Untitled Document
 
 
 
  2010 Sep 09

----

30/09/1431

----

18 شهريور 1389

 

تبلیغات

حدیث

 

 

رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمود:
«الْيَسيرُ مِنَ الرِّياءِ شِرْكٌ، وَمَنْ عادَى أَوْلِياءَ الله فَقَدْ بارَزَ الله بِالْمُحارَبَةِ إِنَّ الله يُحِبُّ الأَبْرارَ الأَتْقِياءِ الأَخْفِياءِ الَّذِينَ إِنْ غابُوا لَمْ يُفْتَقَدُوا، وَإِنْ حَضَرُوا لَمْ يُعْرَفُوا، قُلُوبُهُمْ مَصَابِيحُ الْهُدَى، يَخْرُجُونَ مِنْ كُلِّ غَبْراءَ مُظْلِمَةٍ».
ریاء کمش هم شرک است، و هر کس با دوستان خدا دشمنی کند با خدا ابراز جنگ کرده است، همانا خداوند نیکوکاران پرهیزگار پنهانکار را دوست دارد، کسانی که وقتی غائب شوند ناپدید نمی‌گردند، و وقتی در میان ما باشند ناشناخته‌اند. قلب‌های آنان چراغ‌های هدایتی است که از (فضاهای) غبارآلود تاریک بیرون می‌آیند (و می‌درخشند).
مستدرک حاکم 1/44 حدیث (4)، و 3/303 حديث (5182)، 4/364 حديث (7933)، وسنن ابن ماجه 2/1320 حديث (3989)، وسه معجم طبرانی، ومسند شهاب و غیره.

 

 معرفی سایت

نوار اسلام
سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت به زبان فارسی
سايت «مهتدين» (هدايت يافتگان)
سایت اخبار جهان اسلام
سایت عصر اسلام
کتابخانه آنلاین عقیده
سایت اسلام تکس - پاسخ به شبهات دینی
سایت خانواده خوشبخت
شبکه جهانی نور
سایت خبری تحلیلی اهل سنت
سایت بیداری اسلامی

 

 

 

  سخن سایت

قال الله تعالی: {إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ{1} وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ{2} لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ{3} تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ{4} سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ} {5}. القدر: 1 – 5
و قال تعالی: {إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ} الدخان: ٣
خداوند می فرمايد: همانا ما قرآن را در شب قدر فرو فرستاديم. تا آخر سوره. القدر: 1 – 5
و می فرمايد: و ما آن را در شب مبارکی فرو فرستاديم. دخان: 3
شب قدر در يكى از 10 شب اخير واقع ميشود و خصوصا شبهاى وتر، لذا سنت است كه اعتکاف ده روز آخر ماه رمضان بمنظور برخورداري از خير و پاداش و دريافتن شب قدر انجام كيرد است.
از عايشه روايت است که پيامبر صلى الله عليه و سلم در ده روز آخر رمضان به اعتکاف مي‌نشست و مي‌فرمود : (تحروا ليلة القدر في العشر الأواخر من رمضان) (صحيح بخارى) «شب قدر را در ده شب آخر رمضان جستجو کنيد».
از عايشه روايت است که پيامبر صلى الله عليه و سلم فرمود : (تحروا ليلة القدر في الوتر من العشر الأواخر من رمضان) (متفق عليه) «ليله القدر را در شبهاي فرد دهه ي آخر رمضان جستجو کنيد» (يعنى شبهاى 21، 23، 25، 27، 29).
پيامبر صلى الله عليه و سلم بر قيام اين ده شب تشويق و ترغيب مي‌کرد :
از ابوهريره روايت است که پيامبر صلى الله عليه و سلم فرمود : (من قام ليلة القدر إيمانا و احتسابا غفرله ما تقدم من ذنبه) (متفق عليه) «هرکس در شب قدر از روي ايمان (به اميد ثواب خدا) و اميد دريافت اجر و پاداش، قيام کند گناهان او بخشوده مي‌شود».

