Untitled Document
 
 
 
  2018 Dec 16

----

07/04/1440

----

25 آذر 1397

 

تبلیغات

حدیث

 

پيامبر اكرم صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فرموده است:[ إِنَّ الدِّينَ يُسرٌ؛ وَلَنْ يُشَادَّ الدِّينَ أَحَدٌ إِلا غَلَبَهُ]
«بدون ترديد دين آسان است، و هيچ كس در دين سختي نكرده است مگر آن كه مغلوب دين شده است.»
بخاري (19)
 

 معرفی سایت

نوار اسلام
اسلام- پرسش و پاسخ
«مهتدين» (هدايت يافتگان)
اخبار جهان اسلام
تاریخ اسلام
کتابخانه آنلاین عقیده
سایت اسلام تکس - پاسخ به شبهات دینی
خانواده خوشبخت
شبکه جهانی نور
سایت خبری تحلیلی اهل سنت
بیداری اسلامی
صدای اسلام

 

 

 

  سخن سایت

قال ابن الجوزي ( تلبيس إبليس: 447) ‏عن يحيى بن معاذ يقول: «اجتنب صحبة ثلاثة أصناف من الناس العلماء الغافلين والفقراء المداهنين والمتصوفة الجاهلين».
امام ابن جوزی در کتاب "تلبیس ابلیس" آورده: از يحيي بن معاذ نقل است كه فرمود: «از صحبت سه گروه بپرهيزيد: عالمان غافل، فقيران تملق گو و صوفیان جاهل».

لیست الفبایی     
               
چ ج ث ت پ ب ا آ
س ژ ز ر ذ د خ ح
ف غ ع ظ ط ض ص ش
ه و ن م ل گ ک ق
ی
   نمایش مقالات

الهیات و ادیان>مسائل و عقايد اسلامي>نذر و قربانی در اسلام

شماره مقاله : 4135              تعداد مشاهده : 480             تاریخ افزودن مقاله : 12/7/1389

