينده بر ضد مسيحيت نيز عقده داشته باشد.
-به حيث يك فرد يهودي نشأت نمود، و دوستانش از غير يهوديان بسيار كم بود، زيرا با غير يهودي انس و الفتي نداشت.
-سال 1873م داخل دانشگاه شد، و در عقب آن از اين امر خيلي شديدا بد ميبرد كه بخاطر يهودي بودن خود احساس حقارت و خجالت نمايد، ولي با وجود آنكه مقام هاي بلندي را نصيب شده بود همين احساس موهوم ومقهور در وي وجود داشت.
-سال 1885م فيينا را به قصد پاريس ترك گفته آنجا به مدت يك سال نزد شاركوت شاگردي نمود، استاذش عمليهء تنويم مغناطيسي را، براي معالجهء هستيريا انجام ميداد، وقتي براي فرويد تاكيد نمود كه در حالتي از حالات امراض عصبي براي مريض اضطراب و حركتي در زندگي جنسي اش ضروري ميباشد، فرويد خيلي به ديدهء اعجاب به سويش ديد.
-سال 1886م دوبارهء به فيينا بازگشت نموده آنجا به بررسي حالات عصبي به صورت عموم و هستيريا به صورت خاص پرداخت، و از تنويم مغناطيسي نيز استفاده مينمود.
-بخاطر آنكه با مدرسهء نانسي آشنا شود ، بار ديگر به فرانسه رفت، ولي وقتي دانست كه، آنان در تنويم مغناطيسي به فقيران كاميابتر اند نسبت به اغنيائي كه به پول شخصي خود تداوي مينمايند، آنگاه آرزويش به خاك زده شد.
-بار ديگر فيينا آمده و تنويم مغناطيسي را شروع كرد، ولي پيروزيش معتدل و ميانه بود.
-با جوز يف بروير ( 1842- 1925م) كه يك طبيب نمساوي و از رفيق هاي فرويد بود، شروع به همكاري نمود، وي در اصل ماهر فيزيولوجي بود، ولي به كار طبي انتقال نموده بود، زيرا وي نيز از جملهء كساني بود كه تنويم مغناطيسي را استعمال مينمودند.
-هر دويشان شروع به استعمال طريقهء «تحدث» بامريضان نمودند، و كاميابي هائي هم به دست آوردند، و تحقيقات خويش را سال هاي 1893 و 1895م به نشر رسانيدند، و طريقهء تداوي شان بعد از آن مركب از طريقهء «تحدث» و تنويم بود، ولي ديري نگذشت كه بروير ازهمه طريقه ها صرف نظر نمود.
-فرويد به كار خود ادامه داد، طريقهء تنويم را ترك كرد و طريقه تحدث را اختيار نمود، از مريض ميخواست كه به پهلو خواب شده تمام خاطره ها و سرگذشت هاي خويش را به وضاحت بيان نمايد، اين طريقهء خود را ( ارتباط آزاد) نام نهاد، در اين روش خود طوري عمل مي نمود كه تمام قيد هارا از افكار و ياد داشت ها دور ميكرد، اين طريقه اش از طريقهء قبلي كاميابتر بود.
-از مريض ميخواست كه خوابي را كه در شب گذشته ديده آنرا به وي قصه نمايد، و از آن در تحليل خود استفاده مينمود، كتابي تأليف نمود بنام «تفسير الاحلام» كه آنرا سال 1900م به نشر رسانيد، بعد از آن كتاب ( علم نفس مريضان براي زندگي يوميه) را تأليف كرد، و بعد از آن يكي بعد از ديگري كتاب هايش تأليف ميشد، و تحليل نفسي از آنوقت به بعد حيثيت يك مكتب واضح سيكولوجي را به خود گرفت.
-در فيينا مركز دائرهء علمي را تشكيل نمود و تعدادي از مردم از سويسرا و از عام اروپا به آن دائره پيوستند، و آن مفضي به اين شد كه در سال 1908م اولين مجلس تحليل گران نفسي برگذار گردد، ولي اين دائره ديري دوام نكرد و به دائره هاي مختلف تقسيم گرديد.
-سال 1895م به گروه ( بناي برث) «يعني پسران عصر» پيوست كه در آنوقت درسن سي و نو سالگي عمر خويش قرار داشت، اين گروه در ميان اعضاي خويش جز يهودي كس ديگر را نمي پذيرد، وي در طول چندين سال براي حضور در اجتماعات اين گروه مواظبت و پابندي نموده سخنراني هائي در بارهء تعبير خواب ها مينمود.
-وي با تيودور هرتزل كه سال (1860م) تولد شده، آشنائي داشت و فرويد يكي از كتاب هاي خود را با تحفهء شخصي چيز ديگري به وي فرستاد، همچنان هر دويشان به طور مشترك در راه تحقيق بخشيدن مفكورهء واحد سعي و تلاش مينمودند، آنهم درخدمت صهيونيزمي كه به آن تعلق داشتند، آن مفكورهء واحد عبارت بود از مفكروهء «دشمني باطبقهء اشرافي» كه هرتزل به طريق سياسي آنرا به نشر ميرسانيد، و فرويد تحليل نفسي مينمود.


