Untitled Document
 
 
 
  2018 Aug 14

----

02/12/1439

----

23 مرداد 1397

 

تبلیغات

حدیث

 

 رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: "شر الطعام طعام الوليمة، يمنعها من يأتيها، و يدعي إليها من يأباها، و من لم يجب الدعوة فقد عصي الله و رسوله" (متفق عليه)، يعنى: "بدترين عذا، غذاي وليمه‌اي است که فقراي نيازمند از آن منع و ثروتمندان بي‌نياز به آن دعوت شوند، وکسي که دعوت وليمه را اجابت نکند به راستي نافرماني خدا و رسول او را کرده است".

 معرفی سایت

نوار اسلام
اسلام- پرسش و پاسخ
«مهتدين» (هدايت يافتگان)
اخبار جهان اسلام
تاریخ اسلام
کتابخانه آنلاین عقیده
سایت اسلام تکس - پاسخ به شبهات دینی
خانواده خوشبخت
شبکه جهانی نور
سایت خبری تحلیلی اهل سنت
بیداری اسلامی
صدای اسلام

 

 

 

  سخن سایت

قال ابن الجوزي ( تلبيس إبليس: 447) ‏عن يحيى بن معاذ يقول: «اجتنب صحبة ثلاثة أصناف من الناس العلماء الغافلين والفقراء المداهنين والمتصوفة الجاهلين».
امام ابن جوزی در کتاب "تلبیس ابلیس" آورده: از يحيي بن معاذ نقل است كه فرمود: «از صحبت سه گروه بپرهيزيد: عالمان غافل، فقيران تملق گو و صوفیان جاهل».

لیست الفبایی     
               
چ ج ث ت پ ب ا آ
س ژ ز ر ذ د خ ح
ف غ ع ظ ط ض ص ش
ه و ن م ل گ ک ق
ی
   نمایش مقالات

اسلام معاصر>اشخاص>جهنی، مانع

شماره مقاله : 847              تعداد مشاهده : 822             تاریخ افزودن مقاله : 12/7/1388

دکتر مانع جهنی

دکتر مانع بن حماد بن محمّد جهنی در سال (1363هـ) در «بلی» بین (عیص و علا) دیده به جهان گشود. او از قبیلهی جهینه است که زادگاهشان در فاصلهی مدینهی منوره و ینبع قرار دارد. وی در چهار سالگی همراه پدرش به اردن سفر کرد و تا سال (1377هـ) در همان جا که پدرش برای معالجه رفته بود، باقی ماند، و در خلال آن مدت که در منطقهی (الموجب) اردن بود، وارد مدرسه شد و بعد از بازگشت به عربستان سعودی در مدسهی ثقیف دورهی ابتدائی را به اتمام رسانید، و دوران (راهنمایی و دبیرستان) را هم در (طائف) طی کرد.

دکتر جهنی در شهر طائف ازدواج کرد، سپس به شهر ریاض منتقل شد و به دانشگاه ملک سعود ملحق گردید، و موفق به دریافت مدرک (بکالوریوس) زبان انگلیسی شد و برای تکمیل تحصیلات و دریافت فوق لیسانس و دکترا در دانشگاه (اندیانا) راهی ایالات متحده آمریکا شد.

مانع جهنی از چوپانی در بیابان اردن، زندگی در عیص و طائف و شهر نشین شدن در ریاض برای تحصیل در دانشگاه (اندیا) در وسط ایالات متحده به آمریکا تغییر مکان داد.

در آمریکا فعالیّت خود را برای جمع‌‌آوری دانشجویان در یک مکان آغاز کرد، سپس آنجا را اجاره نمود، و بعد از آن، تا ایجاد مرکز اسلامی در (بلومنجتون) پیش رفت، و آنجا به مرکزی برای دعوت اسلامی دانشجویان مسلمان تبدیل گشت.

