Untitled Document
 
 
 
  2018 Nov 13

----

04/03/1440

----

22 آبان 1397

 

تبلیغات

حدیث

 

ابوهريره رضی الله عنه  مي‌گويد: رسول‌خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: (من أحب الحسن و الحسين فقد أحبّني، و من أبغضهما فقد أبغضني) يعني: «هر كس دوستدار حسن و حسين است، در واقع مرا دوست دارد و هر كس با اين دو، بغض و دشمني ورزد، با من دشمني ورزيده است».
 سنن نسائي، شماره‌ي 8168؛ شيخ عثمان خميس در كتاب الأحاديث بشأن السبطين، ص312، اين حديث را حسن لذاته دانسته است.

 معرفی سایت

نوار اسلام
اسلام- پرسش و پاسخ
«مهتدين» (هدايت يافتگان)
اخبار جهان اسلام
تاریخ اسلام
کتابخانه آنلاین عقیده
سایت اسلام تکس - پاسخ به شبهات دینی
خانواده خوشبخت
شبکه جهانی نور
سایت خبری تحلیلی اهل سنت
بیداری اسلامی
صدای اسلام

 

 

 

  سخن سایت

قال ابن الجوزي ( تلبيس إبليس: 447) ‏عن يحيى بن معاذ يقول: «اجتنب صحبة ثلاثة أصناف من الناس العلماء الغافلين والفقراء المداهنين والمتصوفة الجاهلين».
امام ابن جوزی در کتاب "تلبیس ابلیس" آورده: از يحيي بن معاذ نقل است كه فرمود: «از صحبت سه گروه بپرهيزيد: عالمان غافل، فقيران تملق گو و صوفیان جاهل».

لیست الفبایی     
               
چ ج ث ت پ ب ا آ
س ژ ز ر ذ د خ ح
ف غ ع ظ ط ض ص ش
ه و ن م ل گ ک ق
ی
   نمایش مقالات

اسلام معاصر>اشخاص>دکتر عبدالغنی عبدالخالق

شماره مقاله : 8445              تعداد مشاهده : 628             تاریخ افزودن مقاله : 22/9/1389

دکتر عبدالغنی عبدالخالق
 
 
نام و کنیه:
او ابو الکمال (یا ابوالحسن، در برخی موارد) عبدالغنی بن محمد عبدالخالق بن حسن بن مصطفی مصری است که در شهر قاهره دیده به جهان گشود، در آنجا پرورش یافت و در آنجا هم دار فانی را وداع گفت.
استاد ارجمند بیشتر اوقات می خواست به اسم فرزند ارشدش، دکتر محمد کمال الدین عبدالغنی، برخی اوقات هم می خواست به اسم دیگر فرزندش، حسن عبدالغنی، شهرت یابد.
 
تاریخ ولادت و وفات:
ایشان در 17/3/1908 م در شهر قاهره (پایتخت مصر) محله ی بانو نفیسه دختر حسن بن علی ـ رح ـ به دنیا آمده که پدر بزرگوارش ـ رح ـ استاد دانشگاه بانو نفیسه بوده است.
در مغرب روز پنجشنبه 18/10/1403 هـ برابر با 28/7/1983 در سن هفتاد و پنج سالگی و در همان جا به دیار باقی شتافت.
 