نذر و قربـانى در اسلام
 
نذر، عبارت از آن است كه كسى جهت انجام مقصودى كه از خدا خواسته با خداى خود شرط كند كه اگر حاجت وى برآيد به عملى براى خدا اقدام نمايد يا  فعلى را ترک كند.
مقدس اردبيلى در كتاب «زبده البيان» (صفحه 493، چاپ المرتضويه) در تعريف نذر مى­گويد: «النذر هو عقد المرء عَلىٰ  نفسه فعل شيئى من البر بشرط ولا ينعقد ذلک الا بقوله «لله عَلَىَّ كذا» ولا يثبت بغير هذا اللفظ».
يعنى: «نذر، عبارت از عقدى است كه به وسيله آن، انسان چيزى را بر خود واجب مي­كند، البته از اعمال وكارهاى خوب و آنچه در جهت نيكى باشد با شرايط خاص و انعقاد شرعى آن با لفظ «براى خدا بر عهده من فلان نذر» مى­باشدكه با غير اين لفظ شرعاً منعقد نمى­شود».
و در وسائل الشيعه، جلد 16، كتاب النذر، ص 219 آمده است: و عن محمّد بن يحيى عن احمد بن محمّد عن محمّد بن اسماعيل عن محمّد بن الفضيل عن ابى الصباح الكنانى قال: «سالت ابا عبدالله رجل قال: عَلَىَّ نذر قال ليس النذر بشيئى حتى يسمى لله صياما او صدقه او هديا او حجا».
يعنى: «(كنانى مي­گويد): از حضرت صادق درباره مردى كه بگويد بر من فلان نذر است سؤال نمودم، ايشان گفتند تا نام خدا را نبرد نذر صحيح نخواهد بود».
نذر از عبادات است و عبادات فقط بايد براى خدا باشد و در قرآن مجيد سوره مريم آيه 26 مشاهده مى­نماييم كه خداوند به مريم تعليم مى­دهد كه به قومش بگويد:
{ ... إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمَنِ صَوْمًا فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنْسِيًّا}
يعنى: «(اى مريم به قومت بگو) براى خداوند رحمان روزه (سكوت) نذر دارم پس امروز با بشرى سخن نگويم».
و از، لام اختصاص كه در اين آيه بر سركلمه «رحمن» آمده به دست مى­آيد كه نذر را بدون قيد و شرط اختصاصاً براى خدا كرده و نذر براى غيرخدا شرک است.
ولى متأسفانه ديده مى­شود برخى از عوام براى حضرت عباس و حضرت حسين نذر مى­كنند در صورتى كه مى­دانيم نذر پيمانى است كه فقط با خداوند و براى او بايد منعقد شود و اگر كسى براى غير خدا نذر نمايد مشرک مى­شود زيرا عبادت غير خدا را نموده است. و علاوه بر اين حضرت عباس و حضرت حسين كه از اين جهان رحلت نموده­اند حضور ندارند تا صداى ما را بشنوند و يا ما را ببينند و اگر كسى بگويد آنها در همه جا حاضرند مشرک در صفت خدا كه حضور در همه جا است شده است. و ما در فصل اول اين كتاب در اين­باره بسى سخن رانده­ايم.
برخى از عوام بر روى شله زرد نذرى خود مى­نويسند «يا حسين»  كه اين كار آنها شرک در شرك است و مى­دانيم خداوند در سوره مائده آيه 3 فرموده كه از چيزهايى كه غير از خداوند بر آنها بانگ زده شده است نخوريد (چون شرک است) برخى از عوام گمان مى­نمايند كسى كه براى حسين گريه كند يا  در روز عاشورا خرجى دهد حسين در روز قيامت شفيعش خواهد شد در صورتى كه طبق آيات قرآن در روز قيامت همه كارها به دست خدا است و هيچ كس در آن روز از خود اختيار و قدرتى ندارد و در فصل شفاعت گفتيم كه طبق آيات قرآن، پيامبر نيز براى نجات كسانى كه مستحق آتش  مى­شوند كارى نمى­تواند بكند.
خداوند در آيه 35 سوره آل عمران از نذر سخن مى­گويد و  مى­فرمايد:
{ إِذْ قَالَتِ امْرَأَةُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ مَا فِي بَطْنِي مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّي إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ (٣٥)}
يعنى: «همسر عمران گفت: پروردگارا، آنچه در شكم خود دارم براى تو نذر مى­کنم تا آزاد شده باشد، پس از من قبول كن همانا تويى شنواى دانا».
در اين آيه مشاهده مى نماييم كه همسر عمران مستقيماً خدا را ندا مى­نمايد و مى­گويد خدايا براى تو نذركردم و مى­گويد خدايا از من قبول كن و در آخر مى­گويد همانا تويى شنواى دانا.
نذر پيمانى است بين مخلوق و خالق و بايد براى خدا باشد و خداست كه نذر را قبول مى­كند و خداست كه در همه جا حاضر است و به اسرار دل همه آگاه است و شنواست.
نذر از عبادات است و بايد براى خدا باشد. نذر پيمانى است بين مخلوق و خالق و اگركسى انبياء و شهدا را نيزمانند خدا در همه جا حاضر و ناظر بداند و با آنها پيمان نذر ببندد به دو شرک مبتلا مى­گردد: يكى اين كه نذر را كه از عبادات است و بايد براى خدا باشد براى غير از خدا قرار مى­دهد.
دوم اين كه صفت خدايى را كه حاضر بودن در همه جا و آگاه بودن به هر چيز است را به مخلوق مى­دهد.
يكى ديگر از اقسام شرک، ذبح و قربانى براى غير خداست و ذبح و قربانى بايد براى خدا باشد و نام غير خدا در وقت ذبح و نحر ذكر نشود.
خداوند در آيه 173 سوره بقره مى­فرمايد:
{ إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ }
يعنى: «حرام كرده است بر شما مردار را و خون را و گوشت خوك را و آنچه را كه در وقت قربانى بر آن غير خدا بانگ بردارند...».
و منظور از {مَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ }در اين آيه اين است كه مشركان به نام بت­ها و معبودهاى غير خدا قربانى مى­كردند و در موقع قربانى مى­گفتند: «اى بت، اين گوسفند را به نذر تو قربانى مى­كنيم و به واسطه تو به خدا تقرب مى­جوييم».
قربانى بايد براى خدا باشد و در هنگام قربانى نمودن نام خدا هم برده شود و  اگر براى خدا نباشد ولى در موقع قربانى نام خدا هم برده شود باز هم شرک خواهد شد.
خداوند در آيه 162 سوره انعام مى­فرمايد:
{ قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (١٦٢)}
يعنى: «بگو نماز و قرباني و زندگى و مرگم براى خدايى است كه پروردگار جهانيان است».
حكمت قربانى اين است كه براى خدا قربانى كنند و نام خدا را در موقع قربانى كردن ببرند و اغنيا براى رضاى خدا از گوشت قربانى به مستمندان بدهند.
خداوند در آيات36 و 37 سوره حج مى­فرمايد:
{ وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَكُمْ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فِيهَا خَيْرٌ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا صَوَافَّ فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبُهَا فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ كَذَلِكَ سَخَّرْنَاهَا لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (٣٦)لَنْ يَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلا دِمَاؤُهَا وَلَكِنْ يَنَالُهُ التَّقْوَى مِنْكُمْ كَذَلِكَ سَخَّرَهَا لَكُمْ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَبَشِّرِ الْمُحْسِنِينَ (٣٧)}
يعنى: «و شتران را براى شما از (جمله­ى) شعائر خدا قرار داديم درآنها براى شما خير است. پس نام خدا را بر آنها در حالى كه برپاى ايستاده­اند ببريد و چون به پهلو غلتيدند از آنها بخوريد و به تنگ­دست و بينوا بخورانيد اين­گونه آنها را براى شما رام كرديم تا كه شكرگزار باشيد 36 هرگز گوشت­ها و خون­هاى آنها به خدا نخواهد رسيد ولى تقواى شما است كه به او مى­رسد اين­گونه خداوند آنها را براى شما رام كرد تا خدا را به پاس آن كه شما را هدايت نموده به بزرگى ياد كنيد و نيكوكاران را مژده بده 37».
برخى از عوام جلوى ماشين و يا جلوى عروس و حاجى و يا جلوى جسد  ميت قربانى مى­كنندكه اين اعمال بدعتى در اسلام مى­باشد. و دكتر شهابى كه از استادان شيعه مذهب مى­باشد دركتاب «ادوار فقه» جلد دوم، صفحه 205، در اين­باره          مى­نويسد: «از جمله­ى «ما اهل لغير الله به» با دقتى چنان به نظر مى­رسد كه كشتارهاى به عنوان جلو پاى مسافر يا عروس يا داماد و امثال اينها اهلال براي غير خدا باشد و لو ذكر نام خدا هم درموقع ذبح بشود و شايدكه «اهل لغير الله به» را با اسم «ذكر اسم الله عليه» نسبت عموم و خصوص من­وجه باشد پس حلالى و مذكى موقعى است كه اهلال براى خدا و ذكر نام خدا هم با آن باشد و اگر نام خدا باشد و اهلالى براى غير خدا باشد يا اهلال براى خدا باشد و نام خدا (بسم الله) گفته نشد در تذكيه اشكال و لااقل مشكوك خواهد بود».
شيخ صدوق دركتاب معانى الاخبار و بيهقى از زهرى و او از رسول خدا روايت كرده است: «انه نهى عن ذبايح الجن قا­ل و ذبايح الجن ان يشترى الدار او يستخرج العين و ما اشبه ذلک فيذبح لها ذبيحه للطيره وكانوا فى الجاهليه يقولون اذا فعل ذلک لن يضر اهلها الجن فابطل ذلک ونهى».
يعنى: «(پيغمبر) ازقرباني­هاى جن نهى فرمود و مراد از قربانى جن  اين  است  كه كسى خانه­اى مى­خرد يا چشمه­اى احداث مي­کند براى رفع تشام گوسفندى بكشد. در جاهليت مي­گفتند اگر گوسفندى در وقت خريدن خانه يا احداث چشمه قرباني شود اهل آن خانه و چشمه از آزار جن در امان خواهند ماند. رسول گرامى اسلام اين كارها را باطل و نهى فرمود».
قربانى بايد براي خدا و با نام خدا باشد و قربانى براى غير خدا شرک مي­باشد.