دوم: بعضي دوستان و شاگردانش:
-از جملهء دوستانش : ساخس، رايك، سالزمان، زيلبورج، شويزي، فرانكل، ووينلز، و سيمل ميباشند كه همهء شان يهودي بودند.
-لارنست جونز، مؤرخ سيرت فرويد، كه وي به اعتبار تولد مسيحى، به اعتبار مفكوره ملحد و به اعتبار شعور و وجدان يهودي ميباشد، كه بر وي لقب «يهودي افتخاري» نهاده اند.
-ولهلهم ستكل، و فرنز وتلز: دو عضو مهم گروه فرويد ميباشند، مگر ايندو روي اختلافات سطحي كه در بعضي نظريات و روشها داشتند در مقابل وي خروج نمودند.
-اوتورانك (1884-1939م) وي نظريه اي را وضع نمود كه در اصل بالاي افكار اصلي فرويد بنا نهاده شده است ولي بابعضي ازتعديلات مهم. از وي اين پندارش معروف است كه مي پنداشت: صدمهء عميق ميلاد بر انسان چنان تأثير ميگذارد كه بعد از آن تلاشش بخاطر بازگذشت وزن ونمويش قطع نمي شود.
-الفرد آدلر: در فيينا تولد شده (1870-1937م) در اوائل، به گروه فرويد پيوست ولي بعدا از وي جدا شد و مكتبي تشكيل داده آنرا بنام « علم نفس الفردي» نامگذاري نمود، و انگيزه هاي جنسي را كه نزد فرويد بود تعدادي از آن را به انگيزه هاي اجتماعي تبديل نموده بر ارادهء قوت و كوشش هاي احساس تاكيد نمود.
-كارل جوستاف يونج ( 1875-1961م) وي در زوريج تولد شده ومسيحى ميباشد، فرويد وي را به حيث رئيس گروه عالمي تحليل نفسي تعيين نمود، ولي وي با اين اعتقاد كه اين مدرسهء تحليل، يك جانبه بوده و كامل نيست، در مقابل استاذ خود خروج نمود، و خروجش بالاي فرويد تأثير بزرگي كرد، وي نظريهء (سيكولوجياتحليليه ) را وضع نموده و به اين امر اشاره نموده كه قوت دافعهء بزرگتري وجود دارد كه آن قوة حياة است، و بر دوران اخبار لاشعوري كه متصل به رگ ويا عنصر است تاكيد نمود.