روش تربیت
استاد در کانونی پر از دانش، تقوا و دین پرورش یافت؛ پدرش استاد زاهد محمد عبدالخالق ـ رح ـ یکی از اساتید بزرگوار دانشگاه «الازهر» و دارای توانایی و شایستگی بسیاری در علوم شرعی و عربی بود، تالیفاتی نیز در این زمینه ها از خود به یادگار گذاشته که تا کنون هم به چاپ نرسیده اند، او علاقه ای به احراز پستهای دانشگاه الازهر و دیگر جاها نداشت و در دانشگاه نفیسه سمت استادی را پذیرفت و همچنان به عنوان جانشین پدر بزرگش که مایه ی افتخار و سر بلندی خانواده بود، و برای بار دوم در دوران عباسیها به عنوان  استاد آنجا منصوب شد، در همان کسوت باقی ماند.
شیخ محمد عبدالخالق از جایگاه علمی مهمی برخوردار بود، و منزلش به عنوان پناهگاه و مرکز دانشمندان و بزرگواران به شمار می آمد و لذا فرزندانش: دکتر عبدالغنی که اکنون در صدد بررسی شرح حالش هستیم، برادر بزرگترش شیخ مصطفی ـ رح ـ و برادر کوچکترش شیخ احمد، خاطرات بسیاری از بزرگان آن دوران به یاد دارند، آنانی که با پدرشان در ارتباط بوده و با ایشان رفت و آمد داشته اند، به ویژه ابو الکمال، که بسیاری از ریزه کاریهای علمی و ادبی که در مجالس پدرش به بحث گذاشته می شد و پاسخهای درخور و راه های مهم او را به خاطر سپرده است.
خانواده ی مزبور از دودمان اصیل و ریشه داری هم برخوردار بود، تبار استاد از طرف مادرش به خاندان نبوت و از جانب پدرش به صحابی بزرگوار ابو موسی اشعری ـ رض ـ منتهی می شود.
استاد بزرگوار احترام زیادی برای برادر بزرگش، شیخ مصطفی عبدالخالق، قائل بود و او را آخرین دانه ی زنجیر اصولیان پیشین "الازهر" می پنداشت؛ چرا که در سال 1934 م به درجه ی کارشناسی سنتی در فقه و اصول نائل آمد و در دانشسراهای الازهر و سپس در دانشکده ی شریعت به فعالیت پرداخت، تا اینکه به عنوان رئیس بخش اصول الفقه الازهر انتخاب گردید.
ما در کلاسهای درس ایشان شرکت می کردیم که در استعداد و هوش، درک ریزه کاریهای اصول الفقه و آگاهی از فتواهای شرعی بالا دست نداشت، علاوه بر آن علاقه ی شدیدی به بلاغه، منطق، علوم ریاضی، شعر و ادب نیز داشت. برای اثبات جایگاه علمی وی همین قدر کافی است که ابو الکمال او را استاد دوم، پس از پدرش، به شمار می آورد.
و اما بردار کوچکترش جناب آقای احمد محمد عبدالخالق تا کنون هم در کسوت استادی دانشگاه نفیسه می باشد که از سال 1947 م جانشینی پدر را به عهده گرفته است.
 
دانش و بینش
در سنین کودکی قرآن را حفظ و به دانشسراهای الازهر پیوست، آن گاه به دانشکده ی شریعت اسلامی که آن هنگام یکی از سه دانشکده الازهر بود، رفت و در سال 1935م فارغ التحصیل  و در علوم شرعی به درجه ی لیسانس نائل آمد، سپس  به بخش تخصصی رفت و در اصول الفقه سال 1940 م به درجه ی دکترا دست یافت که موضوع پایان نامه اش «حجیة السنه ـ جایگاه و اعتبار سنت» بود که اکنون بر آن مقدمه می نویسیم.
ایشان علاوه بر بهره مندی از علوم شرعی و اسلامی دارای ذوق و بلاغه ی بلند و هنرمندانه بود که از چشمه های ادب می نوشید، و اشعار و نثرهای زیادی از شهسواران قدیم و جدید میدان ادب را حفظ کرده بود. شعر و نثرهای فراوانی را از خود به یادگار گذاشته که نشانه ی چیره دستی، ظرافت و خوش ذوقی ایشان می باشد، شیفتگیش به نثرهای خوب و والا به حدی رسیده بود که مقدار زیادی از مقامات بدیع الزمان همدانی، نامه ی صاحب ابن عباد، خوارزمی و دیگران را از برداشت، ابو تمام را بر دیگر شعرای عرب برتری می داد، و علاوه بر آن بسیاری از اشعار امرئ القیس، عنتره، نابغه و کعب بن زهیر از شاعران پیشین و بشاربن برد، ابن الرومی، جریر، فرزدق و متنبی از شعرای متأخر را به حافظه سپرده بود. خلاصه اینکه استاد به باغ سرسبز فنون و آداب گوناگون روی می آورد و از هر باغی شکوفه ای می چید. شاید از طریق آگاهی از کتابخانه ی شخصیش که بخشی از آن را از پدرش به ارث برده بود و آن گاه شمار زیادی به آن افزوده بود، به این مسأله پی ببریم. کتابخانه اش به حمد خدا در نوع خود بی نظیر می باشد که هزاران منبع را در علوم و فنون مختلف در خود جای داده است و دانشجویان  در زمینه ی فقه، اصول، علوم قرآنی و علوم حدیث به آرزوی خویش در آن دست می یابند. افزون بر آن مهمترین کتابهای ادبی، انتقادی، علوم بلاغی، تاریخ، فلسفه و شمار زیادی از مجلات ادبی، فرهنگی و علمی کمیاب مانند مجله ی «المقتطف» و «الرساله ـ قدیم و جدید» و داستان و رمانهای ترجمه شده از زبانهای گوناگون را در بر گرفته است. ایشان علاقه ی فراوانی به پیگیری هر آنچه در فنون مختلف یافت می شد داشت تا آن را به کتابخانه اش بیفزاید، به لطف خدا بسیاری از دانشجویان و تحصیل کردگان از این کتابخانه استفاده می کنند و به عنوان پناهگاه، سرچشمه و منبعی که بدان روی می آورند و از آن می نوشند، تبدیل گشته است. ایشان گشاده رویی، استقبال، کمک، راهنمایی و بزرگواری بی نظیری در این دوران را در استاد سراغ دارند که باعث تقویت جایگاه و تقدیر و احترام او میان آنان شده است.
 