جهنی نُه سال عمر خود را در آمریکا سپری کرد، و در آنجا شعله‌‌ای از نشاط و پویایی و فعالیت در میان تجمع دانشجویان و تلاش و فعالیت برای نشر اسلام بود، سپس در تأسیس بسیاری از مساجد و مراکز اسلامی در سطح ایالات متحدهی آمریکا سهیم بود، زیرا (انجمن جوانان مسلمان عرب) بعنوان شاخهای از (اتحادیهی دانشجویان مسلمان) در آمریکا و کانادا تشکیل شد، و (مانع جهنی) به ریاست آن اتحادیه برگزیده شد، و دانشجویان اطرافش را گرفتند، و او را استاد و رهبر خود قرار دادند، همانگونه که در مورد خود میگوید: «علی رغم علم و دانش اندکی که در عربستان از اساتیدم عبدالرئوف حقاری و عبدالله بن جبرین یادگرفته بودم ناگهان دیدم استاد یا مفتی سرزمین آمریکا شدهام».

استاد جهنی در محیط دانشجویان مسلمان خصوصاً عربها، و بالاخص آنها که از عربستان سعودی به آنجا سفر رفته بودند از نشاط و فعالیت چشمگیری برخوردار بود، و در تنظیم درس و سخنرانی و خطبههای جمعه، و همایش و جشنوارهها و ملاقاتها و ایجاد احساس عزت به دین و ارزش‌های اخلاقی و جلوگیری از ذوب شدن در محیط اطراف سهم بالایی ایفا کرد، و به آنها یاد میداد که ، بدون اینکه هویّت و شخصیّت خود را ازدست دهند، یا نسبت به ارزشهای غیر قابل تغییر کوتاهی ورزند، برای استفاده از پیشرفت علم و تکنولوژی غرب فرصت را غنیمت شمارند.

 

دوران تحصیل استاد جهنی:

بعد از بازگشت به عربستان سعودی در سال (1402هـ)(1982م) به عنوان استادیار، سپس به استاد مشارک در بخش زبان انگلیسی دانشگاه ملک سعود مشعول به کار شد، علاوه بر آن که داوطلبانه در انجمن اسلامی جهانی جوانان فعالیت داشت، و در خلال مشارکت در (اردوگاه) «ابها» که آن انجمن برپا کرده بودند با آنها آشنا شد، و بعد از دورهی داوطلبی به معاون، سپس به ریاست کل آن انجمن انتخاب شد. در سال (1417هـ) به عضویت مجلس شورا برگزیده گردید، سپس بار دیگر به انتخاب در به شورا برگردانیده شد.

دکتر جهنی در مؤسسات و انجمنهای اسلامی متعدد در عرصهی دعوت و امداد و جوانان عضویت داشت، ازجمله عضویت در هیئت خیریه اسلامی جهانی کویت، عضویت در هیئت جهانی دعوت و امداد قاهره، انجمن علیای شؤون اسلامی در مملکت عربی سعودی در ریاض، عضویت در مجلس ادارهی مؤسسهی قدس، عضویت در مجلس ادارهی ائتلاف خیر، عضویت انجمن علیا برای مساعدت مسلمانان بوسنی و هرزگوین، عضویت در دانشگاه اسلامی «شیتاکوغ» بنگلادش. علاوه بر اینکه اهتمام فراوانی به درسهای ادبیات و تاریخ و دعوت اسلامی داشت، و کتابخانهای بزرگ با  هزاران جلد کتاب در موضوعهای گوناگون در اختیار داشت که بخشی از آن کتابها هم به زبان انگلیسی بودند.

 

با توجه به مهارت دکتر جهنی در زبان انگلیسی از جهت نوشتن و تلفظ و تألیف کردن او را «بدوی انگلیسی».... لقب داده بودند، زیرا مدرک «بکاریوس» در ادبیات انگیسی دانشگاه ریاض و دکتورای دانشگاه «اندیانا» زبان او ادبیات انگلیسی را به دست آورد که در جهان عرب کمتر کسی به دریافت چنین مدرک ممتاز نایل شدهاند.

