Untitled Document
 
 
 
  2019 Jul 21

----

18/11/1440

----

30 تير 1398

 

تبلیغات

حدیث

 

طبرانی به‌ روایت حفصه‌ گزارش می‌دهد، آمده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
(إن الشيطان لا يلقى عمرمنذ أسلم إلا فر لوجهه).
«از روزی که عمر رضی الله عنه مسلمان شده است، هنگامی شیطان با او روبرو می‌شود پا به فرار می گذارد».
  طبرانی در اوسط.

 معرفی سایت

نوار اسلام
اسلام- پرسش و پاسخ
«مهتدين» (هدايت يافتگان)
اخبار جهان اسلام
تاریخ اسلام
کتابخانه آنلاین عقیده
سایت اسلام تکس - پاسخ به شبهات دینی
خانواده خوشبخت
شبکه جهانی نور
سایت خبری تحلیلی اهل سنت
بیداری اسلامی
صدای اسلام

 

 

 

  سخن سایت

قال ابن الجوزي ( تلبيس إبليس: 447) ‏عن يحيى بن معاذ يقول: «اجتنب صحبة ثلاثة أصناف من الناس العلماء الغافلين والفقراء المداهنين والمتصوفة الجاهلين».
امام ابن جوزی در کتاب "تلبیس ابلیس" آورده: از يحيي بن معاذ نقل است كه فرمود: «از صحبت سه گروه بپرهيزيد: عالمان غافل، فقيران تملق گو و صوفیان جاهل».

لیست الفبایی     
               
چ ج ث ت پ ب ا آ
س ژ ز ر ذ د خ ح
ف غ ع ظ ط ض ص ش
ه و ن م ل گ ک ق
ی
   نمایش مقالات

الهیات و ادیان>فرقه ها و مذاهب>مهدیه

شماره مقاله : 1315              تعداد مشاهده : 457             تاریخ افزودن مقاله : 6/11/1388

تعريف :
مهديه يكي از بارز ترين حركات اصلاحي است كه درجهان عرب واسلام، در اواخر قرن نوزدهم و اوائل قرن بيستم ميلادي قدم به ظهور نهاد، اين حركت داراي برنامهء ديني وسياسي ميباشد ولي در آن بعضي انحرافات عقيدتي وفكري خلط شده است، نواسه ها وانصار مهدي هميشه ميكوشند كه در زندگي ديني وسياسي سودان نقشي داشته باشند.
 
