Untitled Document
 
 
 
  2019 Dec 15

----

17/04/1441

----

24 آذر 1398

 

تبلیغات

حدیث

 

أنس بن مالك رضی الله عنه از پيامبر صلى الله عليه وسلّم روايت مى كند كه فرمودند: ((ثَلاَثٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ وَجَدَ حَلاَوَةَ الإِيمَانِ أَنْ يَكُونَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَحَبَّ إِلَيْهِ مِمَّا سِوَاهُمَا، وَأَنْ يُحِبَّ الْمَرْءَ لاَ يُحِبُّهُ إِلاَّ لِلَّهِ، وَأَنْ يَكْرَهَ أَنْ يَعُودَ فِي الْكُفْرِ كَمَا يَكْرَهُ أَنْ يُقْذَفَ فِي النَّارِ)). متفق عليه، البخاري في الإيمان رقم (16) و مسلم في الإيمان رقم (43).
كسي كه اين سه خصلت را داشته باشد، شيريني ايمان را مى چشد، يكي اينكه: خدا و رسولش را از همه بيشتر دوست داشته باشد، دوم اينكه: محبتش با هر كس، بخاطر خوشنودي خدا باشد. سوم اينكه: برگشتن به سوي كفر، برايش مانند رفتن در آتش، ناگوار باشد.

 معرفی سایت

نوار اسلام
اسلام- پرسش و پاسخ
«مهتدين» (هدايت يافتگان)
اخبار جهان اسلام
تاریخ اسلام
کتابخانه آنلاین عقیده
سایت اسلام تکس - پاسخ به شبهات دینی
خانواده خوشبخت
شبکه جهانی نور
سایت خبری تحلیلی اهل سنت
بیداری اسلامی
صدای اسلام

 

 

 

  سخن سایت

قال ابن الجوزي ( تلبيس إبليس: 447) ‏عن يحيى بن معاذ يقول: «اجتنب صحبة ثلاثة أصناف من الناس العلماء الغافلين والفقراء المداهنين والمتصوفة الجاهلين».
امام ابن جوزی در کتاب "تلبیس ابلیس" آورده: از يحيي بن معاذ نقل است كه فرمود: «از صحبت سه گروه بپرهيزيد: عالمان غافل، فقيران تملق گو و صوفیان جاهل».

لیست الفبایی     
               
چ ج ث ت پ ب ا آ
س ژ ز ر ذ د خ ح
ف غ ع ظ ط ض ص ش
ه و ن م ل گ ک ق
ی
   نمایش مقالات

قرآن و حدیث>تفسیر قرآن>سوره شوری > تفسیر سوره شوری از تفسیر راستین ترجمه تیسیر الکریم الرحمن

شماره مقاله : 9254              تعداد مشاهده : 553             تاریخ افزودن مقاله : 14/1/1390

