Untitled Document
 
 
 
  2019 May 22

----

17/09/1440

----

1 خرداد 1398

 

تبلیغات

حدیث

 

ابوهريره رضی الله عنه  مي‌گويد: رسول‌خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: (من أحب الحسن و الحسين فقد أحبّني، و من أبغضهما فقد أبغضني) يعني: «هر كس دوستدار حسن و حسين است، در واقع مرا دوست دارد و هر كس با اين دو، بغض و دشمني ورزد، با من دشمني ورزيده است».
 سنن نسائي، شماره‌ي 8168؛ شيخ عثمان خميس در كتاب الأحاديث بشأن السبطين، ص312، اين حديث را حسن لذاته دانسته است.

 معرفی سایت

نوار اسلام
اسلام- پرسش و پاسخ
«مهتدين» (هدايت يافتگان)
اخبار جهان اسلام
تاریخ اسلام
کتابخانه آنلاین عقیده
سایت اسلام تکس - پاسخ به شبهات دینی
خانواده خوشبخت
شبکه جهانی نور
سایت خبری تحلیلی اهل سنت
بیداری اسلامی
صدای اسلام

 

 

 

  سخن سایت

قال ابن الجوزي ( تلبيس إبليس: 447) ‏عن يحيى بن معاذ يقول: «اجتنب صحبة ثلاثة أصناف من الناس العلماء الغافلين والفقراء المداهنين والمتصوفة الجاهلين».
امام ابن جوزی در کتاب "تلبیس ابلیس" آورده: از يحيي بن معاذ نقل است كه فرمود: «از صحبت سه گروه بپرهيزيد: عالمان غافل، فقيران تملق گو و صوفیان جاهل».

لیست الفبایی     
               
چ ج ث ت پ ب ا آ
س ژ ز ر ذ د خ ح
ف غ ع ظ ط ض ص ش
ه و ن م ل گ ک ق
ی
   نمایش مقالات

الهیات و ادیان>شبهات>شیعه > بطلان ادعای رافضی در مورد دلالت آیه {أُولَئِكَ هُمْ خَیرُ الْبَرِیةِ} بر امامت علی رضی الله عنه

شماره مقاله : 3678              تعداد مشاهده : 533             تاریخ افزودن مقاله : 29/6/1389

بطلان ادعای رافضی در مورد دلالت آیه {أُولَئِكَ هُمْ خَیرُ الْبَرِیةِ} بر امامت علی رضی الله عنه  
 
ابن مطهر الحلى رافضی می گوید: برهان سی و سوم: فرموده خداوند متعال است که:{ إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَیرُ الْبَرِیةِ (٧) } (البینه: 7).
«كسانی كه ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند بهترین مخلوقات خدا هستند».
ابونعیم حافظ با استناد به سخن ابن عباس هنگام نزول این آیه روایت کرده که: رسول  خدا صلی الله علیه و آله و سلم به علی فرمود: تو و شیعه تو در روز قیامت راضی و خشنود و در حالی که خدا هم از شما راضی است می‌آیید، و دشمنان شما ناخشنود و خشمناک می‌آیند. و چون علی بهترین آفریده شدگان است پس او امام بر حق است.
 
