Untitled Document
 
 
 
  2019 Nov 14

----

16/03/1441

----

23 آبان 1398

 

تبلیغات

حدیث

 

پيامبر صلى الله عليه و سلم فرمودند: "لا تصاحب إلا مؤمنا، ولايأکل طعامک إلا تقي" (صحيح – ابن ماجة 7341)، يعنى: "تنها با مؤمن دوستي کن و کسي بجز انسان متقي از غذاي شما نخورد".

 معرفی سایت

نوار اسلام
اسلام- پرسش و پاسخ
«مهتدين» (هدايت يافتگان)
اخبار جهان اسلام
تاریخ اسلام
کتابخانه آنلاین عقیده
سایت اسلام تکس - پاسخ به شبهات دینی
خانواده خوشبخت
شبکه جهانی نور
سایت خبری تحلیلی اهل سنت
بیداری اسلامی
صدای اسلام

 

 

 

  سخن سایت

قال ابن الجوزي ( تلبيس إبليس: 447) ‏عن يحيى بن معاذ يقول: «اجتنب صحبة ثلاثة أصناف من الناس العلماء الغافلين والفقراء المداهنين والمتصوفة الجاهلين».
امام ابن جوزی در کتاب "تلبیس ابلیس" آورده: از يحيي بن معاذ نقل است كه فرمود: «از صحبت سه گروه بپرهيزيد: عالمان غافل، فقيران تملق گو و صوفیان جاهل».

لیست الفبایی     
               
چ ج ث ت پ ب ا آ
س ژ ز ر ذ د خ ح
ف غ ع ظ ط ض ص ش
ه و ن م ل گ ک ق
ی
   نمایش مقالات

الهیات و ادیان>فرقه ها و مذاهب>مهاریشیه

شماره مقاله : 1314              تعداد مشاهده : 458             تاریخ افزودن مقاله : 6/11/1388