تأسيس وافراد برازنده :
اول: مؤسس :
-محمد احمد المهدي بن عبدالله (1260-1302هـ) (1845-1885م)، وي در جزيرهء لبب جنوب شهردنقله تولد شده، وگفته ميشود كه نسب وي به اشراف ميرسد، قرآن كريم را درطفلي حفظ كرد، نشأت ديني نموده نزد شيخ محمود شنقيطي شاگردي اختيار كرد، وبه طريقهء سمانيهء قادريه صوفيه سلوك اختيار كرد و از شيخ طريقهء خود محمد شريف هميشه نور حاصل ميكرد.
-محمد از شيخ خود بخاطر تهاون وتنبلي شيخ در بعضي امور، جدائي اختيار نموده به نزد شيخ قريشي ود الزين، در جزيره رفت وبيعت خود را باوي تجديد نمود، شيخ اول وشيخ دومش يعني هر دوشيخش مشهور ترين شيخ هاي طرق صوفيه در آنوقت بودند.
-درسال 1870م درجزيرهء (آبا) مستقر شد، فاميلش نيز در آنجا بودند، و دريكي از مغاره ها رفته غرق درتأمل وتفكر گرديد.
-درسال1297هـ/1880م شيخ قريشي اش وفات نموده مهدي قبرش را پخته كاري وگچكاري كرده گنبدي بر آن بناكرد، وجانشين وي گرديده بيعت كنندگان نزدش آمدند وبيعت خويش را درطريقه به شخص وي تجديد نمودند.
-درسال1881م فتواي جهاد را درمقابل كفار و استعمارگران انگليس اعلان نموده در راه گسترش نفوذ جهاد درتمام اطراف غرب سودان شروع به فعاليت نمود.
-چهل روز درمغارهء خود درجزيرهء (آبا) به اعتكاف نشست، و دراول شعبان 1298هـ/29يونيو1881م براي فقهاء، مشائخ واعيان اعلان نمود كه وي همان مهدي منتظري است كه زمين را بعد از آنكه پرازظلم وستم شده بود، مالامال از عدل وانصاف خواهدنمود.
-در16رمضان 1298هـ/ اغسطس 1881م باقواي حكومتي روبروي شد كه براي خاموش ساختن حركتش ارسال شده بود، و درمقابل آن پيروزيي بدست آورد كه موقف وادعايش را تقويه بخشيد.
-به طرف كوه ماسه هجرت نموده در آنجا پرچم هاي خويش را برافراشت، وبرايش چهار خليفه تعين گرديد كه عبارت اند از:
1-عبدالله تعايشي: صاحب پرچم كبود، كه لقبش را ابوبكر گذاشت.
2-علي ود حلو: صاحب پرچم سبز، كه لقبش را عمر بن الخطاب گذاشته بود.
3-محمد مهدي سنوسي: رئيس طريقهء سنوسيه كه نفوذ بزرگي درليبيا داشت، مهدي به وي لقب عثمان ابن عفان را پيشكش نمود ولي سنوسي خود را غافل گرفته به وي چيزي جواب نداد.
4-محمدشريف: پسركاكاي مهدي كه براي وي پرچم سرخ را داده لقب علي  بن ابي طالب را برايش اعطاء كرد.
-درسال1882م باشلالي، كه ميخواست ارادهء جيجلر نائب حمكدار عبدالقادر حلمي را نافذ بسازد، مقابله نمود، وشلالي در اين معركه به قتل رسيد.
-در 3 نومبر1883م باهكس رو برو گرديد كه وي نيز بعد از دو روز شروع معركه به قتل رسيد.
-لشكر مهدي بالشكر غور دون، درخرطوم روي بروي گرديده در26 يناير 1885م جنگ ميان طرفين شدت گرفت، و غور دون گشته شد، سرش بريده شده به مهدي فرستاده شد، ولي وي ميخواست كه او زنده گرفته شود تا با احمد عرابي تبادله گردد، احمد عرابي كسي بود كه مجبور به ترك مصر به سوي منفي شده بود، سقوط خرطوم به دست مهدي در آنوقت زنگ خطري بر سقوط سلطهء عثماني بر سودان بود.
-بعد از آن روز، ديگر كسي در مقابل مهدي باقي نماند، و به تأسيس دولت خويش پرداخت و در ابتداء بناء مسجد خاص خودش را آغاز نموده محكم كاري آن در 17جمادي الاولي 1305هـ تكميل گرديد.
-قضاء را به شيخ محمد احمد جباره سپرده وي را قاضي اسلام لقب نهاد.
-در 9 رمضان  1302هـ/22 يونيو  1885م.  مهدي، بعد از آنكه پايه ها و اركان  دولت  نو پاي خود را گذاشت، وفات نمود، و در همان جائي كه قبض روح شده بود دفن گرديد، ولي مناسب است كه گفته شود: اين دولت دير دوام نكرد، بلكه در سال 1896م. لورد كتشنر كه سردار مصر بود، اين دولت را سقوط داد، كنبد مهدي را تخريب نمود ، قبرش را باز نموده هيكلش را پراكنده كرد و جمجمهء سرش را به موزيم بريطانيا فرستاد، اين همه بخاطر انتقام كشته شدن غوردون بود.
 
