Untitled Document
 
 
 
  2018 Nov 18

----

09/03/1440

----

27 آبان 1397

 

تبلیغات

حدیث

 

عمرو بن عاص رضی الله عنه  می‌گوید: از رسول خدا صلی الله علیه و سلم  پرسیدم: چه کسی را بیشتر از همه دوست داری؟ فرمود: «عایشه را». گفتم: از میان مردان، چه کسی را؟ فرمود: «پدر عائشه را». گفتم: سپس چه کسی را؟ فرمود: «عمربن خطاب را» و آن‌گاه مردان دیگری را نیز نام برد.
الاحسان فی صحیح ابن حبان (15/309)

 معرفی سایت

نوار اسلام
اسلام- پرسش و پاسخ
«مهتدين» (هدايت يافتگان)
اخبار جهان اسلام
تاریخ اسلام
کتابخانه آنلاین عقیده
سایت اسلام تکس - پاسخ به شبهات دینی
خانواده خوشبخت
شبکه جهانی نور
سایت خبری تحلیلی اهل سنت
بیداری اسلامی
صدای اسلام

 

 

 

  سخن سایت

قال ابن الجوزي ( تلبيس إبليس: 447) ‏عن يحيى بن معاذ يقول: «اجتنب صحبة ثلاثة أصناف من الناس العلماء الغافلين والفقراء المداهنين والمتصوفة الجاهلين».
امام ابن جوزی در کتاب "تلبیس ابلیس" آورده: از يحيي بن معاذ نقل است كه فرمود: «از صحبت سه گروه بپرهيزيد: عالمان غافل، فقيران تملق گو و صوفیان جاهل».

لیست الفبایی     
               
چ ج ث ت پ ب ا آ
س ژ ز ر ذ د خ ح
ف غ ع ظ ط ض ص ش
ه و ن م ل گ ک ق
ی
   نمایش مقالات

الهیات و ادیان>فرقه ها و مذاهب>مارونیه

شماره مقاله : 1312              تعداد مشاهده : 991             تاریخ افزودن مقاله : 6/11/1388

تعريف:
مارونيه گروهي از گروه هاي كاتوليك شرقي نصارا اند كه ميگويند:  عيسى علیه اسلام دو طبيعت و يك اراده دارد، آنان به قديس مارون منسوب ميشوند، بنام «موارنه» نيز  معروف اند، مركزشان در لبنان است.

