Untitled Document
 
 
 
  2019 Dec 05

----

07/04/1441

----

14 آذر 1398

 

تبلیغات

حدیث

 

پيامبر صلى الله عليه و سلم فرمود:
« يُقَالُ لِصاحبِ الْقُرَآن: اقْرأْ وَارْتَقِ وَرَتِّلْ كَما كُنْتَ تُرَتِّلُ في الدُّنْيَا، فَإنَّ منْزِلَتَكَ عِنْد آخِرِ آيةٍ تَقْرَؤُهَا » (روايت أبو داود و ترْمذي)
" براي صاحب قرآن گفته مي شود، بخوان و به پله هاي بهشت بالا رو و تلاوت کن، چنانچه در دنيا تلاوت مي کردي، زيرا مقام تو در نزد آخرين آيه اي است که آن را مي خواني ".

 معرفی سایت

نوار اسلام
اسلام- پرسش و پاسخ
«مهتدين» (هدايت يافتگان)
اخبار جهان اسلام
تاریخ اسلام
کتابخانه آنلاین عقیده
سایت اسلام تکس - پاسخ به شبهات دینی
خانواده خوشبخت
شبکه جهانی نور
سایت خبری تحلیلی اهل سنت
بیداری اسلامی
صدای اسلام

 

 

 

  سخن سایت

قال ابن الجوزي ( تلبيس إبليس: 447) ‏عن يحيى بن معاذ يقول: «اجتنب صحبة ثلاثة أصناف من الناس العلماء الغافلين والفقراء المداهنين والمتصوفة الجاهلين».
امام ابن جوزی در کتاب "تلبیس ابلیس" آورده: از يحيي بن معاذ نقل است كه فرمود: «از صحبت سه گروه بپرهيزيد: عالمان غافل، فقيران تملق گو و صوفیان جاهل».

لیست الفبایی     
               
چ ج ث ت پ ب ا آ
س ژ ز ر ذ د خ ح
ف غ ع ظ ط ض ص ش
ه و ن م ل گ ک ق
ی
   نمایش مقالات

الهیات و ادیان>مسائل و عقايد اسلامي>مولودی > برگزاري جشن مولودي

شماره مقاله : 1916              تعداد مشاهده : 476             تاریخ افزودن مقاله : 3/4/1389

برگزاري جشن مولودي

تأليف: شيخ محمد بن جميل زينو
(استاد و مدرس دارالحديث مكه مكرمه)
مترجم:عبدالرحمن حسين پور


