Untitled Document
 
 
 
  2018 May 24

----

09/09/1439

----

3 خرداد 1397

 

تبلیغات

حدیث

 

ابومالک اشعري روايت است که پيامبر صلى الله عليه و سلم فرمود : " إن في الجنة غرفا يري ظاهرها من باطنها و باطنها من ظاهرها، أعدها الله تعالي لمن أطعم الطعام، و ألان الکلام، و أدام الصيام، و صلي بالليل و الناس نيام" (صحيح ابن ماجة 2123)، يعنى: «در بهشت اتاقهايي است که از درون، بيرون آنها و از بيرون درون آنها نمايان است، خداوند آنها را براي کسي آماده کرده است که (به فقرا) طعام مي‌دهند، و به نرمي سخن مي‌گويند، و شبانگاهان در حالي که مردم در خوابند نماز مي‌خوانند».

 معرفی سایت

نوار اسلام
اسلام- پرسش و پاسخ
«مهتدين» (هدايت يافتگان)
اخبار جهان اسلام
تاریخ اسلام
کتابخانه آنلاین عقیده
سایت اسلام تکس - پاسخ به شبهات دینی
خانواده خوشبخت
شبکه جهانی نور
سایت خبری تحلیلی اهل سنت
بیداری اسلامی
صدای اسلام

 

 

 

  سخن سایت

قال ابن الجوزي ( تلبيس إبليس: 447) ‏عن يحيى بن معاذ يقول: «اجتنب صحبة ثلاثة أصناف من الناس العلماء الغافلين والفقراء المداهنين والمتصوفة الجاهلين».
امام ابن جوزی در کتاب "تلبیس ابلیس" آورده: از يحيي بن معاذ نقل است كه فرمود: «از صحبت سه گروه بپرهيزيد: عالمان غافل، فقيران تملق گو و صوفیان جاهل».

لیست الفبایی     
               
چ ج ث ت پ ب ا آ
س ژ ز ر ذ د خ ح
ف غ ع ظ ط ض ص ش
ه و ن م ل گ ک ق
ی
   نمایش مقالات

الهیات و ادیان>فرقه ها و مذاهب>مداحی > گزیده ای از تاریخچه مداحی و روضه خوانی

شماره مقاله : 9624              تعداد مشاهده : 567             تاریخ افزودن مقاله : 18/1/1390

