Untitled Document
 
 
 
  2020 Nov 28

----

12/04/1442

----

8 آذر 1399

 

تبلیغات

حدیث

 

پيامبر صلى الله عليه و سلم فرمود : "نفس المؤمن معلقة بدينه حتي يقضي عنه" (صحيح – روايت ابن ماجه : 6779)
«روح مؤمن به سبب قرضش معلق است تا وقتي که بجاي او پرداخت شود».

 معرفی سایت

نوار اسلام
اسلام- پرسش و پاسخ
«مهتدين» (هدايت يافتگان)
اخبار جهان اسلام
تاریخ اسلام
کتابخانه آنلاین عقیده
سایت اسلام تکس - پاسخ به شبهات دینی
خانواده خوشبخت
شبکه جهانی نور
سایت خبری تحلیلی اهل سنت
بیداری اسلامی
صدای اسلام

 

 

 

  سخن سایت

قال ابن الجوزي ( تلبيس إبليس: 447) ‏عن يحيى بن معاذ يقول: «اجتنب صحبة ثلاثة أصناف من الناس العلماء الغافلين والفقراء المداهنين والمتصوفة الجاهلين».
امام ابن جوزی در کتاب "تلبیس ابلیس" آورده: از يحيي بن معاذ نقل است كه فرمود: «از صحبت سه گروه بپرهيزيد: عالمان غافل، فقيران تملق گو و صوفیان جاهل».

لیست الفبایی     
               
چ ج ث ت پ ب ا آ
س ژ ز ر ذ د خ ح
ف غ ع ظ ط ض ص ش
ه و ن م ل گ ک ق
ی
   نمایش مقالات

الهیات و ادیان>مسائل و عقايد اسلامي>الله جل جلاله

شماره مقاله : 2591              تعداد مشاهده : 330             تاریخ افزودن مقاله : 22/5/1389

الله جل جلاله


«الله» اسمي است که بر موجودي حق اطلاق مي‌شود که جامع صفات الوهيت و موصوف به صفت ربوبيت و در وجود حقيقي، يگانه است؛ چون هر موجودي جداي از خداوند در ذات خود مستحق وجود حقيقي نيست و وجودش را به مدد خداوند داراست و لفظ جلاله [منظورم الله است] اسمي است که جامع معاني تمامي اسماء و حقايق آن‌ها است و مدلول آن ذات معبود به حق است. ذاتي که بي‌نياز از غير خود است و همه به او محتاج‌اند. و اين اسم شريف، اسمي خاص است براي ذاتي بلندمرتبه که از حدود، منزه است و آن اسم اعظم خداوند است؛ زيرا جامع تمامي معاني اسماء حسني مي‌باشد و چه به صورت حقيقي و چه به صورت مجازي، جايز نيست که نام «الله» و «الرحمن» بر کسي نهاده شود، مگر با افزودن کلمه ي "عبد" يعني بصورت "عبدالله" يا "عبدالرحمن" و همينطور مابقي صفات الله تعالي را مي توان با افزودن کلمه ي "عبد" براي نامگذاري استفاده کرد.

و از خصوصيات اسم «الله» اين است که بقيه‌ي اسماء به آن اضافه مي‌گردند، مثلا ما مي‌گوييم الله، الرحمن الرحيم است و يا الله، السميع البصير است و چيزهايي از اين قبيل، در حالي که اين اسم به اسماء ديگر اضافه نمي‌گردد مثلاً گفته نمي‌شود قادر، الله است و گفته نمي‌شود رشيد، الله است.

اين اسم اشتقاقش از معني، به هر صورتي اصلاً جايز نيست؛ زيرا خداوند متعال مي‌فرمايد:

«هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا» (مريم /65).

«مگرشبيه و همانندي براي خدا پيدا خواهي کرد؟».

يعني آيا شخصي را مي‌يابي که الله ناميده شود غير از خداوند؟ و آيا شخصي را مي‌يابي که مستحق کمال اسماء و صفاتي باشد که در حقيقت خداوند به آن متصف است؟ و آيا اسمي را مي‌يابي که عظيم‌تر از اين اسم مفرد باشد؟ «الله» اسمي است که بر ذات الله که صفات به او قيام يافته‌اند، دلالت مي‌کند و اين اسمي است که «الله» [سبحانه و تعالي] با آن يگانه گرديده است و فقط نفسش را بدان مختص گردانيده و ذاتش را بدان توصيف نموده، آن را بر تمامي اسماء مقدم داشته، بقيه‌ي اسماء را بدان اضافه نموده و هر آنچه بعد از آن آيد، صفت آن است و صفتي است که بدان متصف گشته و به آن متعلق شده است و بقيه‌ي اسماء «لله» موصوف‌اند به اين که اسماء الله‌اند و اغلب به واسطه‌ي اضافه شدن به آن شناخته مي‌گردند، گفته مي‌شود: اين‌ها از اسماء «الله» هستند نه اين که از اسماء صبور يا غفور يا جبار. و اسلام جز با ذکر اين اسم تمام و کامل نمي‌شود، و هيچ اسمي عوض آن قبول نيست و هيچ ذکري جانشين آن نمي‌گردد، مثلاً اين که نبايد گفته شود: لا إله إلا الغفار، الرحيم، الجبار، بلکه در عوض گفته مي‌شود: لا إله إلا الله. قرآن و حديث به اين مطلب اشاره کرده‌اند؛ زيرا آن‌ها به کنه معاني الوهيت آگاه‌تر و بدان اختصاص يافته‌اند. خداوند مي‌فرمايد:

«فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» (محمد/ 19).