يكي از مراسمات بسيار پررنگ اهل تصوف، مراسم عيد ميلاد يا جشن مولودي است كه در روز دوازدهم ربيع الاول هر سال، به مناسبت تولد پيامبر عظيم الشأن اسلام در آن روز برگزار مي شود. اين كار تدريجاً به عنوان امري جهاني و فراگير در سراسر ممالك اسلامي در آمده و عنوان عبادت را به خود اختصاص داده است، در حاليكه در عهد مبارك پيامبر اسلامث و خلفاي راشدين و صحابه و تابعين وجود نداشته و مرسوم نبوده و دين هم كامل شده و نيازي به كامل كردن ندارد.
الله تعالي مي فرمايد:﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا﴾[1] «امروز دين شما را برايتان كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آئين خداپسند براي شما برگزيدم.» پيامبر اكرمث نيز مي فرمايد:٭٭قَدْ تَرَكْتُكُمْ عَلَى الْبَيْضَاءِ لَيْلُهَا كَنَهَارِهَا لَا يَزِيغُ عَنْهَا بَعْدِي إِلَّا هَالِكٌ٭٭[2] (من شما را بر راه روشني ترك كرده و جا گذاشته ام كه شبش همانند روز، روشن است و كسيكه بعد از من از راه، روش و سنتم دور شود، هلاك خواهد شد.) پس بر هر مسلماني واجب و لازم است در تمام عبادات خود از روش و سنت پيامبر اكرمث تبعيت كرده و از كارهاي تازه و نوظهور در دين پرهيز كند، همچنانكه علماي اهل سنت و جماعت فرموده اند:[العبادات توقيفيّة لا مجال للعقل في تشريعها او أستحسانها او تقبيحها] "عبادت توقيفي است، يعني بايد بر آن وقف كرده و همانطور كه در عهد پيامبر و خلفاي راشدين انجام شده آن را انجام داد و عقل هيچ تصرف و دخالتي در پسند و يا ناپسند(حسنه و سيئه) شمردن و قانونگذاري(تشريع) در دين را ندارد."
پيامبر اكرمث مي فرمايد:٭٭مَنْ أَحْدَثَ فِي أَمْرِنَا مَا لَيْسَ مِنْهُ فَهُوَ رَدٌّ٭٭[3] (هركس چيزي در امر ما (دين) بيفزايد، كه آن چيز در دين نبوده باشد، كارش مردود و باطل است.) و همچنين مي فرمايد:٭٭إِيَّاكُمْ وَمُحْدَثَاتِ الْأُمُورِ فَإِنَّ كُلَّ مُحْدَثَةٍ بِدْعَةٌ وَكُلَّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ٭٭[4] (از كارهاي نوظهور و تازه پيدا(در دين) خودداري كنيد، چون هر نو ظهوري بدعت و هر بدعتي گمراهي است.) و صحابي جليل القدر عبدالله بن مسعودط مي فرمايد:[إتّبعوا و لا تبتدعوا فقد كفيتم]"(از سنت پيامبر) تبعيت كرده و بدعت گذاري نكنيد، براستي كه تبعيت براي شما كافيست." همچنين يار بزرگوار پيامبر حذيفه بن يمانط مي فرمايد:[كلّ عبادة لم يتعبّدها اصحاب رسول الله فلا تتعبّدوها، فانّ الاول لم يدع للأخر مقالا] "هر عبادتي كه ياران پيامبر انجام نداده بودند، آن را انجام ندهيد چون نسل اول از مسلمين(اصحاب) سخني براي نسل آخر باقي نگذاشته است."
پيامبر اكرمث سه قرن طلائي صدر اسلام را بعنوان بهترين قرن و دوران، معرفي كرده و مي فرمايد:٭٭ خَيْرُ النَّاسِ قَرْنِي ثُمَّ الَّذِينَ يَلُونَهُمْ ثُمَّ الَّذِينَ يَلُونَهُمْ ٭٭[5] (بهترين قرنها، قرن من است، سپس كسانيكه در دو قرن بعد از آن مي آيند.)
منشأ پيدايش عيد ميلاد(مولودي)
حال مشخص شد كه عيد ميلاد در سه قرن طلايي اسلام وجود نداشته و پيامبر عظيم الشأن، اصحاب و ياران، تابعين و تابع تابعين هيچگاه آن را انجام نداده اند، پس ببينيم در چه زماني و در چه مكاني و چه كساني اين مراسم را به دين افزوده و چگونه در ميان مسلمانان رواج يافت.
امام ابن كثير در كتاب«البدايه و النهايه» جلد11 صفحه 172 مي فرمايد:[إنّ الدولة الفاطمية- العبيدية المنتسبة الي عبيدالله بن ميمون القداح اليهودي- التي حكمت مصر من 357 الي 567 الهجرية أحدثوا إحتفالات بأيّام كثيرة و منها الإحتفال بمولد النبي - صلي الله عليه و سلم-] "حكومت و دولت فاطمي كه به خاطر انتساب به عبيدالله پسر ميمون قداح يهودي به دولت عبيدي نيز مشهور بود و از سال 357 تا سال 567 (به مدت 210 سال) بر مصر حكومت مي كرد مراسم و مناسبتهاي بسياري را در روزهاي سال احداث و اختراع كرده كه مراسم جشن تولد پيامبر نيز از جملة آن مراسمات بود."
بجز امام ابن كثير، امام مقريزي در كتاب«المواعظ و الاعتبار» جلد 1 صفحه 490 و شيخ محمد بخيت المطيعي مفتي قديم ديار مصر در كتاب«احسن الكلام فيما يتعلق بالسنه و البدعه و الأحكام» صفحه 45،44 و شيخ علي محفوظ در كتاب ارزشمند«الإبداع في مضارّ الابتداع» صفحه 251 اين مسأله را ذكر كرده و تأييد فرموده اند. بسي جاي تأسف است كه امت پيامبر با وجود دين كاملي كه دارند، مراسم عبادي و ديني خود را از فاطمي هاي زنديق اولاد و احفاد عبدالله بن سبأ يهودي فرا گيرند.