فضايل شب قدر
1- نزول قرآن كريم كه آن بعنوان معجزه جاويد بر رسول اكرم صلى الله عليه وسلم براى هدايت جهانيان مى باشد، وحجتى است بر معاندين.
2- همانا شبى است كه در آن بركت ورحمت زياد مى باشد.
3- شبى است كه در آن ارزاق وعمر وحوادث سال آينده مقدر ومشخص مى شود.
4- شبى است كه عبادت در آن بهتر از هزارماه مى باشد.
5- شبى است كه فرشتگان در آن نازل مى شوند، ونزول فرشتگان همراه با خير وبركت ورحمت وآزاد شدن بندگان از آتش مى باشد.
6- همانا شبى است كه در آن سلامتى از امراض وعقوبات مى باشد.
7- وقيام آن شب سبب كفاره وبخشش گناهان گذشته مى شود.
رسول اكرم مى فرمايد: "من قام ليلة القدر إيمانا وإحتسابا غفر له ما تقدم من ذنبه" متفق عليه .
«هر كس شب قدر را بپا دارد در حالى كه ايمان واميد اجر دارد گناهان گذشته او بخشيده مى شود» .

مقالات مرتبط:
2921-شب قدر
1472-شب قدر بهتر از هزار ماه است
1470-فضيلت برپا داشتن شب قدر
294-ليلة القد‌ر

لیست الفبایی     
               
چ ج ث ت پ ب ا آ
س ژ ز ر ذ د خ ح
ف غ ع ظ ط ض ص ش
ه و ن م ل گ ک ق
ی
   نمایش مقالات

قرآن و حدیث>مفاهيم قرآني و حديثي>سوره نساء

شماره مقاله : 1419              تعداد مشاهده : 74             تاریخ افزودن مقاله : 29/11/1388

 سوره نساء


محمد جميل زينو
مترجم: محمّدگل گمشادزهى


خداوند در قرآن كريم سوره‏اى بنام سوره «نساء» يعنى سوره زنان نازل فرموده است در صورتى كه سوره‌‏اى را بنام مردان (رجال) نامگذارى نكرده است و اين دليل روشن اين امر است كه زن در اسلام از اهميت ويژه‌‏اى برخوردار مى‌‏باشد خداوند در سوره نساء به بيان امور مهمى پرداخته است كه به زن و خانواده و حكومت و جامعه مربوط است و بيشترين بخش سوره نساء درباره حقوق زنان سخن مي‌گويد، بدينجهت اين سوره بنام سوره نساء ناميده شده است، اگر در مفهوم اين سوره فكر كنيم، مى‌بينيم كه خداوند زن را بسيار اكرام نموده است.

 

 1- خداوند نخستين زن را از پهلوى نخستين مرد آفريد و از آميزش زن و مرد، زنان و مردان بسيارى آفريد و در دنيا منتشر كرد:

 (ياايها الناس اتقوا ربكم الذى خلقكم من نفس واحدة و خلق منها زوجها و بث منهما رجالا كثيرا و نساءً) { نساء آيه } اى مردمان از (نافرمانى) پروردگارتان بپرهيزيد پروردگارى كه شما را از ايك انسان بيافريد و همسرش را از نوع او آفريد و از آن دو نفر مردان و زنان فراوانى منتشر ساخت.

 اين آيه قسمتى از خطبه حاجت است كه رسول اكرم صلي الله عليه و سلم سخنرانيهاى خود را با آن آغاز مي‌نمود و خطبه حاجت بسيار مهم است به ويژه براى دعوت گران دينى و سخنرانان (كه در آن چگونگى خلق انسان از فرد واحد را بيان مي‌كند).

 

 2- حقوق دختران يتيم در اسلام:

 (ان خفتم الا تقسطوا فى اليتامى فانكحوا ما طاب لكم من النساء مثنى و ثلاث و رباع، فان خفتم الا تعدلوا فواحدة أو ما ملكت ايمانكم ذلك ادنى الا تعولوا){ نساء: 3} 

و اگر ترسيديد كه درباره يتيمان نتوانيد دادگرى كنيد، با زنان ديگرى كه براى شما حلالند و دوست داريد با دو يا سه يا چهار تا ازدواج كنيد. اگر هم مي‌ترسيد كه نتوانيد ميان زنان دادگرى را مراعات داريد به يك زن اكتفاء كنيد يا با كنيزان خود ازدواج نماييد اين سبب مي‌شود كه كمتر دچار كجروى و ستم شويد.