«بدان که قطعاً هيچ معبودي جز الله وجود ندارد».

و پيامبر صلي الله عليه وسلم مي‌فرمايد: «قيامت برپا نمي‌گردد درحالي که بر روي زمين کسي باشد که بگويد: الله، الله». از خواص اسم الله اين است که ذاتاً اسمي کامل است در تعداد حروفش، معنايش تمام و کامل است و مختص به اسرار خودش است و در صفاتش منفرد مي‌باشد. کلمه‌ «الله» 2699 بار در قرآن ذکر گرديده است. خداوند متعال 33 آيه از کتاب مجيدش را با اسم اعظم «الله» شروع کرده است و اسم اعظم «الله» جامع‌ترين اسم براي تمامي معاني اسماء حسني مي‌باشد. هنگامي که تو گفتي: يا الله، همه‌ي اسماء تو را جواب مي‌دهند. مانند اين است که گفته باشي يا رحيم يا کريم يا معطي ... پس در اين صورت قلبت معاني اسماء را حاضر مي‌گرداند و هنگامي که زبانت مي‌گويد: «الله»، حق در مقام جلالت و عظمتي براي ذاکر عارف تجلي مي‌يابد که گردن‌ها در حال رکوع و سجود برايش خضوع مي‌نمايند و با برق زيبايي که بر صفحه‌ي وجود ذاکر مي‌تابد، اذهان را مجذوب کرده، ارواح به مشاهده مي‌پردازند و برايت از امدادها، زيبايي‌ها، قدرت‌ها، و آيات روشن الهي و آنچه تحت سلطه‌ي الوهيت خداوند است، آشکار مي‌گردد.

پس عارف بالله به خاطر ظاهر گشتن عظمت خداوند و تجلي بارگاه بلند مرتبه‌اش، نفس خود را از ذره‌هاي پراکنده در هوا نيز خوارتر مي‌بيند، وجودش را با سعادت‌ترين و بي‌نيازترين وجود از ساير مخلوقات مي‌پندارد، زيرا با خداوند، عزيز است و فقط به خدا و ياري او نيازمند است و با بودن با خداوند، غني و بي‌نياز است. به اسماء حسني از جنبه‌ي لغوي آن نمي‌نگرد بلکه به معاني نوراني و آثار ظريف آن متوجه مي‌گردد.



خداوند سبحان مي‌فرمايد:

« لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ» (شوري/ 11).

«هيچ چيزي همانند خدا نيست و او شنوا و بيناست».

هيچ چيزي همانند خدا نيست و هيچ چيزي از مخلوقات با او مشابهتي ندارد؛ نه در ذات او و نه در اسما و صفات، و نه در کارهايش چيزي شبيه او نيست، چون نام هاي او همه نيکو هستند و صفات او صفت هاي کمال و عظمت مي باشند، و خداوند مخلوقات بزرگي را بدون اين که شريک و همراهي داشته باشد پديد آورده است. پس هر چيزي همانند او نيست زيرا فقط او از هر جهت يگانه و يکتاست و کامل است. « وَهُوَ السَّمِيعُ» و او همه صداها را علي رغم اختلاف زبان ها و گوناگون بودن نيازها مي شنود. « البَصيرُ» بيناست، و حتي خزيدن مورچه سياه را در شب تاريک بر روي صخره صاف مي بيند. و او فرايند جذب و تبديل غذا را در اعضاي حيوانات بسيار کوچک مشاهده مي کند، و حرکت و جريان آب را در شاخه هاي باريک درختان و گياه مي بيند. اين آيه و امثال آن دليلي است بر صحّت مذهب اهل سنّت و جماعت که صفات را براي خدا اثبات نموده و همگوني و مشابهت را از او نفي مي کنند. فرموده ي خدا « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ» ردّي است بر اعتقاد گروه «مُشَبَّهَه» و ردّي است براي «معطله» آنهايي که صفات را تعطيل نموده و آنها را انکار مي کنند.



سایت نوار اسلام
IslamTape.Com





 
بازگشت به ابتدای صفحه     بازگشت به نتایج قبل                       چاپ این مقاله      ارسال مقاله به دوستان

اقوال بزرگان     

امام مالك رحمه الله فرموده اند: "إنما أنا بشر أخطئ وأصيب فانظروا في رأيي فكل ما وافق الكتاب والسنة فخذوه وكل ما لم يوافق الكتاب والسنة فاتركوه" (روايت ابن عبد البر در "الجامع" 2/32) يعنى: "همانا من بشر هستم و (در مسائل فقهى) خطا ميكنم و يا صحيح ميگويم، پس در رأى من بنگريد، و هر مسئله اى كه با قرآن و سنت موافقت داشت بگيريد و اگر مخالف بود آنرا ترك كنيد"

تبلیغات

 

منوی اصلی

  صفحه ی اصلی  
 جستجو  
  روز شمار وقايع
  عضویت در خبرنامه  
پیشنهادات وانتقادات  
همكارى با سايت  
ارتباط با ما  
 درباره ی ما  
 

تبیلغات

آمار

خلاصه آمار بازدیدها

امروز : 1452
دیروز : 6572
بازدید کل: 6574818

تعداد کل اعضا : 608

تعداد کل مقالات : 11123

ساعت

نظر سنجی

كداميك از كانال‌هاى اهل سنت فارسى را بيشتر مي‌پسنديد؟

كانال فارسى نور

كانال فارسى كلمه

كانال فارسى وصال

نمایش نتــایج
نتــایج قبل
 
.محفوظ است islamwebpedia.com تمامی حقوق برای سایت
All Rights Reserved © 2009-2010