گزیده ای از تاریخچه مداحی و روضه خوانی

تاریخ غم انگیز روضه خوانی و مداحی به كتاب معروف «روضه الشهدا» باز می گردد، این ‏كتاب را «ملا حسین کاشفی» (اواخر قرن نهم )به فارسی و به صورت مرثیه نوشته است .‌ قبل ‏ازاین كتاب منابع مهمی چون ارشادشیخ مفید ـ‌ تاریخ طبری كامل ابن اثیر وكتاب ‏ابن عساكرو خوارزمی برای مطالعه وجود داشت.ازآنجاکه اغلب روضه خوانها یا بی ‏سوادبودندیاسوادعربی نداشتندبه سراغ كتب عربی نرفتندولی کتابی رادرمیان ‏خوددیدندکه فارسی بود،کتاب«روضه الشهدا»،برای این قشرقابل درک شد، مطالبی ‏را از این كتاب حفظ كرده و بالای منبرها می گفتند و به دروغ و راست آن هم کاری ‏نداشتند از زمانی كه این كتاب دروغ آمیز شایع شد،دیگر كسی به سراغ تاریخ واقعی ‏نرفت ،‌ وبه منابع اصلی مراجعه نشد .‏
البته اعتراض هایی درطول زمان ازطرف علمای بزرگ شیعه به مداحان و روضه ‏خوانان و اهل منبر صورت می گرفت چون«سیدمحسن امین عاملی» که به پاكسازی ‏مراسم عزاداری حسینی از بدعت ها پرداختند و خطبا و اهل منبر را هشدار دادند كه ‏حقایق را بازگو كنید تا مردم ازآداب ورسوم جاهلیت دست بردارند.(یعنی معتقد ‏بودندگفتارمداح وروضه خوان ازرسوم جاهلیت است)چنان كه در«اعیان الشیعه»جلددهم ‏صفحه 363 می نویسد : ‏
قمه زنی ،‌ نواختن طبل و شیپور و اعمالی از این قبیل به حكم عقل و شرع حرام است ،‌ ‏اینگونه اعمال موجب تمسخر و وحشی قلمداد كردن ما توسط خارجیان شده است‏‏. همچنین وی كتاب«التنزیه لاعمال الشبیه» را نوشت (که توسط جلال آل احمد با نام ‏‏« عزاداری های نامشروع»ترجمه واز سوی انجمن اصلاح منتشرگردید .)‏
وآنجا در باره اعمال ناروائی چون ،‌آزار نفس و بر سر و سینه زدن و فریاد برآوردن می ‏نویسد:‏
زشتی این اعمال از آنجا بیشتر می شود كه به حساب دین گذاشته شود ،‌ در حالی كه ائمه ‏دین گفته اند :‏
كونوا زینا لنا و لا تكونوا شینا علینا = برای ما زینت آفرین باشید نه باعث سر افكندگی و ‏مذّلت! ‏
او می نویسد شما با آنگونه اعمال و گفتار آبروی اسلام و تشیع را برده اید، در حالی كه ‏ماچنان اعمالی را در میان شیعیان دردوران آزادی و قدرتشان یعنی در زمان مأمون و تا ‏اوایل حكومت آل بویه و عباسیان كه علمای بزرگی چون « شیخ مفید»و«سیدمرتضی ‏‏» را هم در بین خود داشتند نمی بینیم . روی آورن به این اعمال زشت و نامشروع ‏به عنوان عزاداری برای امام حسین(علیه السلام ) از القائات شیطان و از گناهانی است كه خدا و ‏رسولش را به غضب می آورد و امام حسین (علیه السلام ) نیز از كسانی كه دست به چنین اعمالی ‏می زنند اعلام بیزاری نموده است ‏
واكثرعلمای نجف چون «سیدابوالحسن اصفهانی»، «میرزای ّقمی» و«كاشف ‏الغطاء‌»، بسیاری ازاین اعمال وگفتارراخلاف شرع دانسته اند.‏
دکترعلی شریعتی نیز یکی دیگر از بزرگانی بود که به مبارزه با مداح و روضه ‏خوان پرداخت و با نوشتن صدهاجلد کتاب و سخنرانی، به بسیاری از قشرتحصیل ‏کرده آگاهی علمی و عقلی بخشید. ‏