از کتاب:
اسلام ناب، م ـ عبداللهي
 
مصدر:
دائرة المعارف شبکه اسلامی
IslamWebPedia.Com



 
بازگشت به ابتدای صفحه     بازگشت به نتایج قبل                       چاپ این مقاله      ارسال مقاله به دوستان

اقوال بزرگان     

عن عبد الرحمن بن عبد الله بن مسعود، عن أبيه، قال: أتاه رجل فقال: يا أبا عبد الرحمن علمني كلمات جوامع نوافع. فقال: «أعبد الله ولا تشرك به شيئاً، وزل مع القرآن حيث زال، ومن جاءك بالحق فاقبل منه وإن كان بعيداً بغيضاً، ومن جاءك بالباطل فاردد عليه وإن كان حبيباً قريباً». مردی نزد عبدالله بن مسعود آمد و گفت: کلمات مختصر و مفیدی را به من یاد بده، فرمود: «الله را عبادت کن و برای او شریک قرار مده، و همواره عمر خود را با قرآن سپری کن، و هرکس که با حق نزد تو آمد از وی بپذیر هرچند که غریب و دشمن باشد، و هرکس که با باطل نزد تو آمد آنرا نپذیر هرچند که دوست نزدیک باشد». الحلية الأولیاء؛ أبي نعيم اصفهانی

تبلیغات

 

منوی اصلی

  صفحه ی اصلی  
 جستجو  
  روز شمار وقايع
  عضویت در خبرنامه  
پیشنهادات وانتقادات  
همكارى با سايت  
ارتباط با ما  
 درباره ی ما  
 

تبیلغات

آمار

خلاصه آمار بازدیدها

امروز : 82
دیروز : 1192
بازدید کل: 9952591

تعداد کل اعضا : 616

تعداد کل مقالات : 11224

ساعت

نظر سنجی

كداميك از كانال‌هاى اهل سنت فارسى را بيشتر مي‌پسنديد؟

كانال فارسى نور

كانال فارسى كلمه

كانال فارسى وصال

نمایش نتــایج
نتــایج قبل
 
.محفوظ است islamwebpedia.com تمامی حقوق برای سایت
All Rights Reserved © 2009-2010