مهاريشيه MAHARISHISM
تعريف :
مهاريشيه يك مذهب هندوايزم است كه به امريكا و اروپا انتقال نموده لباسي عصري از افكار براي خود اتخاذ نموده، ولي اين افكار جديد حقيقت اصليش را پنهان نساخته، و به سوي شعائر هندوي مثل تأمل تصاعدي بخاطر حصول سعادت روحي دعوت مينمايد، دلائلي هم وجود دارد مبني برآنكه اين مذهب با ماسونيه و صهيونيه، كه به سوي از بين بردن ارزشها، و روشهاي نيك ديني، شائع ساختن بينظمي هاي فكري، عقيدتي واخلاقي، ميان مردم كوشش ميكنند، نيز ارتباط دارد.
تأسيس و افراد برازنده : 
-مؤسس اين مذهب هندوي فقيري است كه ستاره اش در دههء شصت طلوع نمود، نام وي ( مهاريشي- ماهيش- يوجي) است، از هند انتقال نموده در امريكا زندگي اختيار كرد، و آنجا افكار خود را ميان جوانان ضائع شده كه بعد از فرو رفتن در خندق زندگي آلودهء مادي در تلاش يافتن سرمايهء روحي بر آمده بودند، به نشر ميرسانيد.
-در امريكا ( 13) سال باقي ماند، و افراد زيادي با قافلهء مذهب وي يكجا شد، بعد از آن از آنجا سفر نمود تا مذهب خود را در اروپا و بلاد مختلف جهان به نشر برساند.
-در سال ( 1981م) پسر روكفلر، بزرگ سابق نيويارك ، در اين مذهب داخل شده بخشي از مال خود را تخصيص داد تا سالانه براي اين حركت بدهد، تعلق داشتن اين خاندان يهودي به حركت صهيونيزم و مؤسسان ماسونيه  معروف است.
افكار و معتقدات :
-افراد اين مذهب به خدا ايمان ندارند، و مهاريش را به حيث پروردگار و سيد عالم مي شناسند و بس.
-به هيچ دين آسماني ايمان نداشته از تمام عقايد و مذاهب انكار مي ورزند، وجز به مذهب مهاريشيه كه براي آنان – به پندار خودشان – قوت روحي ميبخشد، ديگر به هيچ عيقده  التزام و اعتراف ندارند، آنان اين جمله را هميشه تكرار مينمايند:  نه پروردگاري وجود دارد و نه ديني.
-چيزي كه نامش آخرت، يا جنت و يا دوزخ، يا حساب ... باشد ايمان ندارند، و نمي خواهند بدانند كه بعد از مرگ كجا ميروند، زيرا آنان در حدود لذات دنيا توقف مينمايند و از آن پيش نمي روند.
-حقيقت شان الحاد است، ولي براي مردم اهداف پرزرق وبرقي را ظاهر ميسازند تا روپوشي باشد كه توسط آن حقيقت خويش را پنهان نمايند، و از آنجمله است دعوت به سوي پيمان بخاطر ( معرفت ) يا (علم ذكاء خلاق) ، اين كلمه را طور آتي تفسير مينمايند:
* علم : به اعتبار دعوت شان به سوي بحث منهجي و تجربوي.
* ذكاء : به اعتبار بودنش صفت اساسي براي وجود كه در تفسير هدف ونظام ظاهر ميشود.
* خلاق: به اعتبار و سائل قوي كه قادر به ايجاد تغييرات درهر زمان ومكان باشد.
-آنان به اين همه چيزها از طريق (تأمل تصاعدي) ميرسند كه - به عقيدهء خودشان – از دست شان گرفته ايشان را به ادراك غير محدود ميرساند.
-( تأملات تصاعدي) از طريق نرم ساختن و رها كردن لجام فكر، ضمير و وجدان ميشود، كه انسان راحت عميقي را در داخل آنان احساس نمايد و بر همين حالت خاموشانهء خود ادامه دهد تا آنكه تمام موانع و مشكلاتي كه در طريقش واقع بود حل شده و سعادتي را كه  در جستجوي آن بود بدست آرد.
-كسيكه شامل مذهب ميشود تأملات تصاعدي را در ضمن چهار مجلس كه در چهار روز انجام ميشود و هر مجلس آن سي دقيقه ميباشد، تمرين مينمايد.
-بعد از آن خود شخص ميرود تا تأملات خود را به تنهائي خود تمرين نمايد، ولي بايد هر مجلس وي كم از بيست دقيقه نباشد، و بايد هر روز صبح و بيگاه با نظم درست انجام شود.
-ممكن است كه اين عمل را به صورت دست جمعي انجام دهند، و ممكن است كه كار گران آنرا در كار خانه انجام دهند اين عمليه آنان را در دور ساختن مشكلات كار و در كثرت توليد نيز كمك مينايد.
-تأملات شان محاط به شعائر و مراسم كهنوتي ميباشد، و توسط آن عمليهء خويش را به جوانان غرب كه غرق در ماديات بوده در جستجوي سرمايهء روحي هستند، جاذب ميسازند.
-در جاده ها دهل زده و بيت خوانده ميروند وهيچ احساس خجالت، عيب، و بي ارزشي نمي كنند، موي ها و ريش هاي خود را ميگذارند ، مگر بعضي از آنان كه به طور شاذ سر خود را ميتراشد، هيئة  وشكل شان چركين و ناهنجار ميباشد، اين همه كارهاي شان بخاطر جلب توجه مردم، واظهار رهائي شان از تمام قيود ميباشد.
-مهاريش نبوت و وحي را به تأملات ذاتي تبديل نموده و در عوض الله را حتي را كه در نفسهاي خود ميابند پذيرفته به همين ترتيب مفهوم نبوت، وحي، و الوهيت را از اعتبار ساقط كرده اند.
 -لگام پسران و دختران جوان را در عمل كردن تمام انواع خواهشات منحرف وشاذ جنسي رها نموده اند، زيرا اينكار – به عقيدهء آنان – ايشان را به بالاترين مرتبهء سعادت و نيكبختي ميرساند.  در ميان ايشان چيزي كه بنام ( بانكرز) ياد ميشود هم وجود دارد، و چيزي كه بنام (جنس سوم) ياد ميشود نيز است.
-جوانان خود را به سوي ترك كار، ترك پژوهش و مطالعه و خالي ساختن از تعلق به خاك و يا وطن دعوت مينمايند، بنابر آن نزد آنان جز عقيدهء مهاريشي چيز ديگري وجود ندارد، همين عقيده كار هم هست، پژوهش و مطالعه هم، و خاك هم، وطن هم.
-نپذيرفتن نفس، هر قيدي را كه ميان وي و خواهشات حيواني و طبيعي اش حائل واقع ميشود.
-جوانان خود را به سوي استفاده از مخدرات مثل ماريجوان و چرس دعوت مينمايند، تا كه نفس هاي شان از قيدها رهاشده در بحر سعادت وهمي شناور شوند.
-بالاي پيروان خويش طاعت كوركورانهء مهاريش را لازم ميسازند، و ميگويند: تنها از وي بايد اطاعت كرد، زيرا تنها او كسي است كه برايش هر چه بخواهد اجازه است كه انجام دهد.
-اهداف و ساحات كار خويش را در هفت نقطهء پرزرق و برقي خلاصه مينمايند كه بالاي حركت شان  لباس روح علمي بودن ، انسانيت و جهاني بودن را مي اندازد:
1-ترقي دادن تمام امكانيات فرد.
2-خوب ساختن كار هاي حكومتي. 
3-درست نمودن بلندترين سطح تعليمي.
4-استفاده نمودن زياد ازافراد ذكي براي جامعه.
5-نجات  از تمام مشكلات سابقه كه جالب جرم و شر هست، و همچنان از هر روشي كه مفضي به بدبختي انسان ميشود.
6-تحقق بخشيدن به اهداف و آرزوهاي اقتصادي فرد و جامعه.
7-بدست آوردن هدف روحي براي انسان.
-وسائل شان كه در تحقيق اين اهداف بر آن اعتماد مينمايند اشياء ذيل ميباشد:
1-كشودن دانشگاه ها در قريه ها وشهر ها.
2-انتشار تحقيقات پيرامون  ( علم ذكاء خلاق) ودعوت به سوي تطبيق آن در سطح فردي، حكومتي، تعليمي، اجتماعي، و در جوامع مختلف.
3-ايجاد تلويزيون رنگهء جهاني، براي نشر و پخش تعاليم از مراكز مختلف در جهان.
ريشه هاي فكري و اعتقادي : 
-اين دين يك مذهب هندوي بوده كه به رنگ عصري بودن وجديد بودن، از قبيل آزادي و ترقي رنگ آميزي شده است.
-اين مذهب مركب از « يوغا» و ديگر رياضات معروف نزد هندوان، ميباشد.
-در معتقدات آن شعائري از صوفيان بودائي هندي خلط شده است.
-مذهب شان از نظريهء افلاطون اسكندري در فلسفهء اشراقي متأثر شده است.
-جستجوي حق از طريق تأمل ذاتي يك نظريهء قديمي در فلسفهء يوناني ميباشد، كه اين نظريه بارديگر توسط : ماكس ميلر، هربرت سبنسر، برجسون، ديكارت، جيفونس، اوجست، و غيره زنده گرديد.
-فلسفهء فرويد و نظريه اش در تحليل نفسي و نظرياتش دربارهء شكست و راه هاي خلاصي از آن ، بخش بزرگي را در معتقدات اين مذهب به خود اختصاص داده است، مذهبي كه سعادت نفس را در اشباع جنسي به طرق مختلف جستجو مينمايد.
 