پاسخ بر چند وجه است:
یکی: مطالبه اثبات درستی این روایت، هر چند که ما در کذب بودن آن تردیدی نداریم ولی درخواست سند کردن از فرد مدعی را تنها افراد معاند رد می‌کنند، از طرف دیگر به اتفاق همه طوایف مسلمین روایت ابو نعیم حجت نیست.
دوم: این هم از آن قبیل روایاتی است که به اتفاق علمای حدیث و روایت جعلی و دروغین است.
سوم: این سخن شبیه سخن کسانی همچون خوارج است که می‌گویند: کسانی که گرویده‌اند و اعمال نیک و صالح انجام می‌دهند ناصبه هستند. و می‌گویند: هر کس با او دوستی بورزد کافر و مرتد است، و در داخل مؤمنان و صالحان نمی‌شود و این فرموده الهی را دلیل می‌آورند که:{ وَمَنْ لَمْ یحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ (٤٤) }(المائده: 44).
«و آنها كه به احكامى كه خدا نازل كرده حكم نمى‏كنند، كافرند».
آنان گویند: «هر که در دین خدا اشخاص را حکم و داور قرار دهد به چیزی غیر از کتاب و آیات خدا حکم کرده و لذا کافر است، هر کس هم با کافر دوستی کند خود کافر است، چون حق تعالی فرمود:{ وَمَنْ یتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ (٥١) }(المائده 51).
«و كسانى كه از شما با آنان دوستى كنند، از آنها هستند».
و گفتند: علی و عثمان و دنباله ‌روانشان مرتدند به دلیل اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: «مردانی از نوشیدن از حوضم باز داشته می‌شوند همچنانکه شتر گمشده از آمدن به سر آبخور باز داشته می‌شود، آنگاه من می‌گویم: پروردگارا! اینان اصحابم هستند، پس گفته می‌شود: تو نمی‌دانی آنان بعد از تو چه کارها کردند، آنان از وقتی که ترکشان گفتی پیوسته به عقب (دوران جاهلیت) شان برگشته‌اند»[1].
گفتند: اینان همان‌ها هستند که بر طبق کتاب خداوند در مورد جان‌های مسلمانان قضاوت نکردند.
و این حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را دلیل آوردند که: «پس از من دوباره تبدیل به کفاری نشوید که بعضى از شما گردن دیگرى را می‌زنند»[2].
و می‌گویند: آنان که برخى از آنان گردن بعضی دیگر را زده‌اند دوباره کافر شده‌اند. این و امثال این استدلال‌ها از جمله حجت‌های خوارج است. و اینها اگر چه بدون شک باطل و بی‌اساس است، اما حجت‌های رافضیان به مراتب از آن بی‌اساس‌تر و سست‌تر است. خوارج از رافضیان عاقل‌تر، صادق‌تر و حق‌پذیرترند؛ چرا که آنان صادقند و دروغ نمی‌گویند، و در ظاهر و در باطن اهل دین و دین ورزی هستند، ولی گمراه و جاهل و خارج از دین شده‌اند همچنانکه تیر از کمان خارج می‌شود، اما رافضیان غرق در جهالت و دروغ و هواپرستی‌اند و بسیاری از امامانشان و عامه پیروانشان زندیق و ملحد گشته‌اند، نیتشان نه به سمت علم است و نه در جهت دین، بلکه:{ إِنْ یتَّبِعُونَ إِلا الظَّنَّ وَمَا تَهْوَى الأنْفُسُ وَلَقَدْ جَاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدَى (٢٣) } (النجم: 23).
«آنان فقط از گمانهاى بى‏اساس و هواى نفس پیروى مى‏كنند، در حالى كه هدایت (قرآن) از سوى پروردگارشان براى آنها آمده است».
وجه چهارم: آیه:{ إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ (٧) } (البینه: 7).
عام بوده و شامل تمام کسانی است که متصف به آن هستند، پس دلیلی برای تخصیص دادن آن به شیعه وجود ندارد. و اگر بگویند: چون غیر شیعیان کافرند.
می‌گوییم: اگر برای کافر شمردن غیر شیعیان دلیلی هست، همان دلیل آنان را از این زیاده‌گویی بی‌نیاز می‌کند، اما اگر دلیلی وجود ندارد، این دلایل واهی هم سودی به آنان نمی‌رساند، چون این مسأله از جهت نقل قابل اثبات نیست. اما در هر حال اگر دلیل جداگانه‌ای برای اثبات آن وجود داشته باشد، باید به همان دلیل جداگانه استناد کرد نه به این آیه.
وجه پنجم: از طریق روایات متواتر معلوم شده است که ابن عباس با غیر شیعیان علی بسیار بیشتر از شیعیان دوستی و مراوده داشته است، او حتی با خوارج هم نشست و برخاست و مجالسه و مناظره‌ها داشته است، اگر او معتقد بود که فقط شیعیان دارای ایمان و اعمال صالحند و ماسوای آنان کافر است، چنین عمل نمی‌کرد.
وجه ششم: خداوند پیش از آیه مذکور می‌فرماید:{ إِنَّ الَّذِینَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِینَ فِی نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدِینَ فِیهَا أُولَئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِیةِ (٦) } (البینه: 6).
«كافران از اهل كتاب و مشركان (به این ایین جدید) در آتش دوزخند، جاودانه در آن می‌مانند، و آنها بدترین مخلوقاتند».
سپس خداوند می‌فرماید:{ إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَیرُ الْبَرِیةِ  }
«كسانی كه ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند بهترین مخلوقات خدا هستند».
و این روشن می‌کند که مصادیق «خیر البریه» افرادی است که جزء مشرکان و اهل کتاب نباشد، قرآن در جاهای متعددی از کسانی که گرودیده و اعمال صالح انجام داده‌اند یاد کرده و هر بار لفظ عام داشته است، حال چه دلیلی برای تخصیص دادن این آیه از میان همه‌ی آیات مشابه دیگر وجود دارد؟


([1]) نگا: مسلم (1/218).
([2]) نگا: بخاری (1/31) و مسلم (1/81-82).

به نقل از:
مختصر منهاج السنة، تالیف: شیخ الإسلام ابو العباس احمد بن تیمیه، اختصار : الشیخ عبدالله بن محمد الغنیمان (استاد تحصیلات عالی دانشگاه اسلامی مدینه منوره)، و مدرس در مسجد نبوی شریف، ترجمه: إسحاق دبیرى
 
مصدر:
سایت دائرة المعارف شبکه اسلامی
IslamWebPedia.Com



 
بازگشت به ابتدای صفحه     بازگشت به نتایج قبل                       چاپ این مقاله      ارسال مقاله به دوستان

اقوال بزرگان     

يحيى بن يمان، قال: سمعت سفيان الثوري، يقول: الحديث أكثر من الذهب والفضة وليس يدرك، وفتنة الحديث أشد من فتنة الذهب والفضة. یحیی بن یمان گفت: شنیدم که سفیان ثوری می فرمود: « (ارزش) حدیث بیشتر از طلا و نقره است ولی محسوس نیست، و فتنه و بلای حدیث (دروغ) بیشتر از بلای طلا و نقره است». ‏"حلية الأولياء وطبقات الأصفياء" حافظ أبو نعيم اصفهاني

تبلیغات

 

منوی اصلی

  صفحه ی اصلی  
 جستجو  
  روز شمار وقايع
  عضویت در خبرنامه  
پیشنهادات وانتقادات  
همكارى با سايت  
ارتباط با ما  
 درباره ی ما  
 

تبیلغات

آمار

خلاصه آمار بازدیدها

امروز : 4252
دیروز : 9397
بازدید کل: 10593858

تعداد کل اعضا : 617

تعداد کل مقالات : 11224

ساعت

نظر سنجی

كداميك از كانال‌هاى اهل سنت فارسى را بيشتر مي‌پسنديد؟

كانال فارسى نور

كانال فارسى كلمه

كانال فارسى وصال

نمایش نتــایج
نتــایج قبل
 
.محفوظ است islamwebpedia.com تمامی حقوق برای سایت
All Rights Reserved © 2009-2010