دوم : شخصيات ديگر :
-عبد الله تعايشي : در دار التعايشه، در دارفور تولد شده بود، نزد مهدي در حلاويين جزيره در حالي آمد كه وي بر قبر شيخ قريشي خود گنبد  درست داشت، و با وي بيعت نمود، همين عبد الله بود كه مهدي را به ادعا كردن  مهدي بودن تشويق نمود، در زندگي مهدي عبد الله مقام اول را اشغال كرده بود،  زيرا مرد با اراده و تطبيق بود.
-بعد از مرگ مهدي بنابر وصيت خود مهدي عبد الله جانشين  وخليفهء اول گشت، مهدي در بارهء وي ميگفت:«وي از من است و من از او».
-بعد از آنكه منصب خلافت را اشغال نمود، خود را براي نشر دعوت فارغ گردانيده برادر خود امير يعقوب را در محل خود كه قبلا نزد مهدي در آن مقام بود قرار داد.
-به سلطان عبد الحميد مكتوب روان كرد، و آرزو داشت كه دعوت مهديه به نجد، حجاز و غرب سودان گسترش يابد.
-عبد الرحمن ستاره شناس از فرماندهان نظامي بود، وي به حيث فرمانده با لشكر بزرگي در سوم رمضان 1306هـ سوم مايو 1889م به طرف شمال پيش رفت تا بالشكر مصر مقابله كند، ولي بدون كدام پيشرفتي و يا پيروزيي باز گشت نمود.
-شاعر صوفي حسين زهراء ( 1833-1895م) نيز از شخصيات مهديه ميباشد، وي ميخواست بين فلسفهء اشراقي ابن سينا و بين عقيدهء مهديه موافقت وارتباط بر قرار نمايد.
-حمدان ابو عنجه: وي رهبر لشكر مهدي در مقابل هكس بود كه در خارج ابيض باوي روي بروي گرديده بود.
 