سمتهای گوناگون
استاد ـ رحمت خدا بر او باد ـ بلافاصله پس از فارغ التحصیلی از بخش تخصصی دانشکده ی شریعت اسلامی دانشگاه الازهر، در سمت استادی و ریاست بخش اصول الفقه مشغول به فعالیت شد، که از سال 1940 م افراد زیادی از دانشمندان بزرگوار از آن فارغ التحصیل شدند، و بالغ بر چهل و دو سال در خدمت به شریعت اسلامی، تحقیق، توجیه، راهنمایی علمی و پند و اندرز دانشجویان عمر خود را سپری نمود.
در دوره ی کارشناسی ارشد و دکتری، حدود پانصد پایان نامه ی علمی و تحقیقی در دانشگاه الازهر و برخی شاخه های شریعت در دیگر دانشگاهها را زیر نظر داشت و به عنوان استاد راهنما فعالیت کرد، که به لطف خدا قسمت عمده ی دانشجویان مزبور از موفقترین و با استعداد ترین فارغ التحصیلان هستند، و بسیاری از آنان بر مراتب عالی علمی تکیه زده و در خدمت به شریعت اسلامی سهیم اند. استاد، علاقه ی فراوانی به تحقیق  و بررسی در میراث گذشته داشت و دارای گامی استوار در زمینه ی آگاهی از شرح حال ابر مردان و آثار به جا مانده بود که وی را به مقام رهبری این عرصه رسانده بود و دانشجویان را برای اهتمام فراوان به خدمت میراث اسلامی، زدودن غبار بی توجهی بدان، ارائه مایه های گرانمایه ی آن پرده برداری از روی اسرار و زیباییها و نزدیک ساختنش به سطح درک و فهم خواننده و تحقیق، زیاد تشویق می کرد، و معتقد بود پرداختن به بررسی و کنکاش میراث کار دشواری است که جز کسی که از تیزهوشی، عقل سرشار و بینش والای گوناگون برخوردار گشته کسی نمی تواند پا بدان میدان نهد، گذشته از این، لغزشگاه خطرناکی است برای کسانی که از ویژگیهای مزبور محروم می باشند.
استاد بزرگوارمان علاقه ای به احراز پستهای اداری و مدیریتی همچون حضور در هیأت علمی و ریاست و... نداشت و معتقد بود این گونه مناصب موجب اتلاف وقت دانشمندان محقق و فقیه موشکاف و زمینه ساز به وجود آمدن کدورت و تیرگی میان دوستان می گردد ولی در بسیاری از فعالیتهای عملی و فرهنگی شرکت جسته است، و علاوه بر نظارت کردن بر پایان نامه های علمی دانشگاهی عضو انجمن تحقیقات اسلامی دانشگاه الازهر نیز بوده و علاوه بر عضویت هیأت افتای الازهر همراه گروهی از دانشمندان زبده و فرهیخته در تدوین دائرةالمعارف فقه اسلامی در شورای عالی امور اسلامی شرکت نموده است.
و همچنین علاقه ای به فعالیت در دانشگاه های خارج از مصر و فریبندگیهای دنیا نداشت، به استثنای مدت کوتاهی که بنا به درخواست شاگردان و دوستدارانش در دانشکده ی شریعت دانشگاه امام محمدبن مسعود عربستان سعودی به فعالیت پرداخت، و در سال 1957 م به منظور خدمت دینی به دانشکده ی شریعت سوماترای کشور اندونزی رفت ولی شرایط سیاسی آن دوران، مانع سفرش شد و مدت کوتاهی به عنوان استاد در دانشگاههای زیادی در عراق، عربستان سعودی، لیبی و مغرب به فعالیت دینی پرداخته و هنگام ادای فرضیه ی حج در سال 1972 م به کشور اردن نیز سفر کرده است.
در مراسم جشن دو هزار ساله ی دانشگاه الازهر که در کشور مصر برگزار شد رئیس جمهور مصر نشان دولتی علوم، فنون و آداب گروه اول را در 17 مارس 1983 م به ایشان اهدا نمود.
مهمترین فعالیتها
1ـ کتاب «حجیة السنة» (جایگاه سنت) که بخاطر اهمیت والای آن، و پایان نامه ی درجه ی دکترای بین المللی را از طرف موسسه ی جهانی اندیشه ی اسلامی به وی اهدا گردیده است.
