Untitled Document
 
 
 
  2021 Jan 27

----

13/06/1442

----

8 بهمن 1399

 

تبلیغات

حدیث

 

انس بن مالک می‌گوید : رسول خدا صلی الله علیه و سلم روزی همراه با ابوبکر و عمر و عثمان رضی الله عنهم به کوه احد رفته بودند کوه زیر پای ایشان لرزشی کرد، رسول خدا با پای مبارک خویش بر روی آن زد و فرمود : «ای احد آرام باش! که پیامبری و صدّیقی و دو شهید بر روی تو قرار دارند.»

 معرفی سایت

نوار اسلام
اسلام- پرسش و پاسخ
«مهتدين» (هدايت يافتگان)
اخبار جهان اسلام
تاریخ اسلام
کتابخانه آنلاین عقیده
سایت اسلام تکس - پاسخ به شبهات دینی
خانواده خوشبخت
شبکه جهانی نور
سایت خبری تحلیلی اهل سنت
بیداری اسلامی
صدای اسلام

 

 

 

  سخن سایت

قال ابن الجوزي ( تلبيس إبليس: 447) ‏عن يحيى بن معاذ يقول: «اجتنب صحبة ثلاثة أصناف من الناس العلماء الغافلين والفقراء المداهنين والمتصوفة الجاهلين».
امام ابن جوزی در کتاب "تلبیس ابلیس" آورده: از يحيي بن معاذ نقل است كه فرمود: «از صحبت سه گروه بپرهيزيد: عالمان غافل، فقيران تملق گو و صوفیان جاهل».

لیست الفبایی     
               
چ ج ث ت پ ب ا آ
س ژ ز ر ذ د خ ح
ف غ ع ظ ط ض ص ش
ه و ن م ل گ ک ق
ی
   نمایش مقالات

فقه>مفاهیم و اصطلاحات فقهی>امان

شماره مقاله : 566              تعداد مشاهده : 335             تاریخ افزودن مقاله : 13/6/1388

عقد امان یا اماننامه 
هرگاه یكی از محاربین دشمن تقاضای اماننامه ‌كند از و پذیرفته می‌شود و او در امان خواهد بود بهیچ وجه تعدی و تجاوز به وی جایز نیست‌. خداوند می‌فرماید:" وإن أحد من المشركین استجارك فأجره حتى یسمع كلام الله، ثم أبلغه مأمنه ذلك بأنهم قوم لا یعلمون   [و اگر یكی ازمشركان از تو پناهندگی بخواهد به او پناه ده تا كلام خدا را بشنود و در آن بیندیشد، سپس او را به محل امنش برسان چرا كه آنها گروهی ناآگاهند ]"‌.

 چه‌كسانی حق پناهندگی و اماننامه دادن را دارند؟ 
این حق برای مردان و زنان و آزادگان و بندگان یكسان ثابت است یعنی همگی می‌توانند به ‌كافران پناه و امان بدهند و هریك می‌توانند بهركس از افراد دشمن‌كه امان می‌خواهد امان و پناه بدهد و همه افراد مسلمانان این حق را دارند، مگر 
كودكان و دیوانگان هرگاه ‌كودكی یا دیوانه‌ای كسی را از دشمنان امان داد این امان دادن آنها صحیح نیست‌. 
احمد و ابوداود و نسائی و حاكم از حضرت علی روایت‌ كرده‌اند كه رسول خدا گفت‌: " ذمة المسلمین واحدة، یسعى بها أدناهم، وهم ید على من سواهم  [‌ذمه و عهده همه مسلمین یكی است و پایین‌ترین مسلمانان می‌تواند این ذمه را بعهده گیرد و مسئولیت آن را بپذیردكه برای دیگران قابل اجرا است و همه مسلمانان با هم در برابر دشمن یك دست و متحدند]‌"‌.
بخاری و ابوداود و ترمذی از ام هانی‌ء دخت ابوطالب روایت‌كرده‌اند كه ‌گفت‌: گفتم ای رسول خدا فرزند “‌ام علی‌” می‌گوید، مردی را بنام (‌فلان ابن هبیره راكه من او را پناه و امان داده‌ام‌، خواهدكشت‌. پیامبر صلی الله علیه و سلم  گفت‌:" قد أجرنا  من أجرت یا أم هانئ  [‌كسی راكه تو امان و پناه داده‌ای ما نیز او را پناه و امان دادیم‌]"‌.