سوم : نواسه هاي مهدي :
-عبد الرحمن بن محمد احمد مهدي ( 1885- 1956م) در ام درمان تولد شد، تربيه و تعليم ديني يافت، وقتي جوان شد، بخاطر منظم ساختن مهديه، بعد از آنكه پاشان شده بود، سعي و تلاش نمود، در سال 1914م رهبر روحي براي انصارش تعيين گرديد. در سال 1919م حكومت وي را براي تبريكي پادشاه بريطانيا  بخاطر پيروزي همپيمانان، ارسال نمود، در آنجا شمشير پدر خود را براي پادشاه تحفه داد، پادشاه آنرا پذيرفته دوباره به عبدالرحمن داد و از او خواست كه آنرا از طرف پادشاه حفظ نموده توسط آن از امپراطوري دفاع نمايد، اين كار ضمنا اعتراف پادشاه را به اين گروه واعتراف به رهبري  عبد الرحمن بالاي آن گروه را در برداشت، در ايام استعمار انگليس بر سودان، عبدالرحمن (حزب الامة) را تأسيس نمود كه آن همان حزب مهدي سياسي است.
-صديق عبد الرحمن : وفات سال  1961م .
-هادي پسر عبد الرحمن : در سال 1971م كشته شد.
-حزب الامة به سه بخش تقسيم شد :
1-يك بخش آن به رهبري صديق بن عبد الرحمن است كه اين بخش فعلا قويترين بخشها يش در سودان ميباشد.
2-بخش دوم به رهبري احمد بن عبد الرحمن ميباشد.
3-بخش سوم هم به رهبري ولي الدين عبد الهادي ميباشد.
-از 29 نومبر تا 2 دسمبر 1981م مجلس جهاني براي تاريخ مهديه ، در خانه مهدي در خرطوم برگذار گرديد، و احمد بن عبدالرحمن مهدي در اين محفل سخنراني نمود. افكار و معتقدات :
-شخصيت قوي مهدي و عقايد دينى كه به سوي آن دعوت مينمود، و نارضايتي عام كه در مقابل حكام شائع بود، حكامي كه بالاي مردم ماليات طاقت فرسا تعيين ميكردند، همچنان شائع شدن رشوت و ظلم، تسلط تركي ها و انگليس ها، اينها همه و همه نقش مهمي در جمع شدن مردم به اطراف اين دعوت داشت، زيرا هدف مردم از جمع شدن پيرامون اين دعوت همانا نجات يافتن از وضع ذلتباري بود كه آنان در آن قرار داشتند، و مردم در شخصيت مهدي نجات خويش را ميديدند.
-مهدي به سوي ضرورت بازگذشت مستقيم به طرف قرآن كريم و سنت دعوت نمود كه بايد مستقيما به سوي قرآن و سنت مراجعه كرده شود نه به طرف ديگر كتبي كه توسط اختلافات و شروحات شان از فهم مسلمان عادي دور ميباشد.
-عمل به مذاهب مختلف فقهي را منع نموده ، اشتغال به علم كلام را تحريم كرد، دروازهء اجتهاد در دين را باز كرد، همچنان كتاب كشف الغمه شعراني، سيرت الحلبيه ، تفسير روح البيان بضاوي، و تفسير الجلالين سيوطي را اجازه داد .
-تمام طرق صوفيه را لغو نموده همهء اوراد را باطل اعلان كرد، و تمام آنان را به دور انداختن اختلافات و جمع شدن به اطراف طريقهء مهديه خود دعوت نمود، و وردي براي شان تأليف نمود كه آنرا هر روز بخوانند.
-به نظريهء قطبيه قائل بود، و آن مفكوره ايست كه اصحاب آن از جمله صوفيان ميگويند كه كائنات بر قطب تمركز دارد، و آن جوهري بوده كه بالاي آن كائنات ميچرخد، و آن اساس سعادت و نيكبختي ميباشد.
-وقتي حكومت بخاطر درهم كوبيدن مهديه در جزيرهء آبا حركت نمود، مهدي پنج پرچم درست نمود كه در آنها شعار ( لا إله إلا الله  محمد رسول الله ) را بالا نمود، در چهار دانهء آن اسماء چهار قطب صوفيه را نوشت كه آنان عبارت اند از : جيلاني، رفاعي، دسوقي، و بدوي، و در پنجم آن اينطور نوشت: ( محمد المهدي خليفة رسول الله )، وي مي پنداشت كه او امام، مهدي، و خليفهء رسول الله علیه اسلام  ميباشد.
-بارز ترين چيزي كه در دعوت وي وجود داشت همانا اصرار و پافشاري شديد وي بر جهاد، قوت، و جوانمردي بود.
-مهدي مي پندارد كه مهديت وي به امر پيامبر علیه اسلام برايش آمده است، وي ميگويد:« پيامبر علیه اسلام كه همراه با وي خلفاء راشدين، اقطاب وحضر u حاضر بودند نزدم در بيداري آمدند، و پيامبر علیه اسلام از هر دودستم گرفته بالاي چوكي خود نشاند و برايم كفت: توهمانا مهدي منتظرهستي، كسيكه در مهدي بودن تو شك كرد كافر شده است» منشورات المهدي صـ 110.
-عصمت را به خود نسبت داده و ذكر كرده است كه وي نظر به امتداد نور بزرگي كه قبل از پيدايش كاينات تا به روز قيامت به جانب وي متوجه است، معصوم ميباشد.
-به ضرورت تواضع وعدم تكبر اصرار ورزيده بر فرو رفتن در عيش و لذت وخوشگذراني شديدا انكار ميكرد، در راه نزديك سازي ميان طبقه هاي جامعه كار مينمود، وي درطول زندگي خود لباس بسيار ساده و پيوند شده ميپوشيد، پيروانش نيز هميطور ميكردند، ولي نواسه هايش بعد از وي درعيش و نعمت زندگي به سر ميبردند.
-در عروسي و وقت ختنه از محافلي كه در آن مصرف زياد و اسراف صورت گيرد منع نموده آنرا تحريم كرده بود.
-عروسي را توسط كم كردن مهر، ساده ساختن وليمه [طعامي كه در محفل عروسي خورده ميشود] و تحريم رقص، ساز، و دائره زدن آسان ساخته بود.
-گريه را بالاي ميت منع نموده بود، استفاده از رقيه [چيزي كه نزد مريض خوانده ميشود و بر آن دميده ميشود] و تعويذ را حرام ساخته بود، در مقابل تنباكو نوشي، كشت وتجارت آن شديدا مبارزه نموده آنرا جدا حرام ساخته بود.
-درپيروان خود حدود شريعت را، مثل قصاص، جداكردن پنجم حصهء غنيمت، مصادرهء دزدان و شراب خواران نافذ ساخته بود، از فروري 1885م جمادي الاولي 1302هـ بنام خود سكه زد.
-در منطقهء تحت نفوذش نظام اسلامي را پياده نموده امور مالي را تنظيم كرد و موظفين را براي جمع آوري زكات تعيين نمود.