2ـ تحقیق کتاب «احکام القرآن» امام ابو عبدالله محمدبن ادریس شافعی، متوفای سال 204 هـ، که امام ابوبکر احمدبن حسین بن علی بن عبدالله بن موسی بیهقی نیشابوری نویسنده ی کتاب «السنن الکبری»، متوفای سال 458 هـ، آن را گردآوری کرده است و برای نخستین بار در اول ماه ذوالقعده سال 1371 هـ برابر با 23/7/1952 م به چاپ رسیده و چندین بار دیگر نیز تجدید چاپ شده است. استاد در نظر داشت که دوباره آن را منتشر سازد، بارها این موضوع را با من در میان گذاشت، و ایشان توانستند بسیاری از تحقیقات کنونیش را به پایان ببرد، اگرچه برخی سودجویان بازار کتاب را به سرقت برده و بارها بدون اجازه آن را تجدیدچاپ نمودند. شاید ـ اگر خدا بخواهد ـ بتوانیم کتاب مزبور را همراه تحقیقات ارزشمندی که استاد بدان افزوده است، به چاپ برسانیم.
3ـ تحقیق کتاب «آداب الشافعی و مناقبه» اثر امام بزرگوار ابو محمد عبدالرحمن بن ابی حاتم رازی صاحب دو کتاب: «العلل» و «الجرح و التعدیل». استاد، شرح وبسطهای مهمی را بدان افزوده  که اهمیت چاپ آن را هر چه بیشتر تقویت می کند.
4ـ تحقیق کتاب «الطب النبوی»، اثر شمس الدین محمدبن ابی بکر بن ایوب زرعی دمشقی بن القیم الجوزیه (690ـ 751 هـ)، نسخه ای که استاد آن را مورد تحقیق قرار داد نخستین بار در روز پنجشنبه 29 ربیع الاول 1377 هـ برابر با 21 نوامبر 1957 م به چاپ رسید، ولی این بار هم از سوی سودجویان به سرقت رفت و آن را دستکاری کردند. یک بار همراه مقدمه ی استاد به چاپش رساندند و بار دیگر هم بدون مقدمه نسخه ی موجود به چاپ رساندند؛ و کتابخانه ی استاد دارای مکملهای بسیاری است به امید اینکه بتوانیم در آینده آن را به زیور طبع بیاراییم.
5ـ تحقیق کتاب «منتهی الارادات فی جمع المقنع» همراه شرح و تحقیقات تقی الدین محمدبن احمد فتوحی حنبلی مصری، موسوم به ابن النجار، در دو مجلد بزرگ که در روز پنجشنبه ماه ذوالقعده 1381هـ ـ 12/4/1962 م منتشر شد.
6ـ «الامام البخاری و صحیحه» کتابی است ارزشمند، در یک مجلد متوسط که آن را به عنوان مقدمه ای بر چاپ صحیح البخاری ـ منتشر شده از سوی آقای عبدالشکور صاحب چاپخانه ی «النهضه» در مکه ی مکرمه سال 1376 هـ ـ به رشته ای تحریر در آورد. بیشتر علما نسخه ای از صحیح بخاری مزبور را تنها به خاطر مقدمه اش می خریدند، که حدود یک ماه پیش مقدمه را به صورت مجزا به چاپ رساندیم.
7ـ تألیف کتاب «اصول الفقه لغیرا الحنفیه» همراه با استاد ابراهیم عبدالحمید و استاد حسن وهدان در سال 1382 هـ ـ 1963 م که استاد مباحث مربوط به حکم را در آن به بحث گذارد.
8ـ نوشتن «محاضرات فی اصول الفقه» چاپ دانشکده ی شریعت و حقوق بخش تحصیلات دانشگاهی ـ شاخه ی فقه تطبیقی ـ سال دوم.
9ـ کتابی تحت عنوان «بحوث فی السنة المشرفة» که دانشکده ی شریعت ریاض آن را بر روی صفحات مجله ی «اضواء الشریعة» منتشر ساخت.
10ـ تهیه چهار موضوع که آن را ضمن تحقیقی مهم راجع به یکی از ائمه حنبلیها، آماده کرد که در حقیقت هر کدام از آنها به مثابه پایان نامه ای ویژه به شمار می آیند، یکی از دانشجویان اقدام به تهیه و تنظیم آن نموده و تا کنون هم به چاپ نرسیده است.
11ـ بحثی تحت عنوان «الاجماع حقیقته و حجیته»، موضوعی طولانی و ارزشمند است که آن را برای دانشجویان تحصیلات عالی دانشگاه امام احمد محمدبن سعود ریاض تهیه و تدارک دیده بود.
مباحث فقهی متعدد:
مباحث فقهی ایشان تا کنون نیز به صورت دست نوشته باقی مانده که آنها را برای دانشجویان دوره های مختلف تحصیلی تدریس می کرد از جمله:
1ـ احکام الرضاع
2ـ احکام علی حقیقةالنکاح المتعة، و مباحث مربوط به آن
3ـ مباحث اصولیة.


