Untitled Document
 
 
 
  2010 Sep 09

----

30/09/1431

----

18 شهريور 1389

 

تبلیغات

حدیث

 

 رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: "شر الطعام طعام الوليمة، يمنعها من يأتيها، و يدعي إليها من يأباها، و من لم يجب الدعوة فقد عصي الله و رسوله" (متفق عليه)، يعنى: "بدترين عذا، غذاي وليمه‌اي است که فقراي نيازمند از آن منع و ثروتمندان بي‌نياز به آن دعوت شوند، وکسي که دعوت وليمه را اجابت نکند به راستي نافرماني خدا و رسول او را کرده است".

 معرفی سایت

نوار اسلام
سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت به زبان فارسی
سايت «مهتدين» (هدايت يافتگان)
سایت اخبار جهان اسلام
سایت عصر اسلام
کتابخانه آنلاین عقیده
سایت اسلام تکس - پاسخ به شبهات دینی
سایت خانواده خوشبخت
شبکه جهانی نور
سایت خبری تحلیلی اهل سنت
سایت بیداری اسلامی

 

 

 

  سخن سایت

قال الله تعالی: {إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ{1} وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ{2} لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ{3} تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ{4} سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ} {5}. القدر: 1 – 5
و قال تعالی: {إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ} الدخان: ٣
خداوند می فرمايد: همانا ما قرآن را در شب قدر فرو فرستاديم. تا آخر سوره. القدر: 1 – 5
و می فرمايد: و ما آن را در شب مبارکی فرو فرستاديم. دخان: 3
شب قدر در يكى از 10 شب اخير واقع ميشود و خصوصا شبهاى وتر، لذا سنت است كه اعتکاف ده روز آخر ماه رمضان بمنظور برخورداري از خير و پاداش و دريافتن شب قدر انجام كيرد است.
از عايشه روايت است که پيامبر صلى الله عليه و سلم در ده روز آخر رمضان به اعتکاف مي‌نشست و مي‌فرمود : (تحروا ليلة القدر في العشر الأواخر من رمضان) (صحيح بخارى) «شب قدر را در ده شب آخر رمضان جستجو کنيد».
از عايشه روايت است که پيامبر صلى الله عليه و سلم فرمود : (تحروا ليلة القدر في الوتر من العشر الأواخر من رمضان) (متفق عليه) «ليله القدر را در شبهاي فرد دهه ي آخر رمضان جستجو کنيد» (يعنى شبهاى 21، 23، 25، 27، 29).
پيامبر صلى الله عليه و سلم بر قيام اين ده شب تشويق و ترغيب مي‌کرد :
از ابوهريره روايت است که پيامبر صلى الله عليه و سلم فرمود : (من قام ليلة القدر إيمانا و احتسابا غفرله ما تقدم من ذنبه) (متفق عليه) «هرکس در شب قدر از روي ايمان (به اميد ثواب خدا) و اميد دريافت اجر و پاداش، قيام کند گناهان او بخشوده مي‌شود».

فضايل شب قدر
1- نزول قرآن كريم كه آن بعنوان معجزه جاويد بر رسول اكرم صلى الله عليه وسلم براى هدايت جهانيان مى باشد، وحجتى است بر معاندين.
2- همانا شبى است كه در آن بركت ورحمت زياد مى باشد.
3- شبى است كه در آن ارزاق وعمر وحوادث سال آينده مقدر ومشخص مى شود.
4- شبى است كه عبادت در آن بهتر از هزارماه مى باشد.
5- شبى است كه فرشتگان در آن نازل مى شوند، ونزول فرشتگان همراه با خير وبركت ورحمت وآزاد شدن بندگان از آتش مى باشد.
6- همانا شبى است كه در آن سلامتى از امراض وعقوبات مى باشد.
7- وقيام آن شب سبب كفاره وبخشش گناهان گذشته مى شود.
رسول اكرم مى فرمايد: "من قام ليلة القدر إيمانا وإحتسابا غفر له ما تقدم من ذنبه" متفق عليه .
«هر كس شب قدر را بپا دارد در حالى كه ايمان واميد اجر دارد گناهان گذشته او بخشيده مى شود» .

مقالات مرتبط:
2921-شب قدر
1472-شب قدر بهتر از هزار ماه است
1470-فضيلت برپا داشتن شب قدر
294-ليلة القد‌ر

لیست الفبایی     
               
چ ج ث ت پ ب ا آ
س ژ ز ر ذ د خ ح
ف غ ع ظ ط ض ص ش
ه و ن م ل گ ک ق
ی
   نمایش مقالات

الهیات و ادیان>ادیان دیگر>مسیحیت > تثلیث، دستاویز انکار دین!