تأسيس و افراد برازنده :
-اين طائفه منسوب به سوي قديس  پرهيزگار متقشف عابد «مارون» ميباشد، كسيكه در كوه ها رفت و عزلت اختيار نمود و اين كار سبب شد كه مردم را به خود جذب كند و گروهي به  نامش تشكيل شود، زندگي وي در اواخر قرن چهارم ميلادي بوده، وحوالي سال ( 410) بين انطاكيه و قورس وفات نموده است.
-بين پيروان مارون  و بين كليساي ارثوذكس روم اختلاف شديدي واقع شد و اين اختلاف آنان را مجبور به ترك انطاكيه و حركت به سوي « قلعهء المضيق» كه نزديك افاميا بر جوار نهر عاصي  است، نمود و در آنجا ديري بنام قديس مارون بنا گردند.
-در اقامتگاه جديدشان اختلاف ديگري ميان آنان و ميان يعاقبهء ارثوذكس يعني كساني كه قائل به يك طبيعت بودند ، در سال (517م) واقع گرديد، كه سبب منهدم شدن دير شان و كشته شدن (350) تن از راهبان شان گرديد.
-در مراحل بعد از آمدن به قلعهء المضيق امپراطور  مرقيانوس به آنان توجه نموده در سال (452) دير آنان را فراخ و كلان كرد، امپراطور يوستغيان كبير ( 527-565م.) نيز به آنان توجه نموده دير شان را، بعد از آنكه آنرا يعاقيه خراب كرده بودند، دوباره اعمار نمود. امپراطور هرقل نيز به آنان توجه داشت و در سال  628م بعد از پيروزيش بالاي فارس ، از آنان ديدار نمود.
-سال  659م مارونيه و يعاقبه معاويه بن ابي سفيان رضی الله عنه را ميان خويش حكم قرار دادند تا اختلاف از ميان شان برداشته شود، ولي خلاف ودشمني در ميان شان ادامه يافت و جنگ هاي انتقامي ميان دو طرف آغاز گرديد،كه بالآخره منجر به هجرت مارونيه به شمال لبنان شد و آنجا وطن دائمي آنان گرديد.
-در وطن جديد شان در لبنان قديس يوحنا مارون ظهور نمود كه وي صاحب مارونيهء جديد، بنا كنندهء مجد و بزرگي آن و ترتيب دهندهء نظريات ومعتقدات آن به شمار ميرود. خلاصهء زندگي نامه اش چنين است:
* در سروم نزديكي انطاكيه تولد شد، دروس خويش را در قسطنطينيه فرا گرفت.
* به حيث اسقف بالاي بترون در ساحل شمالي لبنان تعيين گرديد.
* سال 667م عقيدهء مارونيه را ظاهر نمود، عقيده ايكه ميگويد: در مسيح u دو طبيعت وجود دارد ولي يك اراده دارد، زيرا هر دو طبيعت در يك اقنوم جمع شده است.
* كليسا هاي مسيحي اين عقيده را نپذيرفتند و خواستار برگذاري مجمع سوم قسطنطينيه  شدند، اين مجمع سال 680م برگذار گرديد و در آن 286 اسقف حاضر گرديده و به ترك كردن اين عقيده، محروم ساختن  دارندگان آن، لعنت كردن، راندن، و تكفير نمودن كسانيكه به اين مذهب و عقيده ميروند، فيصله نمودند.
* يوحنا مارون اولين بطريرك [رئيس رئيسان اسقف ها] در گروه مارونيه به شمار ميرود كه شمار بطاركه  از وي شروع ميشود.
* لشكر مارونيه با لشكري كه آن را يوستغيان دوم، به قصد ويران كردن معابد شان و ريشه كن  نمودن خود شان سوق داده بود، مقابله نموده لشكر مارونيه جانب مقابل خود را در اميون شكست داد، و بعد از آن به حيث يك قوم و گروه كوه نشين داراي شخصيت مستقل ظاهر گرديدند.
-بعد از آن كليساي روما بخاطر نزديك سازي آنان به خود چاره جوئي نمود، همان بود كه در حوالي سال 1213م بطريرك ماروني أرميا عمشيتي  از روما بازديد نموده در وقت بازگشت خود  بعضي تعديلات و اصلاحات در خدمت اسقف ها، مراسم عبادت و سيامت كاهنان آورد.
-نزديكي ميان شان به حدي زياد شد كه در سال 1182م اطاعت شان به كليساي بابويه اعلان گرديد، و در سال 1736م  اين نزديكي به اتحاد كامل با كليسا تبديل گرديد كه بعد از آن كليساي مارونيه به نزد پاپ هاي روما از جملهء كليسا هاي مكرم شمرده ميشد.
-در خدمت صليبيها نيز نقش بارزي داشتند، از قبيل تقديم رهنماها براي صليبيان  در حملهء اول شان، تا كه آنان را در راه ها و گذرگاه ها رهنمائي نمايند، و روان كردن گروپ تير انداز رضاكار به مملكت بيت المقدس.
-مطابق آنچه مؤرخين جنگهاي صليبـي ذكر كرده اند تعداد مردان جنگي شان به (40000) تن ميرسيد.
-در ممالكي كه زير سيطرهء صليبـي ها قرار ميگرفت ، مارونيه در ميان ديگر طائفه هاي نصارا مرتبهء اول را بدست مياوردند و از حقوق وامتيازاتي كه طائفهء فرنجه برخوردار ميبود آنها نيز ميبودند، مثل حق ملكيت زمين در مملكت بيت المقدس.
-لويس نهم اولين دوست فرانسوي آنان بود، وقتي وي در دشت عكا فرود آمد وفدي متشكل از پانزده هزار ماروني كه با خود هدايا و تواحف داشتند، نزدش آمدند، وي به همين مناسبت براي شان رسالهء مؤرخ  ( 21/5/1250م) را تقديم نمود كه در آن گفته شده بود: فرانسه بر حمايت آنان تعهد ميسپارد، و در آن رساله آمده بود: « ما به اين قانع هستيم كه همين ملتي كه بنام قديس مارون معروف است، جزئي از مليت فرانسه باشد.
-مهرباني غرب با طائفهء مارونيه در نسل هاي بعدي ادامه يافت، يعني وقتي كه نابليون سوم سال 1860م يك گروه فرانسوي را براي آرام ساختن مردم الجبل ارسال نمود، همچنان بعد از جنگ جهاني اول كه لبنان تحت نفوذ فرانسه قرار گرفت.
-تيوفيل ( تيوفيلوس) بن توما يك ماروني از شمال سوريه بود كه در قصر مهدي خليفهء عباسي ( 775-785م) به حيث منجم  ايفاء وظيفه مينمود، و « إلياذة هو ميروس» را نيز ترجمه كرد.
-مؤرخ مشهور  اسطفانوس دويهي نيز ماروني بود، و سال ( 1704م) وفات نمود.
-بطريرك جرجس عميره نيز ماروني بود، وي اولين كتاب را در علوم ادبي سرياني تألف نمود، و بخاطر آسان شدن تدريس زبان مذكور بالاي مستشرقين قواعد كتاب را به زبان لاتيني وضع نموده است.
-از شخصيات مشهور شان اشخاص ذيل ميباشند: يوسف حبيش، بولس مسعد، يوحنا الحاج، و بطريرك الياس حويك.
-از جملهء اسقف هاي مطران اشخاص ذيل ميباشند : جرمانوس فرحات، يوسف سمعان سمعاني، يوحنا حبيب، يوسف  دبس.
-از خاندان هاي مشهور شان:  آل خازن، دحداح، حبيش، سعد، كرم، ظاهر، بستاني، شدياق، نقاش، باز، و ... ميباشد.
-از رهبرها و زعيم هاي معاصر شان:  آل جميل ، شمعون، فرنجيه، اده، و ... ميباشند.
-از جملهء تنظيم هاي سياسي ، گروهي، و نظامي شان: حزب الكتائب  و حزب الاحرار ميباشد.
-به موجب پيمان و ميثاق  وطني كه طي آن اتحاد شفاهي ميان مسلمانان و نصارا، پيرامون توزيع چوكي هاي مهم دولت لبنان به طائفه هاي مختلف ديني لبنان، صورت گرفت، از سال 1943م تا امروز چوكي رياست جمهوري لبنان به گروه ماروني تعلق گرفت.
 
