|
|
|
|
قال الله تعالی: {إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ{1} وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ{2} لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ{3} تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ{4} سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ} {5}. القدر: 1 – 5 و قال تعالی: {إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ} الدخان: ٣ خداوند می فرمايد: همانا ما قرآن را در شب قدر فرو فرستاديم. تا آخر سوره. القدر: 1 – 5 و می فرمايد: و ما آن را در شب مبارکی فرو فرستاديم. دخان: 3 شب قدر در يكى از 10 شب اخير واقع ميشود و خصوصا شبهاى وتر، لذا سنت است كه اعتکاف ده روز آخر ماه رمضان بمنظور برخورداري از خير و پاداش و دريافتن شب قدر انجام كيرد است. از عايشه روايت است که پيامبر صلى الله عليه و سلم در ده روز آخر رمضان به اعتکاف مينشست و ميفرمود : (تحروا ليلة القدر في العشر الأواخر من رمضان) (صحيح بخارى) «شب قدر را در ده شب آخر رمضان جستجو کنيد». از عايشه روايت است که پيامبر صلى الله عليه و سلم فرمود : (تحروا ليلة القدر في الوتر من العشر الأواخر من رمضان) (متفق عليه) «ليله القدر را در شبهاي فرد دهه ي آخر رمضان جستجو کنيد» (يعنى شبهاى 21، 23، 25، 27، 29). پيامبر صلى الله عليه و سلم بر قيام اين ده شب تشويق و ترغيب ميکرد : از ابوهريره روايت است که پيامبر صلى الله عليه و سلم فرمود : (من قام ليلة القدر إيمانا و احتسابا غفرله ما تقدم من ذنبه) (متفق عليه) «هرکس در شب قدر از روي ايمان (به اميد ثواب خدا) و اميد دريافت اجر و پاداش، قيام کند گناهان او بخشوده ميشود».
فضايل شب قدر 1- نزول قرآن كريم كه آن بعنوان معجزه جاويد بر رسول اكرم صلى الله عليه وسلم براى هدايت جهانيان مى باشد، وحجتى است بر معاندين. 2- همانا شبى است كه در آن بركت ورحمت زياد مى باشد. 3- شبى است كه در آن ارزاق وعمر وحوادث سال آينده مقدر ومشخص مى شود. 4- شبى است كه عبادت در آن بهتر از هزارماه مى باشد. 5- شبى است كه فرشتگان در آن نازل مى شوند، ونزول فرشتگان همراه با خير وبركت ورحمت وآزاد شدن بندگان از آتش مى باشد. 6- همانا شبى است كه در آن سلامتى از امراض وعقوبات مى باشد. 7- وقيام آن شب سبب كفاره وبخشش گناهان گذشته مى شود. رسول اكرم مى فرمايد: "من قام ليلة القدر إيمانا وإحتسابا غفر له ما تقدم من ذنبه" متفق عليه . «هر كس شب قدر را بپا دارد در حالى كه ايمان واميد اجر دارد گناهان گذشته او بخشيده مى شود» .
مقالات مرتبط: 2921-شب قدر 1472-شب قدر بهتر از هزار ماه است 1470-فضيلت برپا داشتن شب قدر 294-ليلة القدر |
|
|
|
تاریخ اسلام>اشخاص>سفانه بنت حاتم طایی
شماره مقاله : 1423 تعداد مشاهده : 101 تاریخ افزودن مقاله : 29/11/1388
|
|
سفانه رضی الله عنها دختر حاتم طایی
احمد الجدع ترجمه : عبدالصمد مرتضوی
«برادرش را به اسلام فرا میخواند» حاتم طایی در سخاوت و بخشش مشهور خاص و عام بود و هر کس میخواست از بخشش و سخاوت سخن گوید، نام او سرلوحهی کلامش بود. این بزرگ مرد قبل از ظهور اسلام دار فانی را وداع گفت و از خود دو یادگار، دختری به نام «سفانه» و پسری به نام «عدی» باقی گذاشت. دین اسلام کمکم جزیرهالعرب را فرا میگرفت و قبایل یکی پس از دیگری به دین اسلام مشرف میشدند. عدی همچنان بر دین مسیحیت باقی مانده بود و از پذیرفتن اسلام ابا میورزید.