سوم : فرويدي هاي جديد:
-وقتي فرويديهء جديد، كه مركز آن مدرسهء طب عقلي واشنطن بود، تشكيل شد، دوري و انسلاخ بزرگي از فرويديهء اصلي به ميان آمد، همچنان معهد اليام ألانسون هوايت در ايالات متحدهء امريكا از مراكز فرويديهء جديد ميباشد، فرويديهء جديد مدرسه ايست كه در تأكيد بر عوامل اجتماعي امتياز دارد، ومعتقد است كه علائم اساسي انسان علائم ايجابي ميباشد، ايشان به نقل دادن تحليل نفسي به سوي علم اجتماع، بخاطر تحقيق و بررسي از اصول انگيزه هاي بشري در جواب گوئي درخواست هاي وضع اجتماعي، اصرار ميورزند، از شخصيات بارزشان:
* هاري ستاك سليفان (1892-1949م)وي به تشخيص و جداسازي مظاهر تفاعل بين مريض و ديگران، و انعكاسات آن برناحيهء نفس، ميلان داشت.
* اريك فروم: بين (1941-1947م) ظاهر گرديد، وي انسان را در درجهء اول يك مخلوق اجتماعي ميدانست، در حاليكه فرويد وي را مخلوقي ميدانست كه غرق در ذات خود بوده محرك وي انگيزه هاي جنسي ميباشد.
* ابرام كاردينر: كه در سالهاي ( 1939-1945م) ظاهر شده و طريق بررسي تفاعل را بين مؤسسات اجتماعي و شخصيت فردي در پيش گرفت.
* كارن هورني : به مدت پانزده سال از طريقهء فرويديه در اروپا وامريكا كار ميگرفت، ولي وي تجديد نظر نموده نظريهء جديدي وضع نمود كه در آن نظريه، تطبيق علاج را از بسياري قيودي كه نظريهء فرويديه تعيين نموده بود، آزاد كرد.
-علي الرغم آنچه گذشت، فرويديهء جديد به بسياري از چيزهاي فرويديهء اصلي پابندي دارد، از قبيل:
1-اهميت قوتهاي انفعالي با وصف مقابل بودنش با انگيزهء عقلي، و عقب رويهاي اشراطيه و تكوين عادات.
2-انگيزهء لاشعوري.
3-شكست ومقاومت واهميت آن در تحليل وقت علاج و تداوي.
4-توجه به كشش هاي داخلي وتأثير آن در تكوين نفس.
5-تأثير دومدار براي تجربه هاي اوائل طفوليت.
6-طريقهء مكالمهء آزاد، تحليل خواب ها، استعمال حقيقت نقل.
افكار و معتقدات:
اول : زير بناي نظريه:
-اصول سه گانه اي كه مدرسهء تحليليه بران اعتماد دارد: جنس - طفوليت - و شكست خوردن است، همين اشياء مذكور كليدهاي سيكولوجيهء فرويديه ميباشد.
-نظريهء شكست: اين نظريه ستون نظريهء تحليل نفسي و بخش اعظم آن شمرده ميشود. مطابق اين نظريه لابدي و ضروري است كه به دوران ابتداء طفلي و به هجوم هاي خيالي كه هدف از آنها خاموش شاختن ميلانهاي عشق ذاتي اوائل طفوليت ميباشد، بايد رجوع كرد، زيرا درعقب همين خيالات تمام زندگي جنسي براي طفل آشكار ميگردد.
-فرويد مكيدن طفل را كه انگشتانش را ميمكد نوعي از سرور و نشاط جنسي (دهن) ميداند، ومثل آن گزيدن اشياء به دهنش، حتي بول و غائط نمودن را نيز نوعي از سرور جنسي (مقعدي) ميداند، همانطور حركات منظم دست و پاي طفل را تعبيري از سرور جنسي طفوليت مي پندارد.
-لبيدو Libido يك قوت جنسي و يا جوع جنسي ميباشد، اين يك نظريه ايست كه براساس تكوين بيولوجي براي انسان اعتماد دارد، و انسان را يك حيوان بشري ميشمارد، چنين مي پندارد كه هر چيزي كه ما در سخنان خويش از دوستي آن و دوست داشتن انجام دادن آن سخن ميگوييم، آن چيز در دائرهء انگيزهء جنسي واقع ميشود، بنابرآن نزد وي غريزه جنسي نشاطي است كه لذت را مي خواهد، و آن غريزه ايست كه از وقت تولد شخص تا وقتي كه آلات رئيسيه، كه طفل را به جهان خارج ربط ميدهد خواسته هايش را پوره نكند همراه با وي ميباشد .