-در دهم ربيع الاول  سال 1300هـ مهدي به اين فكرگرديد كه دعوتش جهاني گردد، بناء اعلان نمود كه پيامبر علیه اسلام به وي بشارت داده كه در ابيض نماز خواهد خواند بعد از آن در بربر، بعد از آن در مسجد الحرام در مكه، بعدا در مسجد مدينه، بعدا در مسجد قاهره، بيت المقدس، بغداد، ودر كوفه، ( منشورات المهدي دار الوثائق المركزيه -ص 425، 466-خرطوم  1969م).
بعضي انتقادات كه به اجتهادات مهدي وارد ميشود:
1-مهدي هر كسي را كه مخالفش بود و يا در مهديت وي شك نموده به وي ايمان نمي آورد كافر ميدانست.
2-زمان قبل از خود را زمان جاهليت و زمان فترت ميگفت.
3-كسي را كه در نماز تنبلي ميكرد مثل كسي ميدانست كه نماز را ترك نموده است و جزايش آن بود كه حدا كشته شود.
4-فتوي داد هر كسيكه تنباكو نوشي ميكند چنان تأديب و تعزير كرده شود كه يا توبه كند و يا بميرد.
5-مذاهب فقهي و طريقه هاي صوفيه را به مثابهء جوي هائي ميدانست كه در بحر عظيم وي فرو ميريزند.
6-احياء موات را [ آباد كردن زمين ويرانه وتصرف آن] منع نمود، زيرا آن در ملك كسي داخل نمي شود، بخاطر آنكه در تصرف بيت المال قرار دارد.
7-از ازدواج نمودن دختر بالغ بدون  ولي و بدون مهر منع نمود.
8-زنان را از پوشيدن زيورات طلائي منع نمود، در حاليكه شرعا براي شان پوشيدن آن جائز است.
ريشه هاي فكري و اعتقادي :
-مهدي در ادعاي مهديت خود كه زمين را پر از عدل وعدالت مينمايد بعد از آن كه پر از ظلم وستم شده بود، و در تاكيدش براهميت رسيدن نسبش به حسن بن علي رضي الله عنهما، و در مفكورهء عصمت و امام معصوم، از شيعه متأثر بود.
-از دعوت  امام محمد ابن عبد الوهاب نيز اشياء ذيل را اخذ نموده بود: ضرورت اخذ مستقيم از قرآن و سنت، باز كردن دروازهء اجتهاد ، و مبارزه در مقابل آبادي هاي قبرها.
-مفكورهء تصوف نقش مهمي در شخصيت و طريقهء مهدي داشت.
-از جمال الدين افغاني و از محمد عبده كه با افكار دعوتگرانه اش به سوي آزاد سازي كشورهاي اسلامي از استعمار اروپائي و وحدت آنان و ضرورت تطبيق
شريعت در زندگي مسلمانان، اتصال و ارتباط داشت، نيز اشيائي را اخذ نموده است.
-مهدي به حادثات و واقعات جاري در مصر نيز نزديك بود، خصوصا به حركت احمد عرابي كه به سوي آزادي و استقلال از سيطرهء انگليس دعوت مينمود.
انتشار و جاهاي نفوذ :
-مهدي دعوت خود را از جزيرهء (آبا) شروع نمود، جائيكه تاحال مركز قوي مهديه ميباشد، وي ارتباط خود را بااقوام مختلف در اطراف سودان محكم كرده بود.
-جنبهء مالي دولترا آنچه تشكيل ميداد كه از زكاة، محصولات تجارتي، ماليات بازار، غنايم جنگي، حاصلات زراعتي، حيوانات و مواشي، بدست ميامد.
-مهدي و جانشينش تعايشي آرزو داشتند كه مهديت خارج سودان نيز انتقال نمايد، ولي اين آرزو با سقوط طوكر ، سال 1891م از بين رفت.
-هميشه براي مهديت انصار  و پيروان زيادي بوده كه آنان را ( حزب الامة) جمع نموده است، حزبي كه در واقعات سياسي  فعلي سودان سهم ميگيرد، ايشان همچنان در امريكا و بريطانيا تجمعات و پيرواني دارند كه در راه نشر افكار و عقايد خويش، در ميان جوانان  مسلمان مسافر به طور عموم و در ميان سوداني ها به طور خصوص كار ميكنند.
مراجــع : 
1- محمد أحمد المهدي                  توفيق أحمد البكري- لجنة ترجمة دائرة 
                                         المعارف الإسلامية- داراحياء الكتب 
                                         العربية – 1944م.
2- المهدي و المهدوية                  د.أحمد أمين بك - إصدار دار المعارف بمصر.                                            
3-دراسات في تاريخ المهدية            مطبوعات قسم  التاريخ – جامعة 
                                         الخرطوم - أعده للنشر الدكتور عمر عبد
                                         الرازق النقر- 1982م.
4-سعادة المستهدي بسيرة الامام        إسماعيل عبد القادر الكردفاني – تحقيق 
    المهدي.                             الدكتور محمد إبراهيم أبو سليم- ط2 -
                                         دار الجيل- بيروت – 1402هـ/
                                         1986م.
5- الموسوعة الحركية «جزءان»        فتحي يكن- ط2- دار البشير- عمان-
                                         الأردن – 1403هـ/1983م.
6-الفكر الصوفي                       د. عبدالقادر محمود- ط1-مطبعة المعرفة – 
                                         القاهرة – 1968م.
7-الإسلام في القرن العشرين           عباس محمود العقاد.
8-السودان عبر القرون                 د. مكي شبيكة- دار الثقافة- بيروت-
                                         لبنان- بدون تاريخ.
9-تاريخ السودان و جغرافيته           تأليف نعوم شقير.
10-دائرة معارف القرن العشرين       محمد فريد وجدي .
11- منشورات المهدي                  موجودة في الإدارة المركزية في وزارة 
                                          الداخلية بالخرطوم بأصوله- وقد نشرتها
                                          الداخلية السودانية مصورة عن أصل 
                                          مطبوع بمطبعة الحجر في أم درمان سنة 
                                          1382هـ/1963م. في جزءين كبيرين
                                          بعنوان ( منشورات الإمام المهدي علیه السلام).