تفسیر سوره شوری


مکی و 53 آیه است.
بسم الله الرحمن الرحیم
آیه ی 9-1:
حم؛ حا ، میم
عسق؛ عین  ، سین  ، قاف
كَذَلِكَ یوحِی إِلَیكَ وَإِلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِكَ اللَّهُ الْعَزِیزُ الْحَكِیمُ؛ ، خداوند پیروزمند حکیم  ، به  تو و کسانی  که  پیش  از تو بودند اینچنین   وحی می  فرستد :
لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ وَهُوَ الْعَلِی الْعَظِیمُ؛ از آن  اوست  هر چه  در آسمانها و زمین  است   و اوست  آن  بلند مرتبه  بزرگوار
تَكَادُ السَّمَاوَاتُ یتَفَطَّرْنَ مِن فَوْقِهِنَّ وَالْمَلَائِكَةُ یسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَیسْتَغْفِرُونَ لِمَن فِی الْأَرْضِ أَلَا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ ؛ نزدیک  است  که  آسمانها بر فراز یکدیگر درهم  شکنند و فرشتگان  به ، ستایش پروردگارشان  تسبیح  می  گویند و برای  ساکنان  زمین  آمرزش  می  طلبند  آگاه  باشید که  خدا آمرزنده  و مهربان  است.
وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَولِیاء اللَّهُ حَفِیظٌ عَلَیهِمْ وَمَا أَنتَ عَلَیهِم بِوَكِیلٍ؛ خدا مراقب  اعمال  کسانی  است  که  جز او را به  دوستی  گرفتند ، و تو وکیل   آنها نیستی.
وَكَذَلِكَ أَوْحَینَا إِلَیكَ قُرْآنًا عَرَبِیا لِّتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنذِرَ یوْمَ الْجَمْعِ لَا رَیبَ فِیهِ فَرِیقٌ فِی الْجَنَّةِ وَفَرِیقٌ فِی السَّعِیرِ ؛ و نیز این  قرآن  را به  زبان  عربی  بر تو وحی  کردیم  تا ام  القری  و ساکنان ، اطرافش  را بیم  دهی   همچنین  آنان  را از روز قیامت  - که  در آن  تردیدی   نیست  - بترسانی  که  گروهی  در بهشتند و گروهی  در آتش  سوزان
وَلَوْ شَاء اللَّهُ لَجَعَلَهُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِن یدْخِلُ مَن یشَاء فِی رَحْمَتِهِ وَالظَّالِمُونَ مَا لَهُم مِّن وَلِی وَلَا نَصِیرٍ؛ اگر خدا می  خواست  همه  را یک  امت  کرده  بودولی  او هر که  را که   بخواهدبه  رحمت  خویش  در آورد ، و ستمکاران  را هیچ  دوست  و یاوری  نیست.
أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِیاء فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِی وَهُوَ یحْیی المَوْتَى وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ ؛ آیا جز خدا را به  دوستی  گرفتند ? دوست  حقیقی  خداست   و اوست  که   مردگان  را زنده  می  کند ، و اوست  که  بر هر کاری  تواناست.
خداوند متعال خبر می دهد که این قرآن بزرگ را به پیامبر بزرگوار وحی کرده ، همان طور که به پیامبران پیش از او نیز وحی نموده است. در اینجا خداوند فضل و لطف خویش را بیان نموده که او کتاب ها را نازل  کرده و پیامبران را فرستاده است و محمّد (ص) پیامبر جدیدی نیست که قبل از او هیچ پیامبری نیامده باشد. و باید دانست که راه او همان راه پیامبران پیش از اوست و حالت او با حالات آنها مشابهت و تناسب دارد. و آنچه آورده است با آنچه آنها آورده اند مشابه می باشد، چون همه حق و راست هستند. و این قرآن را ذاتی نازل کرده که خداوند و معبود است و دارای قدرت بزرگ و حکمت فراوان می باشد. و همه جهان بالا و پایین تحت فرمانروایی و تدبیرِ تقدیری و تشریعی او می باشند.
« وَهُوَ الْعَلِی الْعَظِیمُ» ذات و قدر و جایگاه و چیرگی خداوند والا است و او بزرگوار می باشد. از عظمت او این است که « تَكَادُ السَّمَاوَاتُ یتَفَطَّرْنَ مِن فَوْقِهِنَّ» نزدیک است آسمان ها با وجود بزرگی شان و این که جماد هستند از بالا درهم بشکنند، « وَالْمَلَائِكَةُ یسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ» و فرشتگان بزرگوار و مقّرب در برابر عظمت او فروتن هستند و به ربوبّیت او اذعان دارند و در برابر قدرت او خاضع اند. و پروردگارشان را ستایش و تسبیح می گویند و  او را تعظیم می نمایند و به هر صفت کمال توصیف می کنند. « وَیسْتَغْفِرُونَ لِمَن فِی الْأَرْضِ» و به خاطر آنچه که از ساکنان زمین سر می زند و شایسته عظمت و بزرگی پروردگارشان نیست برای آنان آمرزش می طلبند. با این که خداوند متعال « هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ » آمرزنده و مهربان است و اگر آمرزش و رحمت  او نبود، فورا خلق را با کیفر خود ریشه کن و نابود می کرد.
توصیف خداوند به این صفات بعد از آن که بیان کرد به همه پیامبران و به محّمد صلوات الله و سلامه علیهم أجمعین به طور ویژه وحی کرده  است اشاره به این است که در این قرآن دلایل و آیات و حجّت هایی وجود دارد که بر کمال خداوند آفریننده دلالت می نماید، و بر این مطلب دلالت دارد که خداوند به این نام های بزرگ متصف است؛ نام هایی که باعث می شوند دل ها از معرفت و محّبت و تعظیم و بزرگداشت خداوند لبریز و سرشار گردند و تمام عبودیت و بندگیِ ظاهری و باطنی برای او صورت گیرد. نیز این براهین و ایات دلالت می کنند بر اینکه یکی از بزرگ ترین ستم ها و زشت ترین گفته ها، برگرفتن معبودها و انبازهایی جز خداست؛ معبودهایی که هیچ سود و زیانی در دست آنها نیست، بلکه آنها خودشان مخلوق هستند و در همه حالات خود به خدا نیازمندند . بنابراین به دنبال آیه گذشته فرمود:« وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَولِیاء»  و کسانی که جز خدا برای خود دوستان و یاورانی برگرفته اند و با پرستش و طاعت، به آنها دوستی و ابراز محبّت می نمایند، آن گونه که خدا را عبادت می کنند، اینها باطل را برگرفته اند و در حقیقت آنان یاوران و دوستان  ایشان نیستند. « اللَّهُ حَفِیظٌ عَلَیهِمْ» بلکه خداوند مراقب ایشان است و اعمالشان را ثبت و ضبط می نماید و در برابر کارهای خوب و بدشان آنان را مجازات خواهد کرد.
« وَمَا أَنتَ عَلَیهِم بِوَكِیلٍ» و تو مسئول آنها نیستی و از تو درباره اعمال آنها پرسیده نمی شود، بلکه تو فقط رساننده هستی و وظیفه ات را انجام داده ای.
سپس خداوند متعال منّت خویش را بر پیامبر و بر مردم بیان کرد که « قُرْآنًا عَرَبِیا» قرآنی عربی را که الفاظ و معانی آن روشن هستند نازل فرموده، « لِّتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا» تا مردم مکه و کسانی از ساکنان آبادی های بیرون مکه را بترسانی. سپس این بیم دادن را به سایر مردم جهان برساند. « وَتُنذِرَ یوْمَ الْجَمْعِ» و مردم را از روز گردهم آیی یعنی قیامت، که خداوند همه مردمان را از اوّل تا آخر در آن جمع می کند، بترسانی. و به آنها خبر می دهی که « لَا رَیبَ فِیهِ» شکی در آمدن قیامت نیست. و مردم در آن روز به دو گروه تقسیم می شوند:« فَرِیقٌ فِی الْجَنَّةِ» گروهی در بهشت خواهند بود و آنها کسانی هستند که به خدا ایمان آورده و پیامبران را تصدیق کرده اند. « وَفَرِیقٌ فِی السَّعِیرِ » و گروهی در دوزخ خواهند بود و آنان انواع کافران تکذیب کنند می باشند.
« وَلَوْ شَاء اللَّهُ لَجَعَلَهُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً» با وجود این اگر خداوند می خواست همه مردم را یک امّتِ بر هدایت قرار می داد، چون او تواناست و هیچ چیزی از اراده وی سرپیچی نمی کند. ولی خداوند خواست هرکس را از بندگان برگزیده اش که بخواهد به رحمت خویش داخل گرداند. امّا ستمگران صلّاحیت برخورداری از خیر و خوبی را ندارند و آنها از رحمت خدا محروم هستند. « مَا لَهُم مِّن وَلِی وَلَا نَصِیرٍ» پس غیر از خداوند دیگر دوست و یاوری ندارند که آنها را سرپرستی نماید تا به آنچه که خوب و دوست داشتنی است دست یابند و از آنچه که خوشایند است در امان بمانند.
کسانی که « أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِیاء» جز خدا چیزهایی را به دوستی گرفته و با پرستش آنها، آنان را یاور و سرپرست خود قرار داده اند مرتکب زشت ترین اشتباه شده اند . زیرا تنها خداوند کارساز است و بندگانش باید با پرستش و طاعتش و نزدیکی جستن به او با انواع تقرّبات ممکن او را به یاوری و دوستی بگیرند، چرا که فقط او به تدبیر بندگانش می پردازد، و به طور ویژه بندگان مومن خود را از تاریکی ها به سوی نور هدایت می کند و به لطف خود آنان را کمک نموده و در همه کارهایشان آنان را سرپرستی می نماید.« وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ» و او مردگان را زنده می گرداند و او بر همه چیز تواناست. یعنی زنده کردن و میراندن در دست اوست و مشیّت و قدرت او نافذ می باشد پس او سزاوار آن است که به  تنهایی پرستش شود، چرا  که شریکی ندارد.
آیه ی 12-10:
وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِیهِ مِن شَیءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّی عَلَیهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَیهِ أُنِیبُ؛ در هر چه  اختلاف  می  کنید حکمش  با خداست   این  خدای  یکتا پروردگار من   است   بر او توکل  کردم  و به  او روی  می  آورم.
فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَمِنَ الْأَنْعَامِ أَزْوَاجًا یذْرَؤُكُمْ فِیهِ لَیسَ كَمِثْلِهِ شَیءٌ وَهُوَ السَّمِیعُ البَصِیرُ ؛ آفریدگار آسمانها و زمین  است   برای  شما ، هم  از شما ، همسرانی   بیافرید، و نیز برای  چارپایان  جفتهایی  پدید آورد  با آفرینش  همسران  بر  شمارتان  می  افزاید  هیچ  چیز همانند او نیست  و اوست  که  شنوا و بیناست.
لَهُ مَقَالِیدُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ یبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن یشَاء وَیقْدِرُ إِنَّهُ بِكُلِّ شَیءٍ عَلِیمٌ؛ کلیدهای  آسمانها و زمین  از آن  اوست   در روزی  هر که  بخواهد گشایش  می   دهد یا تنگ  می  گیرد ، و او به  هر چیزی  داناست.
خداوند متعال می فرماید:« وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِیهِ مِن شَیءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ» و در هر چیزی از اصول و فروع دینتان که اختلاف کنید داوری آن به کتاب خدا و سنّت پیامبرش واگذار می گردد. پس هرچه کتاب و سنّت حکم کردند یعنی همان است، و هرچه با کتاب و سنت مخالف باشد باطل است.« ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّی» این است خداوند پروردگار من. و روزی دهنده و مدّبر است، او تعالی نیز به وسیله شریعت خود در همه امور بندگانش میان آنان داوری می نماید. مفهوم آیه کریمه این است که اتّفاق امّت حجّتی قاطع است، چون خداوند متعال به ما دستور داده که فقط چیزهایی را به او بازگردانیم که در آن اختلاف کرده ایم، پس آنچه که ما بر آن اتّفاق نموده ایم کافی است که امّت بر آن اتفاق کرده باشد، زیرا امّت از خطا مصون می باشد. و حتمّا اتّفاق امّت با آنچه که در کتاب خدا و سنّت پیامبرش آمده است موافق است.
« عَلَیهِ تَوَكَّلْتُ» بر او توکل نموده ام و در به دست آوردن منافع و دور کردن زیان ها دل به او سپرده ام، و به خداوند اعتماد دارم که مرا بر این امر کمک می نماید.« وَإِلَیهِ أُنِیبُ» و با قلب و جسم به سوی او روی می آورم و به طاعت و عبادت او می پردازم. و این دو اصل را خداوند در بسیاری از آیات کتابش بیان می دارد چون با مجموع این دو چیز، بنده کمال را به دست می آورد و اگر این دو چیز نباشند یا یکی نباشد کمال مطلوب را از دست می دهد. همان طور که فرموده است:« إِیَّاکَ نَعبُدُ وَإِیَّاکَ نَستَعینُ» فقط تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جوئیم و فرموده است:« فَاعبُدهُ وَتَوَکَّل عَلَیهِ» او را بپرست و بر او توکّل کن.
« فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» با قدرت و مشیّت و حکمت خود آسمان ها و زمین را آفریده است، « جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا» و از جنس خودتان برای شما همسرانی آفرید. تا در کنار آنها آرام بگیرید و نسل و فرزندانتان گسترش یابند و منافع و  عوایدی عایدتان گردد. « وَمِنَ الْأَنْعَامِ أَزْوَاجًا» و از همه اقسام  حیوانات نر و مادّه آفریده است تا باقی بمانند و افزایش پیدا کنند تا منافع زیادی به شما برسد. به همین جهت آن را به وسیله ی حرف «لام» متعدی کرد و فرمود: «لَکُم» که بر تعلیل دلالت می کند. یعنی آن را به خاطر شما، و به خاط نازل کردن نعمت بر شما خلق نمود. بنابراین فرمود:« یذْرَؤُكُمْ فِیهِ» یعنی در زمین بدان سبب که از خودتان به خاطر منافع شما همسرانی قرار داد و به خاطر منافع شما در میان چهارپایان نر و ماده را قرار داده است شما را منتشر می کند و هم شما را و هم چهارپایانتان را تکثیر می نماید.« لَیسَ كَمِثْلِهِ شَیءٌ» هیچ چیزی همانند خدا نیست و هیچ چیزی از مخلوقات با او مشابهتی ندارد؛ نه در ذات او و نه در اسما و صفات، و نه در کارهایش چیزی شبیه او نیست، چون نام های او همه نیکو هستند و صفات او صفت های کمال و عظمت می باشند، و خداوند مخلوقات بزرگی را بدون این که شریک و همراهی داشته باشد پدید آورده است. پس هر چیزی همانند او نیست زیرا فقط او از هر جهت یگانه و یکتاست و کامل است. « وَهُوَ السَّمِیعُ» و او همه صداها را علی رغم اختلاف زبان ها و گوناگون بودن نیازها می شنود. « البَصیرُ» بیناست، و حتی خزیدن مورچه سیاه را در شب تاریک بر روی صخره صاف می بیند. و او  فرایند جذب و تبدیل غذا را در اعضای حیوانات بسیار کوچک مشاهده می کند، و حرکت و جریان آب را در شاخه های باریک درختان و گیاه می بیند. این آیه و امثال آن دلیلی است بر صحّت مذهب اهل سنّت و جماعت که صفات را برای خدا اثبات نموده و همگونی و مشابهت را از او نفی می کنند. فرموده ی خدا « لَیسَ كَمِثْلِهِ شَیءٌ» ردّی است بر اعتقاد گروه «مُشَبَّهَه» ردّی است برای «معطله» انهایی که صفات را تعطیل نموده و آنها را انکار می کنند.
« لَهُ مَقَالِیدُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» فرمانروایی آسمان ها و زمین از آن اوست و کلیدهای رحمت و روزی و نعمت های ظاهری و باطنی در دست  اوست. پس همه خلق در به دست آوردن منافعشان و دور کردن زیان هایشان ، و در همه حالت ها به خدا نیازمندند، و هیچ کس از آنها اختیاری ندارد. و خداوند بخشنده و منع کننده است و زیان دهنده و نفع دهنده می باشد؛ هر نعمتی که بندگان دارند از جانب اوست، و شرّ و بدی را جز او کسی دفع نمی کند. « مَّا یَفتَح ِ اللَّهُ لِلَّناسِ مِن رَّحمَةِ مُمسِکَ لَهَا وَمَا یُمسِک فَلَا مُرسِلَ لَهُ مِن بَعدِهِ» هر درِ رحمتی را که خداوند برای مردم بگشاید هیچ باز دارنده ای برای آن نیست، و آنچه راکه نگاه دارد هیچ رها کننده ای برای آن وجود ندارد. بنابراین در اینجا فرمود:« یبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن یشَاء» اوست که روزی را برای هرکس بخواهد فراخ می دارد و فراوان می نماید و از انواع روزی ها به او هر آنچه بخواهد می دهد. « وَیقْدِرُ» و برای هرکس که بخواهد آن را تنگ می دارد. تا به اندازه نیازش باشد و از نیازش بیشتر نباشد. و همه اینها تابع علم و حکمت اوست. بنابراین فرمود:« إِنَّهُ بِكُلِّ شَیءٍ عَلِیمٌ» بی گمان او به هر چیزی داناست. پس اواحوال بندگانش را می داند و به هریک حسب حکمت او و مشیّت خود می بخشد.