-دفع: ميگويد كه هر حركتي از خود محركي دارد، بناء در پهلوي افعال اراديه ايكه آنرا دوافع و آرزوها رهبري ميكند، افعال غير ارادي وعارضي هم وجود دارد، طور مثال : كلمهء بيهوده هم كه صادر ميشود يك آرزو را پوره ميكند، و هر فراموشي كه عارض ميشود آنرا رغبتي كه دوري همان چيز را ميخواسته، آورده است.
-نزد وي گاهي سبب شل شدن و كور شدن فرار از يك حالت سختي ميباشد كه انسان را از تحقق بخشيدن آن عاجز ميسازد، و آنرا انقلاب و تبديل رغبت به عارضه جسدي نام مي نهند.
-خواب ديدن نزد وي انحراف از رغبت اصلي است كه در عمق نفس پنهان ميباشد، و آن رغبت شكست خورده است كه صاحبش در ميدان شعور با وي مقابله نموده آنرا به ساحهء لاشعوري نقل ميدهد و در خواب وقتي مانع ضعيف ميشود راه خروج را جستجو مينمايد.
-فرويد از دو اصل سخن ميگويد كه آندو لذت و واقع است، انسان به طبيعت خود توسط رغبتي كه دارد به سوي لذت عاجل ميل ميكند، لكن به حقائق طبيعي محيط به وي روي بروي شده از آن لذت اجتناب ميورزد وبرايش دردهاي بزرگي پيش ميشود، مگر آنكه آنرا برآورده سازد.
-فرويد وجود دو غريزه را در انسان تخمين ميكند كه تمام روشهاي انسان كه از وي صادر ميشود در آندو داخل است، و آندو عبارت اند از غريزهء حيات و غريزهء موت، غريزهء حيات مشتمل بر مفهوم لبيدو وبخشي از غريزهء حفظ ذات بوده و غريزهء موت مفكورهء تجاوز و تخريب را كه اساسا به سوي ذات متوجه بوده و از آنجا به ديگران نقل ميشود، رهبري ميكند.
-نزد وي جنگ عبارت است از كوشش اجتماعي براي بقاء ذات و نفس ، كسيكه محاربه نمي كند وي خودرا براي تجاوز هاي داخلي تقديم نموده، كه به اثر مقابلات داخلي خود را فناء ميسازد، بناء بهتر براي وي آنست كه ديگران را فناء و نابود سازد، خود كشي مثال واضح براي شكست خوردن شخص در حفظ زندگي خود ميباشد، اين مفهوم برائتي ميدهد كه ضماير يهود به آن راحت حاصل مينمايد، يعني كسانيكه روش خصمانه و تباه كن دارند.
-لاشعور: منبع انگيزه هاي ابتدائي جنسي، و مقر رغبات و آرزوهاي انفعاليهء شكست خورده ميباشد، رغبات و آرزوهائي كه در لغزش هاي زبان ، خطا هاي كوچك، و پراكنده گوئي ها و هنگام بعضي پديده هاي غامض در سلوك انسان ظاهر ميشود. آن يك منبعي است كه داري قوت ميكانيكي دفع كننده ميباشد، و جاي ساده نيست كه صرف در آن افكار و ياد داشت هاي غير مهم جمع شود.
-(هي) : آن عبارت است از مجموعه اي از انگيزه هاي جنسي كه نزد طفل در حالت ولادتش موجود ميباشد و به شعور رهبري كننده ضرورت دارد، و آن غريزه هائي است كه تمام جنس بشر در آن شريك هستند، و آن عبارت از باطن نفس بوده و از (انا) زاده شده ولي مخلوط با آن در اعماق باقي ميماند، يعني تا وقتيكه (انا) لاشعور ميباشد، و آن مشتمل بر تمام قواي دافعه ميباشد، هر گاهي كه همين رغبات شكست خوردند به سوي (هي) بازميگردند.
-(انا) اندكي بعد از تولد طفل احساسش به واقعتهاي خارجي زياد ميشود، و بخشي از مجموعهء انگيزه ها (هي) جدا شده به ذات تبديل ميشود، وظيفهء مهم آن اختيار واقع است كه توسط آن طفل ميتواند خواهشات خويش را به يك روش منظمي كه مرتبط به حقائق واقعي و متقضيات آن باشد، تبديل كند، و آن عبارت از ظاهر نفس است كه به محيط ارتباط دارد.
-(انا عالي) آن عبارت از وجدان و ضميري است كه روش شخص را رهبري مينمايد و بخش بزرگ آن لاشعور ميباشد و ما آنرا ضمير و وجدان اخلاقي ميناميم، و آن نواهي و اوامري ميداشته باشد كه آنرا بالاي (انا) لازم ميگرداند، و از علائم خاص انسان ميباشد، زيرا آنها امور ضروري است كه از جهان داخلي صادر ميشود.