 عروة بن زبير روايت كرده كه از حضرت عايشه‏ رضي الله عنها در مورد (و ان خفتم الا تقسطوا فى اليتامى) سوال نمودم. عايشه گفت: خواهر زاده‌‏ام اين آيه در مورد دختر يتيمى است كه تحت پرورش و تكفل ولى (نامحرم) خود است، و مال و زيبايى دختر يتيم مورد پسند ولى‌‌اش واقع مي‌گردد، بنابراين او مي‌خواهد كه با او ازدواج كند بدون اينكه در دادن مهريه انصاف را پيشه نمايد بلكه مي‌خواهد او را با مهريه‌‏اى ارزان به نكاح خود در بياورد، بنابراين خداوند در اين آيه اولياى يتيمان را نهى نموده از اينكه آنها را اجبارا نكاح كنند و بر آنها ظلم نمايند و دستور داده كه در تعيين و پرداختن مهريه دختران يتيم، انصاف را پيشه كنند و نيز در اين آيه دستور داده شده كه آنها غير از دختران يتيم هر زنانى را كه مي‌پسندند بروند و با آنها نكاح كنند.

 عروة مي‌گويد كه عايشه فرمود: مردم بعد از نزول اين آيه، در مورد دختران يتيم از پيامبر صلي الله عليه و سلم بيشتر سؤال كردند، آنگاه خداوند اين آيه را نازل كرد: (و يستفتونك فى النساء). عايشه آيه: (و ترغبون ان تنكحوهن) را نيز چنين تفسير نموده است:

 «كه شما وقتى كه با دختر يتيمى كه ثروت و زيبائى ندارد حاضر به ازدواج نيستيد، همچنان نبايد با دختر يتيمى به خاطر مال و زيبايى‌اش ازدواج كنيد مگر اينكه بطور كامل انصاف را رعايت نموده و ظلمى بر يتيم روا نداريد.» { بخارى } مطلب ديگرى را كه خداوند متعال در سوره نساء براى حفظ حقوق زنان ذكر نموده اين است كه اگر فكر مي‌كنيد نمي‌توانيد ميان دو همسر برابرى و مساوات و عدالت برقرار نماييد با بيشتر از يك زن ازدواج نكنيد. چنانكه خداوند فرموده است:

 (فان خفتم الا تعدلوا فواحدة او ما ملكت ايمانكم){ نساء: 3} 

يعنى اگر شما ترس از آن داشتيد كه نمي‌توانيد ميان چند همسر مساوات برقرار كنيد پس با زندگى با يك همسر اكتفا كنيد.

 

 3- زنان در اسلام از ارث سهميه مي‌برند:

 خداوند فرموده است:

 (للرجال نصيب مما ترك الوالدان و الاقربون و للنساء نصيبا مما ترك الوالدان و الاقربون مما قل منه او كثر نصيبا مفروضا)

{ نساء: 8} 

براى مردان و براى زنان از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان از خود بجاى مي‌گذارند سهمى است. خواه آن تركه كم باشد خواه زياد. سهم هر يك را خداوند مشخص و واجب گردانيده است.

 در ايام جاهليت قبل از اسلام فقط مردان ارث مي‌بردند و زنان از ارث محروم بودند. اسلام به اين قانون جاهلى خاتمه داده و براى زن نيز سهمى در ارث مقرر نمود.

{ متأسفانه امروز نيز در بعضى مناطق همان قانون جاهلى قريش در مورد ارث زنان اعمال مي‌شود، يعنى فقط مردان و فرزندان پسر از ميراث پدر بهره‌‏مند و زنان و دختران محروم مي‌شوند. (مترجم)}

 

  4- تفاوت ميان سهم ميراث مرد و سهم ميراث زن:

 (يوصيكم اللّه فى اولادكم للذكر مثل حظ الانثيين) { نساء: 1} 

خداوند در باره فرزندانتان به شما فرمان مي‌دهد و بر شما واجب مي‌گرداند كه بهره يك مرد به اندازه بهره دو زن مي‌باشد.

 از آنجايى كه مرد عهده دار تامين نفقه فرزندانش مي‌باشد و نيز در هنگام ازدواج بايد مهريه زن را بپردازد، خداوند سهم مرد از ميراث را دوبرابر سهميه زن قرار داده است.