 

اهم تألیفات دکتر جهنی:

او در بسیاری از پژوهشها؛ خصوصاً در عرصهی دعوت اسلامی و ترجمه سهم بسزایی داشته، و اهم تألیفاتش عبارتند از:

حقیقت مسیح، بیداری اسلامی، نگاهی به آینده، مشکلات دعوت و دعوتگر، ترجمهی (عقیدة الاسلامیة)- ابن عثیمین-، ترجمهی (التضامن الاسلامیة) و (الفکرة و التأریخ) و (الاربعون الشاملة)، بازنگری ترجمه معانی قرآن کریم با زبان انگلیسی، (دائرةالمعارف قصه)، دائرة المعارف مقالهنویسی، (مبادی اسلام)، دائرة‌المعارف مذاهب و ادیان، تقدیم اسلام برای غیر مسلمانان، آیدندهی اسلام در غرب، مذاهب فقهی و تأثیر آن بر زندگی مسلمانان، اولویتهای فعالیت در میان جوانان در غرب، روشهای سمبلیک برای هشیاری حاجی در شهر خود، نظارت و بازنگری کتاب (جوان و رویارویی با مبارزه طلبیها)، تریج اهداف اسلامی، نقش مؤسسات خیریه در سرزمین عربستان، آیندهی اصولگرایان، بیابان نشینی که انگلیسی شد، بیابان نشینی که به آمریکا رفت، بیابان نشینی که آمریکایی شد، همه اینها به زبان انگلیسی نوشته شدهاند. علاوه بر تحقیقات و مقالات و سخنرانیها و بحث در برنامههای رادیو و تلفزیون عربستان و کشورهای حوزهی خلیج فارس و غیره.

در رابطه با او گفتهاند:

مستشار عبدالله عقیل می گوید: «آغاز آشناییام با برادرم دکتر مانع جهنی ملاقاتی بود که در بازدیدهای اواخر هفته با او داشتم. در آن موقع استاد در میان دانشجویان مسلمان خصوصاً در میان عربها، و بالاخص کسانی که از سرزمین عربستان به آنجا سفر کردهبودند بسیار فعال ببود. ایشان برای درس و سخنرانی و خطبهی جمعه و جلسات و دیدار و ملاقاتها برنامهریزی میکرد، و دانشجویان را توجیه میکرد که به دین اسلام و ارزشهای آن احساس غزّت و سربلندی کنند، و دچار حس حقارت و خودباختگی و ذوب شدن در محیط زندگی نشوند، و برای استفاده از پیشرفتهای علمی و تکنولوژی غرب فرصت را غنیمت شمارند، نه اینکه شخصیت اسلامی را رها کنند و نسبت به ارزشهای غیر قابل تغییر کوتاهی ورزند. خداوند متعال سینهگشادی و صبر و بردباری در برابر خصوم و مجادله کنندگان را به او ارزانی دادهبود، و به شبهههایشان با حجّت و برهان پاسخ رد میداد.

همچنین مسلک علمی ایشان یک مسلمان پایبند به راستگویی و امانتداری را به تصویر میکشید، چه رسد به اینکه نمونهی تواضع و فروتنی بود، و بال مهربانی را برای کوچک و بزرگ میگسترانید، که این امر موجب شده بود در میان همگان محبوب و عزیز باشد و برای امور متعدد مرجع و مشاور حل معضلات و مشکلاتی باشد که در کشورهای غربی بر سر راهشان پدید میآید.

 همچنین در هیئت خیریهی جهانی و جمعیت اصلاح اجتماعی، و در منزل برادران کویت با هم ملاقات داشتهایم، ولی همه آن دیدار و ملاقاتها در راه اسلام و مسلمین بود.

هنگامی که با انجمن اسلامی جهانی در مکهی مکرمه پیوستم؛ در خلال همایش و جلسات انجمن و در موسم حج و گردهماییهای اسلامی بیشتر دکتر مانع جهنی ملاقات میکردم.

سپس در دفتر انجمن‌‌های اسلامی جوانان در ریاض و جده و در کنفرانس اردن و دیگر دیدارها با او برخورد کردهام، و هرچه بیشتر به او نزدیک میشدم محبتش بیشتر در قلبم جای میگرفت، و خداوندU را سپاس میکردم که جوانان مسلمان در عربستان سعودی در فهم و درک و شکوفایی و پایبندی و تلاش مستمر برای خدمت به اسلام و مسلمین در چنین سطحی قرار داشتند.