-نقل: و آن اينكه گاهي مريض در وقت معالجه محبت و يا بدبيني هاي شكست خوردهء خودرا از اعماق ياد داشت هاي خود به طبيب نقل ميدهد. باري بروير با محبت يكي از زناني كه تحت معالجه اش قرار داشت متعرض شد و آن زن عواطف و محبت هاي شكست خوردهء خود را به وي نقل ميكرد، كه در نتيجه همين واقعه سبب انصراف و بازگذشت بروير از اين طريقه شد، ولي فرويد كار خودرا در معالجهء يكي از زنان با نقل عواطف آن بار ديگر ادامه داد تا خودرا به واقعيت برساند.
-فرويد از «عقدهء اوديب» خيلي استفاده نموده است، يعني افسانه ايكه چنين ميگويد: شخصي در حاليكه نمي دانست پدر خود را به قتل رسانيده با مادر خود عروسي نمود و فرزند به دنيا آورد، وقتي از حقيقت كار خود خبر شد هر دو چشم خود را كور كرد، از اين قصه فرويد در بسياري از سقوط هاي نفسي استفاده سوء نموده آنرا مركز تحليلات مختلف خويش قرار داده است.
-شخصيت انسان نتيجهء مقابلات ميان سه قوت است: انگيزه هاي غريزي، واقع خارجي ، وجدان، اينها امور رئيسي اند كه به شكل ثابتي، در حوالي سال هاي پنجم و يا ششم عمر، براي به پايان رسيدن موقف اوديببي، حدود تعيين ميكنند.
دوم: آثار منفي فرويديه :
-در كتب و تحليلات فرويد - آنطور كه به ذهن متبادر است -هيچ نوع دعوت روشني به سوي انحلال وجود ندارد، تنها اشاره هاي تحليليهء زيادي در خلال مفاهيم فرويديه وجود دارد كه به سوي انحلال دعوت مينمايد، دانشمندان صهيون از آن مفاهيم استفاده نموده آنرا طوري به مردم تقديم نمودند كه مردم را به انحلال از ارزشها تشويق نموده راه آن را براي شان آسان كند و هيچگونه عذاب وجداني هم به سوي شان متوجه نشود.
-براي آنكه به مفكورهء خود روح علمانيت بخشد، به الحاد تظاهر مينمود، ولي با وجود آن از فرق سر تا كف پاي غرق يهوديت خود بود. 
-وي با مفكورهء «دشمني طبقهء عالي» مناقشه مينمود، و آن عبارت است از پديدهء بدبيني يهود، و آوازي است كه يهود آنرا بخاطر جلب ترحم ديگران بالاي شان، بلند كرده اند، اين پديده بخاطر چند سبب به طرف لاشعور نفسي رد كرده شده و آن اسباب قرار ذيل اند:
* رشك بردن اقوام ديگر از يهود، زيرا آنان [العياذ بالله] بزرگترين پسران خدا و مقدم ترين شان نزد وي هستند (تعالي الله عما يقولون).
* عمل كردن يهود روش ختنه را، در حالي كه آن نزد ديگر اقوام خوف خصي شدن را در بردارد، مراد از ديگر اقوام نصارا ميباشد زيرا آنان ختنه نمي كنند.
* بدبيني اقوام در مقابل يهود در حقيقت بدبيني در مقابل نصاراي مسيحي است كه آن هم از طريق نقل ميباشد، زيرا اقوامي كه بلاء و عذاب نازي را بالاي يهود فرود مياورند، در اصل آنان اقوام بت پرست بودند كه بعدا توسط زور به نصرانيت برده شدند، بنابرآن اين اقوام در مقابل نصرانيت عقده گرفتند ليكن وقتي با نصرانيت متحد شدند عقده ها را به اصلي كه نصرانيت به آن اعتماد نموده است انتقال دادند كه آن اصل عبارت از يهود ميباشد.
-به سوي اشباع غريزهء جنسي دعوت مينمايد، زيرا انسان داراي قوت جنسي قوي است، ونصرانيت تنها يك زن برايش اجازه ميدهد، بناء يا اينكه تمام قيود ديني را ترك نموده آزادانه ميل هاي جنسي خود را اشباع ميكند، و يا اينكه داراي طبيعت ضعيفي ميباشدكه از قيود خارج شده نمي تواند، آنگاه شكار مرضها و عقده هاي نفساني ميشود.
-ميگويد كه امتناع از اتصال جنسي قبل از عروسي گاهي مؤدي تعطيل غريزهء جنسي هنگام عروسي ميشود.