نتیجه اعطای امان و پناهندگی 
هرگاه تقاضای امان و امان خواهی بلفظ یا باشاره مقررگردید، و به وی اعطاء شد دیگر تجاوز بر شخص امان داده شده‌، جایز نیست زیرا كسی‌كه امان و پناه به وی داده شد، و او پناه خواست‌، او نفس خویش را حفظ‌ كرده است از اینكه ‌كشته شود و جان خویش را حفظ ‌كرده است از اینكه برده ‌گرفته شود.
از حضرت عمر روایت شده است‌كه خبر بوی رسیدكه یكی از جنگجویان و مجاهدان اسلامی‌، بیكی از جنگجویان ایرانی ‌گفت‌: نترس سپس آن شخص را كشت‌. لذا طی نامه‌ای بفرمانده سپاه نوشت‌: “‌بدرستی به من‌گزارش شده است و خبر رسیده ‌كه ‌گروهی از مردان شما،‌ كافر را دنبال می‌كنند، تا اینكه بكوه پناه می‌برد و از جنگ خودداری می‌كند، سپس یكی از شما به او می‌گوید: “‌نترس‌“ سپس چون او را دریافت‌، می‌كشد -‌.یعنی چنین موردی پیش آمده است -‌سوگند بدان‌ كس‌ كه جانم در دست او است‌، مادام ‌كه بمن خبر برسد كه‌ كسی چنین‌كاری بكند - از این ببعد -‌گردنش را قطع می‌كنم و او را بجای آن شخص خواهم ‌كشت‌“‌.
بخاری در تاریخ خود و نسائی از پیامبر صلی الله علیه و سلم  روایت كرده‌اند كه گفت‌: " من أمن رجلا على دمه فقتله، فأنا برئ من القاتل وإن كان المقتول كافرا  [‌هركس ‌كسی را امان دهد و به وی بگوید تو بر خون خود ایمن هستی‌، سپس او را بكشد، من از چنین قاتلی  بری‌ء و بیزارم اگر چه مقتول ‌كافر هم باشد]"‌.
بخاری و مسلم و احمد از انس روایت‌ كرده‌اند كه پیامبر صلی الله علیه و سلم  گفت‌: " لكل غادر لواء یعرف به یوم القیامة  [‌هر غادر و عهد شكنی در روز قیامت و رستاخیز پرچم خاص خود را دارد كه بدان شناخته می‌شود]‌".

 این حق امان چه زمان ثابت می‌شود و معتبر است 
همینكه امان اعطاء شد، این حق ثابت می‌شود و از همان زمان ‌كه امان داده شد، معتبر و نافذ الاجرا است‌، لیكن اقرار نهائی‌، وقتی است‌كه حاكم یا فرمانده سپاه آن را اقرار كند. چون حاكم یا فرمانده امان را اقرار و اثبات‌كرد، امان اعتبار كلی می‌یابد .
و شخص امان داده شده‌، از اهل ذمّه محسوب می‌گردد و در سود و زیان مسلمانان شریك و سهیم ‌خواهدگردید. الغای این اماننامه جایز نیست‌، مگراینكه ثابت شود كه از این حق سواستفاده می‌كند و می‌خواهد به مسلمانان ضرر برساند، مثل اینكه بر علیه مسلمین و بسود قوم خود بجاسوسی پردازد و علیه مسلمین جاسوسی‌كند كه در آنصورت این حق امان از او سلب می‌شود.

 عقد امان برای منطقه‌ای بطور عمومی 
اعطای امان دادن و پناهندگی از سوی افراد مسلمان‌، وقتی جایز و صحیح است كه برای امان یكنفر یا دو نفر باشد، ولی عقد امان و اعطای پناهندگی برای مردم ناحیه‌ای‌، بطور عموم صحیح نیست‌، مگر اینكه امام و پیشوای مسلمین با اجتهاد خویش بدان اقدام ‌كند و مصلحت را درنظر گیرد و در پی آن باشد مانند عقد ذمه ‌كه به وسیله امام و پیشوای مسلمین بسته می‌شود، اگر این‌كار در اختیار افراد عادی مسلمین باشد، سرانجام موجب ابطال و الغای حكم جهاد خواهدگردید[1]‌. 

پیك و قاصد، حكم‌كسی را دارد،‌كه به وی امان داده شده است 
پیك و مامور مذاكرات فیمابین‌، حكم‌كسی را دارد كه به وی امان داده شده است‌، خواه نامه همراه داشته باشد یا برای صلح درمیان دو طرف متقابل رفت و آمد كند یا درتلاش آتش‌بس باشد، تا فرصتی پیش اید، برای انتقال مجروحین و مقتولین از میدان جنگ‌.
پیامبر صلی الله علیه و سلم  به دو پیك “‌‌مسیلمه‌”‌ كذاب‌ گفت‌:" لولا أن الرسل لا تقتل لضربت أعناقكما  [اگر بدینجهت نبود كه پیكان ‌كشته نمی‌شوند،‌گردنتان را می‌زدم و شما را میگشتم ولی پیك‌كشته نمی‌شود]"‌. احمد و ابوداود از نعیم بن مسعود این حدیث را نقل‌كرده‌اند[2]‌.
قریش ابورافع را بصورت پیك خدمت پیامبر صلی الله علیه و سلم  فرستادند. ایمان در قلب او جای ‌گرفت وگفت ای رسول خدا من بسوی قریش برنمی‌گردم و با شما می‌مانم و مسلمان می‌شوم پیامبر صلی الله علیه و سلم  گفت‌:" إنی لا أخیس بالعهد، ولا أحبس البرد فارجع إلیهم آمنا، فإن وجدت بعد ذلك فی قلبك ما فیه الان، فارجع إلینا   [براستی من عهد شكنی نمی‌كنم و بعهد و پیمان خیانت نمی‌كنم و پیكان را حبس نمی‌كنم و نگه نمی‌دارم پس تو دركمال امن و آرامش بسوی قریش برگرد آنگاه اگر این احساس ایمان راكه اكنون در دل داری باز هم در خود احساس‌كردی بسوی ما برگرد]"‌. احمد و ابوداود و نسائی آن را ذكر كرده و ابن حبان بصحت آن رای داده است‌.
در كتاب خراج ابو یوسف و “‌السیرالكبیر“ محمد آمده است‌كه‌: رسول و پیك و پیام‌آور شروطی دارد كه باید مسلمانان بدانها وفا كنند و آنها را مراعات نمایند و این عمل واجب است و صحیح نیست‌كه مسلمانان درباره پیك دشمن غدر و عهد شكنی‌كنند حتی اگر كافران‌ گروگانهای مسلمین را هم بكشند ما پیكهای دشمن را نمی‌كشیم‌، چون پیامبر صلی الله علیه و سلم  می‌فرماید:" وفاء بغدر خیر من غدر بغدر   [وفاء در برابر غدر و خیانت بهتر است از خیانت و غدر در برابر غدر و خیانت‌]"‌.