‏«اصول کافی»نوشته«ابوجعفرمحمّدبن یعقوب کلینی» یکی دیگرازکتبی بودکه ‏فسادی بنیادی در فرهنگ فکر، اندیشه و استدلال شیعه پدید آورد او با پانزده هزار ‏حدیث آمد،کتابی ضد عقل وقرآن وبااستفاده از خرافات و موهومات، کتاب خدا را ‏درذهن مردم کنارزد وبه جای دین نشست و مروج مذهب شد، به بهانه ااینكه ما ارادتمندان ‏اهل بیت پیامبرهستیم کفرو شرک، بدعتها و خرافات را چنان رواج داد که ثمره ‏اش تفرقه و انحطاط امروزی شد،حدیث جای قرآن نشست،حقّ رفت و باطل ‏جایگزین گشت، عقل و وحی جایش را به تعصّب و جاهلیت داد، تا علما و ‏دانشمندان دینی بیدار شوند و به وظیفه عمل کنند خرافات و موهومات دیواری ‏محکم ساخته بودند، از این به بعد شعارو مراسم شد دین خدا!
کتاب سوم کتاب«بحارالانوار»علّامه مجلسی بود،او شخصیتی بود که علاقه وافری به ‏جمع آوری خرافات و موهومات داشت«بهتراست نام کتاب اورا«مروج الخرافاتِ» مذهب ‏شیعه بگذاریم،که امروز به 110 جلدرسیده، دنیای مذهب کامل شد و همه ‏استدلال ها منابعی پیدا کردند،این کتاب ها همه حرف مذهب را می زدند و حرفشان ‏حرفِ انسان بود درحالی که حرف دینی حرف خداست نه بشر، یعنی منابعی ‏غیراز کتاب خدا را آوردند، و دروغ بستن به خداهم یعنی تغییر دادن آئین الهی ‏که ثمره اش انحراف هزاران انسان شد، از اینجا بدبختی و نگون بختی یک ملّت را ‏فراگرفت، افکار غلط به جای دین آمد، شرک لباس توحید بر قامت گرفت، حیله ‏و تزویرهای بشری احکام الهی تصوّر شدند !‏
‏«مفاتیح الجنان» کتاب بعدی بود که «شیخ عباس قمی » به میدان بی میزان و معیار ‏آورد (یکی ازبزرگان می گفت باید نام کتاب او را مفاتیح الجنون گذاشت) که ‏حدیث هایی را نقل کرده که دامنه انحراف را وسعت زیادی بخشید، ‏درحالی که میزان می گوید: ‏
یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَینُوا أَن تُصِیبُوا قَوْماً بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى‏ مَا ‏فَعَلْتُمْ نَادِمِین(حجرات/6)‏
ای مؤمنان: اگرفاسقی خبری برایتان آورد بررسی کنید (تا مبادا)آنکه ازروی نادانی ‏به گروهی زیان رسانید، آنگاه برآنچه مرتکب شده اید، پشیمان شوید.‏
چگونه بررسی کنیم،با چه میزانی صحت حدیث را بسنجیم . ‏
طبعاً میزانِ صحت، کتاب خداست .‏
هَلْ عِندَكُم مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ أَنتُمْ إِلَّا تَخْرُصُون (انعام/148)‏
آیادانشی به نزدخویش داریدتاآن رابرای ماآشکارکنید ؟ جزازگمان پیروی نمی ‏کنید و شما جزدروغ نمی بافید. ‏
خبروحدیثی که میزان آن را تصدیق نمی کند خبر فاسق است،فاسدالعقیده ای ‏است که میزان آن رانمی شناسد، مبلغان آن مصادق این آیه شدند :‏
الَّذِینَ یصُدُّونَ عَن سَبِیلِ اللّهِ وَیبْغَونَهَا عِوَجاً وَهُم بِالآخِرَةِ كَافِرُون(اعراف/45) ‏
‏(همان) کسانی که (مردم را) از راه خدا بازمی داشتند، و آن راه را کج می ‏طلبیدندو آنان به آخرت ناباورند . ‏
امّا چه گروهی از افراد اجتماع مسیر مستقیم زندگی مردم را منحرف کردند،طبعاً ‏کاسب و چوپان و کشاورزبه علّت نوع خاص زندگی نمی توانستند در افکار مردم ‏تأثیرزیادی داشته باشند، کسانی که گفتند ما عالم هستیم، ما درس دین خوانده ‏ایم، ما مسیر را یافته ایم، به دنبال ما بیائید، تحقیق ممنوع ما قبلاً این کار را ‏کرده ایم، ما می گوئیم چه باید کرد .آنان برجای رسول تکیه کردند و مداحان و ‏روضه خوانان و خطیبان و قاری و همه دکانداران یک محفلِ به اصطلاح دینی را به ‏میدان فرستادند، وازآنجاکه قهرمان پروری و تخیل پردازی و آه و ناله با روحیه ‏این مردم همخوانی داشت، کار روضه خوان و مداح رونق گرفت .‏