-فصلي در بارهء «تحريم بكارت» وضع نموده ميگويد كه بكارت امراض و مشكلاتي را براي هر دو جانب در بر ميداشته باشد، و در اين مسأله استدلال نموده كه بعضي از اقوام بدائي چنين مي نمودند كه عمليهء از بين بردن بكارت را طي محفل و مراسم رسمي به شخص ديگري غير از شوهر مي سپردند.
-عشق محارم را نيز اجازه داده است، زيرا يهودي ها، بخاطر تنگيى كه در اجتماع شان وجود دارد اين كار را زياد كرده اند، دين آنها عروسي را بالاي افرادش خارج از دائرهء يهود حرام ميداند، و اين تحريم به قيد هاي شديدي كه روح را در زنجير و معطل ميسازد، باز ميگردد، بناء وي با اين نظريهء خود در قدم اول يهود را كمك نموده از احساس گناه آزاد شان ميسازد، و براي ديگران نيز داخل شدن را در اين دروازهء پر خطر، توسط ساقط ساختن همه تحريمات و شمردن آنها زنجير ها و قيدهاي وهمي ، آسان مينمايد، يهود از اين نظريه استفاده نموده چندين فلم جنسي رسوا را كه در آن نمونه هائي از زنا با محارم وجود دارد، درست نمودند.
-(تصعيد) و يا چنانچه وي تسميه ميكند (اعلاء) به نظر وي روش ضعيفي براي نجات از فشار هاي انگيزه هاي جنسي است، زيرا اين روش را در مراحل جواني تنها تعداد خيلي اندك مردم در بعضي از اوقات آنهم با بسيار مشكل و مشقت بدست آورده ميتوانند و بس، اما افراد باقي مانده -كه اكثريت بزرگ را تشكيل ميدهند، آنان به مرض نفسي گرفتار شده از پا در ميايند، همانطور كه اصحاب طريقهء تصعيد افراد ضعيفي اندكه در ازدحام عام ضائع شده تحت قيادت و رهبري افراد قوي به سير ناخواسته كشانيده ميشوند.
-در راهء مقابله اش با قيود اوامر عليائي كه متوجه به نفس است، به سوي دشمني با دين رفته آن رانوعي از عصباني هاي وسواسي نفس قلمداد نموده است.
-مفكورهء خدا پرستي نزد وي به ترتيب آتي ترقي نموده است:
* پدر سرداري بوده كه تمام طبقهء اناث در قبيله در تصرف وي ميبوده ، و آنان را بالاي طبقه ذكور حرام ميساخته.
* پسران به قتل پدر پرداختند، بعد از آن يك پارچهء گوشت آن را خام و ناپخته به قصد يكي شدن با وي ، فرو بردند، زيرا وي را دوست داشتند.
* بعدا همين پدر مورد تعظيم و تقدير قرار گرفت، چون وي در اصل پدر شان بود.
* از همين جهت حيوان خوف ناكي را اختيار نمودند تا همين تعظيم و تبجيل را به وي نقل دهند، كه آن حيوان عبارت از «طوطم» ميباشد.
* دين طوطميه اولين صورت ديني در تاريخ بشري ميباشد.
* بعد از آن قدم اول همانا ترقي به سوي إله واحد بود كه همراه با آن مفكورهء موت هم ترقي نموده كه به اين ترتيب قدمي به سوي زندگي ديگر كه در آن انسان زنده ميماند و جزاء آنچه پيش كرده مي بيند ، ميباشد.
* الله - بنا برآنچه گذشت - عوض پدر بوده ، يا به تعبير درست پدر بزرگ ميباشد، و يا صورت و شكل پدر است كه آنرا انسان در طفلي خود مي شناسد.
* خلاصه اينكه عقايد ديني - نزد وي - وهمياتي است كه دليلي ندارد، بعضي آنها دور از احتمال بوده با روح و حقايق زندگي موافقت ندارد و مقارن به هذيان ميباشد، و اكثر آنها طوري است كه اثبات و تحقيق صحت آنها ممكن نيست، و آمدن روزي كه انسان درآن روز به آواز عقل گوش دهد ضروري ميباشد.
-در بحث وي از شكست اشاره هاي قوي و صريحي وجود دارد مبني بر اينكه محفوظ ماندن از آن در آزادي از تمام قيود نهفته است، همچنان پابندي اخلاقي را بالاي مريض در همه كارهائي كه انجام ميدهد، حرام ميسازد، و بر آثار نفسي كه بالاي همين پابندي مرتب ميشود و عقده هاي مختلف از خود بجا ميگذارد، تركيز مي نمايد كه همين عقده ها سبب ميشود تا از روش مستقيم منحرف شود.