انتشار و جاهاي نفوذ :
-مؤسس هندوي وي در هند براي خود جاي پاي نيافت، چون وي از سياست  آزادي جنسي كار ميگرفت هندوان از زياد شدن پيروان او خوف كردند،  بنابر آن وي را در هند نگذاشتند كه زندگي نمايد و ساحه را برايش تنگ ساختند.
-به امريكا رفت و دانشگاهي در كاليفورنيا تأسيس نمود، ازآنجا به اروپا سفر نموده در آنجا نيز پيرواني براي خود يافت، حركت خود را به افريقا انتقال داد تا در ساليسبورغ برايش منطقه اي پيدا شود، دعوتش به خليج عرب ومصر نيزرسيد، اين جا و آنجا براي خود پيرواني پيدامينمود، و با ثروت مالي  چشـمگيري حركت ميكرد.
-آنان امكانيات مادي عجيبـي را مالك هستند كه باعث سوال و تعجب گرديده به سوي دست هاي صهيونيه و ماسونيه اشاره مينمايد كه در عقب آنان قرار دارند واز تخريب اخلاق و ارزشهاي ملتها كه توسط آنان صورت ميگيرد استفاده مينمايند.
-در سال 1971م رهبرشان دانشگاه بزرگي در كالفورنيا ايجاد  نموده آنرا (دانشگاه جهاني مهاريش) نام نهاد، و ميگويند كه اين كار را وقتي انجام داد كه به قبول شدن مذهبش در ( 600) دانشكده و دانشگاه، در اطراف عالم اطمينان حاصل كرد.
-در سال 1974م برپا شدن حكومت جهاني عصر انبثاق و ترقي، به رياست (مهاريشي- ماهيشي- يوجي) اعلان گرديد كه مقر آن ( سويسرا) بود، اين دولت از خود قانون، وزيران، پيروان، ثروت و دارائي زياد، و استثمارات، در اطراف مختلف دنيا داشت.
-در دسمبر 1978م ادعا كردند كه حكومت مهاريشي شان هيئتي را مركب از (400) محافظ به اسرائيل ارسال نمود، بخاطر آنكه آنجا سميناري را براي سيصد نفر برگذار كنند تا كه اقوام و ملت ها را اجتماعي ترگردانيده تندي وشدت شان را كم نمايد.
-سال 1978م نزد آنان سال صلح شمرده ميشود، زيرا در آن سال اعلان نمودند كه ديگر بعد ازاين هيچ ملتي در جهان مغلوب و مقهور نشود، در همين سال به سوي برگذاري مجلسي در ساليسبورغ دعوت نمودند كه آن مجلس نظام عدم تجاوز را درست نمايد، همچنان درهمين سال مجلس نيابي براي عصر انبثاق و ترقي تشكيل گرديد.
-كتابها و مطبوعات شان به آب طلا نوشته ميشود، در اروپا خيلي كارخانه هاي بزرگ و جايداد ها رامالك هستند و قصر (برج مونتمور) را در بريطانيا خريداري كردند تا پايتخت جديد خويش را آنجا تأسيس نمايند.
-هميشه ميكوشند كه مؤسسهء ايشان به حيث مؤسسهء خيريه معرفي شده از ماليات عفو شود با وجودي كه خيلي ثروتمند هستند.
-همراه مهاريش هفت هزار كارشناس خدمت ميكند، و همين مهاريش كه دراصل فقير بود، دهها قصر سر بفلك را خريداري ميكند، اين همه ازكجا شد؟
-يهوديان اين مذهب را بهترين وسيله در نشر انحلال و بي نظمي ميان بشر يافته آنرا از خود دانستند و در عقب آن ايستاده شدند، اموال و نشرات را در خدمتش گذاشتند، مجالس براي طرح نظريات آن و دعوت به سوي آن منعقد مينمودند.
-بعضي از آنان به (دبي) آمدند و اجتماعي در مهمان خانهء ( حيات ايجنسي) برگذار كردند و در آن به صراحت سوي مذهب خويش دعوت مينمودند، بعدا همان چهار نفر آنان كه به ويزهء سياحت به آنجا آمده بودند گرفتار شده از منطقه اخراج كرده شدند.
-بعضي از آنان به كويت آمده آنجا در خواست نمودند كه براي آنان به حيث يك مؤسسهء خيريهء غير تجارتي اجازهء فعاليت داده شود، در نشرات كويتي چندين مقاله به نشر رسانيدند، و تلويزيون كويت، قبل از روشن شدن اهداف حقيقي آنان، چندين مناقشه و مقابلهء ايشان را به نشر رسانيده بود.
-سميناري را براي كارمندان وزارت مواصلات دركويت در مهمانخانهء هيلتون برگذار نموده دراثناء سمينار ازكار مندان خواستند كه در ميراث هاي عقيدتي ومفكوره اي خويش تجديد نظر نمايند.
-مهاريشي، بعد از آنكه تأثير بدش بالاي جوانان ظاهر گرديد، از آلمان اخراج كرده شد.
-رابطهء عالم اسلامي درمكهء مكرمه بياني را به نشر رسانيد كه در آن خطر اين مذهب را بالاي اسلام و مسلمانان روشن نموده به ارتباط داشتن آنان با مراكز ماسونيه وصهيونيه تاكيد نموده است.
مراجــع :
1-مجلة المجتمع الكويتية                شماره 286 - 10 صفر  1396هـ .
2-مجلة المجتمع الكويتية                شماره 296 -20 ربيع الآخر 1396هـ 
                                        /20 ابريل  1976م .
3- مجلة المجتمع الكويتية               شماره 299 - مايو 1976م / جمادي الأولي 
                                       1396هـ.
4- مجلة نيوزويك                     شماره 8 مارس 1976م .
5-مجلة الإصلاح  الاجتماعي          امارات – شعبان  1404هـ/ مايو
                                       1984م.                
6-مجلة الجندي المسلم                  المملكة العربية السعودية – شماره 35- ربيع 
                                        الأول 1405هـ .
                                      


