Untitled Document
 
 
 
  2019 Jul 17

----

14/11/1440

----

26 تير 1398

 

تبلیغات

حدیث

 

 پيامبر صلى الله عليه و سلم فرمودند:
«إياكم‌ والظن‌ فإن‌ الظن‌ أكذب ‌الحديث‌»
« از گمان‌ بپرهيزيد زيرا گمان‌ دروغ ‌ترين‌ سخنهاست» (حديث صحيح)

 معرفی سایت

نوار اسلام
اسلام- پرسش و پاسخ
«مهتدين» (هدايت يافتگان)
اخبار جهان اسلام
تاریخ اسلام
کتابخانه آنلاین عقیده
سایت اسلام تکس - پاسخ به شبهات دینی
خانواده خوشبخت
شبکه جهانی نور
سایت خبری تحلیلی اهل سنت
بیداری اسلامی
صدای اسلام

 

 

 

  سخن سایت

قال ابن الجوزي ( تلبيس إبليس: 447) ‏عن يحيى بن معاذ يقول: «اجتنب صحبة ثلاثة أصناف من الناس العلماء الغافلين والفقراء المداهنين والمتصوفة الجاهلين».
امام ابن جوزی در کتاب "تلبیس ابلیس" آورده: از يحيي بن معاذ نقل است كه فرمود: «از صحبت سه گروه بپرهيزيد: عالمان غافل، فقيران تملق گو و صوفیان جاهل».

لیست الفبایی     
               
چ ج ث ت پ ب ا آ
س ژ ز ر ذ د خ ح
ف غ ع ظ ط ض ص ش
ه و ن م ل گ ک ق
ی
   نمایش مقالات

الهیات و ادیان>فرقه ها و مذاهب>شیعه > عقيده شيعه درباره حلول خداوند در کالبد امامان

شماره مقاله : 1603              تعداد مشاهده : 606             تاریخ افزودن مقاله : 26/2/1389