اشياء ذيل در انتشار افكار وي كمك نمود:
-مفكورهء داروين كه انسان را به اصول حيواني مادي راجع ميسازد.
-روش عقلانييكه در آنوقت در اروپا رواج يافته بود.
-مفكورهء علمانيت كه زندگي را توسط انقلاب خود شيوهء ضد كليسائي در قدم اول و ضد مفاهيم ديني در قدم دوم بخشيد.
-يهوديت كه مفكورهء وي را با بكار انداختن وسائل مختلف نشراتي، به همهء انسانها رسانيدند، البته مقصودشان از اين كار آن بود كه رذالت و فساد گسترش يافته انجام دادن آن بر وجدان بشر آسان جلوه نمايد، تا رهبري همين اقوام سفله و تشنه در عقب امور جنسي كه از تمام قيود وارزشها دور شده اند بالاي شان آسان گردد.
-از بزرگترين آثار منفي و تباه كن افكار فرويد اينست كه قبلا انسان وقتي در گناه واقع ميشد احساس جرم و گناه نموده وجدان خودرا ملامت ميكرد، فرويد آمد تا وي را از اين احساس آرام سازد و چنين فكر كند كه وي يك عمل طبيعي را كه شائيه اي در آن نيست انجام داده است، ودر نتيجه وي به توبه كردن ضرورت ندارد و بدين ترتيب بالاي فساد لباس اخلاق را انداخت اگر درست تعبير شده باشد.
ريشه هاي فكري و اعتقادي :
-سال 1780م تنويم مغناطيسي، توسط مسمر Mesmer داخل ساحهء علم و طب گرديد، ولي چون آن مشتمل به فريب و دروغ هاي زيادي بود، طبيبان از آن روگردان شدند ، كه اين روگرداني تاوقت مكتب پاريس و نانسي ادامه داشت.
-دكتور شاركوت (1825-1893م) از بارز ترين شخصيات مكتب پاريس بود كه مريضان مصاب به هستيريا را توسط تنويم مغناطيسي معالجه ميكرد.
-از جملهء شاگردان شاركوت بيير جانت Pierr Janet بود كه به كارهاي عصبي غير شعوري توجه داشت و آنرا آليات عقليه ميناميد.
-مكتب نانسي در فرانسه نيز در تنويم مقناطيسي معتدل سهم گرفت و چنين گفت كه اين يك امري ميباشد كه ممكن است براي تمام اشخاص درست پيش شود، زيرا آن نيست مگر حالت انفعال و تلاقت كه منشأ آن اشاره ميباشد، اين مكتب از تنويم مقناطيسي در معالجه حالات عصبي استفاده نمود.
-فرويد زير بناء نظريهء خود را از آنچه گذشت گرفت و افكار خود را با استفاده از طريقهء «تداعي حر» در تحليل تنويم مقناطيسي داخل كرد. لكن براي اين روش كه ظاهرا علمي است روي ديگري هم وجود دارد و آن فرهنگ يهوديت بوده كه فرويد آنرا فرا گرفت و بخش بزرگ نظريات خويش را از آن استخراج نموده بخاطر خدمت به صهيونيزم براي بشر تقديم كرد.
انتشار و جاهاي نفوذ :
-اين حركت در فيينا شروع شد و به سويسرا انتقال داده شد و از آنجا به همهء اروپا رسيد و مكاتبي در امريكا برايش گشوده شد.
-در اين ايام اين نظريه به تمام جهان رسانيده شده، البته توسط طلابي كه آنجا ميروند و باز به وطن شان عودت مينمايند و مفكوره را در بلاد خود به نشر ميرسانند.
-اين نظريه توسط تعدادي از دانشمندان علوم نفسي غرب، در اين ايام مورد اعتراضات شديد قرار گرفته است.
مراجــع:
1-علم الأمراض النفسية و العقلية تأليف ريتشارد م . سوين- تر جمه أحمد عبد 
  العزيز سلامـه –دار النهضـة العربـية – 
  القاهرة - 1979م.
2-مدارس علم النفس تأليف د. فاخر عاقل- دار العلم للمـلايين – 
  بيروت-ط4-1979م.
3-التراث اليهودي الصهيوني تأليف د. صبري جرجس - عالم الكتاب- طبعة
في الفكر الفرويدي 1970م.
4-كتاب تاريخ حركة التحليل تأليف سيجموند فرويد- طبعة 1917م.
النفسي.


