Untitled Document
 
 
 
  2019 Aug 19

----

17/12/1440

----

28 مرداد 1398

 

تبلیغات

حدیث

 

انس رضی الله عنه می‌گوید: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم می‌فرماید: «الظلم ثلاثة: فظلم لا يتركه الله، وظلم يغفر، وظلم لا يغفر، فأما الظلم الذي لا يغفر، فالشرك لا يغفره الله ...».
 «ظلم سه نوع است، ظلمی که خداوند آن را رها نمی‌کند، ظلمی که خداوند آن را می‌بخشد، و ظلمی که خداوند آن را نمی‌بخشد، اما ستمی که بخشیده نمی‌شود شرک است که الله تعالی آن را نمی‌بخشد».

 مسند طیالسى 1/282 حدیث (2109)، ومصنف عبدالرزاق 11/183 حدیث (20276).

 معرفی سایت

نوار اسلام
اسلام- پرسش و پاسخ
«مهتدين» (هدايت يافتگان)
اخبار جهان اسلام
تاریخ اسلام
کتابخانه آنلاین عقیده
سایت اسلام تکس - پاسخ به شبهات دینی
خانواده خوشبخت
شبکه جهانی نور
سایت خبری تحلیلی اهل سنت
بیداری اسلامی
صدای اسلام

 

 

 

  سخن سایت

قال ابن الجوزي ( تلبيس إبليس: 447) ‏عن يحيى بن معاذ يقول: «اجتنب صحبة ثلاثة أصناف من الناس العلماء الغافلين والفقراء المداهنين والمتصوفة الجاهلين».
امام ابن جوزی در کتاب "تلبیس ابلیس" آورده: از يحيي بن معاذ نقل است كه فرمود: «از صحبت سه گروه بپرهيزيد: عالمان غافل، فقيران تملق گو و صوفیان جاهل».

لیست الفبایی     
               
چ ج ث ت پ ب ا آ
س ژ ز ر ذ د خ ح
ف غ ع ظ ط ض ص ش
ه و ن م ل گ ک ق
ی
   نمایش مقالات

شخصيت‌ها>دين>نووی، محی الدین

شماره مقاله : 34              تعداد مشاهده : 385             تاریخ افزودن مقاله : 5/5/1388

   شیخ موسی بازماندگان



امام نووي و كتاب رياض الصالحين 
در ماه محرم سال 631 هجري در روستاي نوي در 75 كيلومتري جنوب دمشق متولد و در رجب سال 676 هجري در همان‌جا وفات يافت. مدت عمر او 45 سال و هفت ماه و آرامگاه او در نوي است.

كنيه و لقب او:

كنيه‌ي او ابو زكريا و لقبش محي‌الدين بود، ولي از اين لقب خوشش ‌نمي‌آمد و مشهور است كه مي‌گفت: «لا أجعل في حلّ من لقبني محي‌الدين».

ياسين ابن يوسف مي‌گويد: نووي را وقتي كه 10 ساله بود در نوي ديدم، بچه‌ها او را به بازي با خودشان مجبور مي‌كردند و او از دستشان فرار مي‌كرد و در آن حال قرآن مي‌خواند، محبتش به دلم افتاد، پدرش او را به مغازه‌داري گماشته بود و او از قرائت قرآن به داد و ستد نمي‌پرداخت. پيش استادش رفتم و درباره‌اش به او سفارش كردم و گفتم: اميد است كه اين بچه عالم‌ترين و زاهدترين فرد زمان خود بشود و مردم از او نفع ببرند، از من پرسيد: آيا تو منجم هستي؟! گفتم: نه، فقط سخني بود كه خداوند بر زبانم جاري ساخت و مرا بدان گويا كرد. پس از آن، استاد، اين را به پدر امام نووي گفت و او بر اين كار تشويق شد، تا حدي كه او قرآن را در نزديكي بلوغ، ختم كرد.[1] امام نووي در سال 605 هجري (‌در 20 سالگي) همراه پدرش به سفر حج رفت و حدود يك ماه و نيم در مدينه‌ي منوره ماند.