عقيده شيعه درباره حلول خداوند در کالبد امامان

 
روایاتی دارند که مدعی هستند بخشی از نور خدا در علی حلول کرده است:
ابو عبدالله می‌گوید: سپس با دستش مرا لمس کرد،  نورش در ما حلول کرد...([1]) در روایت دیگر آمده،  خداوند عز و جل ما را با خودش قاطی کرد.....([2]) البته ائمه قبل از آفریدن مخلوقات نور بودند.
این نور الهی همانطور که می‌گویند منشأ همان قدرت خیالی و اسطوره‌ای آن‌ها است چون هر کس مقداری از روایات ـ که خیلی فراوان هستند ـ مربوط به‌ معجزات ـ بر اساس گمان خودشان ـ را ببیند متوجه می‌شود که صفات خداوند را برای ائمه قرار داده‌اند،  مثلا در مورد زنده کردن،  نابود کردن،  آفریدن،  رزق دادن و غیره چنین کرده‌اند.([3]) ولی روایات شیعه که‌ این‌را به‌ خداوند عز و جل ربط می‌دهد،  حاوی نوعی گول زدن و فریب دادن است.
مثلاً علی می‌تواند مرده را زنده کند. در اصول کافی از ابی عبدالله روایت شده که گفته: امیر المؤمنین خاله کوچکی از بنی مخزوم داشته و یکی از جوانان بنی مخزوم آنجا آمد و گفت: ای دایی! برادرم مرد در حالی که‌ مادرش خیلی ناراحت است،  گفت: می‌خواهی آن‌را ببینید؟
گفت: بله
گفت: قبرش را به من نشان بده.
راوی گفت: علی با عبای رسول خدا صلی الله علیه و سلم  بیرون رفت،  وقتی به سر قبرش رسیدند،  دو طرف قبر را جمع کرد و با پا به آن زد،  از قبرش بیرون آمد و با زبان فارسی سخن می‌گفت.
امیر المؤمنین به او گفت: مگر تو عرب نبودی و دنیا را جا نگذاشتی؟
گفت: بله،  اما ما چون در دوران ابوبکر و عمر مرده‌ایم،  زبان ما تغییر کرده‌ است.([4])
حتی گمان می‌کنند که علی می‌تواند همه مردگان را زنده ‌کند.([5])
یا می‌گویند: ضربه‌ای را به سنگی وارد کرد که‌ صد شتر از آن بیرون آمدند.([6])
سلیمان می‌گوید: اگر ابو حسین سوگند یاد کند که همه‌ی مردم زنده شوند،  آن‌ها را زنده می‌کند.([7])
این غلو و افراط دقیقاً از شرک مذاهب بت‌پرست و وثنی بزرگ‌تر است که افعال و صفات خدا را به بتها نسبت می‌دهند،  فقط تصورش برای باطل بودن چنین تفکراتی کافی است،  چون مخالف عقل و نقل و سنت الهی در جهان هستی است،  همانطور که مخالف زندگی واقعی ائمه عظام و پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم  می‌باشد،  خداوند می‌فرماید:
{ قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلا ضَرًّا إِلا مَا شَاءَ اللَّهُ ...} الأعراف: ١٨٨
(بگو: من مالك سودي و زياني براي خود نيستم،  مگر آن مقداري كه خدا بخواهد).
شگفت این است که کتب شیعه با این همه غلو و افراط در مورد ائمه،  چیزهای مخالف و متناقضی را روایت می‌کنند،  تا تناقض عادتی و فطری آن‌ها را در دروغ و باطل گوی ثابت گرداند،  در «رجال الکشی» از جعفر بن محمد روایت شده که گفته: سوگند به خدا ما جز بندگانی نیستیم که انتخاب شده‌ایم،  نمی‌توانیم به کسی نفع و زیان برسانیم،  اگر به ما رحم کند بر اساس رحمت خودش می‌باشد و اگر ما را عذاب دهد بر اثر گناهانمان است،  سوگند به خدا ما بر خداوند دلیلی نداریم،  و از جانب خدا به‌ هیچ‌گونه‌ برائتی دست نیافته‌ایم،  ما می‌میریم،  دفن می‌شویم،  زنده می‌گردیم و در بارگاه پروردگار می‌ایستیم و مورد محاسبه قرار می‌گیریم،  وای به حال شما!!! نفرین خدا بر کسانی که رسول خدا صلی الله علیه و سلم  را در قبر اذیت می‌کنند و علی و فاطمه و حسن و حسین و علی بن حسین و محمد بن علی را آزار می‌دهند....،  شما را به شهادت می‌گیرم من انسانی هستم که رسول خدا صلی الله علیه و سلم  مرا به دنیا آورده،  از طرف خداوند ضمانت و برائتی نگرفته‌ام،  اگر اطاعت کنم پاداش می‌بینم و اگر نافرمانی کنم سزا داده می‌شوم.([8])
اما شیوخ شیعه این نوع اقرارات را تقیه می‌دانند.([9])
قوم خود را گمراه کرده‌اند،  و شیعه را به مذهب شیوخ تبدیل کرده‌اند نه مذهب ائمه.
این بعضی از شواهدی بود که در کتب آن‌ها وجود داشت و ما هم در بحث حلول خدا در جسد ائمه نزد شیعه آن‌ها را ذکر کردیم ولی انحرافات شیعه اینجا هم متوقف نشده،  بلکه سر از «وحدت وجود{یعنی همه کائنات خدا هستند}» بیرون آوردند و معتقد به این شرک خانمان‌سوز هستند و دائره شرک را وسیع‌تر کرده‌اند.([10])
ضمناً چنین کفری را بزرگ‌ترین توحید می‌دانند،  حتی شیخ نراقی می‌گوید: این غایت توحید است.([11])
همچنین کاشانی ـ نویسنده الوافی یکی از کتاب‌های اصولی متأخر شیعه ـ عقیده وحدة الوجود را بحث کرده و در این مورد رساله‌ای را گماشته،  و در آن رساله همان روش ابن عربی و غیره را گرفته و مثل آن‌ها به سخن گفتن پرداخته و ابن عربی را یکی از عارفان بزرگ قلمداد نموده‌ است.([12])
گرایش تصوف افراطی به‌ ساختار مذهب اثنی عشری راه پیدا کرده‌د و عقول بزرگان متأخر آن‌ها را فرا گرفته است،  براستی که‌ بین افکار افراطی تصوف و شیعه تشابه زیادی وجود دارد.([13])
 