روش حکیمانه و اسلوب درست او در برخورد با مسئولین و بازرگانان و خیرین یکی از عوامل توسعهی فعالیت و شاخههای فرعی دفاتر انجمن در داخل و خارج کشور بود.

روش و سیاست او به کارگیری انرژی و پتانسلهای فکری و دعوت و سازماندهی و طراحی و برنامهریزی را در خلال تمرینهای همیشگی، و مشارکت دادن بزرگترین بخش نیروی کار در عرصهی اسلامی- خصوصاً جوانان- برای تمرین عملی دعوت و روشهای نشر و توسعهی اسلامی در میان غیر مسلمانان به کار میانداخت».

و دکتر ابراهیم قعید میگویند: «سی سال است دکتر مانع جهنی را میشناسم و از زمان نخستین دیدار با او در بهار (1972م) تا زمانی که وفات یافت با او در ارتباط نزدیک داشتم، در خلال این مدت سه پیمان بین ما دعوتگران که بخش عمدهی وقت و تلاش خویش را صرف خدمت دین اسلام میکردیم، و بین متفکر و اهل پژوهش و آکادمی که پایبند به روش علمی، او یکی از بارزترین رهبران و پیشقرولان کار دعوت و تربیت بود؛ ارتباط محکم بوجود آمد.

بار اوّل در آغاز دههی نود هجری و هفتاد میلادی در یک کنفرانس که در دانشگاه پادشاه سعودی برگزار شد با دکتر جهنی آشنا شدم؛ که واقعاً شعلهای از فعالان دعوت در محیط دانشگاه بود، و به اعتقاد من این کنفرانس که در همان سال نشستی جهانی برای جوانان برگزار کرد، و مرحوم استاد جهنی در بخش فوق لیسانس ادبیات زبان انگلیسی دانشگاه تدریس میکرد، و بنده در سال دوّم بخش پرورش زبان انگلیسی بودم که علاقه به زبان انگلیسی در دانشگاه ما را به هم نزدیک میکرد، و آن مرد که با ریش بلند مانند یک انگلیسی اصل به زبان انگلیسی صحبت میکرد توجه مرا به خود جلب کرد، و این برای من بسی مایهی تعجب و شگفتی بود، و موجب افزایش اعتمادم نسبت به برقراری ارتباط با او شد، و از راه آشنایی با ایشان با همایش اسلامی جهانی جوانان و اهداف و فعالیتهای ایشان آشنا شدم.

سپس رفاقت و دوستی ما در خارج از وطن در ایالات متحدهی آمریکا که برای تکمیل کردن دورهی کارشناسی ارشد و دکترا به آنجا سفر کردیم، همچنین مشارکت در رهبری فعالیتهای اسلامی در اتحادیهی طلاب مسلمان در دانشگاه «اندیا»، سپس در انجمن اسلامی جوانان مسلمان عرب و اتحادیه‌‌ی اسلامی آمریکای شمالی «إسنا» بیش از بیش رابطهی ما را به هم نزدیک کرد.

ایشان صورت واقعی یک مسلمان دعوتگر فعال و جدی را نشان میداد که رسالت گرانقدر توحید را بر دوش حمل میکرد، و شعلهای از پویایی و فعالیت بود، سخنرانی میکرد، همایش و گردهماییها را به منظور معرفی اسلام برنامهریزی مینمود، کتاب و نشریه مینوشت، و حتی به کلیساها سر میزد و جوانان مسلمان را جمع میکرد و در مناظرهها شرکت میکرد، و جلسات بحث و رایزنی پیرامون اسلام و مسلمین را تشکیل میداد، و از جملهکارهای او که ممکن نیست فراموش شود آن سخنرانی آتشین بود که در مسجد دانشگاه «اندیا» ایراد کرد مبنی بر معرفی شخصیت انسان مسلمان، و ضرورت ارتباط با دین و عقیده اسلامی و دفاع از آن، و تسلیم نشدن در برابر انگیزههای غرور تمدن غربی و ذوب شدن در جوامع غربی، و رفاه مادی، و خودباختگی و فریب در مقابل شبههها، و فرورفتن در منجلاب شهوات هشدار داد».