به نقل از: موسوعه آسان در بيان فرقه ها و گروهها (به زبان فارسی)، نويسنده : دکتر حماد الجهني، مترجم : محمد طاهر (عطائي)، الناشر: مركز الثقافة الإسلامية " بخارى".




 
بازگشت به ابتدای صفحه     بازگشت به نتایج قبل                       چاپ این مقاله      ارسال مقاله به دوستان

اقوال بزرگان     

ایوب سختیانی رحمه الله فرمودند: «هرکس ابوبکر صدیق را دوست بدارد، براستی که دین را برپا داشته، و هرکس عمر را دوست بدارد، براستی که روشن ترین راه (را یافته است)، و هرکس عثمان را دوست بدارد، براستی که به نور دین منور گشته، و هرکس علی ابن ابطالب را دوست بدارد، براستی که به دستاويزي‌ محكم‌ و استوار چنگ‌ زده‌ است، و هرکس در باره اصحاب محمد صلی الله علیه وسلم نیکو بگوید و گمان نیک داشته باشد، براستی که از نفاق بریء است». رواه اللالكائي في " شرح أصول اعتقاد أهل السنة والجماعة " (7/1316).

تبلیغات

 

منوی اصلی

  صفحه ی اصلی  
 جستجو  
  روز شمار وقايع
  عضویت در خبرنامه  
پیشنهادات وانتقادات  
همكارى با سايت  
ارتباط با ما  
 درباره ی ما  
 

تبیلغات

آمار

خلاصه آمار بازدیدها

امروز : 1001
دیروز : 3334
بازدید کل: 10687873

تعداد کل اعضا : 617

تعداد کل مقالات : 11224

ساعت

نظر سنجی

كداميك از كانال‌هاى اهل سنت فارسى را بيشتر مي‌پسنديد؟

كانال فارسى نور

كانال فارسى كلمه

كانال فارسى وصال

نمایش نتــایج
نتــایج قبل
 
.محفوظ است islamwebpedia.com تمامی حقوق برای سایت
All Rights Reserved © 2009-2010