نکته:کتب دیگری هم به این بدعتها دامن زد مانند کتاب «اسرار آل محمد» ‏از«سلیم بن قیس الهلالی»بود که این کتاب ها اکثراً برداشتهایی از همان منابع ‏بزرگ بودند .‏
قشرروضه خوان و مداح بی سواد ترین و بی حیاترین مردم بودندکه تعالیم دین ‏خدارابه دست گرفتند،درحالی که تعالیم دین خدا،بایدبه دست زاهدترین،مقدس ترین ‏وبا سوادترین وباشرم ترین مردم قرارمی گرفت، پیامبرخدا (صلی الله علیه وسلم) هم در باره مداحان ‏فرموده بودند :‌ ‏
احثوا التراب فی وجوه المداحین (وسائل الشیعه/ ج12 ) ‏
یعنی :‌ برچهره مداحان خاك بپاشید .‏
یعنی: پیام آورِ دین خدا می فرمود :طرد این دشمنان داخلی به مراتب مهم ‏تراست از دشمنان خارجی آن است، اگرخرافات و بدعت ها و افکار غلط کنار بروند ‏آثارتشعشع نورِوحی توسط دانشمندان قرآن شناس واقعی ثمره اش را درجامعه نشان ‏خواهد داد . ‏
محرز است که این سخن آن بزرگ مرداست، چون مداح شغلش تمجید ازنوع انسان ‏است وسودی برای هدایت یک اجتماع ندارد . ازآنجا که خرافات مطابق میل ‏مردم است، طبعاً راضی می شوند، علما هم در برابر آنان راه سکوت و بی تفاوتی را ‏انتخاب کرده اند ومردم هم چون اعتراضی ندیدند ‌به تدریج باور کردند كه دین ‏همین اراجیف است !‏
شاید بی اقرارنباشدکه بگوئیم مداحان و روضه خوانان اوّلیه همان شاگردانِ فارق ‏التحصل شده مدارس «شیخ کرکی» بودند و نسل امروز آنان تکامل یافته دیروز ‏نیاکانشان گشته که خرافات و موهوماتشان انتهایی ندارد! و اصولاً این قشر حرفی ‏ازخدا ندارند که بگویند چنانکه مداح ازنامش پیداست او با انسان سرو کار دارد نه با ‏خدا ودین!روضه خوان هم یک پله بالاترایستاده، او هم چنانکه از نامش پیداست ‏درخت مصیبت را مرتب آبیاری می کند . ‏
‏{نکته : بهتراست در این قسمت توقف کوتاهی داشته باشیم تا واقعیت قضیه ‏بهترروشن گردد:پدید آوردن یک انحراف در ابتدا، کار چندان سختی نیست، ولی ‏تداوم و ماندگاری آن مهم ترازساختن آن است،امثال کرکی هایعنی سازندگان شیعه ‏اثنی عشری، اقدام به تأسیس مدارسی کردند که طلابی بیرون بدهد تا همه با همین ‏افکار هدایت مردم را به عهده بگیرند، وکسی جرأت نکند که بپرسد : میزان خداوند ‏چیست؟ آن میزان و حجّت منحصرکدام است ؟ گروهی باید مدعی هدایت مردم ‏باشند که به جای تعقل، بصیرت و آگاهی، مردم را به سوی تقلیدو خرافات و جهل سوق ‏دهند! روشنائی وحی الهی و آگاهی از نامه خدا باید جایش را به تاریکی ها بدهد، تا ‏روحانیت تجاری برمسند اندیشمندان و اسلام شناسان متمسّک به وحی تکیه زنند ‏،زمانی که پیامبران درجوامع بودند، عده ای مردم را تشویق وتحریک به ‏ایستادگی درمقابل آنان می کردند وچون رفتند بازهم بی منطق ترین و بی ‏مغزترین افراد را تحریک می کنند که به مقابله با پیروان و اندیشمندان قرآنی ‏بیایند .‏
درگذشته، وقتی مردم در حلقه درس مسجد می نشستند، می فهمیدند عبادتِ خالق در ‏نماز، سجود، ركوع، خشوع، قربانی، طواف و نذرست كه همه از امورمربوط به روح ‏آدمی است كه آنهم فقط برای خداست.‏
‏(عرب جاهلیت همه اینهارا انجام می داند و رسول خدا«ص» به اصلاح جنبه های ‏غیر عقلی و رفع بدعت های آن می پرداخت،و رفع بدعت و اصلاح را ازخودش نمی ‏بافت، بلکه با نشان دادن مأخذ های قرآنی، یعنی قانون اساسی خداوندش به آنان ‏آدرس می داد،که نمی پذیرفتند، ومتأسفانه امروز هم اگرصدها آیه را آدرس ‏بدهیم باز شیعه می گوید: حدیث داریم!یعنی آقای ما نفهمیده ؟ تو ‏فهمیدی!؟ )‏