شماره مقاله : 1425              تعداد مشاهده : 119             تاریخ افزودن مقاله : 29/11/1388

تثلیث، دستاویز انکار دین! 

 

مصطفی حسینی طباطبایی


هر چند بنیاد دیانت با سرشت آدمی پیوند دارد و از این‌رو در همه جای زمین و در میان همه اقوام، به نحوی، از دینداری اثری دیده می‌شود و هر چند که با تفکّر در پدیده‌های آفرینش، بدلیل «هدفداری‌ها» و «پیش‌بیني‌هایی» که در ساختمان موجودات ملاحظه می‌کنیم، می‌توان به وجود خداوند و صفات او پی برد ولی روی هم رفته، رفتار دینداران در جلب نظر مردم نسبت به بنیاد دیانت بسیار مؤثر شمرده می‌شود بویژه که دینداران مزبور از طبقه روحانیّون یعنی دعوتگران به مذهب باشند که روشن اندیشی و پاک‌زیستی ایشان می‌تواند عامل مؤثّری در جذب قلوب بسوی دین بشمار آید همانگونه که خرافی بودن و فساد اخلاقی این طبقه، آثار بسیار بدی در دور کردن مردم از دیانت بجای می‌نهد. 

در جهان مسیحیّت بعلّت روش خشونت‌بار روحانیّون در گذشته، و بدلیل اندیشه‌های موهومی که هم‌اکنون نیز کلیسا عرضه می‌کند، بسیاری از مردم متمدّن نسبت به اساس دیانت بدبین و بی‌اعتقاد شده‌اند و حتّی افراد فراوانی به الحاد گراییده‌اند. و اگر از سر انصاف بنگریم هرگز نمی‌توانیم کلیسا را در برابر این انحراف، تبرئه نموده و مسؤول نشماریم. 

ما در ... گذشته، شمّه‌ای از شیوه خشونت‌آمیز کشیشان مسیحی را در برخورد با مردم و روشنفکران نشان دادیم و اینک جا دارد چند سطری درباره افکار خرافی آنان و آثار زیانبار آنها نیز بنگاریم. 

اسکارلند برگ – فیزیک‌دان آمریکایی – می‌نویسد: «در خانواده‌های مسیحی اغلب اطفال در اوایل عمر بوجود خدایی شبیه انسان ایمان می‌آورند مثل اینکه بشر بشکل خدا آفریده شده است! این افراد، هنگامی که وارد محیط علمی می‌شوند و بفرا گرفتن و تمرین مسائل علمی اشتغال می‌ورزند، این مفهوم انسانی شکل و ضعیف خدا، نمی‌تواند با دلائل منطقی و مفاهیم علمی جور در بیاید و بالنّتیجه بعد از مدّتی که امید هر گونه سازش از بین می‌رود، مفهوم خدا بکلّی متروک و از صحنه فکر خاج می‌شود»![1]. 

آیا منشأ این لغزش فکری را چیز دیگری جز همان تعالیم کشیشان باید دانست که هرگاه از خدا سخن بمیان می‌آورند از کسی سخن می‌گویند که در حقیقت (و نه مجاز) پدر مسیح است؟! 

آیا این اندیشه نادرست، امثال زیگموند فروید اتریشی را برنیانگیخته که بگوید: «(از نظر پسیکانالیز) استنباط مذهبی ما از کائنات مشروط به وضع طفولیّت ما می‌باشد»[2]! و نیز بگوید: «پسیکا لانیز بما تذکّر می‌دهد تا به سخن معتقدین به خدا، هنگامی که از خدا بصورت پدری سخن می‌گویند اعتماد کنیم»[3]. و اظهار دارد که: «معتقدین به خدا اصل تکوین عالم را بر پایه فکر خدا – پدر – ترتیب می‌دهند»[4]. و فرد معتقد بخدا: «ایجاد عالم را شبیه خود تصور می‌کند»[5]! آری، چنانکه ملاحظه می‌شود خدایی که در فرویدیسم محکوم شده و از آثار احساسات کودکی! تلقّی می‌گردد، همان «خدای پدر» یعنی خدای کشیشان کاتولیک و پروتستان و ارتدکس است و با خدای مسلمانان که: «نزاییده و زاده نشده = ﴿لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ﴾[6] و «منزّه است از آنکه فرزندی داشته باشد = ﴿سُبْحَانَهُ أَنْ يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ﴾[7] و «هیچ چیز همانند او نیست = ﴿لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ﴾»[8] مناسبتی ندارد. 