مضرات انجام مراسم مولودي
1. انجام دادن كاري بعنوان بخشي از دين، كه عالمترين انسانها به دين خدا يعني اصحاب، تابعين و تابع تابعين انجام نداده اند، بمعني نقص آنها و كمال ما در دين است.
2. ترك تبعيت اصحاب پيامبر و دنباله روي فاطمي هاي زنديق.
3. مشابهت و تقليد از قوم مسيحي كه عيد ميلاد پيامبر خدا عيسي÷ را بعنوان بخشي از دين قرار داده اند، در حاليكه تقليد از آنها براي مسلمين حرام است. و همچنين زبان حال كساني كه مراسم مولودي را انجام مي دهند، گوياي كلماتي كفر آميز است، از جمله:1. دين اسلام ناقص و محتاج تكميل كردن است.2. پيامبر اكرمث خير عظيمي را از امت خود مخفي كرده يا بدان آگاهي نداشته است.3.اصحاب و تابعين، محبت پيامبر را در دل نداشته و يا پي به قدر و منزلت و مقام ايشان نبرده اند در غير اين صورت از انجام مراسم مولودي صرف نظر نمي كردند.
كفريات و شركيات موجود در قصيدة برديه
يكي از قصائد معروف اهل تصوف كه در مراسم مولودي خوانده مي شود قصيدة برديه است؛ اين قصيده از شاعر معروف صوفي مسلك بوصيري است كه او را به امام بوصيري معروف كرده اند. حال چند بيت از اين قصيده را مي آوريم تا مردم بدانند كه در مراسمات خود چه خطري را زمزمه مي كنند:
1. يا أكرم الخلق ما لي من ألوذ به سواك عند حلول الحادث العمم
شاعر خطاب به پيامبر اكرمث مي گويد: اي بزرگوارترين فرد در ميان مخلوقات، بهنگام سختي ها و دشتواريهاي زندگي، جز تو كسي را ندارم كه به او پناه ببرم.
اين گفته، شرك اكبر است و گويندة آن در صورتيكه به شرك بودن آن آگاهي داشته باشد، توبه نكرده و پشيمان نشود، به ابدي در جهنم خواهد ماند. الله تعالي مي فرمايد:﴿وَلَا تَدْعُ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنْفَعُكَ وَلَا يَضُرُّكَ فَإِنْ فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذًا مِنَ الظَّالِمِينَ﴾[6]«و به جاي خدا كس و چيزي را پرستش مكن و به فرياد مخوان كه به تو نه سودي مي رسانند و نه زياني، اگر چنين كني(دعا و فرياد خود را متوجه مخلوق سازي) از ستمكاران(مشركين) خواهي شد.» و پيامبر اكرمث مي فرمايد:٭٭مَنْ مَاتَ وَهْوَ يَدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ نِدًّا دَخَلَ النَّارَ وَقُلْتُ أَنَا مَنْ مَاتَ وَهْوَ لَا يَدْعُو لِلَّهِ نِدًّا دَخَلَ الْجَنَّةَ٭٭[7] (كسي كه در زندگي از غير الله تعالي ياري و كمك بخواهد، پس از مرگ داخل جهنم خواهد شد.)
2. فأنّ من جودك الدنيا و ضرّتها و من علومك علم اللوح و القلم
شاعر ادعا مي كند كه بوجود آمدن جهان هستي، از بخشش پيامبر است و علم لوح و قلم نيز بخشي از معلومات اوست، در حاليكه الله تعالي مي فرمايد:﴿وَإِنَّ لَنَا لَلْآَخِرَةَ وَالْأُولَى﴾[8] «و قطعاً آخرت و دنيا همه از آن ماست.» پس دنيا و قيامت ملك و خلق الله تعالي است و پيامبر اكرمث هيچ تصرفي در آن نداشته و كسي جز الله تعالي نيز بر علم لوح و قلم مطلع نيست، و اين بيت نهايت غلو و زياده روي در مقام و منزلت پيامبر است در حاليكه خود پيامبر مي فرمايد:٭٭لَا تُطْرُونِي كَمَا أَطْرَتْ النَّصَارَى ابْنَ مَرْيَمَ فَإِنَّمَا أَنَا عَبْدُهُ فَقُولُوا عَبْدُ اللَّهِ وَرَسُولُهُ٭٭[9] (در شأن و منزلت من زياده روي نكنيد همچنانكه قوم مسيح، در حق عيسي پسر مريمإ مبالغه و زياده روي كردند، من بندة پروردگارم؛ پس بگوييد(محمد)بنده و فرستادة خدا.)
3. ماسامني الدهر ضيما واستجرت به الا و نلت جوارا منه لم يضم
مفهوم اين بيت اين است كه هرگاه به مرض يا دردي مبتلا گشته و به پيامبر پناه برده باشم، حتماً شفا يافته ام. در حاليكه الله تعالي از زبان پيامبر خود ابراهيم÷ مي فرمايد:﴿وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ﴾[10] «و هنگامي كه بيمار شوم اوست كه مرا شفا مي دهد.» و همچنين مي فرمايد: :﴿وَإِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلَا كَاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ﴾[11] «اگر خداوند زياني به تو برساند هيچكس جز او نمي تواند آن را برطرف سازد.» همچنين پيامبر اكرمث مي فرمايد:٭٭إِذَا سَأَلْتَ فَاسْأَلْ اللَّهَ وَإِذَا اسْتَعَنْتَ فَاسْتَعِنْ بِاللَّهِ٭٭[12] (هرگاه چيزي خواستي از الله تعالي بخواه و هرگاه ياري جستي از او ياري بجوي.)