 

همچنین دکتر صالح وهیبی میگوید: «دکتر مانع جهنی شخصیتی عادی نبود، او از زمانی که هنوز در مراحل اولیهی تحصیلات دانشگاهی بود برای حمل مسئولیت سنگین دعوت اسلامی در بین دانشجویان مسلمان و خدمت به ایشان آمادگی داشت، تا جایی که در همان اوایل او را به رئیس اتحادیهی دانشجویان مسلمان دانشگاه «اندیا» در آمریکا برگزیدند.

او بسیار شیفتهی کار و فعالیت اسلامی بود، و وقت و زندگی خود را فدای آن کرد، به این کار علاقمند بود و خود را فدای آن نمود، دلیلی روشنتر از این هم نیست که در مسیر اجتماع بزرگی وفات یافت که نربوط به کار و فعالیت اسلامی بود.

او را انسانی فروتن و متواضع شناختهام، و این بارزترین ویژگی شخصیت او را شکل میداد، دوست داشت خودش به خود خدمت کند، و در رفتار بسیار ساده و بیآلایش بود.

آخرین کار او در روز قبل از وفاتش تلاش برای یاری و مساعدت یک پیرزن، و خواهش و شفاعت نزد مسئولین امور خیریه برای ساماندهی چهار نفر با چهار نامه و درخواست کتبی بود، اولی شخصی بدهکار به مبلغی حدود (175000) سعودی، دوّمی شخصی یمنی با غرامت صلحی در حدود (250000) ریال سعودی، و سومی زن سیاه پوستی بود که نسبت به تهیه و پرداخت هزینههای تحصیل در دانشگاه که مبلغی در حدود (250000) دینار سودانی بود درمانده و ناتوان بود، و چهارمین نفر یک اردنی بود که زیر بار قرضهایی بالغ بر (60000) ریال سعودی گرفتار شده، و از پرداخت آن عاجز مانده بود! سبحان الله از این ترکیب شگفانگیز، چهار نفر از چهار نقطهی مختلف که تقدیر الهی بر این بود دکتر جهنی برای رفع مشکل آنها در یک روز وارد عمل شود، بدون اینکه در انتخاب کشورها یا حالات و اوضاع ایشان تصمیمی گرفته باشد، و این از اسرار مهم جهانی بودن آن مرد بزرگ است، مردی که ریاست انجمن جهانی جوانان مسلمان را بر عهده گرفت، پس چون مردی جهانی بود ریاست انجمنی جهانی را بر عهده داشته است.

 

و دکتر عايض الردادي میگوید: «دکتر مانع جهنی از ویژگی ممتاز آشنایی با زبان انگلیسی و علوم شرعی بهرهمند است که کمتر دعوتگری داراست، بنده در خلال ارتباطی که با بسیاری از دعوتگران اسلامی در داخل و خارج کشور داشتهام به این نکته پی بردهام که همه نیازمند تقویت این دو ویژگی هستند، چون برخی بر یکی از زبانهای اجنبی تسلط دارند ولی از لحاظ معلومات شرعی ضعیفاند به طوری که مسائل واجب را با مستحب و سنت اشتباه میگیرند، خصوصاً آنها که در غرب زندگی میکردند، یا آنجا درس خواندهاند، برخی هم از معلومات شرعی خوب بهرهمند هستند اما در رابطه با زبان خارجی ضعیفند، و تا رسیدن به زبان فرهنگیها فاصلهی زیادی دارند، و این پدیده در میان دعوتگران داخل آشکار است.

سپس دکتر مانع میدانست که اصول و قواعد دعوت در داخل با خارج بسیار تفاوت دارد، در داخل بیشتر روی معرفی احکام تأکید میشود، ولی در خارج و کشورهای غیر اسلامی بر نقل اندیشهی اسلامی باید تأکید شود تا غیر مسلمانان با نور اسلام آشنا شوند که تا آن موقع جز معلوماتی تحریف شده یا مخلوط شده از آن را نداشتند.