هنگامی که ارباب کلیسا، خدایی را بمردم متمدّن معرّفی می‌کنند که ذاتی دگرگون شونده و متحوّل دارد و او را از مرتبه فوق مادّه، به تجسّد می‌کشانند و بدارش می‌آویزند! و به پندار نادرست پولس: «ملعونش می‌سازند تا لعنت بندگان را باز خرید کند»! و سپس دوام جهان بیکران را بر عهده چنین موجود متحوّل و مردنی و محکومی می‌نهند، البتّه جا دارد که ماتریالیسم، با این شیوه از خدا شناسی به پیکار برخیزد و بگوید: «خدا انسان‌ها را نساخته است بلکه انسان‌ها خدا را ساخته‌اند»! پس آیا کلیسا تا حدود زیادی مسؤول شیوع الحاد و مادّیگری در غرب نیست؟ و آیا نباید «تثلیث» و «ابن اللهی» و لوازم خرافی آنها را رها کند تا از بار مسؤولیتش در پیشگاه إلهی، قدری کاسته شود؟ 

در اینجا مناسب می‌دانیم سخنانی را از فیلسوف شهیر روسی، کنت لئوم تولستوی در کتاب: «اعتراف» گزارش کنیم تا معلوم شود که افراد متفکّر در برخورد با تعالیم کلیسا با چه دشواری‌هایی روبرو می‌شوند؟ 

«.... بخود گفتم «او» وجود دارد و فقط در همین لحظه که وجود او را تصدیق کردم حیات در من دمیده شد و من امکان زندگی را احساس کردم و لذّت وجود را درک نمودم امّا چون پس از تصدیق بوجود خدا در پی آن رفتم که نسبت خود را با او بدانم و چون در این مقام به تبعیّت قوم، تصوّر خدایی را کردم که خالق ما است و در سه شخص تجلّی کرده و پسر خویش عیسی مسیح – نجات دهنده ما را – فرستاده است، آن خدا باز از من و جهان جدا گشت، و چون تکّه یخی در مقابل دیدگانم آب شد و باز چیزی در من باقی نماند و باز چشمه حیات در من خشک شد و من همچنان مأیوس ماندم ...»[9]. 

این وصف الحال، نه تنها وضعی روحی تولستوی را در برابر الهیّات خرافی کلیسا نشان می‌دهد بلکه آینه روحیّات بسیاری از متفکّران غرب شمرده می‌شود. آیا کلیسا چاره‌ای برای اصلاح این موضوع اندیشیده است؟! 

 

 

 

 


 
--------------------------------------------------------------------------------
 
[1]- اثبات وجود خدا، تألیف گروهی از دانشمندان، مقاله اسکارلند برگ، ترجمه احمد آرام، صفحه 16. 

[2]- به کتاب فروید و فرویدیسم، اثر فلیسین شاله، ترجمه وکیلی نگاه کنید. 

[3]- به کتاب فروید و فرویدیسم، اثر فلیسین شاله، ترجمه وکیلی نگاه کنید. 

[4]- به کتاب فروید و فرویدیسم، اثر فلیسین شاله، ترجمه وکیلی نگاه کنید. 

[5]- به کتاب فروید و فرویدیسم، اثر فلیسین شاله، ترجمه وکیلی نگاه کنید. 

[6]- قرآن، سوره اخلاص، آیه 3. 

[7]- قرآن، سوره نساء، آیه 171. 

[8]- قرآن، سوره شوری، آیه 11. 

[9]- اعتراف، اثر تولستوی، ترجمه هوشمند فتح اعظم، صفحه 89-90. 



 
بازگشت به ابتدای صفحه     بازگشت به نتایج قبل                       چاپ این مقاله      ارسال مقاله به دوستان

اقوال بزرگان     

علي رضی الله عنه می‌گويد: هر كس مرا از ابوبكر و عمر رضی الله عنهما برتر و افضل‌تر بداند، بر او حد تهمت زننده را اجرا مي‌كنم‌(فضايل الصحابه، 1/83).

تبلیغات

 

منوی اصلی

  صفحه ی اصلی  
 جستجو  
  روز شمار وقايع
  عضویت در خبرنامه  
پیشنهادات وانتقادات  
همكارى با سايت  
ارتباط با ما  
 درباره ی ما  
 

تبیلغات

آمار

خلاصه آمار بازدیدها

امروز : 258
دیروز : 704
بازدید کل: 227980

تعداد کل اعضا : 199

تعداد کل مقالات : 3509

ساعت

نظر سنجی

آشنایی شما با سایت از چه طریقی بوده است ؟

موتورهای جستجو

سفارش دوستان

لینک از سایر سایت ها

نمایش نتــایج
نتــایج قبل
 
.محفوظ است islamwebpedia.com تمامی حقوق برای سایت
All Rights Reserved © 2009-2010