افكار و معتقدات :
-مهمترين نظريه ايكه اينان را از ديگر گروه هاي نصراني جدا ميسازد آنست كه ميگويند: مسيح u دو طبيعت دارد، ولي اراده و مشيتش واحد و يكي است، زيرا هر دو طبيعت در اقنوم واحد جمع شده اند.
-به عقيدهء مشيت واحده بطريرك امپراطور هرقل نيز سال ( 638م) قائل شد تا بتواند ميان عقيدهء طرفداران طبيعت واحده، كه در نصاراي سوريه اكثريت رعيتش را تشكيل ميدادند، و ميان طرفداران عقيدهء ارثوذ كسيهء كليساي بيزنطيه، موافقت بياورد، ولي اين كار وي در برداشتن خلاف از ميان آنها به نتيجه نرسيد.
-معتقد اند كه كار و خدمتي كه قديس ها انجام ميدهند مأخوذ از همان خدمتي است كه آنرا به يعقوب قديس نسبت ميدهند و معتقد اند كه اين خدمت سابقه ترين خدمت در كليساي مسيحي ميباشد و اصول آن به عشاء رباني اخير بازميگردد.
-كليساي ماروني تا امروز لغت سرياني را در قديس هاي خويش حفظ نموده است.
-روحيهء سريانيه هميشه در ميان ايشان ساري و جاري است، حتى در كليساهائي كه به تسلط پاپ هم اعتراف دارد.
-از اوائل قرن سيزدهم در دوران پاپ انوسنت سوم بعضي تعديلات و اصلاحات در مراسم ديني ماروني قديم  انجام يافت ، تا موافقت و ملائمتش با مراسم ديني لاتيني زيادتر شود، كه از آنجمله است:
-سه بار غوطه دادن معمود در آب.
-طلب واحد از براي " ثالثوث".
-وقف نمودن جوانان به دست مطارنه.
-بعد از آن كاهنان روش لاتيني را در پوشيدن انگشتر، به سركردن كلاهي كه مشابه به تاج ميبود و در گرفتن عصا پيروي نمودند.
-در استعمال كردن زنگ، در بدل ناقوس هاي چوبي كه آنرا ديگر كليسا هاي شرقي، در وقت فرا خواندن به سوي اسقف ها، استعمال مي نمودند ، نيز پيروي و تقليد لاتيني ها را كردند.