آیه ی 13:
شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّینِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِی أَوْحَینَا إِلَیكَ وَمَا وَصَّینَا بِهِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَى وَعِیسَى أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِینَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَیهِ اللَّهُ یجْتَبِی إِلَیهِ مَن یشَاء وَیهْدِی إِلَیهِ مَن ینِیبُ ؛ برای  شما آیینی  مقرر کرد ، از همان  گونه  که  به  نوح  وصیت  کرده  بود و، ازآنچه  بر تو وحی  کرده  ایم  و به  ابراهیم  و موسی  و عیسی  وصیت  کرده  ایم   که  دین  را بر پای  نگه  دارید و در آن  فرقه  فرقه  مشوید  تحمل  آنچه  بدان   دعوت می  کنید بر مشرکان  دشوار است   خدا هر که  را خواهد برای  رسالت   خود بر می  گزیند و هر که  را بدو بازگردد به  خود راه  می  نماید.
این بزرگ ترین نعمت خدا بر بندگانش می باشد که بهترین و برترین و پاکیزه ترین دین را که دین اسلام است برایشان مقّرر داشته است؛ دینی که خداوند برای بندگان برگزیده اش منتخبان و برگزیدگان که پیامبران اولوالعزم هستند و در این آیه ذکر شده اند و از هر جهت والا مقام ترین و کامل ترین انسان ها هستند مقرّر داشته است. پس دینی که خداوند برای آنها مقّرر داشته است مناسب حال آنان می باشد و موافق با کمال آنهاست، بلکه خداوند آنها را کامل گردانده و برگزیده است چون به این دین بپا خاسته اند. و اگر دین اسلام نبود هیچ احدی مقامش بالا نمی رفت. پس این دین روح سعادت و قطع و محور کمال است و آن چیزی است که این کتاب ارزشمند در برگیرنده آن می باشد و به سوی آن فرا می خواند از قبیل توحید و اعمال شایسته و اخلاق و آداب.« أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ» شما را  فرمان داده که همه شرایع و قوانین دین و اصول و فروعش را برپای دارید، خودتان آن را برپای دارید و بکوشید تا آن را در زندگی دیگران نیز پیاده کنید و همدیگر را بر نیکویی و پرهیزگاری یاری نمایید و از گناه و دشمنی کردن باز دارید.« وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ» و در آن اختلاف نورزید، بلکه بر اصول و فروع دین متفّق بمانیدو بکوشید که اختلاف در مسائل ، شما را متفّرق ننماید و به گروه ها و احزابی تبدیل نشوید که با همدیگر دشمنی می ورزید در حالی که در اصل دین متفق هستید. و از مصادیق اجتماع و اتفاق بر دین می توان به اجتماعات عمومی اشاره کرد که شریعت به آن فرمان داده  است مانند حج و اعید و جمعه ها و نمازهای پنج گانه و جهاد و دیگر عبادت هایی که جز با گردهم آمدن کامل نمی گردند. « كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِینَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَیهِ» وقتی آنها را به یگانه پرستی و اخلاص در طاعت و عبادت برای خدا امر نمودی این امر به شدّت بر آنها دشوار آمد همان طور که خداوند در مورد آنها فرموده است:« وَإِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَحدَهُ اشمَأَزَّت قُلُوبُ الَّذِینَ لَا یُومِنُونَ بِالأَخِرَةِ وَإِذَا ذُکِرَ الَّذِِینَ مِن دُونِهِ إِذا هُم یَستَبشِرُونَ» و هرگاه خدا به تنهایی یاد شود دل های کسانی که به آخرت ایمان نمی آورند متنفّر می گردد، و هرگاه کسانی غیر از او یاد شوند بناگاه شادمان می گردند. و قول آنان را نقل می کند و می فرماید:« أَجَعَلَ الأَلِهَةَ إِلَهَا وَحِدَا إِنَّ هَذَا لَشَیءُ عُجَابُ ُ » چگونه معبودان متعدد را به معبود واحد تبدیل می گرداند؟! به درستی که چیزی که او آورده و به سویش دعوت می  کند بسیار عجیب است. « اللَّهُ یجْتَبِی إِلَیهِ مَن یشَاء» خداوند از میان بندگانش هرکس را که شایسته برگزیده شدن برای رسالت و ولایت باش بر می گزیند . بر این اساس او این امّت را برگزیده و بر سایر امّت ها فضیلت داده و بهترین ادیان را برای آن انتخاب کرده است. « وَیهْدِی إِلَیهِ مَن ینِیبُ» و هرکس را که رو به سوی او نهد به سوی خویش هدایت می کند. فراهم شدن این سبب از جانب بنده ، او را به هدایت الهی می رساند، و این سبب، روی آوردن بنده به پروردگارش می باشد و متّوجه شدن انگیزه های قلبی اش به خدا و این که هدفش جلب رضایت خدا باشد. پس خوب و نیک بودن اراده بنده به همراه تلاش  او در طلب هدایت از اسبابی است که هدایت را برای او آسان می گرداند. همان طور که خداوند متعال می فرماید:« یَهدِی َ بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعِ رِضوَنَهُ سُبُل َ السَّلَمِ» خداوند به وسیله آن هرکس را از خشنودی پروردگارش پیروی نماید به راه های سلامتی هدایت می کند.
و آیه ی « وَیهْدِی إِلَیهِ مَن ینِیبُ»و آیه ی « وَاتَّبِع سَبِیلَ مَن أَنَابَ إِلَیَّ» و حقایقی در مورد اصحاب رضی الله عنهم أجمعین که مبین بازگشت واقعی آنها به سوی خداست، دلیل اند بر اینکه قول اصحاب حجت است، به ویژه قول و گفته ی خلفای راشدین رضی الله عنهم اجمعین.
آیه ی 15-14:
وَمَا تَفَرَّقُوا إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْعِلْمُ بَغْیا بَینَهُمْ وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى لَّقُضِی بَینَهُمْ وَإِنَّ الَّذِینَ أُورِثُوا الْكِتَابَ مِن بَعْدِهِمْ لَفِی شَكٍّ مِّنْهُ مُرِیبٍ ؛ از روی  حسد و عداوت  فرقه  فرقه  نشدند ، مگر از آن  پس  که  به  دانش ، دست یافتند  و اگر پروردگار تو از پیش  مقرر نکرده  بود که  آنها را تا زمانی معین  مهلت  است  ، بر آنها حکم  عذاب  می  رفت   و کسانی  که  بعد از  ایشان وارث  کتاب  خدا شده  اند در باره  آن  سخت  به  تردید افتاده  اند.
فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَقُلْ آمَنتُ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِن كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَینَكُمُ اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ لَا حُجَّةَ بَینَنَا وَبَینَكُمُ اللَّهُ یجْمَعُ بَینَنَا وَإِلَیهِ الْمَصِیرُ ؛ برای  آن  دعوت  کن  و چنان  که  فرمان  یافته  ای  پایداری  ورز و از پی   خواهشهایشان  مرو و بگو : به  کتابی  که  خدا نازل  کرده  است  ایمان  دارم  و  به  من  فرمان  داده  اند که  در میان  شما به  عدالت  رفتار کنم   خدای  یکتا  پروردگار ماو پروردگار شماست   اعمال  ما از آن  ما و اعمال  شما از آن   شما  میان  ماو شما هیچ  محاجه  ای  نیست   خدا ما را در یک  جا گرد می   آورد و سرانجام به  سوی  اوست.
وقتی خداوند به اتّفاق مسلمین و  اجتماع آنان بر دینشان فرمان داد و آنها را از تفرقه نهی کرد به آنان خبر داد که شایسته نیست به آنچه از کتاب که برآنها نازل کرده است مغرور شوند، چون اهل کتاب متفرّق و پراکنده نشدند مگر بعد از آن که خداوند کتاب را بر آنها نازل کرد؛ کتابی که موجب اجتماع و وحدت است. پس آنها کاری برخلاف آنچه کتابشان به آنها دستور  داده بود انجام دادند، و این به خاطر دشمنی و تجاوزشن بود. آنها نسبت به یکدیگر بغض وحسد ورزیدند و میان آنها اختلاف و دشمنی ایجاد شد. پس ای مسلمانها! بپرهیزید از این که مانند آنها باشید. « وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى» و اگر سخن پروردگارت بر این نرفته بود که تا  مدّت معینی عذاب داده نشوند و در کیفر دادن آنها تاخیر شود، « لَّقُضِی بَینَهُمْ» در میان آنان داوری می شد، ولی حکمت و بردباری او اقتضا می کرد که عذاب، فورا آنها را فرا نگیرد، « وَإِنَّ الَّذِینَ أُورِثُوا الْكِتَابَ مِن بَعْدِهِمْ» و بی گمان  کسانی که کتاب را از گذشتگان به ما داده اند و به آنان عالم گفته می شود، « لَفِی شَكٍّ مِّنْهُ مُرِیبٍ» در اشتباه فاحشی هستند و همین امر میان آنان اختلاف ایجاد می کند. گذشتگانِ آنها از روی حسد و تجاوز اختلاف ورزیدند و جانشینانشان از روی شک و تردید اختلاف نمودند و همه در اختلافِ مذموم مشترک هستند.
« فَلِذَلِكَ فَادْعُ» پس به سوی دین استوار و راه راستی که خداوند کتاب هایش را بر آن نازل فرموده و پیامبرانش را بر آن فرستاده است فرا بخوان و امّت خویش را به سوی آن دعوت بده و آنها را به آن ت شویق کن و با هرکس که آن را نمی پذیرد جهاد کن. « وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ» و همان گونه که  فرمان یافته ای ایستادگی  کن. یعنی استقامتی کن که موافق با دستور خدا باشد ؛  نه افراطی در آن باشد و نه تفریط ، بلکه در آن از دستورات الهی فرمان برداری کن و از آنچه نهی کرده پرهیز نما، به صورتی که همواره در این کار ادامه داشته باشد.پس پیامبر را دستور داد که با در پیش گرفتن استقامت، خود را  تکمیل گرداند و دیگران را نیز با دعوت کردن به استقامت، به سوی کمال هدایت کند. و معلوم است که هرآنچه به پیامبر دستور داده شود به امّت او نیز  دستور داده می شود ، البته به شرطی که دستور مخصوص پیامبر نباشد.
« وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ» و از خواسته ها و امیال کافران یا منافقانی که از دین منحرف هستند پیروی مکن، زیرا پیروی از آنها به معنی پیروی کردنِ بخشی از دینشان، یا ترک کردن دعوتِ به سوی خدا یا ترک استقامت است. پس از آن که علم و  دانش به نزد تو آمده است آن گاه از ستمکاران خواهی بود. نفرمود از دینشان پیروی مکن چون حقیقت دین آنها که خداوند برایشان مقّرر کرده است دین همه پیامبران است، امّا آنها مقّرر کرده است دین همه پیامبران است، امّا آنها از حقیقت دین خود پیروی نکرده  اند بلکه از خواست ها و امیالشان پیروی نموده و دینشان را به بازیچه گرفته اند.« وَقُلْ آمَنتُ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِن كِتَابٍ» و به هنگام مجادله و مناظره با آنها بگو: من به هر کتابی که از سوی خدا نازل شده است ایمان آورده ام. یعنی مناظره و مجادله تو با آنها باید بر این اصل بزرگ استوار باشد؛ اصلی که بر شرافت و شکوه اسلام و چیره بودن آن بر همه ادیان دلالت می نماید، و دینی که اهل کتاب گمان می برند بر آن هستند بخشی از اسلام است. در اینجا بیان شده که اگر اهل کتاب بر این محور مناظره کنند که به بعضی از کتاب ها یا پیامبران، ایمان دارند و به بعضی ایمان ندارند از آنها پذیرفته نمی شود، چون کتابی که به سوی آن دعوت می کنند و پیامبری که خود را به او نسبت می دهند باید این قرآن و کسی که آن را آورده است را تصدیق کنند.
پس کتاب ما و پیامبرمان ما را فرمان داده اند که به موسی و عیسی و تورات و انجیل ایمان داشته باشیم، و آن را تصدیق کنیم و خبر داده اند که این کتاب ها صحّت قرآن را تصدیق و به آن اقرار کرده اند. امّا کتاب و پیامبرمان ما را به ایمان آوردن به تورات و انجیل و موسی وعیسایی که برای ما توصیف نشده اند و مطابق با کتاب ما نیستند فرمان  نداده است. « وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَینَكُمُ» و فرمان یافته ام که در داوری میان شما و آنچه در آن اختلاف کرده اید، دادگری کنم. پس ای اهل کتاب دشمنی شما و کینه ورزی تان با من، مراد از دادگری میان شما باز نمی دارد و مرا از این که از میان گفته های مختلف اهل کتاب و دیگران سخن حق را بپذیرم و باطل را رد کنم و به عدالت حکم کنم منع نمی کند. « اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ» الله پروردگار ما و پروردگار شماست. یعنی او پروردگار همه است و شما به این که پروردگارتان باشد از ما سزاوارتر نیستید. « لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ» اعمال خوب و بد ما از آن ماست و اعمال شما از آن شماست، « لَا حُجَّةَ بَینَنَا وَبَینَكُمُ» یعنی بعد از آن که حقایق روشن گشت و حق از باطل و هدایت از گمراهی روشن گشت و حق از باطل و هدایت از گمراهی مشخص گردید جایی برای جدال و ستیز و کشمکش باقی نمانده است. چون  منظور از مجادله و گفتگو این است که حق از باطل روشن گردد تا فردی که راهیافته است هدایت شود و حجّت بر فرد گمراه اقامه گردد. منظور این است که با اهل کتاب مجادله نشود، چرا که خداوند می فرماید: و با اهل کتاب مجادله نکنید مگر به شیوه ای که بهتر است. منظور همان چیزی است که ما بیان کردیم. « اللَّهُ یجْمَعُ بَینَنَا وَإِلَیهِ الْمَصِیرُ» خداوند در روز قیامت همه ما را گرد می آورد و هریک را طبق عملش  مجازات می کند و  در این وقت دروغگو و راستگو مشخّص می شوند.
آیه ی 16:
وَالَّذِینَ یحَاجُّونَ فِی اللَّهِ مِن بَعْدِ مَا اسْتُجِیبَ لَهُ حُجَّتُهُمْ دَاحِضَةٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَعَلَیهِمْ غَضَبٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ؛ و کسانی  که  در باره  خدا جدال  می  کنند ، پس  از آنکه  دعوت  او را، اجابت کرده  اند نزد پروردگارشان  حجتشان  ناچیز است   بر آنهاست  خشم  خدا  و بر آنهاست  عذابی  سخت.
این آیه « وَالَّذِینَ یحَاجُّونَ فِی اللَّهِ» تاکید « لَا حُجَّةَ بَینَنَا وَبَینَکُمُ» میان ما و شما هیچ مجادله ای نیست می باشد. « وَالَّذِینَ یحَاجُّونَ فِی اللَّهِ» و کسانی که درباره خدا به وسیله حجّت های باطل و شبهات متناقض مجادله  و مخاصمه می ورزند، « مِن بَعْدِ مَا اسْتُجِیبَ لَهُ» بعد از آن که خردمندان و عاقلان به سبب آیات و نشانه های قاطع و دلایل روشن فرمان او را پذیرفته اند، پس اینان که با حق به مجادله می پردازند، پس از آن که حق برایشان روشن شده است،« حُجَّتُهُمْ دَاحِضَةٌ عِندَ رَبِّهِمْ» مجادله آنها نزد پروردگارشان باطل است و پذیرفتنی نیست. چون  مجادله آنها مشتمل بر ردّ حق است و هر آنچه که با حق مخالف باشد باطل است.« و َعَلَیهِمْ غَضَبٌ» و به خاطر نافرمانی و روی گردانی اشان از حجّت های خدا و دروغ انگاشتن آن خشم خدا بر آنهاست. « وَلَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ» و عذابی دردناک دارند که آن عذاب نتیجه خشم خداوند بر آنهاست. پس این کیفر ِ هرکسی است که به وسیله باطل با حق به مجادله می پردازد.
آیه ی 18-17:
اللَّهُ الَّذِی أَنزَلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَالْمِیزَانَ وَمَا یدْرِیكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِیبٌ؛ خداست  که  این  کتاب  بر حق  و ترازو را نازل  کرده  است   و تو چه  می   دانی ? شاید قیامت  نزدیک  باشد.
یسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذِینَ لَا یؤْمِنُونَ بِهَا وَالَّذِینَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْهَا وَیعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقُّ أَلَا إِنَّ الَّذِینَ یمَارُونَ فِی السَّاعَةِ لَفِی ضَلَالٍ بَعِیدٍ ؛ آنان  که  باورش  ندارند آن  را به  شتاب  می  طلبند ، و آنان  که  ایمان ، آورده اند از آن  بیمناکند و می  دانند که  حق  است   آگاه  باش  ، کسانی  که   در باره  قیامت  جدال  می  کنند سخت  در گمراهی  هستند.