به قلم: طه جابر العلوانی
واشنگتن 12 ربیع الاول 1406 هـ .
 رئیس موسسه و عضو انجمن فقه اسلامی در جدّه

از کتاب:
نگاهی به‌ اعتبار و جایگاه سنت، نویسنده: دکتر عبدالغنی عبدالخالق

مصدر:
دائرة المعارف شبکه اسلامی
IslamWebPedia.Com



 
بازگشت به ابتدای صفحه     بازگشت به نتایج قبل                       چاپ این مقاله      ارسال مقاله به دوستان

اقوال بزرگان     

امام شافعي رضي الله عنه مي‌گويد: (إذا رأيتم الرجل يطير في الهواء، ويمشي على الماء، فلا تعجلوا بالحكم بصلاحه، قبل أن تقيسوا أمره بكتاب الله عز وجل) «‌هرگاه مردي را ديديد كه در هوا پرواز مي‌كند و بر روي ‌آب راه مي‌رود، قبل از آنكه احوال او را با قرآن بسنجيد، با شتاب به صالح بودن او حكم ندهيد.»

تبلیغات

 

منوی اصلی

  صفحه ی اصلی  
 جستجو  
  روز شمار وقايع
  عضویت در خبرنامه  
پیشنهادات وانتقادات  
همكارى با سايت  
ارتباط با ما  
 درباره ی ما  
 

تبیلغات

آمار

خلاصه آمار بازدیدها

امروز : 2918
دیروز : 2592
بازدید کل: 9815299

تعداد کل اعضا : 616

تعداد کل مقالات : 11212

ساعت

نظر سنجی

كداميك از كانال‌هاى اهل سنت فارسى را بيشتر مي‌پسنديد؟

كانال فارسى نور

كانال فارسى كلمه

كانال فارسى وصال

نمایش نتــایج
نتــایج قبل
 
.محفوظ است islamwebpedia.com تمامی حقوق برای سایت
All Rights Reserved © 2009-2010