بیشترین تأکید دکتر مانع بر بوجود آوردن هستی و موجودیتی اسلامی در آمریکا بود که از تأسیس مسجد و اجتماع مسلمین در آن شروع میشود، اما ایشان از پیشرفت آمریکا شگفتزده و دهان گشوده نشد آنگونه که بسیاری از کسانی که بدانجا سفر میکنند گرفتار خود باختگی و احساس حقارت در خود میشوند. بنابراین اسلوب و روش مناسب با آن جامعه را به کار برد، سپس با علم و دانش غرب و شهامت و عزّت عرب و اسلام و مسلمان سربلند به شهر و دیار خود بازگشت. دکتر جهنی در خلال مدتی که دعوت اسلامی را در عرصهی انجمن اسلامی جهانی جوانان مسلمان و دیگر مؤسسات که در آن مشارکت داشتند؛ با اسلوب سخنان استوار و بجا و اندرزهاي نيكو و زيبا؛ را اجرا میکرد مهارت، و فرهیختگی خود را نشان داد، بطوری که  بودجهی فعالیتهای یک ملیون نفر از فعالان انجمن جوانان مسلمان در مدت یک سال به هفتاد ملیون رسید، در حالی که در زمانی که رهبری آن انجمن را تحویل گرفت از شش ملیون تجاوز نمیکرد، که همه توسط خیرین تأمین میگشت.

زمانی با ایشان آشنا شدم که مراقب برنامههای دینی رادیو ریاض با زبان انگلیسی بود، و با دقت هر چه بیشتر از آن مراقبت میکرد، خصوصاً در رابطه با ترجمهی معنای قرآن کریم با انگیسی.

دکتر مانع در رفتار و برخورد با دیگران از ویژگی ممتاز تواضع و راستگویی در انتساب و پیروی، و اخلاص در دعوت، و میانهروی و اعتدال و دعوت و فراخوانی با سخنان استوار و بجا و اندرزهاي نيكو و زيبا، و گفتگوی با شيوه هرچه نيكوتر و بهتر؛ بهرهمند بود».

و استاد لطفی عبداللطیف میگوید: «مردانی هستند که  حوادث را میسازند، و مردانی هم هستند که حوادث آنها را میسازد، ...برخی از رجال وقتی به جایی سفر میکنند جایشان چنان خالی میشود که تعداد زیادی هم نمیتوانند آن خلأ را پر کنند.

همچنین دکتر مانع حماد جهنی، شهسوار عرصهی دعوت اسلامی، و مرد خروشان و با تحرک بود که در فضای دعوت با متفکر ژرفاندیش شناخته شده است، و دعوتگری بود که اسباب و عوامل تأثیرگذار برای پیشرفت در کارش را در اختیار داشت،  و مدبّری کارآزموده و با درایت، و خطیب سخنور و بلیغ بود، مرد دعوت بود نه قدرت، مانند مردم ساده میزیست، و اهل تکلّف و تصنّع نبود، مرد خودسر و خودجوش بود و بر فطرت و سرشت میزیست.

 واقعاً دکتر مانع «غیر مانع» بود - همانگونه که نزدیکان و دوستانش او را لامانع میگفتند- چون هر ورقه یا درخواستی به ایشان تقدیم میشد روی آن عبارت «لامانع» مینوشت، لذا او را به جای مانع «لامانع» میگفتند».

مردی که زندگی خویش را فدای خدمت به دعوت دینی کرد، و بخش عمدهی وقتش را صرف خطبه و سخنرانی و رفع مشکلات فقراء و محتاجین و بیوهزنان و یتیمان نمود، و به قلبهایشان وارد شد، منصب و مقام او را تغییر نداد، و یک روز هم برای دستیابی به آن تلاش نکرد، بلکه با زهد و پارسایی بین خانواده و دیوارهای کتابخانهی ساده متواضعانه زیست.