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَان = (ای انسان ) به راستی تورا آفریده ام
‏( مسئله خلقت را بیان کردم که تو مخلوقی)
- وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ=و می دانم نفست چه وسوسه ای به تو می كند(ومسئله نزدیکی ‏من به تو است )
- وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ (16) = و ما به (تو) از رگ جان نزدیكتریم . ( احاطه ‏قدرت خالق )
- إِذْ یتَلَقَّی الْمُتَلَقِّیانِ عَنِ الْیمِینِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِیدٌ (17)=دو فراگیرنده ( دو موجود ‏نامرئی)در سمت راست و چپ تو نشسته اند، فرامی گیرند(یاد آوری نیروی های مخفی ‏در كنار انسان)
- مَا یلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَیهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ (18) = هیچ سخنی را بر زبان نمی آورید مگر آنكه ‏نزدش نگهبانی آماده (مسئله ضبط و تشكیل پروند) حضور دارد.‏
- وَجَاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذلِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تَحِیدُ (19) ‏
و سختی مرگ حقیقت را پدید آورد( روشن كند) این همان است كه از آن بركنارمی ‏ماندی (گفتم زندگی دنیائی تو موقّت است و میمیرید)
- وَنُفِخَ فِی الصُّورِ ذلِكَ یوْمُ الْوَعِیدِ (20) = در صور دمیده شود و این روز تحققِ وعده كیفر ‏است (گفتم مجدداً زنده می شوید)
- وَجَاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَهَا سَائِقٌ وَشَهِیدٌ (21) = و هركسی در حالی آید كه سوق دهنده و ‏گواهی با خود دارد
- لَقَدْ كُنتَ فِی غَفْلَةٍ مِنْ هذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْیوْمَ حَدِیدٌ (22)=‏
به راستی ازاین(امر)درغفلت بودی،پس پرده ازدیدگان دیدگانت برمی داریم كه ‏امروز دیده ات تیزبین است
‏( گفتم بزودی همه چیزرا برایتان روشن می کنم) ‏
- وَقَالَ قَرِینُهُ هذَا مَا لَدَی عَتِیدٌ (23) = و همراهش (آن نیروی مخفی ملازم او)گوید:این ‏است آنچه در نزد من آماده بود(مسئله محاكمه برمبنای پرونده)
- أَلْقِیا فِی جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَتِیدٍ (24) = (فرمان می دهیم) هر ناسپاس سركشی را در دوزخ ‏اندازند
مَنَّاعٍ لِّلْخَیرِ مُعْتَدٍ مُرِیبٍ (25)= هر دریغ دارنده مال، تجاوزگرِ شك آورنده ای را
- الَّذِی جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَأَلْقِیاهُ فِی الْعَذَابِ الشَّدِید (26)=كسی كه باخداوندمعبودی ‏دیگرمقرركردپس اورا درعذاب سخت بیفكنید(مسئله شرك رایادآور می شود)
- وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِینَ غَیرَ بَعِید(31) وبهشت برای پرهیز کاران نزدیک داشته می شود ‏نه دور (مسأله رسیدن به مقصد موعود)‏
- هذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِیظ (32) (می گوئیم) اینست آنچه وعده داده می ‏شدیدکه خاصّ هرتوبه کارِ (حدّ)نگه داراست(نتیجه توبه بدون بازگشت به ‏گناه مجدد را مطرح می کند)‏
- مَنْ خَشِی الرَّحْمنَ بِالْغَیبِ وَجَاءَ بِقَلْبٍ مُنِیب (33)