 از ابن عباس روايت شده است كه: «(در دوران جاهليت يا قبل از نزول سوره نساء) مال از آن فرزند بود و وصيت نامه به والدين تعلق مي‌گرفت خداوند از اين احكام چيزى را نسخ نموده و سهميه مرد را دو برابر زن قرار داده و براى هر يك از پدر و مادر يك ششم و يك سوم مقرر نموده و سهميه زن را از مال همسرش يك هشتم و يك چهارم قرار داد و براى شوهر نصف يك چهارم را معين كرد.» (بخارى)

 

 5- تعهد پرداخت مهريه زن توسط مرد:

 مهريه را بايد شوهر به زن بپردازد. خداوند متعال فرموده:

 (و آتوا النساء صدقاتهن نحلة فان طبن لكم عن شى‏ء منه نفسا فكلوه هنيئا مريئا) { نساء: 4} 

و مهريه زنان را به عنوان هديه‏اى خالصانه و فريضه‏اى خدايانه بپردازيد، پس اگر با رضايت خاطر چيزى از مهريه خود بشما بخشيدند آن را حلال و گوارا مصرف كنيد.

 ابن عباس مي‌گويد: نحله يعنى مهريه‏

 خداوند به شوهران دستور داده تا با زنهاى خود به خوبى زندگى كنند و فرموده است (وعاشروهن بالمعروف) { نساء 91} 

يعنى گفتار و كردارتان را بر حسب توان خود با زنان تان نيكو كنيد همچنانكه شما انتظار داريد كه همسرانتان با شما به نيكى رفتار كنند آنگونه كه خداوند فرموده است:

 (و لهن مثل الذى عليهن بالمعروف) { بقره 228} 

و براى همسران (حقوق و واجباتى) است (كه بايد شوهران ادا بكنند) بگونه‏اى شايسته همانگونه كه حق شوهران بر آنان واجب است.

 و پيامبر صلي الله عليه و سلم فرمودند: «بهترين شما بهترين‏تان با همسرش است و من از همه شما با همسرانم بهتر رفتار مي‌كنم» شيخ آلبانى اين حديث را صحيح‏{ ترمذى } دانسته است.

 شوهر موظف است با زنش به نيكى رفتار كند گرچه او مورد پسندش واقع نشود. خداوند متعال فرموده است:

 (فان كرهتموهن فعسى ان تكرهوا شيئا و يجعل اللّه فيه خيرا كثيرا) { نساء 9} 

و اگر هم از آنها كراهت داشتيد چه بسا كه از چيزى بدتان بيايد و خداوند در آن خير و خوبى فراوانى قرار بدهد.

 يعنى اميد است كه اگر شما با وجود نپسنديدن همسرانتان با آنها نيكى كنيد خداوند آن زن را مايه خير و بركت زيادى براى شما در دنيا و آخرت قرار دهد. و پيامبر صلي الله عليه و سلم فرموده است: (لا يفرك مؤمن مومنة ان كره منها خلقا رضى منها آخر)

 گرفتن مهريه از زن بعد از جدايى جايز نيست:

 خداوند متعال فرموده:

 (و ان اردتم استبدال زوج مكان زوج و اتيتم احداهن قنطارا فلا تاخدوا منه شيئا اتاخذونه بهتانا و اثما مبينا) { نساء: 20} 

و اگر خواستيد همسرى را بجاى همسرى برگزينيد. هرچند مال فراوانى هم مهر يكى از آنان كرده باشيد براى شما درست نيست كه چيزى از آن مال را دريافت داريد آيا با بهتان و گناه آشكار، آن را پس مي‌گيريد؟

 يعنى اگر كسى از شما قصد جدايى از همسرش را داشت و مي‌خواست همسرش را طلاق بدهدو با زنى ديگر ازدواج نمايد نبايد مهريه‏اى را كه به زنش داده از او پس بگيرد گرچه مال هنگفتى هم باشد.

 (و كيف تاخدونه و قد افضى بعضكم الى بعض و اخذن منكم ميثاقا غليظا) {نساء: 21} 

چگونه آنرا بازپس مي‌گيريد و حال آنكه با يكديگر آميزش داشته‏ايد و هر يك بر عورت ديگرى اطلاع پيدا كرده است و زنان از شما پيمان محكمى گرفته ‏اند.