وقتی خداوند متعال بیان کرد که حجتّ ها و دلایل او واضح و روشن هستند، طوری که هرکس در وی امید خیری باشد آن را می پذیرد، اصل و اساس حجّت ها را نیز بیان کرد،  اساسی که همه دلایل و حجتّ هایی که به بندگان رسیده اند به این دلیل بر می گردند. پس فرمود:« اللَّهُ الَّذِی أَنزَلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَالْمِیزَانَ» خداوند ذاتی است که کتاب و  ابزار سنجش را به حق نازل کرده است. کتاب، این قرآن بزرگ است که به حق نازل شده و مشتمل بر حق و راستی و یقین است و در سراسر آن نشانه های روشن و دلایل  واضح است که بر همه مطالب الهی و عقاید دینی دلالت می کند. پس قرآن بهترین مسائل و روشن ترین دلایل را ارائه داده است . امّا معیار و میزان عدالت و سنجش و مقایسه درست وعقل صحیح می باشد. بنابراین همه دلایل عقلی از قبیل نشانه های الهی در کرانه های جهان و نشانه هایی که در وجود انسان است و اعتبارات و معیارهای شرعی و مناسبت ها و علّت ها و احکام و حکمت ها همه در میزان و معیاری داخل هستند که خداوند آن را در میان بندگانش گذاشته است تا اموری را که اثبات نموده و اموری را که نفی کرده است بسنجید و به وسیله آن به راست بودن پیام خداوند و پیامبرانش یقین حاصل کنید. و آنچه از دایره  کتاب و میزان بیرون است و آنچه گفته می شود حجّت و دلیل است باطل و متناقض می باشد، اصل آن فاسد است و مبانی و فروع آن نیز فاسد می باشد. و هرکس که قدرت تشخیص را داشته باشد و ادله راجح و مرجوح را از یکدیگر تشخیص دهد و حجّت ها و شبهات را از هم بازشناسد، به این موضوع واقف است. ولی هرکس فریب عبارت های آراسته و کلمات فریبنده را بخورد و بصیرت او معنی مورد نظر را در نیابد، او اهل این کار نیست و از سوارکاران این میدان نمی باشد. پس موافقت و مخالفت او برابر است.
سپس خداوند متعال با ترساندن کسانی که درآمدن قیامت شتاب دارند و منکر آن هستند  فرمود:« وَمَا یدْرِیكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِیبٌ» و تو چه می دانی شاید قیامت نزدیک باشد، پس زمان و فاصله آن معلوم نیست، و مشخص نیست که چه زمانی برپا می شود، بنابراین در هر وقتی اتفاق افتادن آن انتظار می رود.
« یسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذِینَ لَا یؤْمِنُونَ بِهَا» کسانی که از روی عناد و تکذیب و ناتوان قرار دادن پروردگارشان به آن ایمان ندارند در فرا رسیدن آن شتاب می ورزند، « وَالَّذِینَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْهَا» امّا کسانی که ایمان آورده اند از قیامت در هراس اند. یعنی از آن می ترسند چون به آن ایمان دارند و می دانند که در قیامت جزای اعمال داده می شود، و از آنجا که پروردگارشان را می شناسند و می ترسند که مبادا اعمالشان نجات دهنده نباشد و آنان را به سعادت نرساند. بنابراین فرمود:« وَیعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقُّ» و می دانند که آن حق است و هیچ شک و تردیدی در وقوع آن ندارند. « أَلَا إِنَّ الَّذِینَ یمَارُونَ فِی السَّاعَةِ»  بدانید کسانی که در وقوع قیامت شک دارند و درباره آن به ستیز و مجادله می پردازند، یعنی بعد از آنکه دچار شک و تردید شدند با پیامبران و پیروان آنان درباره ی وقوع قیامت به مجادله پرداختند، « لَفِی ضَلَالٍ بَعِیدٍ» در گمراهی بی نهایت دوری قرار دارند . و چه گمراهی و ضلالتی بدتر است از دوری و ضلالت کسی که سرای آخرت را تکذیب کرده است؛ سرایی که سرای آخرت را تکذیب کرده است؛ سرایی که سرای حقیقی است و برای جاودانگی آفریده شده است؟! سرای سزا و جزایی که خداوند در آن عدالت و فضل خویش را اظهار می کند ، و این جهان نسبت به آن مانند سفر مسافری است که در زیر سایه درختی می خوابد سپس آن را ترک می کند و از آنجا کوچ می نماید. این دنیا سرای عبور و گذر است نه محل استقرار و ماندن. پس کافران، فنا شدن و از بین رفتن دنیا را تصدیق می کنند چون آن را مشاهده کرده اند امّا سرای آخرت را تکذیب می نمایند، سرایی که کتاب های الهی و پیامبران بزرگوار و پیروانشان که از همه  مردم؛ عقلی کامل تر و دانشی بیشتر دارند و فهمیده تر و هوشیارترند از آن خبر داده اند.
آیه ی 20-19:
اللَّهُ لَطِیفٌ بِعِبَادِهِ یرْزُقُ مَن یشَاء وَهُوَ الْقَوِی العَزِیزُ؛ خدا با بندگانش  مهربان  است   هر که  را بخواهد روزی  می  دهد  و او  توانا و پیروزمند است.
مَن كَانَ یرِیدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِی حَرْثِهِ وَمَن كَانَ یرِیدُ حَرْثَ الدُّنْیا نُؤتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِن نَّصِیبٍ؛ هر کس  کشت  آخرت  را بخواهد به  کشته  اش  می  افزاییم  و هر کس  کشت   دنیارا بخواهد به  او عطا می  کنیم  ، ولی  دیگر در کشت  آخرتش  نصیبی  نیست.
خداوند متعال خبر می دهد که او « لَطِیفٌ بِعِبَادِهِ» نسبت به بندگانش لطیف و مهربان است تا بندگان او را بشناسند و او را دوست بدارند و خود را در معرض لطف و کرم او قرار دهند. لطف از صفت های خداوند متعال است که به این معنی است او رازها و پنهانی ها را می داند و بندگانش به خصوص مومنان را به آنچه که مایه خیر و صلاح آنهاست، هدایت می کند، و خیر و برکت را از راهی به آنها می رساند که خودشان نمی دانند و گمانش را نمی برند. از جمله لطف خداوند نسبت به بنده مومنش این است که او را با فراهم کردن اسباب هدایت به سوی خیر هدایت می کند، هدایتی که به فکر انسان نمی آید. اسبابی که خداوند برای هدایت بنده ی مومنش فراهم می کند عبارت است از اینکه محبّت حق و تسلیم شدن در برابر آن را در وجودش به ودیعه می نهد، و خداوند به فرشتگان گرامی اش الهام می کند تا او را استوار گردانند و او را بر انجام خیر و نیکی تشویق، و حق را در دلش آراسته نمایند که سبب پیروی از حق می شود. و از مظاهر لطف خداوند این است که مومنان را به عبادت های دسته جمعی فرمان داده که این عبادت ها اراده هایشان را قوی می گرداند و همت ّ هایشان را بر می انگیزد، به گونه ای که آنها در راه خیر با یکدیگر رقابت می ورزند و به آن علاقمند می وشند و به یکدیگر اقتدا می کنند. و از مظاهر لطف خداوند نسبت به بندگانش این است که اسبابی را برای بنده ایجاد می کند که میان  او و گناهان مانع می گردند. مثلا چنانچه دنیا و ثروت و ریاست و امثال آن که اهل دنیا در آن با همدیگر به رقابت می پردازند بنده را از اطاعت و عبادت خدا دور کند یا سبب شود تا از خدا غافل گردد یا به گناهی روی آورد، خداوند ثروت و دارایی و ریاست را از او دور می دارد و رزقش را به اندازه اش می دهد. بنابراین دراینجا فرمود:« یرْزُقُ مَن یشَاء» هرکس را که بخواهد به اقتضای حکمت و لطفش روزی می دهد.« وَهُوَ الْقَوِی العَزِیز» و او نیرومند و چیره است، و قدرت و توان همه از آن اوست. پس هیچ یک از مخلوقات توان کاری را ندارد مگر به  کمک او که همه چیز در برابر او سرتسلیم فرود آورده است. سپس خداوند متعال فرمود:« مَن كَانَ یرِیدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ» هرکس اجر و پاداش آخرت را بخواهد یعنی به قیامت باور داشته باشد و آن را تصدیق نماید و برایش تلاش کند، « نَزِدْ لَهُ فِی حَرْثِهِ» در کشت او می افزاییم. یعنی عمل او را چند برابر می نماییم و پاداش آن را چند برابر می گردانیم. همان طور که خداوند متعال فرموده است:« وَمَن أَرَادَ الأَخِرَةَ وَسَعَی لَهَا سَعیَهَا وَهُوَ مُومِنُ فَأُولَئِکَ کَانَ سَعیُهُم مَّشکُورَا» و هرکس آخرت را بخواهد و برای آن تلاش کند در حالی که مومن است تلاش ایشان قابل تقدیر و تشکر است، با وجود این بهره اش در دنیا حتما به او می رسد. « وَمَن كَانَ یرِیدُ حَرْثَ الدُّنْیا»  و هرکس کشت دنیا را بخواهد به این صورت که دنیا آخرین هدف او باشد و برای آخرت خود چیزی پیش نفرستد و به پاداش آن امید نداشته باشد و از عذاب آن نترسد، « نُؤتِهِ مِنْهَا» بهره اش را که برایش مقّرر گشته است به او می دهیم. « وَمَا لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِن نَّصِیبٍ» امّا در آخرت هیچ بهره ای ندارد و از بهشت و نعمت های آن  محروم می گردد و سزاوار آتش دوزخ می شود. « مَن کَانَ یُریدُ الحَیَوةَ الدُّنیَا وَزَینتَهَا نُوَفِ إِلَیهِم أَعمَلَهُم فِیهَا وَهُم فِیَها لَا یُبخَسُونَ» هرکس زندگانی دنیا و زینت آن را بخواهد و اعمالشان را در آن جا کاملا به ایشان می دهیم و آنها در آن جا کم داده نمی شوند.
آیه ی 23-21:
أَمْ لَهُمْ شُرَكَاء شَرَعُوا لَهُم مِّنَ الدِّینِ مَا لَمْ یأْذَن بِهِ اللَّهُ وَلَوْلَا كَلِمَةُ الْفَصْلِ لَقُضِی بَینَهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِینَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ ؛ آیا مشرکان  را بتانی  است  که  آیینی  برایشان  آورده  اند که  خدا رخصت  آن   را، نداده  است  ? و اگر قصد تاخیر عذابشان  نبود ، کارشان  به  پایان  آمده   بودو ستمکاران  را عذابی  است  دردآور.
تَرَى الظَّالِمِینَ مُشْفِقِینَ مِمَّا كَسَبُوا وَهُوَ وَاقِعٌ بِهِمْ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فِی رَوْضَاتِ الْجَنَّاتِ لَهُم مَّا یشَاؤُونَ عِندَ رَبِّهِمْ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الكَبِیرُ ؛ ستمکاران  را بینی  که  از حاصل  اعمالشان  بیمناکند  و البته  به  کیفر خود  خواهند رسید  ولی  آنها که  ایمان  آورده  اند و کارهای  شایسته  کرده  اند ،  درباغهای  بهشتند  هر چه  بخواهند نزد پروردگارشان  هست   و این  فضل  و  بخشایش  بزرگی  است.
ذَلِكَ الَّذِی یبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَیهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى وَمَن یقْتَرِفْ حَسَنَةً نَّزِدْ لَهُ فِیهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ ؛ این  است  آن  چیزی  که  خدا آن  گروه  از بندگانش  را که  ایمان  آورده  اند و، کارهای  شایسته  کرده  اند ، بدان  مژده  می  دهد  بگو : بر این  رسالت  مزدی   ازشما ، جز دوست  داشتن  خویشاوندان  ، نمی  خواهم   و هر که  کار نیکی  کند  به نیکویی  اش  می  افزاییم  ، زیرا خدا آمرزنده  و شکر پذیر است.
خداوند متعال خبر می دهد که مشرکین انبازهایی را به یاوری و سرپرستی برگرفته اند و هر دو گروه در اعمال کفرآمیز مشترک هستند و اینها از شیطان های انسی می باشند که به کفر دعوت می کنند.« شَرَعُوا لَهُم مِّنَ الدِّینِ مَا لَمْ یأْذَن بِهِ اللَّهُ» و شرک و بدعت ها را برای ایشان به عنوان دین پدید آورده اند و حلال خدا را حرام کرده و حرام او را حلا نموده و آنچه را که دلشان بخواهد برای آنان دین قرار داده اند . با این که دین همان چیزی است که خداوند متعال آن را مشروع نموده تا بندگان بر آن  اساس وی را عبادت  کنند و به وسیله آن خود را به خدا نزدیک نمایند. بنابراین هیچ کس حق  ندارد چیزی را که از طرف خدا و پیامبرش نیامده باشد به عنوان دین مقّرر بدارد ، پس چگونه این فاسقان این کار را می کنند که هم آنان و هم پدرانشان در کفر مشترک هستند؟! « وَلَوْلَا كَلِمَةُ الْفَصْلِ لَقُضِی بَینَهُمْ» واگر خداوند مدّت معینی را مقّرر کرده بود که در آن به گروه های مختلف مهلت دهد، فورا به خوشبختی اهل حق و نابود شدن اهل باطل حکم و داوری می کرد، چون آنچه نابودی آنها را اقتضاء می نماید موجود است. امّا اینها بدانند که در آخرت عذاب دردناکی در پیش دارند که اینها و هر ستمگری بدان گرفتار می شوند.
« تَرَى الظَّالِمِینَ» در این روز کسانی را که با کفر ورزیدن و ارتکاب گناهان بر خود ستم کرده اند خواهی دید که ، « مُشْفِقِینَ مِمَّا كَسَبُوا» از کارهایی که کرده اند سخت بیمناکند، زیرا بر آن کیفر داده می شوند و از آنجه که بیمناک، چیزی که از آن می ترسد احتمال دارد به آن دچار شود و نیز احتمال دارد بدان دچار نشود، خبر داد عذابی که این ستمکاران از آن می ترسند، « وَاقِعٌ بِهِمْ» به آنان خواهد رسید، چون آنها اسباب کیفر را فراهم آورده اند بدون اینکه معارضی از قبیل توبه و غیره را داشته باشند، اکنون فرصت را از دست داده اند. « وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» و کسانی که با دل هایشان به خدا و کتاب ها و پیامبرانش ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند. هر  نوع عمل صالحی از اعمال قلوب و  اعمال جوارح از قبیل واجبات و مستحبات در کارهای شایسته داخل هستند پس چنین کسانی « فِی رَوْضَاتِ الْجَنَّاتِ» در باغ های بهشت هستند . یعنی در باغ هایی هستند که به بهشت اضافه شده اند، و معلوم است که حالت مضاف الیه است که «بهشت» می باشد. پس این باغ ها بسیار زیبا و شکوفا بوده و در آن نهرها و چشمه های پُر آب و منظره های زیبا و صداهای دل انگیز است و درختان پرمیوه و پرندگان آواز خوان به وفور یافت می شوند، و اهل ایمان در کنار هم به سر می برند. و در آن جا کامل ترین بهره از همزیستی و همدم شدن با دوستان عاید آدمی می شود. باغ هایی که با گذشت زمان زیبایی اشان افزوده می گردد و روز به روز اهالی آنها به لذت ّ هایشان اشتیاق بیشتری پیدا می کنند.« لَهُم مَّا یشَاؤُونَ» آنها هرچه در آن باغ ها بخواهند دارند. « عِندَ رَبِّهِمْ» نزد پروردگارشان، ، پس هرچه بخواهند برایشان فراهم است؛ چیزهایی که هیچ چشمی آن را ندیده و هیچ گوشی آن را نشنیده و به دل هیچ انسانی خطور نکرده است. « ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الكَبِیرُ» این است فضل بزرگ. و آیا فضلی بزرگ تر از دستیابی به رضایت خداوند متعال و بهره مند شدن از لقای او در سرای بهشت وجود دارد؟