برای کسی که درنهان از(خداوند)رحمان بترسد و با دلی توبه کار پیش آید .‏
- ادْخُلُوهَا بِسَلاَمٍ ذلِكَ یوْمُ الْخُلُود (ق/34)‏
‏(فرمان دهیم ): به سلامتی به آن درآیید، این است روز جاودانگی.‏
آقا آن بالا مرتب برای شیعه امتیاز می بافد،پائینی های بیخبراز پیام خالق جذب ‏تخصص آقا می شوند،چون آقا حرف مفت وبی مدرک می زند،حرفی ازکتاب خدا ‏برای گفتن ندارد،آیا می شودازاوسؤال کرد مگرشیعه درقرآن آمده که توبرای آنان ‏ثواب جمع می کنی؟! یا سُنی بودن درقرآن آمده که گناه به آنان هدیه می دهی؟
درحالی که انسان وقتی خالقش را شناخت باید بدانداین خالق ازمخلوقش چه ‏خواسته ؟ آیا امرو نهی دارد؟ عده ای گفتند عقل خودش تشخیص می دهد، ‏درصورتی که اتکای تنها به عقل مشکل را حل نکرده، این همه تضادها و اختلافات متکی ‏به عقل بوده، یعنی عقل به طورمطلق نمی تواند مورد اتکاء باشد و مشکل را حل نمی ‏کند، باید قوایی بالاترازعقل هم باشدکه به آن کمک کند که آن وحی است، ‏ازاین مرحله به بعدحدس وحدیث نمی توانند کمکی به حل مشکلات بکنند .‏‎ ‎
‏{یعنی حرفِ مطابق میزان که ندارید، روضه و مداحی ومراسم خودتان را به کتاب ‏خدا عرضه کنیدکه كتاب آسمانی رافع مشکل است که اگرخدا گفته است سینه ‏بزنید، هیئت متوسّل به فلانی یا مداحی و روضه عبادت است و تزکیه نفس ‏پیدامی کنید، پس ادامه دهید .}‏
کسی که از خدا و خواسته او سخن می گوید اصولاً مجازنیست ازغیرکتاب سخن ‏بگوید :‏
وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللهِ جَمِیعاً ( آل عمران /103)‏
یعنی: همگی به ریسمان خدا (قرآن) چنگ بزنید.‏
وباز می فرماید :‏
فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِی شَیءٍ فَرُدُّهُ إِلَی اللهِ وَ الرَّسُول « نساء/59»‏
یعنی:هرگاه درچیزی اختلاف كردیدآن را به خدا «یعنی قرآن » ورسول«یعنی سنت » باز ‏گردانید.‏
متأسفانه حرف اینست که آقایان حرفِ قاضی«خدا» را قبول ندارند و مبارزه خدا و ‏پیامبران با همین دسته و پیروان متعصّب آنان بود!‏
وخداوندخبر ازنجات کسانی می دهد که واقعاً به قرآن متمسّک می شوند .‏
فَهَدَی اللهُ الَّذِینَ ءَامَنُواْ لِمَااخْتَلَفُوا فِیهِ مِنَ الحَقِّ بِإِذْنِهِ واللهُ یهْدِی مَن یشَاءُ إِلَی صِرَاطٍ ‏مُّسْتَقِیم (بقره /213)‏
یعنی :پس خداوند به لطف خود اهل ایمان واقعی را (دینداران را)به حقیقت آن چه ‏مورداختلاف بود هدایت فرمود، به راستی كه خداوند هركه را لایق بداند به را ه ‏راست هدایت كند .‏
خداوندبه طورواضح خبرازعلمایی می دهد كه كتاب و قانون اساسی اورا به عنوان معیار ‏ومیزانِ قوانین و ارائه دهند خط و راه قبول ندارند . ‏
وهرچه پیام آوران تکرار کردند که خداوند می فرماید:‏
‏{ سخن وپیام من شما را به بهترین طریق هدایت می کند . إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ ‏یهْدِی لِلَّتی هِی أَقْوَم(اسراء/9)} ‏
باز آقا روضه و مداحی سرمی دهد .‏
این است که می فرماید:‏
كَذلِكَ یبَینُ اللّهُ لَكُمْ آیاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُون(آل عمران/103)= ‏
خداونداین چنین آیاتش رابیان می کند باشد که هدایت یابید.بطوریکه ‏خود پیامبرهم پای منبرقرآن نشسته:‏
وَإِنِ اهْتَدَیتُ فَبِمَا یوحِى إِلَی رَبِّی إِنَّهُ سَمِیعٌ قَرِیب(سباء/50)‏