ريشه هاي فكري و اعتقادي :
-ماروني ها شاخهء كاتوليك هاي شرقي اند كه آنها به نوبهء خود شاخهء عام نصراني ها ميباشند، زيرا ريشه هاي آنان عين ريشه هاي خود نصرانيت است.
-در حفاظت شديد  خويش از ميراث  فرهنگي خود و از زبان قديم سرياني ممتاز هستند، و به گذشت زمان، توسط آوردن بعضي تعديلات در مراسم ديني ماورنيهء قديم، به كليساي بابويه روما نزديك شده اند.

انتشار و جاهاي نفوذ :
-در انطاكيه آغاز شد، بعدا به قلعهء المضيق كوچ كردند، و اخيرا در نصف دوم قرن نوزدهم ميلادي به كوه هاي لبنان كه وطن فعلي شان است رفتند.
-در قرن پانزدهم ميلادي، دير قنوبين شمال لبنان كه بالاتر از طرابلس موقعيت دارد و در سر سنگ بزرگي از سنگ هاي وادي قاديشا (يعني وادي مقدس) اعمار گرديده است، مقر مارونيهء بطريركيه گرديد، همچنان «بكركي» كه در بالاي جونيه اعمار  گرديده تا امروز مقر زمستاني آنان ميباشد، زيرا سردار بكركي هميشه ملقب به بطريرك انطاكيه و سائر شرق بوده است، البته آن بخاطري است كه وي از ديگر بطريرك هاي شرقي مستقل بوده ابراشيات، و مطارنهء گروه هاي مختلف رهباني زير اداره اش ميباشند.
-وقتي كه صلاح الدين ايوبي بالاي بيت المقدس سلطه حاصل نمود، ملك غوي دي ليزنيان به طرف قبرص رفت و اكثريت زيادي از ماروني ها نيز با وي رفتند، زيرا در دوران اشغال بيت المقدس در پهلوي صليبـي ها ايستاده بودند، وقتي آنجا رفتند دركوهي كه در شمال نيقوسيا واقع است  جاگزين شدند.
-در قرن هاي دوازدهم و سيزدهم تعداد زيادي از ماروني ها، به سبب جنگ ها وهجرت كردن ها، از لبنان فرار نموده به تكريت و ديگر شهر ها ميان دجله  و فرات رسيدند، و بعض شان به سوي داخل سوريه رفته در دمشق و حلب جابجا شدند، و بعض ديگرشان به قدس رفتند و ديگراني به مصر و رودس، و مالطه پايين شدند، تعدادي هم از آنان به امريكا، افريقا، و اندونوزيا، هجرت كردند، ولي اغلب آنان تا حال در لبنان زندگي مينمايند، و در رهبري سياست فعلي لبنان اثر بزرگ دارند.