« ذَلِكَ الَّذِی یبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» خداوند بخشنده و  مهربان این مژده بزرگ را که به طور مطلق بزرگ ترین نوید است به وسیله برترین انسان به کسانی نوید می دهد که ایمان آورده اند و کار شایسته کرده اند. پس برخورداری از این نوید بزرگترین هدف است ووسیله ای که انسان را به آن می رساند بهترین وسیله است. « قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَیهِ أَجْرًا» بگو: در برابر رساندن این قرآن به شما و فراخواندتان به سوی احکام آن از شما مزدی نمی  خواهم. پس منظور من این نیست که اموالتان را از دستتان بگیرم و نمی خواهم که بر شما ریاست و حکومت کنم و هدفی مادّی ندارم. « إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى» احتمال دارد که معنی آیه این باشد که فقط یک چیز از شما می خواهم که فایده آن به خود شما بر می گردد و آن این که به خاطر خویشاوندی مرا دوست بدارید. و این دوست داشتن اضافه بر دوست داشتنِ براساس ایمان است، زیرا دوست داشتن پیامبر(ص) از روی  ایمان و مقدم داشتن محبت ایشان بر همه محبّت ها بعد از محبّت خدا، بر هر مسلمانی فرض است. و از کسانی که در این آیه به آنان اشاره شده  است، درخواست شده است اضافه بر این محبت ایمانی، محبتی دیگر را نیز نسبت به پیامبر داشته باشند، و آن  عبارت است از محبت خویشاوندی، چون پیامبر(ص) نزدیک ترین مردم و خویشاوندان خود را دعوت می کرد تا جایی که می گویند هیچ کس در تیره های قریش نبود مگر این که پیامبر با او نسبتی داشت و به نوعی خویشاوند  او بود. و احتمال دارد که منظور این باشد که از شما هیچ مزدی نمی خواهم مگر این که صادقانه خدا را دوست بدارید و این با نزدیکی جستن به خدا و متوّسل شدن به او به وسیله طاعت و عبادتش که بر محبّت صادقانه و درستِ خدا دلالت می نماید همراه است. بنابراین فرمود:« إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى» مگر  محبت به خاطر نزدیکی جستن به تقّرب به خدا. طبق هر دو گفته این استثنا دلیلی است بر این که پیامبر(ص) در برابر دعوت از آنان هیچ پاداشی نمی طلبد مگر چیزی که فایده اش به خودشان بر می گردد، و این مزد نیست، بلکه مزد و پاداش همان است که پیامبر(ص) به آنها داد. همانند این که خداوند متعال می فرماید:« وَمَا نَقَمُوا مِنهُم إِلَّا أَن یُومِنُوا بِاللَّهِ العَزیزِ الحَمیدِ» و از آنان عیب و ایرادی جز این نگرفتند که به خداوند پیروزمند و ستوده ایمان آورده اند. و مانند این که می گویند: « فلانی گناهی نکرده جز این که با تو نیکی می کند.»
« وَمَن یقْتَرِفْ حَسَنَةً نَّزِدْ لَهُ فِیهَا حُسْنًا» و هرکس کار نیکی انجام دهد از قبیل نماز، روزه ، حج یا نیکی کردن با مردم، بر نیکی عمل او می افزائیم، به این صورت که خداوند به او توفیق می دهد تا کارهای دیگری انجام دهد و با آن اجر و پاداش مومن اضافه می وشد و نزد خدا و خلق جایگاهش بالا می رود و پاداش دنیا و آخرت را به دست می آورد. « إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ» بی گمان خداوند آمرزنده و شکرگزاراست؛ گناهان بزرگ  را هرچند که بزرگ باشند به هنگام توبه کردن و دست کشیدن از آن می آمرزد. و در مقابل عمل اندک پاداش فراوان می دهد ، پس او با مغفرت  خویش گناهان را می آمرزد و عیب ها را می پوشاند و یا پذیرفتن نیکی ها آن را شکر می گزارد و نیکی ها را چندین برابر می نماید.
آیه ی 24:
أَمْ یقُولُونَ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا فَإِن یشَأِ اللَّهُ یخْتِمْ عَلَى قَلْبِكَ وَیمْحُ اللَّهُ الْبَاطِلَ وَیحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ؛ یا می  گویند که  بر خدا دروغ  می  بندد  اگر خدا بخواهد بر دل  تو مهر می   نهد  و خدا به  کلمات  خود باطل  را محو می  کند و حق  را ثابت  می  گرداند  او به  هر چه  در دلها می  گذرد داناست.
آیا کسانی که پیامبر را تکذیب می کنند، با جسارت و دروغ می گویند:« افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا» پیامبر بر خدا دروغ بسته است؟ آنها تو را به زشت ترین چیز متّهم می کنند و می گویند به خدا دروغ می بندی و ادّعای نبّوت می کنی، و چیزی را به خداوند نسبت می دهی که خداوند از آن پاک است، در حالی که راستگویی و امانتداری تو را می دانند. پس چگونه به خود جرأت می دهند که چنین دروغ صریحی را بگویند؟ بلکه با این کار بر خدا جرات کرده اند چون این عیب گر فتن از خداست که به تو قدرت داده تا چنین دعوت بزرگی را که به گمان آنها بزرگ ترین فساد در زمین است به راه بیاندازی، زیرا خداوند به پیامبر توانایی داده بود تا دعوت را بی پرده اعلام دارد و آن را به خداوند نسبت دهد و برای تایید آن معجزات آشکار و دلایل روشنی ارائه دهد و پیروی آشکار پیامبر و چیره شدن او بر مخالفان نیز از این جمله بود. در حالی که خداوند متعال می توانست این دعوت را در نطفه خفه  کند و بر دل پیامبر (ص) مهر زند و خیری به دلش وارد نشود. و وقتی بر دل او مهز می زد همه چیز تمام می شد . پس این دلیل قاطعی است بر صحّت و درستی آنچه پیامبر (ص) آورده  است و قوی ترین شهادت از جانب خدا برای تایید گفته های اوست و هیچ شهادتی بالاتر از این یافت  نمی شود.
بنابراین از حکمت و رحمت الهی و از سنتّ های جاری اوست که باطل را نابود می  کندف گرچه گاهی اوقات باطل دارای قدرت می گردد اما سرانجام آن نابودی است. « وَیحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ» و با سخنان تکوینی اش که تغییر نمی یابد و با وعده راستینش حق را پابرجا می دارد که خود آن را تشریع نموده است و آن را در دل ها ثابت می گرداند و خردمندان را بینش می دهد. آری! خداوند بزرگ به روش های گوناگون حق را پابرجا می دارد؛ یکی از این روش ها این است که باطل را بر می انگیزد تا با حق مقابله کند، پس وقتی که باطل به مقابله با حق پرداخت حق با  دلایل و حجّت هایش بر آن حمله ور می شود. آنجاست که نور و هدایت حق آشکار می گردد و به وسیله آن باطل نابود و ریشه  کن می شود و بطلان آن برای هرکس روشن می گردد و حق برای هرکسی کاملا آشکار می شود« إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ » بی گمان خداوند به آنچه در سینه هاست و به نیک و بدی که در دلهاست و آنچه پنهان داشته و آنچه آشکار نکرده  اند آگاه است.
آیه ی 28-25:
وَهُوَ الَّذِی یقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَیعْفُو عَنِ السَّیئَاتِ وَیعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ؛ و اوست  که  توبه  بندگانش  را می  پذیرد و از گناهان  عفوشان  می  کند و هر  چه ، می  کنید می  داند.
وَیسْتَجِیبُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَیزِیدُهُم مِّن فَضْلِهِ وَالْكَافِرُونَ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ؛ و دعای  کسانی  را که  ایمان  آورده  اند و کارهای  شایسته  کرده  اند اجابت   می کند ، و از فضل  خویش  آنان  را افزون  می  دهد  و کافران  را به  عذابی   سخت گرفتار می  سازد.
وَلَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِی الْأَرْضِ وَلَكِن ینَزِّلُ بِقَدَرٍ مَّا یشَاء إِنَّهُ بِعِبَادِهِ خَبِیرٌ بَصِیرٌ؛ اگر خدا روزی  بندگانش  را افزون  کند در زمین  فساد می  کنند ، ولی  به   اندازه  ای  که  بخواهد روزی  می  فرستد  زیرا بر بندگان  خود آگاه  و بیناست.
وَهُوَ الَّذِی ینَزِّلُ الْغَیثَ مِن بَعْدِ مَا قَنَطُوا وَینشُرُ رَحْمَتَهُ وَهُوَ الْوَلِی الْحَمِیدُ؛ و اوست  آن  خدایی  که  بعد از نومیدیشان  باران  می  فرستد و رحمت  خود را، به همه  جا منتشر می  کند و اوست  کارساز و ستودنی.
این بیان کرم و لطف خداوند و گستردگی بخشایندگی و کمال لطف اوست که « یقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ» توبه بندگانش را می پذیرد وقتی که از گناهانشان دست می کشند و بر آن پیمان می بندند و تصمیم می گیرند که دوباره آن گناهان را انجام ندهند. پس اگر هدفشان پروردگار باشد خداوند  توبه شان را می پذیرد، این در حالی است که قبلا سبب نابودی و گرفتار شدن به کیفرهای دنیوی و اخروی شان فراهم شده بود. « وَیعْفُو عَنِ السَّیئَاتِ» و گناهان و بدی ها را محو می کند، و عیب هایی که در اثر آن گناهان به وجود می آیند و کیفرهایی که نتیجه ارتکاب گناهان است از آنها دور می کند. و توبه کننده نزد او ارزشمند می گردد به گونه ای که انگار کار بدی نکرده است.
و خداوند او را دوست می دارد و به او  توفیق انجام کارهایی می دهد که او را به خدا نزدیک می نمایند. و از آنجا که توبه از کارهای بزرگی است که گاهی به سبب کمال اخلاص و صداقت کامل می شود و گاهی به علّت ناقص بودن اخلاص و صداقت ناقص خواهد شد و چه بسا فاسد و خراب شود، اگر هدف از آن اهدافی دنیوی باشد و این چیزها جایگاهشان دل است و فقط خدا آن را می داند آیه را با این جمله به پایان برد:« وَیعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ»  و می داند آنچه را که انجام می  دهید.
خداوند  همه بندگان را به بازگشت و روی آوردن به سوی او و توبه کردن از کوتاهی ها فرا خوانده است. پس بندگان برحسب اجابت و پذیرش به دو گروه تقسیم شده اند: آنهایی که اجابت کرده اند و خداوند آنها را چنین توصیف نموده است:« وَیسْتَجِیبُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» و کسانی که ایمان آورده و  کارهای شایسته  کرده اند پروردگارشان را اجابت می کنند و از او  اطاعت می نمایند و به دعوت او لبّیک می گویند، چون ایمان و عمل صالحی که دارند آنها را به این امر وادار می نماید . پس وقتی او را اجابت کردند خداوند کارشان را سپاس می گزارد و او آمرزنده و شکرگزار است؛« وَیزِیدُهُم مِّن فَضْلِهِ» و به آنان از فضل خود بیشتر می دهد یعنی از فضل خویش به آنان توفیق عمل می دهد و پاداش آنها را چند برابر بیش از آنچه که اعمال آنها مستحق آن است، می دهد. امّا کسانی که دعوت خداوند را اجابت نمی نمایند و آنها کسانی هستند که عناد می ورزند، « َالْكَافِرُونَ» و به خدا و پیامبرش کفر می ورزند، « لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ» اینان عذاب سخت و شدیدی در دنیا و آخرت دارند.
سپس بیان کرد که از لطف خداوند نسبت به بندگانش این است که او دنیا و روزی را برایشان چنان فراوان نمی کند که به دین آنها زیان برساند . پس فرمود:« وَلَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِی الْأَرْضِ» و اگر خداوند روزی را برای بندگانش فراوان نماید و گسترش دهد، در زمین سرکشی می کنند. یعنی از اطاعت خدا غافل شده و به شهوات و لذّت های دنیا روی می آورند، و به آنچه که هوی و هوس آنها می خواهد مشغول می شوند گرچه آن چیز گناه و ستم باشد. « وَلَكِن ینَزِّلُ بِقَدَرٍ مَّا یشَاء» ولی به  اندازه ای که لطف و حکمت او اقتضا می نماید فرو می فرستد. « إِنَّهُ بِعِبَادِهِ خَبِیرٌ بَصِیرٌ» چرا که او بندگانش را می بیند و از اوضاع و احوال آنها کاملا آگاه است. همچنان که در بعضی روایت ها آمده است که خداوند متعال می فرماید: « برخی از بندگانم هستند که جز ثروت و ایمانشان را سامان نمی بخشد، و اگر او را فقیر گردانم فقیری او را به فساد می کشاند. و برخی از بندگانم هستند که جز فقر و تنگدستی ایمانشان را سامان نمی بخشد، و اگر او را ثروتمند گردانم، ثروتمندی ایمانش را فاسد می گرداند. و برخی از بندگانم هستند که ایمانشان جز با تندرستی سامان نمی یابد، و اگر او را بیمار گردانم بیماری، ایمان او را فاسد می نماید.
و برخی از بندگانم  هستند که ایمانشان فقط با مریضی سامان می یابد و اگر او را تندرست کنم این امر ایمان او را فاسد می گرداند . همانا من کار بندگانم را طبق آگاهی خویش از آنچه که در دل هایشان است تدبیر می نمایم و من آگاه و بینا هستم.»
« وَهُوَ الَّذِی ینَزِّلُ الْغَیثَ» و اوست که باران را نازل می کند و با آن به داد آبادی ها و مردم می رسد. « مِن بَعْدِ مَا قَنَطُوا» بعد از آن که نا امید شدند و مدت زمانی باران نیامده و گمان بردند که باران نمی آید و ناامید گشتند و  برای قحط سالی کارهایی کردند. امّا در این هنگام خداوند باران می فرستد. « وَینشُرُ رَحْمَتَهُ» و با آن رحمت خویش را می گستراند و روزی هایی برای انسان ها و چهارپایانشان می رویاند و این برایشان بسیار دارای اهمّیت است و از این شادمان می گردند.
« وَهُوَ الْوَلِی الْحَمِیدُ» و اوست کارساز ستوده، که بندگانش را با انواع تدبیر سرپرستی می نماید و منافع دینی و دنیوی شان را تامین می کند و او در کارسازی و تدبیرش ستوده است و به  خاطر نعمت ها و انواع لطف هایی که بندگان را از آن بهره مند می سازد قابل ستایش است.
آیه ی 29:
وَمِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَثَّ فِیهِمَا مِن دَابَّةٍ وَهُوَ عَلَى جَمْعِهِمْ إِذَا یشَاء قَدِیرٌ؛ و از نشانه  های  قدرت  او آفرینش  آسمانها و زمین  و پراکندن  جنبندگان   درآن  دوست   و هر گاه  بخواهد ، بر گردآوردنشان  تواناست.
« وَمِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» و از نشانه های قدرت بزرگ او و از دلایل زنده گرداندن مردگان از سوی او آفرینش آسمان ها و زمین با این بزرگی و عظمتشان است، که بر قدرت و گستردگی فرمانروایی او دلالت می نماید، و استواری و آفرینش زیبا و محکم آسمان ها و زمین بر حکمت و فرزانگی خداوند دلالت می کند و منافع و مصالحی که در آسمان ها و زمین نهاده شده است بر رحمت خدا دلالت می کند، و این که تنها او سزاوار انواع عبادت می باشد و الوّهیتِ غیر او باطل است. « وَمَا بَثَّ فِیهِمَا مِن دَابَّةِ» و جانوران و جنبدگانی که خداوند در آسمان ها و زمین برای منفعت بندگانش پدید آورده و پراکنده کرده است از نشانه های قدرت  اوست. « وَهُوَ عَلَى جَمْعِهِمْ إِذَا یشَاء قَدِیرٌ» و او بر گردآوردن مردم بعد از مرگشان در میدان قیامت هر زمان که بخواهد، تواناست. پس خداوند قدرت و توانایی این کار را دارد. و تحقق قیامت باید مبتنی بر خیری راستین باشد، و معلوم است که اخبار پیامبران و کتاب هایشان به صورت متواتر تحقق قیامت را بیان کرده اند.
آیه ی 31-30:
وَمَا أَصَابَكُم مِّن مُّصِیبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَیدِیكُمْ وَیعْفُو عَن كَثِیرٍ؛ اگر شما را مصیبتی  رسد ، به  خاطر کارهایی  است  که  می  کنید  و خدا  بسیاری  از گناهان  را عفو می  کند.
وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِینَ فِی الْأَرْضِ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِن وَلِی وَلَا نَصِیرٍ؛ شما نتوانید در روی  زمین  از او بگریزید و شما را جز او کارساز و یاوری   نیست.
خداوند متعال خبر می دهد که هر مصیبتی به جسم یا اموال یا فرزندان بندگان می رسد یا آنچه را که دوست دارند و برایشان عزیز است، از دست می دهند، به خاطر کارهای بدی است که انجام می دهند و خداوند از بسیاری از کارهای بندگان گذشت می کند . پس خداوند بر بندگان ستم نمی کند ولی آنها خودشان بر خویشتن ستم می کنند. « وَلَو یُوَّاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِمَا کَسَبُوا مَا تَرَکَ عَلَی ظَهرِهَا مِن دَآبَّة» و اگر خداوند مردم را به خاطر کارهایی که کرده اند،  مواخذه می کرد، هیچ جنبنده ای را روی زمین باقی نمی گذاشت. خداوند که کیفرها و عذاب ها را به تاخیر می اندازد بدان خاطر نیست که آن را فراموش کرده یا توانایی ندارد، بلکه در می گذرد.
« وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِینَ فِی الْأَرْضِ» و شما نمی توانید از چنگال قدرت الهی فرار کنید و او را از دستیابی به خود ناتوان سازید، بلکه شما در زمین ناتوان هستید و هرچه خداوند درباره شما اراده کند نمی توانید امتناع ورزید. « وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِن وَلِی وَلَا نَصِیرٍ» و جز خداوند هیچ گونه کارساز و یاوری ندارید که شما را سرپرستی نماید و منافعتان را فراهم آورد، و هیچ یاوری  ندارید که زیان ها را از شما دور کند.