4. فأنّ لي ذمّة منه بتسميتي محمدا و هو اوفي الخلق بالذّمم
شاعر ادعا مي كند همين كه اسمش محمد و هم نام پيامبر است از آتش جهنم در امان است. آيا اين عهد و پيمان را از چه كسي دريافت كرده؟ در حاليكه بسياري از انسانهاي فاسق، فاجر، ظالم، خونخوار و حتي كمونيست نيز محمد نام دارند و پيامبر اكرمث به دختر بزرگوار خود مي فرمايد:٭٭سَلِينِي مَا شِئْتِ مِنْ مَالِي لَا أُغْنِي عَنْكِ مِنْ اللَّهِ شَيْئًا٭٭[13] (از ثروتم هر چه مي خواهي طلب كن، اما نزد خدا نمي توانم كاري برايت انجام دهم.)
5. لعلّ رحمة ربّي حين يقسمها تأتي علي حسب العصيان في القسم
شاعر اميدوار است ملاك و معيار دستيابي به بيشترين اندازه از رحمت خدا هنگام تقسيم نزول از جانب پروردگار، گنهباري بيشتر باشد و هركس بيشتر گناه كرده باشد، بيشترين رحمت را دريافت كند. در حاليكه الله تعالي مي فرمايد:﴿إِنَّ رَحْمَةَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ﴾[14]«بي گمان رحمت يزدان به نيكوكاران نزديك است.» همچنين مي فرمايد:﴿وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُمْ بِآَيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ﴾[15] «و رحمت من همه چيز را در برگرفته، پس آن را براي كساني مقرر خواهم داشت كه پرهيزگاري كرده و زكات را پرداخته و به آيات ما ايمان بياورند.»
6. و كيف تدعوا الي الدنيا ضرورة من لولاه لم تخرج الدنيا من العدم
شاعر خيال مي كند كه اگر بخاطر پيامبر نبود، دنيا بوجود نمي آمد، در حاليكه خود پيامبر يكي از افراد جامعة انساني است و بنا بشهادت قرآن، جن و انس، براي عبادت آفريده شده اند. ﴿وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ﴾[16] «من جن و انس را جز براي عبادت نيافريده ام.» ﴿وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ﴾[17] «و پروردگارت را پرستش كن تا مرگ به سراغ تو مي آيد.(پس ثابت شد كه نه تنها دنيا بخاطر پيامبر خلق نشده، بلكه شخص پيامبر اكرمث نيز براي عبادت پروردگار خود آفريده شده است.)»
7. أقسمت بالقمر المنشق ان له من قلبه نسبة مبرورة القسم
شاعر در اين بيت به ماه كه بوسيلة معجزة پيامبر دو نيم شد، سوگند ياد مي كند در حاليكه پيامبر مي فرمايد:٭٭مَنْ حَلَفَ بِغَيْرِ اللَّهِ فَقَدْ أَشْرَكَ٭٭[18] (هركس كه بغير الله تعالي سوگند ياد كند، مرتكب شرك شده است.(البته بايد توجه داشت كه سوگند بغير الله تعالي همانند رياء و سمعه شرك اصغر است و انسان را از اسلام خارج نمي كند).)
8. لو ناسبت قدره آياته عظما أحيا اسمه حين يدعي دارس الرّمم
شاعر در اينجا مثل اينكه از الله تعالي ايراد گرفته و احساس مي كند كه قدر و منزلت پيامبر بسيار بيشتر از معجزات اوست و بايستي هنگام شنيدن نام پيامبر، مرده زنده مي شد، در حاليكه الله تعالي آگاهتر از هركس به مقام پيامبران است و به هر كدام از آنها معجزة مخصوصي، مناسب احوال او عطا فرموده است.
(يكي از دروغهاي شاخداري كه در ميان مردم منتشر كرده اند اين است كه گويا صاحب اين اشعار به نوعي مرض پوستي مبتلا بوده و مردم از وي بيزار و متنفر شده بودند، پيامبر را در خواب ديده و عباي وي را پوشيده و اين اشعار را براي او بازگو كرده و به تأييد پيامبر رسيده و حتي نصفي از يك بيت آن را پيامبر برايش سروده است. بدين شيوه كه شاعر در حضور پيامبر گفتهمولاي صلّ وسلّم دائما ابدا و پيامبر نيز نصف ديگر را كامل كرده و فرمودهعلي حبيبك خيرالخلق كلّهم) زمانيكه از خواب بيدار شده مريضيش شفا يافته و به همين علت قصيدة خود را بنام برده يا برئه نامگذاري كرده است.
پناه بر خدا از اين دروغ و افتراي خطرناك، ما در حديث صحيح مي بينيم كه فردي در محضر مبارك پيامبر و خطاب به ايشان گفت:٭٭ما شاء الله و شئت٭٭(هر چه الله تعالي و تو اراده كني.) پيامبر در جواب فرمود:٭٭أجعلتني لله ندا قل ما شاء الله وحده٭٭[19](آيا مرا شريك خدا قرار مي دهي؟ فقط بگو هر چه الله تعالي اراده كند.) پيامبرث اين كلمه را تحمل نكرده چگونه اين اشعار مملوء از شرك و كفر را تأييد مي فرمايد؟