به همین خاطر سپاهیان اسلام به قبیلهی او که به قبیلهی «طی» معروف بودند حملهور شدند. در پی این حمله، «عدی» از ترس به روم متواری شد اما خواهرش «سفانه» به اسارت مسلمانان درآمد.
وقتی مسلمانان اسیران را به مدینه منتقل کردند، «سفانه» نیز در میان آنان بود که ناگهان متوجه شد رسول خدا صلي الله عليه و سلم از کنار آنها در حال عبور است. او وقت را غنیمت شمرد و رسول صلي الله عليه و سلم را متوقف نمود. سپس خطاب به آن حضرت صلي الله عليه و سلم گفت : ای محمد صلي الله عليه و سلم من دختر سردار و سرور قومم هستم. پدرم به یاری مردم میشتافت و مشکلاتشان را حل میکرد. او در حفظ آبروی آنها کوشا بود و پیوسته میهماننوازی میکرد. در سلام کردن پیش قدم بود و گرسنگان را طعام میداد. او هیچگاه نیازمندی را از خویش نمیراند و... آری! من دختر حاتم طاییام و از تو میخواهم از اسارت رهایم سازی و نگذاری آبرویم خدشهدار گردد.
پس از پایان یافتن سخنان آن دختر، رسولخدا صلي الله عليه و سلم فرمود : صفاتی را که برای پدرت برشمردی در حقیقت صفات یک مؤمن بود. اگر پدرت ایمان آورده بود و مؤمن از دنیا میرفت برایش طلب مغفرت میکردیم.
رسولخدا صلي الله عليه و سلم با پی بردن به فضائل اخلاقی پدر سفانه،دستور فرمود تا او را آزاد کنند.
آن حضرت صلي الله عليه و سلم عاشق این بود که انسانهای آبرومند و شرافتمند را از ذلت برهاند و نگذارد به ورطۀ سقوط و خواری افتند.[1]
سفانه (رضی الله عنها) دختر مردی بزرگوار بود و به همین خاطر، رسول خدا صلي الله عليه و سلم او را از اسارتی که برای او نوعی ذلت تلقی میشد، رهانید و مورد لطفش قرار داد. او خطاب به سفانه (رضی الله عنها) فرمود : ای سفانه، در رفتن تعجیل مکن و صبر کن تا شخصی مورد اطمینان از خویشاوندان یا قبیلهی تو پیدا شود و تو را تا مقصدت همراهی نماید.
او فرد موردنظر را به آن حضرت معرفی کرد. رسول خدا صلي الله عليه و سلم بار و بنهی او را بست و توشهی راهش را فراهم آورد و او را رهسپار مقصدش نمود. «عدی» در شام مستقر شده بود و به همین خاطر سفانه (رضی الله عنها) عازم شام شد تا نزد برادرش برود. در آن جا برادرش را به شدت مورد سرزنش و ملامت قرار داد؛ زیرا او را تنها گذاشته بود تا اسیر مسلمانان شود. عدی به او گفت : من از کاری که کردم معذرت می خواهم، اما تو که از نزد محمد میآیی بگو که او را چگونه مردی یافتی؟ او جواب داد؛ به وی ملحق شو! چون اگر واقعاً پیامبر خدا باشد، هر کس زودتر به او ملحق شود به همان میزان از عزت بیشتری برخوردار خواهد شد. و اگر پادشاه و رئیس باشد، مطمئنم افرادی چون تو نزد او ذلیل نخواهند شد.
عدی سفارش خواهرش را آویزۀ گوشش قرار داد و گفت : به خدا سوگند که پیشنهاد خوبی دادی .
او به همراه خواهرش، ندای اسلام را لبیک گفت و به دین اسلام مشرف گردید.
عدی در سایۀ دین مبین اسلام، زندگی شرافتمندانهای را آغاز کرد و بعدها یکی از فرماندهان و افراد کارآمد جبههی مسلمانان گردید.
خداوند این برادر و خواهر را مورد رضایت خویش قرار دهد!
-------------------------------------------------------------------------------- [1]- اینگونه نبود که رسول خداr بین انسانها تبعیض قایل شود بلکه این خود روشی برای به دست آوردن دل افراد و سپس ارشاد آنها به سوی دین اسلام بود. (مترجم)
|
بازگشت به ابتدای
صفحه
بازگشت به نتایج قبل
چاپ
این مقاله
ارسال مقاله به دوستان |
|
|
 |
|
|
|