طلب علم: 

امام نووي هيچ لحظه‌اي از وقتش را، در شب و روز – حتي در راه – به هدر نمي‌داد، مگر آنكه مشغول (به تحصيل و آموزش) بود. هر روز، دوازده درس را در علوم مختلف با شرح براي تصحيح آموخته‌ها پيش استاد مي‌خواند و هر نكته‌ي جديد و علمي كه مي‌شنيد، آن را يادداشت مي‌كرد.

صفات امام نووي:

نويسندگان شرح حال، امام نووي را به سه خصلت متمايز مي‌دانند: زهد، ورع ونصيحت اميران و امر به معروف و نهي از منكر. در ورع خيلي شديد بود، ميوه‌هاي دمشق را نمي‌خورد، به دليل آنكه شهر دمشق اوقاف و املاك زيادي داشت كه مال محجوران بود و او تصرف در آن را جز به مصلحت، جايز نمي‌دانست. به خاطر اين زهد و تقوا، علما از او تمجيد زيادي كرده‌اند و ذهبي در تعريف او مي‌گويد: (الشيخ الإمام القدوة الحافظ العابد الزاهد الفقيه المجتهد الرباني شيخ الاسلام).

روز جمعه وفات او اعلان شد كه باعث تأسف همه گرديد. اهل و اقارب او خواستند قبه‌اي بر روي قبرش بسازند اما عمه‌اش در خواب ديد كه آنها را نهي مي‌كرد و مي‌گفت اگر اين كار را بكنيد، منهدم خواهد شد كه بعد قبر را به طور معمولي به اندازه يك وجب بالا آوردند.

در قرن 10 هجري قمري، يكي از امرا چند بار سعي كرد كه روي قبر او قبه‌اي بنا كند، اما هر بار قبه خود به خود منهدم مي‌شد و اين عقيده در ميان مردم مشهور است كه اگر بنا شود، منهدم خواهد گرديد.

بعضي از مؤلفات امام نووي:

1- شرح صحيح مسلم: كه هيچ عالمي از اين كتاب مستغني نخواهد شد.

2- كتاب الروضة الطالبين: (كتاب معتمد مذهب) خلاصه‌ي (الشرح الكبير) امام رافعي.

3- منهاج: كتاب متداول بين طلاب و علما، مختصر (المحرر) رافعي.

4- الأذكار: ذكرهاي متعدد براي اوقات متعدد، كه در مورد اين كتاب مقوله‌ي مشهوري نقل شده است (بِعِ الدار و اشتري الأذكار) خانه‌ات را بفروش و كتاب أذكار را بخر.

5- التبيان في آداب حملة القرآن.

6- المجموع شرح المهذب: از بزرگترين موسوعه فقه مقارن و مذهب شافعي كه آن را كامل نكرده است. قال ابن كثير: مما لم يتممه و لو كمل لم يكن له نظير في بابه: شرح المهذب الذي سماه المجموع، وصل فيه الي كتاب الربا، فأبدع فيه أجاد و أفاد، و أحسن الانتقاد، و حرر الفقه فيه في المذهب و غيره.[2]

7- رياض الصالحين من كلام سيد المرسلين: از نفيس‌ترين و برترين كتاب‌ها كه هيچ زن و مرد مسلماني در هر خانواده‌ي با ايماني از آن بي‌نياز نيست. 1896 حديث در جوانب متعدد جمع آوري كرده است. ابتداي باب را با چند آيه شروع كرده و به دنبال آن احاديث را مرتب مي‌كند و به خاطر اخلاص او، در هر گوشه‌ي دنيا در هر مسجدي اگر دعوتي يا حلقه‌ي علمي باشد، حرف اول را كتاب رياض الصالحين مي‌زند. از كانادا تا استراليا و جنوب و شمال عالم اسلامي معمولا اين كتاب در مساجد يافته مي‌شود و به زبان‌هاي متعددي نيز ترجمه شده است.

او چنان كتاب را مرتب و كلمات را معني و باب‌بندي نموده كه عنوان كتاب كاملا بر آن مطابقت مي‌كند. (رياض الصالحين: باغ نيكوكاران).

سه نكته‌ي مهم كه كتاب را مقبول عالم و طالب و عامي قرار داده:

الف: دقت بالاي علمي. اينكه احاديث صحيح را انتخاب نموده كه هم اداي مسئوليت در مقابل پيامبر صلي الله عليه و سلم و هم مردم مي‌باشد. زيرا علت بسياري از عقائد و برداشت‌هاي نادرست در جامعه، رها نمودن احاديث صحيح و نقل احاديث ضعيف بوده است. 