گرفته شده از کتاب: تصوف در ترازوي قرآن و سنت
تأليف: شيخ محمد بن جميل زينو
(استاد و مدرس دارالحديث مكه مكرمه)
مترجم:عبدالرحمن حسين پور


________________________________________
[1] مائده3
[2] صحيح رواه ابن ماجه
[3] متفق عليه
[4] ابوداود، ابن ماجه
[5] متفق عليه
[6] يونس 106
[7] رواه البخاري
[8] ليل 13
[9] رواه البخاري
[10] شعراء 80
[11] انعام 17
[12] وراه الترمذي و قال حسن صحيح
[13] رواه البخاري
[14] اعراف 56
[15] اعراف 156
[16] ذاريات56
[17] حجر99
[18] رواه احمد
[19] رواه النسائي

 



 
بازگشت به ابتدای صفحه     بازگشت به نتایج قبل                       چاپ این مقاله      ارسال مقاله به دوستان

اقوال بزرگان     

نصایح عمربن خطاب رضی الله عنه: « من كتم سره كانت الخيرة في يديه». «هر کس راز خود را بپوشاند، زمام خیر به دست اوست». ‏منبع: "تاریخ دمشق" (44/359) و "التاریخ الاسلامی" (20/270)‏.

تبلیغات

 

منوی اصلی

  صفحه ی اصلی  
 جستجو  
  روز شمار وقايع
  عضویت در خبرنامه  
پیشنهادات وانتقادات  
همكارى با سايت  
ارتباط با ما  
 درباره ی ما  
 

تبیلغات

آمار

خلاصه آمار بازدیدها

امروز : 2419
دیروز : 7368
بازدید کل: 11167192

تعداد کل اعضا : 617

تعداد کل مقالات : 11224

ساعت

نظر سنجی

كداميك از كانال‌هاى اهل سنت فارسى را بيشتر مي‌پسنديد؟

كانال فارسى نور

كانال فارسى كلمه

كانال فارسى وصال

نمایش نتــایج
نتــایج قبل
 
.محفوظ است islamwebpedia.com تمامی حقوق برای سایت
All Rights Reserved © 2009-2010