دکتر مانع پس از حادثهی مشهور خزانهی (انجمن جهانی اسلامی جوانان) رحلت کرد، زمانی که آن خزانه مورد دستبرد دزدان حرفهای قرار گرفت، و پس از شکستن و تخریب همه داراییهای آن را به یغما بردند، و در صدد قتل نگهبان آن هم برآمدند. وقتی او را دیدم غم و اندوه را در چشمانش مشاهده کردم، زیرا آن ثروتها سهم یتیمان و فقرا و مساکین بود، و او پاداش خود را از خدا میخواست، و در روز دوّم حادثه که به طرف فرودگاه حرکت کرد ماشینش چپ شد و چند مرتبه غلطید و با خشنودی به دیدار پروردگار شتافت، و انشاء الله مورد خشنودی خداوند هم بود.

دکتر مانع جهنی در سن (60) سالگی درگذشت، عمری مالامال از دعوت دینی و عطاء و بخشش و عمل خیر».

 

همسر دکتر مانع جهنی (دکتوره هُدی) میگوید: «دکتر مانع پرهیزگار بود و در مورد هر صغیره و کبیرهای از خدا میترسید...، نماز خواندن در مسجد به نسبت ایشان امری اساسی بود، و حتی زمانی که بیمار بود حریص بود بر اینکه نماز را به موقع ادا نماید، و در هر جا بود برای ادای نماز به جماعت دنبال مسجد میگشت، و حتی زمانی هم که به خارج سفر میکرد نمازش را در فرودگاه یا مجتمع تجاری یا بیمارستان به موقع و در اول وقت اداء میکرد، به نگاه عابرین توجه نمیکرد، بلکه با اطاعت خداوندU احساس فخر و سر بلندی میکرد، و خطاب به من میگفت: مردم علناً گناه میکنند شرم نمیکنند؛ ما از انجام عبادت خدا در جلو آنها حیا کنیم؟. نخستین چیزی که در سفر بعد از پیاده شدن در مسافرخانه برایش مهم بود پیدا کردن وسیلهی بیدار شدن برای نماز صبح بود. همچنین بر قرائت و فهم قرآن کریم و خواندن تفسیر آن حریص بود، و ترجمهی ایشان برای قرآن کریم همراه یکی از مسلمانان آمریکایی بزرگترین دلیل بر اهتمام او به قرآن است».

 

همچنین دکترها عبدالوهاب نور ولی، حسن سفر، ناصر زهرانی، و سلیمان أبا الخلیل او را ستودهاند، همانگونه که رئیس مجلس شورا دکتر صالح بن حمید و جمع بسیار زیاد دیگر او را ستودهاند.

از سخنان دکتر جهنی:

«قبل از اینکه با انجمن ارتباط داشته باشم فکر آن را داشتم، حقیقت آن اندیشه این بود که آنجا زیاد پیشنهاد میشد برای همسو کردن و هماهنگ ساختن جوانان مسلمان در همه گوشه و کنار جهان کاری انجام شود. در بین آن پیشنهادها طرح نظریهی سوّم «قذافی» بود، که برای تشکیل کنفرانس در طرابلس غرب دعوت نمود، و شرکت کنندگان آمریکایی و بسیاری دیگر از کشورها از جمله عربستان سعودی در آن حضور یافتند؛ و قضیهی (نظریهی سوم) مطرح گردید که اگر به خوبی اجرا میشد خوب و شجاعانه بود، و خلاصهی این نظریه مبنی بر این بود که کمونیست و راه و روش سوسیالیستی، و سرمایهداری و روشهای هر دو شکست خورده هستند، و تنها نظام درست و سالم  اسلام است، که این مورد اتفاق همه مسلمانان است، امّا (قذافی) آن را به (کتاب سبز) خود و برخی فعالیتها مرتبط ساخت که ارزش نظریهاش را از بین برد، علاوه بر حمله و دستگیریهایی که بر ضد جوانان مسلمان در لیبی انجام داده بود. کنفرانس بسیار جدّی بود، لذا به او گفتند: «تو برای اسلام و نظریهی سوم فراخوانی میکنی در حالی که بر راه و روش اسلام نیستی، اگر میخواهی ما را اقناع کنی به اینکه در نظریهات راست و جدّی هستی مسلمانان زندانی لیبی را آزاد کن». سپس کنفرانس بدون هیچ نتیجهای به کار خود پایان داد، و شرکت کنندگان با شیخ حسن آل شیخ مصاحبه کردند و گفتند: قذافی بیهدف راه میپیماید و میخواهد برای جوانان سازمانی بوجود آورد، ولی عربستان سعودی برای ایفای این نقش سزاوارتر است. آل شیخ گفت: در این باره با ملک فیصل گفتگو خواهیم کرد، و درخواست را برای ملک فیصل فرستادند و قضیه را بر او عرضه کردند که در آن موقع در سفرهایش به آفریقا و آسیا و غیره قضیهی «همبستگی اسلامی» را به شدت مطرح میکرد، و به اهمیّت آن قناعت کامل داشت، و قبل از آن هم برخی سازمانها از جمله «رابطه جهان اسلام» را برای تقویت مفهوم همبستگی بین جمعیات و مراکز اسلامی و اقلیتهای مسلمان ساکن در کشورهای غیر مسلمان تأسیس کرده بود؛ و در سطح رسمیتر (سازمان کنفرانس اسلامی) را به منظور ایجاد وحدت بیشتر در بین کشورهای اسلامی بوجود آورد. در خلال سؤالاتی مبنی بر اینکه چرا این سازمان تکمیل نشود تا انجمن اسلامی جوانان هم بوجود آید، و همبستگی بیشتر شود، و این جنبه تا زمان کامل شدن منظومهی همبستگی اسلامی فعال باشد؟ این اندیشه تقدیم شد و آن پیشنهاد خوب و زیبا تلقی گشت، و در سال (1393هـ) کنفرانس اسلامی تشکیل شد، سپس از سوی اعضاء پیشنهاداتی مبنی بر ایجاد سازمان به نام «انجمن جهانی اسلامی برای جوانان» مطرح گردید، و از آن موقع تشکیل شد».

 

وفات دکتر جهنی:

دکتر مانع حماد جهنی رئیس انجمن اسلامی جهانی جوانان در روز یکشنبه (25/51425هـ) برابر با (4/8/2002م) در مسیر فرودگاه بر اثر یک حادثهی رانندگی که ماشینش چند مرتبه غلطید، در حضور اجتماعی مهم در جده از پژوهشگران شؤون اسلامی و امور دعوت وفات یافت.

درود و رحمت بیکران خدا بر روان برادرمان، و از خداوندU مسألت دارم او را در بهشت برین همراه با پیامبران و راستان و شهداء و شایستگان که دوستان بسی خوب هستند؛ محشور گرداند، و شكر و سپاس پروردگار جهانيان را سزا است...

 

برگرفته از کتاب: فرهیختگان تاریخ معاصر، تهیه شده در: سایت عقیده



 
بازگشت به ابتدای صفحه     بازگشت به نتایج قبل                       چاپ این مقاله      ارسال مقاله به دوستان

اقوال بزرگان     

امام شافعي ‏رحمه الله در مورد تصوف مي فرمايند: [لو انّ رجلاً ‏تصوّف اوّل النهار لايأتي الظهر حتي يكون احمق] "اگر كسي در اول روز صوفي شود هنوز ‏نهار آن روز نرسيده كه او احمق گشته است."‏

تبلیغات

 

منوی اصلی

  صفحه ی اصلی  
 جستجو  
  روز شمار وقايع
  عضویت در خبرنامه  
پیشنهادات وانتقادات  
همكارى با سايت  
ارتباط با ما  
 درباره ی ما  
 

تبیلغات

آمار

خلاصه آمار بازدیدها

امروز : 10981
دیروز : 6186
بازدید کل: 9391261

تعداد کل اعضا : 614

تعداد کل مقالات : 11212

ساعت

نظر سنجی

كداميك از كانال‌هاى اهل سنت فارسى را بيشتر مي‌پسنديد؟

كانال فارسى نور

كانال فارسى كلمه

كانال فارسى وصال

نمایش نتــایج
نتــایج قبل
 
.محفوظ است islamwebpedia.com تمامی حقوق برای سایت
All Rights Reserved © 2009-2010