[1] -منقول از الروضه الندیه ص408.
[2] - پیامبر(‌ص‌)  نامه  مسیلمه  را  خواند  و  بدان  دو  نفرگفت‌:  شما  چه  می‌گوئید؟‌گفتند  ما  نیز  به  نـبوت  وی  معتقد  هستیم  این  بودکه  پیامبر(‌ص‌)  بدانان گفت‌:  لولا  ....



به نقل از:
فقه السنه ، تأليف سيد سابق، مترجم محمود ابراهيمي، تهران، ناشر مردم‌سالاري، دوم 1387.




 
بازگشت به ابتدای صفحه     بازگشت به نتایج قبل                       چاپ این مقاله      ارسال مقاله به دوستان

اقوال بزرگان     

از محمّد بن عقيل بن ابي طالب روايت است: علي رضی الله عنه براي ما سخنراني كرد و گفت: اي مردم! شجاع‌ترين مردم كيست؟ گفتيم: شما، اي امير مؤمنان! گفت: ابوبكر صديق رضی الله عنه شجاع‌ترين مردم است، در روز جنگ بدر ما براي رسول الله صلی الله علیه و سلم سايه‌باني درست كرده بوديم، گفتيم: چه كسي در كنار پيامبر صلی الله علیه و سلم از ايشان نگهباني مي‌کند تا كسي از مشركان به او نزديك نشود؟ كسي جز ابوبكر براي نگهباني نايستاد، او بود كه با شمشير از غلاف كشيده كنار سر مبارك او ايستاده بود، هرگاه كسي مي‌خواست به رسول الله صلی الله علیه و سلم نزديك شود ابوبكر با شمشيرش جلوي او را مي‌گرفت و من خودم (علي) ديدم كه مشركان گلوي رسول الله صلی الله علیه و سلم را گرفته‌اند و تكان مي‌دهند و مي‌گويند: تو همان كسي هستي كه معبودان را‌ يكي دانسته‌اي، سوگند به خدا كسي جز ابوبكر رضی الله عنه به ‌او نزديك نشد، در آن زمان ابوبكر دو گيسوي بلند داشت، در حالي كه با سرعت مي‌آمد گيسوانش را كنار مي‌زد، آمد و گفت: واي بر شما! آيا مردي را مي‌كشيد كه مي‌گويد: پروردگارم الله ‌است و برايتان از جانب پروردگارش آيات و نشانه‌هاي واضح و و روشن آورده‌است! در آن روز ‌يكي از دو گيسوي ابوبكر كنده شد. راوي می‌گويد: علي مخاطبان را سوگند داد كه ‌آيا نزد شما مؤمن آل فرعون بهتر بوده ‌يا ابوبكر؟ مردم چيزي نگفتند، علي گفت: سوگند به خدا ابوبكر از مؤمن آل فرعون بهتر است، آن مرد که ايمانش را پوشيد، خداوند او را ستود. امّا ابوبكر جان و خون و مالش را در راه خدا فدا كرد(المستدرک(3/67)صحیح است برشرط مسلم و ذهبی موافق آن است).

تبلیغات

 

منوی اصلی

  صفحه ی اصلی  
 جستجو  
  روز شمار وقايع
  عضویت در خبرنامه  
پیشنهادات وانتقادات  
همكارى با سايت  
ارتباط با ما  
 درباره ی ما  
 

تبیلغات

آمار

خلاصه آمار بازدیدها

امروز : 1452
دیروز : 6572
بازدید کل: 6574818

تعداد کل اعضا : 608

تعداد کل مقالات : 11123

ساعت

نظر سنجی

كداميك از كانال‌هاى اهل سنت فارسى را بيشتر مي‌پسنديد؟

كانال فارسى نور

كانال فارسى كلمه

كانال فارسى وصال

نمایش نتــایج
نتــایج قبل
 
.محفوظ است islamwebpedia.com تمامی حقوق برای سایت
All Rights Reserved © 2009-2010