 ابن عباس مي‌گويد منظور از اين، عقد ميان زن و شوهر است.

 اگر زنى را مي‌پسنديد و مي‌خواهيد با او ادامه زندگى بدهيد به تعبير قرآن با (امساك بمعروف) او را نگهداريد و اگر او را نمي‌پسنديد پس «تصريح به احسان كنيد، يعنى با پرداخت حق و حقوقى به خوبى او را از خود جدا كنيد.

 پيامبر صلي الله عليه و سلم در خطبه حجة الوداع فرموده: (استوصوا بالنساء خيرا، فانكم اخذتموهن بأمانة اللّه و استحللتم فروجهن لكلمة اللّه) {(رواه مسلم)}

 و نيز از مظاهر بزرگداشت و تجليل مقام زن در اسلام، حرام بودن نكاح محارم نسبى و رضاعى است:

 (حرمت عليكم امهاتكم و بناتكم و اخواتكم و عماتكم و بنات الاخ و بنات الاخت و امهاتكم اللتى ارضعنكم و اخواتكم من الرضاعة و امهات نسائكم، و ربائبكم اللتى فى حجوركم من نساءكم اللّتى دخلتم بهن فان لم تكونوا دخلتم بهن فلا جناح عليكم و حلائل ابناكم الذين من اصلابكم و ان تجمعوا بين الاختين الا ما قد سلف ان اللّه كان غفورا رحيما) {نساء 33} 

«خداوند بر شما حرام نموده است ازدواج با مادرانتان، دخترانتان، خواهرانتان، عمه هايتان، خاله هايتان، برادرزادگانتان، خواهرزادگانتان، مادرانى كه به شما شير داده‏اند، خواهران رضاعيتان، مادران همسرانتان، دختران همسرانتان (از مردان ديگر كه تحت كفالت و رعايت شما پرورش يافته و با مادرانشان همبستر شده‏ايد، ولى اگر با مادرانشان همبستر نشده‏ايد گناهى بر شما نيست)، همسران پسران صلبى شما، و اينكه دو خواهر را جمع آوريد، مگر آنچه گذشته است، بيگمان خداوند بسى بخشنده و آمرزنده است.»

 حرام قرار دادن نكاح اين افراد حكمت‏هاى بزرگ و اهداف بلندى كه فطرت سالم آن را اقتضاء مي‌كند در بر دارد، مثلا فلسفه حرمت نكاح دو خواهر اين است كه اگر آندو همسر يك مرد باشند در ميان خود دشمنى و رقابت مي‌ورزند و با يكديگر كينه مي‌ورزند و نهايتا به صله رحم لطمه وارد مي‌شود.

 

 



 
بازگشت به ابتدای صفحه     بازگشت به نتایج قبل                       چاپ این مقاله      ارسال مقاله به دوستان

اقوال بزرگان     

امام شافعى رحمه الله فرموده اند: "إذا رأيتموني أقول قولا وقد صح عن النبي صلى الله عليه وسلم خلافه فاعلموا أن عقلي قد ذهب" ( ابن عساكر بسند صحيح 15/10/1 ) يعنى: "اگر حرفى بزنم در حاليكه از پيامبر صلى الله عليه و سلم حديث صحيحى خلاف قول من وارد شده باشد پس بفهميد كه عقلم را از دست داده ام"

تبلیغات

 

منوی اصلی

  صفحه ی اصلی  
 جستجو  
  روز شمار وقايع
  عضویت در خبرنامه  
پیشنهادات وانتقادات  
همكارى با سايت  
ارتباط با ما  
 درباره ی ما  
 

تبیلغات

آمار

خلاصه آمار بازدیدها

امروز : 240
دیروز : 704
بازدید کل: 227962

تعداد کل اعضا : 199

تعداد کل مقالات : 3509

ساعت

نظر سنجی

آشنایی شما با سایت از چه طریقی بوده است ؟

موتورهای جستجو

سفارش دوستان

لینک از سایر سایت ها

نمایش نتــایج
نتــایج قبل
 
.محفوظ است islamwebpedia.com تمامی حقوق برای سایت
All Rights Reserved © 2009-2010