مراجــع :
1-النصرانية والاسلام                المستشار محمد عزت إسماعيل الطهطاوي -مطبعة 
                                                       التقدم- مصر – 1977م.
2-محاضرات في النصرانية             محمد أبوزهرة-ط3-مطبعة يوسف –مصر-
                                                       1385هـ/1966م.
3-أضواء على المسيحيت             محمد متولي شلبي- نشر الدار الكويتية -
                                                       1387هـ/ 1968م.
4               4-تاريخ لبنان                        د. فيليب حتي –ط2-دار الثقافة- بيروت
                                                       – 1972م.
5               5 -خطط الشام                      محمدكرد علي – ج6 – ط2 - دارالقلم 
6       بيروت-1391هـ/ 1971م. 
6               6-مقارنة الاديان«المسيحيت»        د. احمد شلبي – ط5-النهضة المصرية - 
                                                        القاهرة  -  1977م.
7-تاريخ الطائفة المارونية               اسطفان الدويهي – طبع بيروت –1890م. 
8-التواريخ القديمة من                 لأبي الفداء- نشر فليشر – ليبسغ-1831م.
   المختصر في اخبار البشر.                                                
9-التاريخ المجموع على                سعيد بن البطريق - نشر شيخو - الجزء الثاني 
   التحقيق و التصديق                 -بيروت – 1909م.
10-تاريخ مختصر الدول               ابن العبري- نشره أنطون صالحاني-بيروت – 
                                        1890م.
11-التنبيه و الإشراف                 للمسعودي – طبعة دي غويه- ليدن- 
                                        1893م. 
12-المحاماة عن الموارنة                 أفرام الديراني – بيروت – 1899م.
     وقديسهم 
13-تاريخ سورية                      يوسف الدبس- ج5 – بيروت – 1900م.
14-الأديان المعاصرة                   راشد عبدالله الفرحان- ط1-شركة مطبعة 
                                                         الجذور–  الكويت- 1405هـ/1985م.
مراجــع  بيگانه :


1- W. Wright, Catalogue of  Syriac Manuscripts in the British Museum (London, 1871). 
2- Edward Gibbon, The History of the Decline and fall OT the Roman Empire, ed. J.     Bury. Vol. V (London, 1898).
3-      A. History of Deeds done Beyond the Sea, Tr. Emily A. Babcock and A.C.   Krey (New York, 1943).
4- Fausto (Murhij ) Naironi, Dissertation de Origine, Nomine ac religione Maronit arum (Rome,1679).
5-  Pierre Dib, Leglise Maronite Vol. l ( Paris, 1930).
6-      Bernard G. Al – Ghaziri, Rome et Leglise Syrienne- Maronite (Paris,1906).




به نقل از: موسوعه آسان در بيان فرقه ها و گروهها (به زبان فارسی)، نويسنده : دکتر حماد الجهني، مترجم : محمد طاهر (عطائي)، الناشر: مركز الثقافة الإسلامية " بخارى".




 
بازگشت به ابتدای صفحه     بازگشت به نتایج قبل                       چاپ این مقاله      ارسال مقاله به دوستان

اقوال بزرگان     

امام شافعی رحمه الله فرموده است: «أجمع المسلمون علی أنّ من استبان له سنّة عن رسول‌الله صلي الله عليه و سلم لم یحلّ له أنّ یدعها لقول أحدٍ» (به اتفاق همه مسلمانان، برای کسی که در مسأله‌ای، سنت رسول‌الله صلي الله عليه و سلم روشن باشد، روا نیست که سخن پیامبر صلي الله عليه و سلم را ترک کند و سخن کسی دیگر را بپذیرد). ابن قیم (2/361) و فلانی (ص 8). 

تبلیغات

 

منوی اصلی

  صفحه ی اصلی  
 جستجو  
  روز شمار وقايع
  عضویت در خبرنامه  
پیشنهادات وانتقادات  
همكارى با سايت  
ارتباط با ما  
 درباره ی ما  
 

تبیلغات

آمار

خلاصه آمار بازدیدها

امروز : 1617
دیروز : 6316
بازدید کل: 9833923

تعداد کل اعضا : 616

تعداد کل مقالات : 11212

ساعت

نظر سنجی

كداميك از كانال‌هاى اهل سنت فارسى را بيشتر مي‌پسنديد؟

كانال فارسى نور

كانال فارسى كلمه

كانال فارسى وصال

نمایش نتــایج
نتــایج قبل
 
.محفوظ است islamwebpedia.com تمامی حقوق برای سایت
All Rights Reserved © 2009-2010