ب: اخلاص: او 45 سال عمر خود را صرف خدمت به دين خدا كرد وهمين بس كه اولين باب كتاب را باب اخلاص (باب الإخلاص و إحضار النيه في جميع الأعمال و الأقوال و الأحوال البارزه و الخفيه) قرار داده است كه خود گوياي اخلاص آن بزرگوار مي‌باشد. ( برادر و خواهر طالب العلم، او 45 سال در خدمت دين بود، ما تا به حال چه گامي براي دين برداشته‌ايم )؟

ج: بيان قول راجح در بسياري از مسائل كه خود دليل بر وسعت علمي اوست.

كتاب‌هايي كه در شرح رياض الصالحين نوشته شده: 

1- دليل الفالحين تأليف محمد بن علان الصديقي.

2- شرح رياض الصالحين تأليف محمد بن صالح العثيمين.

3- بهجه الناظرين تأليف سليم بن عيد الهلالي.

ابن علان مي‌گويد: شايسته نيست كه كتابخانه فرد مسلمان از چهار كتاب خالي باشد: ( رياض الصالحين و كتاب الأذكار و ترغيب و ترهيب و الزواجر من الكبائر ).

و با ابياتي كه او به نقل از امام شافعي در مقدمه‌ي كتاب رياض الصالحين آورده بحث را به پايان رسانده كه بازهم نشان از ورع و زهد اوست:

إنّ لله عـبـاداً فـطـنـا طلقوا الدنيا و خافـوا الفتنا

نظروا فيها فلما علمـوا أنها ليست لحــي وطــنا

جعلوها لجّةً و اتخـذوا صالـح الأعمال فيها سفنا

خداوند بندگان زيركي دارد كه دنيا را طلاق داده و از فتنه‌هاي آن ترسيدند.

در آن انديشيدند تا زماني كه فهميدند دنيا محل ماندگاري هيچ زنده‌اي نيست.

دنيا را همانند دريايي فرض كردند و اعمال شايسته را كشتي نجات قرار دادند.

منبع : مجله نور مدرسه علوم ديني بندرعباس( سیریک)
-------------------------------
برگرفته از وبلاگ پربار سیریک 
sirik-islamic.blogfa.com



 
بازگشت به ابتدای صفحه     بازگشت به نتایج قبل                       چاپ این مقاله      ارسال مقاله به دوستان

اقوال بزرگان     

ومر عمر بن الخطاب رضي الله عنه على قوم يسيئون الرمي، فقرعهم، فقالوا: إنا قوم " متعلمين " ، فأعرض مغضباً، وقال: والله لخطؤكم في لسانكم، أشد علي من خطئكم في رميكم. [عمر بن خطّاب رضي الله عنه بر جماعتى گذشت كه تير مى انداختند و خطا مى كردند. عمر آنان را سرزنش كرد. گفتند: انّا قوم متعلمين به جاى انّا قوم متعلمون، عمر به خشم روى گردانيد و گفت: خطاى شما در زبان بدتر از خطاى شما در تير انداختن است.] (ترجمه معجم الادباء ياقوت حموى، مترجم عبد المحمد آيتى)

تبلیغات

 

منوی اصلی

  صفحه ی اصلی  
 جستجو  
  روز شمار وقايع
  عضویت در خبرنامه  
پیشنهادات وانتقادات  
همكارى با سايت  
ارتباط با ما  
 درباره ی ما  
 

تبیلغات

آمار

خلاصه آمار بازدیدها

امروز : 879
دیروز : 1778
بازدید کل: 10790330

تعداد کل اعضا : 617

تعداد کل مقالات : 11224

ساعت

نظر سنجی

كداميك از كانال‌هاى اهل سنت فارسى را بيشتر مي‌پسنديد؟

كانال فارسى نور

كانال فارسى كلمه

كانال فارسى وصال

نمایش نتــایج
نتــایج قبل
 
.محفوظ است islamwebpedia.com تمامی حقوق برای سایت
All Rights Reserved © 2009-2010