آیه ی 35-32:
وَمِنْ آیاتِهِ الْجَوَارِ فِی الْبَحْرِ كَالْأَعْلَامِ؛ از نشانه  های  قدرت  او کشتیهایی  است  چون  کوه  که  در دریاها روانند.
إِن یشَأْ یسْكِنِ الرِّیحَ فَیظْلَلْنَ رَوَاكِدَ عَلَى ظَهْرِهِ إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ؛ ، اگر بخواهد ، باد را نگه  می  دارد تا کشتیها بر روی  دریا از رفتن   بازمانند هر آینه  در این  برای  صابران  شکرگزار عبرتهایی  است.
أَوْ یوبِقْهُنَّ بِمَا كَسَبُوا وَیعْفُ عَن كَثِیرٍ؛ یا آنها را به  خاطر اعمالشان  غرقه  می  کند و بسیاری  را نیز می  بخشاید.
وَیعْلَمَ الَّذِینَ یجَادِلُونَ فِی آیاتِنَا مَا لَهُم مِّن مَّحِیصٍ؛ و می  داند چه  کسانی  در آیات  ما جدال  می  کنند  آنان  را هیچ  گریزگاهی   نیست.
از نشانه های رحمت و توجه او به بندگانش « الْجَوَارِ فِی الْبَحْرِ» کشتی های بخاری و بادبانی است که در دریا روانند و از بس که بزرگ اند « كَالْأَعْلَامِ» همانند کوه های بزرگی هستند که دریای خروشان برایشان رام شده، و آنها را از تلاطم و خروش امواج حفظ کرده است، و این کشتی ها شما و کالاهای فراوانتان را به شهرهای دوردست حمل می کنند و اسبابی را برای این امر مسخّر نموده که شما را بر این کار کمک می نماید.
سپس این اسباب را گوشزد نمود و فرمود:« إِن یشَأْ یسْكِنِ الرِّیحَ» اگر خداوند بخواهد باد را که سببی برای حرکت کشتی است از وزیدن می  اندازد، « فَیظْلَلْنَ رَوَاكِدَ عَلَى ظَهْرِهِ» آن گاه که کشتی های در حال حرکت بر روی دریا می ایستند؛ نه جلو می روند و نه عقب بر می گردند. نمی توان گفت که این حکم شامل کشتی های بخاری نمی شود، چون کشتی هایی که به وسیله بخار حرکت می کنند یکی از شرایط آنها وجود حرکت باد است. و اگر خداوند بخواهد، کشتی های در حال حرکت را به سبب کارهایی که سرنشینان آن کرده اند در دریا غرق و نابودشان می گرداند، امّا خداوند بردبار است و از بسیاری از گناهان در می گذرد. « إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُور» بی گمان در این امر برای هر بردبار سپاسگزاری نشانه هاست، یعنی کسی که در برابر آنچه دوست ندارد و بر  او دشوار می آید بردباری می ورزد خود را وادار به تحمّل دشواریِ طاعت یا به عقب راندن انگیزه گناه می نماید و به هنگام مصیبت از ابراز ناخشنودی از تقدیر الهی خودداری می کند. و به هنگام آسایش و نعمت سپاسگزار است و به نعمت پروردگارش اعتراف می نماید و برای او فروتنی می کند و نعمت  خدا را در راه خشنودی او صرف می نماید. چنین کسی از نشانه های خدا بهره مند می شود. امّا کسی که صبر و بردباری ندارد و به هنگام نعمت های خداوند شکرگزاری نمی کند او روی گردان یا معاند است و از نشانه های خدا بهره مند نمی شود.
سپس خداوند متعال فرمود:« وَیعْلَمَ الَّذِینَ یجَادِلُونَ فِی آیاتِنَا» و تا کسانی که در آیات ما مجادله می کنند و آن را به وسیله باطل خود باطل جلوه می دهند، بدانند که « مَا لَهُم مِّن مَّحِیصٍ» هیچ گریزگاهی ندارند . یعنی هیچ چیزی آنها را از عذابی که به آن گرفتار شده اند نجات نمی دهد.
آیه ی 39-36:
فَمَا أُوتِیتُم مِّن شَیءٍ فَمَتَاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَمَا عِندَ اللَّهِ خَیرٌ وَأَبْقَى لِلَّذِینَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ یتَوَكَّلُونَ؛ آنچه  شما را داده  اند بهره  این  زندگی  دنیوی  است   و آنچه  در نزد، خداست برای  آنها که  ایمان  آورده  اند و به  پروردگارشان  توکل  می  کنند ،  بهتر و پاینده  تر است.
وَالَّذِینَ یجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ وَإِذَا مَا غَضِبُوا هُمْ یغْفِرُونَ؛ و آن  کسان  که  از گناهان  بزرگ  و زشتیها اجتناب  می  کنند و چون  در خشم   شوند خطاها را می  بخشایند.
وَالَّذِینَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَینَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ ینفِقُونَ؛ و آنان  که  دعوت  پروردگارشان  را پاسخ  می  گویند و نماز می  گزارند و  کارشان  بر پایه  مشورت  با یکدیگر است  و از آنچه  به  آنها روزی  داده  ایم   انفاق می  کنند ،
وَالَّذِینَ إِذَا أَصَابَهُمُ الْبَغْی هُمْ ینتَصِرُونَ؛ و آنان  که  چون  ستمی  به  آنها رسد انتقام  می  گیرند.
در اینجا خداوند مردم را تشویق می نماید که شیفته دنیا نشوند و به آخرت علاقمند گردند. و اعمالی که  انسان را به بهشت می رساند بیان کرد و فرمود:« فَمَا أُوتِیتُم مِّن شَیءٍ»  فرمانروایی و ریاست و  اموال و فرزندان و سلامتی و صحّتی که به شما داده شده است، « فَمَتَاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا» بهره مندی زندگانی دنیاست. یعنی لّذت زودگذر و فانی است. « وَمَا عِندَ اللَّهِ خَیرٌ وَأَبْقَى» و پاداش فراوان و نعمت های پایداری که نزد خداوند است از لذتّ های دنیا بسیار بهتر است و قابل مقایسه نیستند. و نعمت های آخرت ماندگارترند چون  هیچ ناگواری در آن نیست و پس گرفته نمی شوند. سپس بیان کرد که چه کسانی مستحق این پاداش هستند، و فرمود:« لِلَّذِینَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ یتَوَكَّلُونَ» برای کسانی که ایمان آورده و بر پروردگارشان توکّل می کنند. یعنی ایمان راستین را که مستلزم اعمال ظاهری و باطنی است با توکّل جمع نموده اند که توکل وسیله موافقت در هر کاری است.پس هر عملی که توکّل با آن همراه نباشد کامل نیست. توکل یعنی این که آدمی در به دست آوردن آنچه خداوند دوست دارد و دور کردن آنچه که خداوند نمی پسندد قلبا به خدا تکیه نماید و به او اعتماد و اطمینان داشته باشد.
« وَالَّذِینَ یجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ» و کسانی که از گناهان کبیره و از اعمال زشت و ناپسند می پرهیزند. فرق« کبائر الاثم» گناهان کبیره با « فواحش» کارهای زشت با این که هر دوی این ها گناهان بزرگ هستند این است که « فواحش» به آن دسته از گناهان بزرگ گفته می شود که در نفس انگیزه برای ارتکاب گناهانی هستند که چنین نیستند. امّا این زمانی است که  کبائر و فواحش در کنار  هم ذکر شوند. ولی اگر به تنهایی ذکر شوند مفهوم هریک در دیگری داخل است.« وَإِذَا مَا غَضِبُوا هُمْ یغْفِرُونَ» و هرگاه خشمگین شوند می بخشند. یعنی به اخلاق خوب و عادات نیک خوی گرفته اند، پس بردباری خوی آنهاست و اخلاق خوب طبیعت و سرشت آنها می باشد، حتی اگر کسی آنها را با گفتار یا کردار خود خشمگین کند آنها خشم خود را فرو می خورند و آن را اجرا نمی کنند بلکه آن فرد را می بخشند و در مقابلِ فردی که بدی کرده است جز نیکویی و گذشت و بخشیدن گذشت؛ منافع زیادی به بار می آورد و مفاسد زیادی را از آنها دور می کند. همان طور که خداوند متعال فرموده است:« ادفَع بِالَّتِی هِیَ أَحسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَینَکَ وَبَینَهُ عَدَوَةُ کَأَنَّهُ وَلِیُّ حَمِیمُ ، وَمَا یُلقَّئهَآ إِلَّا الَّذینَ صَبَرُوا وَمَا یُلَقَّئَهآ إِلَّا ذُو حَظِّ عَظِیمِ» با شیوه ای که بهتر است پاسخ بده، پس آن کسی که میان تو و او دشمنی بوده است چنان می شود که گویا دوستی صمیمی است. و این را فرا نمی گیرد مگر کسانی که بردباری کرده اند و آن را فرا نمی گیرد و نمی پذیرد مگر کسی که دارای بهره ای بزرگ است.
« وَالَّذِینَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ» و کسانی که از خدایشان فرمانبرداری کرده و دعوت او را لبیک گفته اند و هدفشان خشنودی وی بوده است و مقصد نهایی شان این بوده که به  او تقّرب جویند. و از جمله پذیرفتن دعوت الهی برپا داشتن نماز و پرداختن زکات است. پس این امور را بر استجابت عطف  کرد و این که از باب عطف خاص بر عام است که بر شرافت و فضیلت معطوف دلالت می  نماید. پس فرمود:« وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ» و نماز را به گونه ای شایسته و به صورت ظاهری و باطنی و فرش و نفل برپا داشته اند.« وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ ینفِقُونَ» و از آنچه روزی شان کرده ایم می بخشند. این بخش هم شامل بخشش واجب است از قبیل زکات و انفاق بر خویشاوندان و امثال آن. و هم شامل بخشش های مستحب مانند صدقه هایی که به عموم مردم داده می شود.« وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَینَهُمْ» و کار دینی و دنیوی آنها بر پایه مشورت با یکدیگر است. یعنی در کارهایی که میانشان مشترک است هیچ کس طبق نظر خود عمل نمی کند، بلکه با یکدیگر مشورت می نمایند، و این بخشی از همدلی و محبّت آنها با یکدیگر است. و از کمال خردمندی شان این است که  هرگاه بخواهند کاری را انجام دهند که نیاز به فکر و نظر داشته باشد جمع می شوند و با یکدیگر مشورت می نمایند و در آن کار به بررسی و کاوش می پردازند تا مصلحت برایشان مشخص گردد آن گاه آن را غنیمت دانسته و بلافاصله به آن عمل می کنند. کارهایی که میان مسلمانان مشترک  است و در آن مشورت صورت می گیرد مانند رایزنی در مورد جنگ و جهاد ، تعیین مسئولین و فرماندهان، قضات، و غیره، و بررسی در مسایل دین به صورت عام. مشورت و تحقیق در این کارها به منظور آن که صحیح از غلط تشخیص داده شود چیزی است که خداوند آن را دوست می دارد و در این آیه داخل  است.
« وَالَّذِینَ إِذَا أَصَابَهُمُ الْبَغْی» و هرگاه از سوی دشمنان به آنها تجاوزی شود، « هُمْ ینتَصِرُونَ» از آنجا که  عزت و توانایی دارند انتقام می گیرند، و خوار نخواهند بود، بلکه می توانند انتقام بگیرند. پس آنها را به ایمان آوردن و توکّل کردن بر خدا و پرهیز از گناهان کبیره و کارهای زشت که این سه ویژگی سبب می شوند خداوند گناهان کوچک را بیامرزد و اطاعت کامل و استجابت پروردگارشان و برپای داشتن نماز و انفاق در راه های نیکوکاری و مشورت در کارها و پیروی بر دشمنان که خصلت ها و عادات  کمال اند توصیف نمود . بنابراین آنان کارهای کوچک تر را به طریق اولی انجام می دهند و کارهایی که برعکس  اینهاست  انجام نمی دهند.
آیه ی 43-40:
وَجَزَاء سَیئَةٍ سَیئَةٌ مِّثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لَا یحِبُّ الظَّالِمِینَ؛ جزای  هر بدی  بدیی  است  همانند آن   پس  کسی  که  عفو کند و آشتی  ورزد  مزدش  با خداست  ، زیرا او ستمکاران  را دوست  ندارد.
وَلَمَنِ انتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُوْلَئِكَ مَا عَلَیهِم مِّن سَبِیلٍ؛ بر کسانی  که  پس  از ستمی  که  بر آنها رفته  باشد انتقام  می  گیرند ،، ملامتی نیست.
إِنَّمَا السَّبِیلُ عَلَى الَّذِینَ یظْلِمُونَ النَّاسَ وَیبْغُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیرِ الْحَقِّ أُوْلَئِكَ لَهُم عَذَابٌ أَلِیمٌ؛ ملامت  در خور کسانی  است  که  به  مردم  ستم  می  کنند و به  ناحق  در روی   زمین سرکشی  می  کنند  برای  آنهاست  عذابی  دردآور.
وَلَمَن صَبَرَ وَغَفَرَ إِنَّ ذَلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ؛ و آن  که  صبر کند و از خطا در گذرد ، این  از کارهای  پسندیده  است.
خداوند در این آیه مراتب کیفرها را بیان کرده است: عدل، فضل، ظلم.
عدل یعنی در مقابل بدی، همسان آن؛ بدی کردن نه بیش تر و نه کم تر. پس فرمود: در مقابل کشته شدن فرد، فرد کشته می شود، و هر عضوی در مقابل همان عضو بریده می شود، و مال به اندازه و همسان آن گرفته می شود. فضل یعنی گذشت از کسی که بدی کرده است، بنابراین فرمود:« فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ» هرکس ببخشد و صلح و صفا ایجاد کند، پاداش او بر خداوند است و به او پاداش بزرگی می دهد . و خداوند برای عفو و گذشت ، اصلاح را شرط نموده است تا بر این دلالت نماید که اگر گناهکار شایسته آن نباشد که از وی گذشت شود و عفو گردد، و مصلحت شرعی نیز مقتضی آن بود که کیفر داده شود، در این صورت گذشت و بخشش چیزی نیست که شرع به انجام دادن آن امر کرده باشد.
وقتی خداوند بیان نمود که پاداش عفو  کننده بر خداست این  امر مردم را به عفو و گذشت تشویق می نماید و اینکه بنده با  مردم همان رفتاری را بکند که دوست دارد خداوند با او این رفتار را انجام دهد. پس همان طور که دوست دارد خداوند او را عفو کند او نیز مردم را عفو کند و ببخشد. و همان طور که دوست دارد خداوند از  او درگذرد و چشم پوشی کند او نیز از مردم چشم پوشی کند، چرا که پاداش و کیفر از نوع عملی است که انسان انجام می دهد.
و امّا مرتبه ظلم را خداوند این گونه بیان نموده است:« إِنَّهُ لَا یحِبُّ الظَّالِمِینَ» بی گمان او کسانی را که بر دیگران ستم می کنند و یا در مقابل کسی که در حق آنها جنایت کرده است جنایتی بیش تر از جنایت او مرتکب می شوند که این اضافه ظلم است دوست ندارد.
« وَلَمَنِ انتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ» و اگر کسی که بر او ستم رفته است انتقام بگیرد، « فَأُوْلَئِكَ مَا عَلَیهِم مِّن سَبِیلٍ» بر آنان گناه و اشکالی نیست. و این که فرمود:« وَالَّذِینَ إِذَا أَصَابَهُمُ الْبَغْی» و کسانی که بر آنها تجاوز شده و نیز فرمود: وَلَمَنِ انتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ » و کسی که پس از ستم دیدن خویش انتقام بگیرد، بر این دلالت می نماید که ستم و تجاوز حتما واقع می شود. و امّا اگر کسی اراده کند به حقوق دیگران تجاوز نماید و به آنان ستم کند، بدون آن که اراده اش را عملی نماید، در این صورت به مانند آنچه که اراده کرده است مجازات نمی شود، بلکه طوری توبیخ و تادیب می گردد که او را از آن قول یا فعلی که از وی صادر شده است منحرف گرداند. « إِنَّمَا السَّبِیلُ عَلَى الَّذِینَ یظْلِمُونَ النَّاسَ وَیبْغُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیرِ الْحَقِّ» عقاب و کیفر شرعی بر کسانی است که به مردم ستم می کنند و به ناحق در زمین تباهی می جویند. و این شامل ستم  و تجاوز بر خون و اموال و آبروی مردم می شود. « أُوْلَئِكَ لَهُم عَذَابٌ أَلِیمٌ» ایشان عذاب دردناکی در پیش دارند؛ عذابی که دل ها و جسم ها را طبق ستم و تجاوزشان به درد می آورد.
« وَلَمَن صَبَرَ وَغَفَرَ» و هرکس در مقابل اذّیت و آزاری که از سوی مردم به او می رسد صبر و بردباری ورزد و آنها را ببخشد و از آنچه از آنها سر زده است، گذشت کند، « إِنَّ ذَلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ» این از کارهایی است که خداوند آدمی را بر انجام آن تشویق نموده و بر آن تاکید کرده و خبر داده است که این را جز بردباران و آنهایی که بهره ای بزرگ دارند، نمی پذیرند، و فقط کسانی به آن توفیق می یابند که دارای همّت والا و دارای خرد و بینش باشند، زیرا انتقام نگرفتن دشوارترین امر بر نفس آدمی است ، و بردباری در برابر اذّیت و آزار، و گذشت در مقابل تعامل نابهنجار دیگران و نیکی کردن در برابر آنان بسی دشوارتر و دشوارتر است . ولی این کار برای کسی آسان است که خداوند آن را بر وی آسان گردانده و در مسیر انصاف نفس خویش به این صفت با نفس خود مبارزه  کرده و در این مسیر از خداوند  استعانت طلبیده باشد.