به نقل از: موسوعه آسان در بيان فرقه ها و گروهها (به زبان فارسی)، نويسنده : دکتر حماد الجهني، مترجم : محمد طاهر (عطائي)، الناشر: مركز الثقافة الإسلامية " بخارى".




 
بازگشت به ابتدای صفحه     بازگشت به نتایج قبل                       چاپ این مقاله      ارسال مقاله به دوستان

اقوال بزرگان     

امير مؤمنان علی رضی الله عنه می‌فرمايد: «من هرگز سنّت پيامبر را به خاطر قول كسي دیگر ترك نكردم» فتح الباري421/3.

تبلیغات

 

منوی اصلی

  صفحه ی اصلی  
 جستجو  
  روز شمار وقايع
  عضویت در خبرنامه  
پیشنهادات وانتقادات  
همكارى با سايت  
ارتباط با ما  
 درباره ی ما  
 

تبیلغات

آمار

خلاصه آمار بازدیدها

امروز : 1031
دیروز : 3542
بازدید کل: 11084677

تعداد کل اعضا : 617

تعداد کل مقالات : 11224

ساعت

نظر سنجی

كداميك از كانال‌هاى اهل سنت فارسى را بيشتر مي‌پسنديد؟

كانال فارسى نور

كانال فارسى كلمه

كانال فارسى وصال

نمایش نتــایج
نتــایج قبل
 
.محفوظ است islamwebpedia.com تمامی حقوق برای سایت
All Rights Reserved © 2009-2010