به نقل از كتاب: نقد و  بررسى اصول و پايه‌هاى  مذهب شيعه دوازده امامى
مصدر: سايت نوار اسلام
IslamTape.Com
 


([1])ـ اصول کافی،  ج1،  ص440،  بحار الانوار،  ج1،  ص441و442.
([2])ـ اصول کافی،  ج1،  ص435.
([3])ـ بحار الانوار باب «جوامع المعجزات»،  ج42،  ص17و50 و باب «غرائب معجزه»،  ج42،  ص50و56.
([4])ـ اصول کافی،  ج1،  ص457،  بحار الانوار،  ج41،  ص192،  بصائر الدرجات،  ص76.
([5])ـ بحار الانوار،  ج41،  ص194،  او هم آن را به کتاب «الخراج و الجرائح» نسبت داده است اما در نسخه چاپی آن وجود ندارد.
([6])ـ بحار الانوار،  ج41،  ص198.
([7])ـ بحار الانوار،  ج41،  ص201،  الخرائج و الجرائح،  ص82.
([8])ـ رجال الکشی،  ص225و226.
([9])ـ رجال الکشی،  ص151،  باب تقییه.
([10])ـ مجموع فتاوای ابن تیمیه،  ج1،  ص140.
([11])ـ مهدی ابن ابی ذر کاشانی/الزریعه،  ج5،  ص58،  جامع السادات،  ص132و133.
([12])ـ لؤلؤة البحرین،  ص121.
([13])ـ الصله بین تصوف و التشیع/کامل شیبی،  الفكر الشیعى و النزعات الصوفیة،  از همین نویسنده‌،  الفكر الصوفى/عبدالرحمن عبدالخالق،  ص389،  این حقیقت بعضی از شیعیان مانند هاشم معروف حسینی را به سخن گفتن واداشت و آن را در کتابی به نام "بین التصوف والتشیع" رد کرد.



 
بازگشت به ابتدای صفحه     بازگشت به نتایج قبل                       چاپ این مقاله      ارسال مقاله به دوستان

اقوال بزرگان     

الربيع ابن سليمان يقول: سمعت الشافعي يقول: «إذا صح الحديث عن رسول الله صلى الله عليه وسلم فهو أولى أن يؤخذ به من غيره». و ربیع بن سلیمان می گوید: شنیدم که شافعی می فرمود: «هرگاه حدیث صحیحی از رسول خدا صلی الله علیه وسلم ثابت گشت، پس آن حدیث اولی تر است از اینکه به قول و رای دیگری عمل شود». منبع: "حلية الأولياء وطبقات الأصفياء" حافظ أبو نعيم اصفهاني.




تبلیغات

 

منوی اصلی

  صفحه ی اصلی  
 جستجو  
  روز شمار وقايع
  عضویت در خبرنامه  
پیشنهادات وانتقادات  
همكارى با سايت  
ارتباط با ما  
 درباره ی ما  
 

تبیلغات

آمار

خلاصه آمار بازدیدها

امروز : 1971
دیروز : 4533
بازدید کل: 10673047

تعداد کل اعضا : 617

تعداد کل مقالات : 11224

ساعت

نظر سنجی

كداميك از كانال‌هاى اهل سنت فارسى را بيشتر مي‌پسنديد؟

كانال فارسى نور

كانال فارسى كلمه

كانال فارسى وصال

نمایش نتــایج
نتــایج قبل
 
.محفوظ است islamwebpedia.com تمامی حقوق برای سایت
All Rights Reserved © 2009-2010