آیه ی 46-44:
وَمَن یضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن وَلِی مِّن بَعْدِهِ وَتَرَى الظَّالِمِینَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذَابَ یقُولُونَ هَلْ إِلَى مَرَدٍّ مِّن سَبِیلٍ؛ هر کس  را که  خدا گمراه  کند از آن  پس  هیچ  دوستی  نخواهد داشت   و  ظالمان  را می  بینی  که  چون  عذاب  را بنگرند ، می  گویند : آیا ما را راه   بازگشتی هست  ?
وَتَرَاهُمْ یعْرَضُونَ عَلَیهَا خَاشِعِینَ مِنَ الذُّلِّ ینظُرُونَ مِن طَرْفٍ خَفِی وَقَالَ الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ الْخَاسِرِینَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَأَهْلِیهِمْ یوْمَ الْقِیامَةِ أَلَا إِنَّ الظَّالِمِینَ فِی عَذَابٍ مُّقِیمٍ ؛ آنها را می  بینی  که  به  جهنم  می  برند  ترسان  و ذلیل  از گوشه  چشم  نگاهی ، دزدیده  می  کنند  کسانی  که  ایمان  آورده  بودند می  گویند : اینان  خود و  کسانشان  را در روز قیامت  بر باد دادند  آگاه  باش  که  ستمکاران  در  عذاب  دایم  خواهند بود.
وَمَا كَانَ لَهُم مِّنْ أَوْلِیاء ینصُرُونَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ وَمَن یضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن سَبِیلٍ؛ جز خدا یار و مددکاری  ندارند و هر کس  را که  خدا گمراه  کند هیچ  راهی  برایش  نیست.
 خداوند متعال خبر می دهد که تنها او هدایت می کند و گمرا می سازد، « وَمَن یضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن وَلِی مِّن بَعْدِهِ» و هرکس را که خداوند به سبب ستمگری اش گمراه سازد بعد از خدا هیچ کارسازی ندارد که او را سرپرستی نماید و هدایت کند. « وَتَرَى الظَّالِمِینَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذَابَ» و ستمگران را خواهی دید که وقتی عذاب و آن منظره ی وحشتناک را مشاهده کنند اظهار ندامت و پشیمانی بزرگ می نمایند و برگذشته تاسف می خورند. « یقُولُونَ هَلْ إِلَى مَرَدٍّ مِّن سَبِیلٍ» و می گویند: آیا راه چاره ای برای ما هست که به دنیا بازگردیم تا عملی غیر از آنچه می کردیم انجام دهیم؟ و  این خواستن چیزی است که محال است و امکان  ندارد.
« وَتَرَاهُمْ یعْرَضُونَ عَلَیهَا خَاشِعِینَ مِنَ الذُّلِّ» و آنان را خواهی دید که بر آتش عرضه می شوند در حالی که بر اثر مذلّت و خواری که در دل هایشان است کز کرده اند و به هم آمده اند. « ینظُرُونَ مِن طَرْفٍ خَفِی» و از ترس و وحشت آتش جهنّم مستقیم به آن نگاه نمی کنند، بلکه با گوشه چشم و مخفیانه به آن نگاه می کنند. « وَقَالَ الَّذِینَ آمَنُوا» وقتی سرنوشت مردم آشکار می گردد و صادقان از دیگران مشخص می شوند، مومنان می گویند:« إِنَّ الْخَاسِرِینَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَأَهْلِیهِمْ یوْمَ الْقِیامَةِ» بی گمان زیان  کاران حقیقی کسانی هستند که در روز قیامت خود و خاندان خود را بر زبان می  افکنند و پاداش فراوان را از دست می دهند، و به عذاب دردناک گرفتار می شوند و میان آنها و خانواده هایشان جدایی افکنده می شود. پس در کنار هم دیگر گرد نمی آیند.« أَلَا إِنَّ الظَّالِمِینَ فِی عَذَابٍ مُّقِیمٍ» آگاه باش! بی گمان کسانی که با کفر ورزیدن و ارتکاب گناهان بر خود ستم کرده اند در عذابی پایدار هستند. یعنی در وسط عذاب هستند و در آن فرو رفته و هرگز از آن بیرون نمی آیند و یک لحظه عذاب از آنها کاسته نمی شود و آنان در آن ناامید هستند.
« وَمَا كَانَ لَهُم مِّنْ أَوْلِیاء ینصُرُونَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ» و آنان یاوران و دوستانی ندارند که در برابر خداوند آنان را یاری دهند آن گونه که در دنیا این خیال را در سر خود می پرورانند که در قیامت یاورانی دارند. پس در قیامت برای آنان و برای دیگران روشن خواهد شد و اسبابی که آنان بدان امید بسته بودند از دست می دهند و عذاب خدا که به سویشان می آید از آنها دور گردانده نمی شود. « وَمَن یضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن سَبِیلٍ» وهرکس را که خداوند گمراه سازد هیچ راهی ندارد که هدایت را به دست آورد. پس اینها که گمان بردند انبازهایی که شریک خدا ساختند به آنها فایده می رساند و زیان را از آنها فایده می رساند و زیان را از آنها دور می کند گمراه کشته و در این روز گمراهی شان مشخّص می گردد.
آیه ی 48-47:
اسْتَجِیبُوا لِرَبِّكُم مِّن قَبْلِ أَن یأْتِی یوْمٌ لَّا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ مَا لَكُم مِّن مَّلْجَأٍ یوْمَئِذٍ وَمَا لَكُم مِّن نَّكِیرٍ؛ پیش  از آنکه  روزی  بیاید که  از جانب  خدا بازگشتی  ندارد ، به   پروردگارتان ، پاسخ  قبول  دهید  در آن  روز نه  پناهی  خواهید داشت  و نه  کسی   از شما دفاعی  تواند کرد.
فَإِنْ أَعْرَضُوا فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَیهِمْ حَفِیظًا إِنْ عَلَیكَ إِلَّا الْبَلَاغُ وَإِنَّا إِذَا أَذَقْنَا الْإِنسَانَ مِنَّا رَحْمَةً فَرِحَ بِهَا وَإِن تُصِبْهُمْ سَیئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَیدِیهِمْ فَإِنَّ الْإِنسَانَ كَفُورٌ ؛ اگر اعراض  کنند ، تو را نفرستاده  ایم  که  نگهبانشان  باشی   بر تو جز  تبلیغ  رسالت  هیچ  نیست   و ما چون  به  انسان  از رحمت  خود بچشانیم   شادمان  می گردد ، و اگر به  خاطر کارهایی  که  کرده  است  ناروایی  بدو رسد  ناسپاسی  می کند.
خداوند بندگانش را فرمان می دهد تا با اطاعت از آنچه او بدان فرمان داده و پرهیز از تاخیر در آن، دعوت پروردگارشان را بپذیرند. « مِّن قَبْلِ أَن یأْتِی یوْمٌ» پیش از آن که روز قیامت فرا رسد، که برگشتی ندارد ، و دیگر گذشته جبران نمی شود. در آن روز بنده پناهگاهی ندارد که به آن پناه ببرد و از دست پروردگارش فرار کند. بلکه فرشتگان مردم را از هر سو محاصره و  احاطه کرده اند و خلق صدا زده می شوند، « یَمَعشَرَ الجِنّ وَالإِنسِ إِن استَطَعتُم أَن تَنفُذُوا مِن أَقطَارِ السَّمَواتِ وَالأَرضِ فَانفُذُوا لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلطَنِ» ای گروه انس و جن! اگر می توانید از کناره های آسمانها و زمین بگذرید، بگذرید. امّا جز با توانی شگرف نمی توانید بگذرید. در این روز بنده گناهانی را که  مرتکب شده است نمی تواند  انکار کند ، بلکه اگر انکار نماید اعضا و جوارح او علیه وی شهادت می دهند. در این آیه و  امثال آن آرزوهای دورو دراز مذّمت شده و به غنیمت شمردن فرصت در هر کاری که برای بنده پیش می آید دستور داده است چون  تاخیر در انجام مسئولیت آفاتی به همراه دارد. « فَإِنْ أَعْرَضُوا» پس اگر از آنچه تو آورده ای بعد از آن که کاملا بیان و روشن گردیده است روی گرداندند، « فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَیهِمْ حَفِیظًا» تو را بر آنان نگهبان و مسئول قرار نداده ایم، که از اعمال آنها پرسیده شوی، « إِنْ عَلَیكَ إِلَّا الْبَلَاغُ» بلکه وظیفه تو فقط رساندن است. پس وظیفه ات را انجام داده ای و پاداش تو بر خداوند است، خواه آنها بپذیرند و خواه روی بگردانند، و حساب آنها با خداست؛ خداوندی که اعمال کوچک و بزرگ و اعمال ظاهری و باطنی آنها را ثبت وضبط می نماید. سپس خداوند متعال حالت  انسان را بیان کرد که هرگاه به او لطف و مرحمتی از جانب خدا برسد از قبیل تندرستی، روزی راحت و فراوان، مقام و مرتبه و امثال آن، « فَرِحَ بِهَا» بی نهایت بدان شادمان می گردد و تنها در فکر آن می باشد، و لازمه ی این کار آن است که به این نعمت ها آرامش پیدا می کند و از کسی که نعمت را به او بخشیده است روی گردان می شود. « وَإِن تُصِبْهُمْ سَیئَةٌ» و اگر بیماری یا فقر یا امثال آن به او برسد، « بِمَا قَدَّمَتْ أَیدِیهِمْ» به سبب کارهایی که خودشان کرده اند، « فَإِنَّ الْإِنسَانَ كَفُورٌ» آن گاه انسان ناسپاس می گردد. یعنی طبیعت او چنان است که در برابر امت های گذشته ناسپاسی می کند و از رنج و بدبختی که به او رسیده است ابراز  ناخشنودی می نماید.
آیه ی 50-49:
لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ یخْلُقُ مَا یشَاء یهَبُ لِمَنْ یشَاء إِنَاثًا وَیهَبُ لِمَن یشَاء الذُّكُورَ؛ از آن  خداست  فرمانروایی  آسمانها و زمین   هر چه  بخواهد می  آفریند  به هر، که  بخواهد دختر می  بخشد و به  هر که  بخواهد پسر می  بخشد.
أَوْ یزَوِّجُهُمْ ذُكْرَانًا وَإِنَاثًا وَیجْعَلُ مَن یشَاء عَقِیمًا إِنَّهُ عَلِیمٌ قَدِیرٌ ؛ و یا هم  پسر دهد و هم  دختر  و هر کس  را بخواهد عقیم  می  گرداند ،  زیرااو دانا و تواناست.
در  این آیه از گستردگی فرمانروایی خدا و نفوذ تصرّف او در میان خلق آن گونه که بخواهد و این که او همه کارها را تدبیر می نماید خبر داده است. به  گونه ای که تدبیر الهی چنان فراگیر است که حتی شامل چیزهایی می شود که ارتباط مستقیمی با بندگان دارند، از قبیل نکاح که یکی از اسباب زاد و ولد است، اما در حقیقت این خداست که براساس مشیت خود فرزندان را به آنان می بخشد. پس خداوند متعال به آنها فرزندانی پسر یا دختر میدهد؛ به بعضی دختر می دهد و به برخی پسر می بخشد. و به بعضی نیز هم پسر و هم دختر می دهد و بر خی را نازا می گرداند.« إِنَّهُ عَلِیمٌ قَدِیرٌ» بی گمان او به هر چیزی داناست و بر هر چیزی تواناست. پس او با  علم خود تصّرف می نماید و با قدرت خویش آفریده هایش را زیبا و محکم می آفریند.
آیه ی 51:
وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن یكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْیا أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ أَوْ یرْسِلَ رَسُولًا فَیوحِی بِإِذْنِهِ مَا یشَاء إِنَّهُ عَلِی حَكِیمٌ؛ هیچ  بشری  را نرسد که  خدا جز به  وحی  یا از آن  سوی  پرده  ، با او سخن  گوید  یا فرشته  ای  می  فرستد تا به  فرمان  او هر چه  بخواهد به  او وحی  کند  اوبلند پایه  و حکیم  است.
وقتی که تکذیب کنندگانِ پیامبران، آنهایی که به خدا کفر ورزیده بودند، از روی تکّبر و سرکشی گفتند:« لَولَا یُکَلِّمُنَا اللَّهُ أَو تَأتِینَآ ءَایَةُ» چرا خدا با ما سخن نمی گوید یا نشانه ای برای ما نمی آورد. خداوند با این آیه کریمه به آنها پاسخ داد و بیان کرد که او فقط با بندگان برگزیده اش یعنی با پیامبران سخن می گوید، و سخن گفتن وی به صورت های ذیل است: یا اینکه خداوند « یكَلِّمَهُ اللَّهُ» از طریق وحی با پیامبر سخن می گوید که وحی را بر قلب او القا می کند بدون  اینکه فرشته ای بفرستد، و بدون این که به صورت شفاهی با پیامبر سخن بگوید.« أَوْ یرْسِلَ رَسُولًا فَیوحِی بِإِذْنِهِ مَا یشَاء» یا اینکه خداوند به وسیله قاصدی که فرشته است مانند جبرئیل یا کسی دیگر از فرشتگان با پیامبر سخن می گوید که آن فرشته به فرمان خدا نه به دلخواه خود هرآنچه را که خداوند بخواهد به پیامبر وحی می کند.« إِنَّهُ عَلِی حَكِیمٌ» بدون شک ذات خداوند متعال و والاست و صفات او بلند مرتبه و کارهایش بزرگ است، و او بر همه چیر چیره می باشد و همه مخلوقات در برابر او سر تسلیم فرود آورده اند. با حکمت است و هریک از مخلوقات و از آیین ها را در جای مناسب قرار می دهد.
آیه ی 52:
وَكَذَلِكَ أَوْحَینَا إِلَیكَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا مَا كُنتَ تَدْرِی مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِیمَانُ وَلَكِن جَعَلْنَاهُ نُورًا نَّهْدِی بِهِ مَنْ نَّشَاء مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِی إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ ؛ همچنین  کلام  خود را به  فرمان  خود به  تو وحی  کردیم   تو نمی  دانستی  کتاب و، ایمان  چیست   ولی  ما آن  را نوری  ساختیم  تا هر یک  از بندگانمان  را  که بخواهیم  بدان  هدایت  کنیم  و تو به  راه  راست  راه  می  نمایی  ،
« وَكَذَلِكَ أَوْحَینَا إِلَیكَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا» همان گونه که به پیامبران پیش از تو وحی کرده ایم به تو نیز فرمان خود روحی را وحی نموده ایم. و روح، همین قرآن کریم  است. آن را روح نامید چون به وسیله روح تن ها حیات و زندگی می یابند، همچنین به وسیله قرآن دل ها و ارواح جان و زندگی می یابند و منافع دنیا و دین را به دست می آورند. چون در قرآن خیر و دانش فراوانی وجود دارد. و این یک منّت و احسان محض از جانب خدا بر پیامبر و بندگان  مومنش می باشد، بدون این که از سوی آنها وسیله و سببی باشد. بنابراین فرمود:« مَا كُنتَ تَدْرِی مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِیمَانُ»  یعنی قبل از این که قرآن بر تو نازل شود کتاب و ایمان را نمی دانستی. یعنی از اخبار کتاب های گذشته آگاهی نداشتی و ایمان و عمل به قوانین و آیین های الهی را نمی دانستی، بلکه بی سواد بودن و خواندن و نوشتن را بلد نبودی. پس این کتاب به نزد تو آمد که « جَعَلْنَاهُ نُورًا نَّهْدِی بِهِ مَنْ نَّشَاء مِنْ عِبَادِنَا» آن را نوری گردانیده ایم که به وسیله آن هرکس از بندگانمان را که بخواهیم هدایت می کنیم و بندگان در تاریکی های کفر و بدعت و هواپرستی به وسیله آن راه را روشن می یابند و با آن حقایق را می دانند و به وسیله آن به راه راست راهیاب می گردند. « وَإِنَّكَ لَتَهْدِی إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ» و بی گمان تو به راه راست هدایت می کنی. یعنی راه راست را برای آنها بیان می نمایی و توضیح می دهی و آنان را به در پیش گرفتن آن تشویق می کنی و آنها را از ضد آن باز می داری و می ترسانی. سپس صراط مستقیم را تفسیر کرد و فرمود:
آیه ی 53:
صِرَاطِ اللَّهِ الَّذِی لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ أَلَا إِلَى اللَّهِ تَصِیرُ الْأُمُورُ؛ راه  آن  خدایی  که  از آن  اوست  هر چه  در آسمانها و زمین  است   آگاه   باشیدکه  همه  کارها به  خدا باز می  گردد.
« صِرَاطِ اللَّهِ الَّذِی لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ» راهی که خداوند برای بندگانش قرار داده و به آنه خبر داده است که این راه، انسان را به خدا و به سرای بهشت می رساند. « أَلَا إِلَى اللَّهِ تَصِیرُ الْأُمُورُ» بدان که همه کارهای خیر و شر به خداوند باز می گردد، پس هرکس را طبق عملش مجازات می کند؛ اگر عملش خوب باشد به او پاداش خوب می دهد و هرکس عملش بد باشد سزای بد به او می دهد.
پایان تفسیر سوره شوری