مراجــع بيگانه :


1-Brown, J. A. C.– Freud and The Post-Freudians Penguin Books London 1962.
2-Munroe, R. L.- Schools of Psycho- analytic Thought Mutchinson Medical Publications- London 1957
3-Fundamentals of Behavior Pathology by Richard M. Suinn- New York 1970. 4-Bakan, D. »Sigmund Freud and the Jewish Mystical Tradition«, Van Nostrand, New York 1958
5-Encyclopedia Britannica, 1965 edition, Vol 1, 2, 3, 4, 9, 17, 19, 21, 24.
 

به نقل از: موسوعه آسان در بيان فرقه ها و گروهها (به زبان فارسی)، نويسنده : دکتر حماد الجهني، مترجم : محمد طاهر (عطائي)، الناشر: مركز الثقافة الإسلامية " بخارى". 



 
بازگشت به ابتدای صفحه     بازگشت به نتایج قبل                       چاپ این مقاله      ارسال مقاله به دوستان

اقوال بزرگان     

قال الحسن: «ضحك المؤمن غفلة من قلبه». وقال: «كثرة الضحك تميت القلب». امام حسن بصری رحمه الله فرمودند: «خنده ی (زیاد) مؤمن غفلتی از قلبش است». و فرمود: «خنده ی زیاد قلب را می میراند». الحلية الأولیاء؛ أبي نعيم اصفهانی

تبلیغات

 

منوی اصلی

  صفحه ی اصلی  
 جستجو  
  روز شمار وقايع
  عضویت در خبرنامه  
پیشنهادات وانتقادات  
همكارى با سايت  
ارتباط با ما  
 درباره ی ما  
 

تبیلغات

آمار

خلاصه آمار بازدیدها

امروز : 6308
دیروز : 4864
بازدید کل: 11105209

تعداد کل اعضا : 617

تعداد کل مقالات : 11224

ساعت

نظر سنجی

كداميك از كانال‌هاى اهل سنت فارسى را بيشتر مي‌پسنديد؟

كانال فارسى نور

كانال فارسى كلمه

كانال فارسى وصال

نمایش نتــایج
نتــایج قبل
 
.محفوظ است islamwebpedia.com تمامی حقوق برای سایت
All Rights Reserved © 2009-2010