تفسیر راستین (ترجمه تیسیر الکریم الرحمن)، تألیف:علامه شیخ عبدالرحمن بن ناصر السعدی «رحمه الله» متوفای 1376 هجری قمری (1334هجری شمسی)، ترجمه: محمد گل گمشادزهی
 
مصدر:
دائرة المعارف شبکه اسلامی
islamwebpedia.com




 
بازگشت به ابتدای صفحه     بازگشت به نتایج قبل                       چاپ این مقاله      ارسال مقاله به دوستان

اقوال بزرگان     

عمر بن عبدالعزیز رحمه الله می گوید: آغاز غنا از شیطان است و پایانش خشم خداوند [غذاء الألباب]

تبلیغات

 

منوی اصلی

  صفحه ی اصلی  
 جستجو  
  روز شمار وقايع
  عضویت در خبرنامه  
پیشنهادات وانتقادات  
همكارى با سايت  
ارتباط با ما  
 درباره ی ما  
 

تبیلغات

آمار

خلاصه آمار بازدیدها

امروز : 391
دیروز : 3236
بازدید کل: 11189042

تعداد کل اعضا : 617

تعداد کل مقالات : 11224

ساعت

نظر سنجی

كداميك از كانال‌هاى اهل سنت فارسى را بيشتر مي‌پسنديد؟

كانال فارسى نور

كانال فارسى كلمه

كانال فارسى وصال

نمایش نتــایج
نتــایج قبل
 
.محفوظ است islamwebpedia.com تمامی حقوق برای سایت
All Rights Reserved © 2009-2010