واگرهدایت شوم پس به سبب آن چیزی است که پروردگارم به من وحی کرده .‏
پیامبر می گوید هدایت من توسط قرآن است، شیعه هم می گوید حدیث ‏داریم که چون ما شیعه شدیم، دین محمّدی را ما داریم، بهشت مال ماست ! ‏همان حرفی را به مردم القاء می کنند که مشرکان و جاهلان زمان رسول خد(ص) می ‏گفتند، و قرآن كریم حرف آنان را تصدیق می كند، بله شما هم”دین“ دارید !امّا دین ‏شیعه به دردِ خودش می خورد نه خدا، چون دین خدا نیست، دین خدا درکتاب ‏و پیام خداست :بگودین شما برای خودتان و دین من هم برای خودم .‏
لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُون =آن چه را شما می پرستید من نمی پرستم
وَ لَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أعبُد = آن چه راهم كه من می پرستم شما نمی پرستید
لَكُمْ دِینُكُم وَلِی دِین(سوره كافرون)= ”پس“ دین شما مال خودتان ”چون مذهب است“ و ‏دین من هم برای خودم، ‏
وقتی خطیب ازقانون اساسی و قوانین شرع سخن نمی گوید مردم با خواسته ‏خدا آشنا نمی شوند، ادعای دینداری می کنند، مذهبی بارمی آیند نه خدا پرست ! ‏مشرك می شوند، نه راه یافته! علیه دین هستند نه در راه دین! درحالی که محصول ‏تربیت دینی متدین است، ومحصول آقا ریش و تسبیح وشعار ! درحالیکه هردو،هم ‏یگانگی خدا را قبول دارند، هم رسالت پیام آورش را، با آنکه مبلغ و هادی خلق ‏شده،وعالم است ولی جاهل. عالم است در خرافات و موهومات، تسلیم کتاب حدیث ‏و روایت است نه پیام خدا . ‏
از این رو مذهبی های منافق در قالب دینی بسیار خطرناكتر از كافران هستند! ‏
اگربه جای تربیت كردن روضه خوان، آخوندِ معلّم قرآن بیرون می دادند، جنگهای ‏شیعه وسنی پدید نمی آمد! واختلافات حل می شد،چون قانون اساسی خدا ملاک قرار ‏می گرفت! روضه های پهلوی شكسته فاطمه به وجود آورنده جنگ چالداران با ‏هشتادهزار كشته بود! حمله شاه عباس به شهر هرات كه با ریختن خون چهل هزار مسلمان ‏پایان یافت ثمره روضه بود! ‏
آقا به مردم می گوید : شما شیعیانِ واقعی علی هستید، بهشت ازآنِ شماست! برای ‏ارباب جشن تولّد بگیرید، برای همان اربابی که درتاریخ آمده است طلحه وزبیربه ‏حضور او رفتنددرحالی كه به حساب بیت المال می رسید، پرسید كار خصوصی دارید یا ‏عمومی؟ « مربوط به ملّت» آنان گفتند: خصوصی و علی فوراً شمع را خاموش كرد و ‏فرمود این شمع از بیت المال مردم است، یعنی او نشان داد نباید اموال مردم را صرف ‏مقاصد پوچ كرد، امّا شما برای همین علی جشن تولّد می گیرید ! مسجد ها، سالن ها، ‏حسینه ها را تبدیل به محل رقص و پایكوبی و صرف میوه وشیرینی، پوستر ها، چراغانی ‏می كنید كه با هزینه آن می توان هزاران دختررا به خانه بخت فرستاد ! شما راه علی را ‏می روید ؟!علی در مورد یك شمع متعلق به ملّت اسراف نمی كرد ولی شما با ‏اعمالتان او را تكذیب می كنید نه پیروی ! این نوع جشن تولّدِ برای مردگان «شَعَائِرِ ‏اللَّه»!است یا«شَعَائِرِ الناس» ؟ ‏
آن زمانی كه علی زنده بود و درمیان اصحاب یا شیعیانش حضور داشت به گروهی از ‏آنان فرمود: شما عابدانِ بدون عملِ صالح و بازرگانان بی بهره از سود و بیداران به ‏خواب رفته اید(نهج البلاغه خطبه 108)‏
وباز درسوره جمعه آیه 5 درحمله به علمای یهود که رعایت و تکلیف کتاب خدا را ‏نکردند می فرماید: مانندالاغی هستندکه کتاب بارشان کرده اید(یعنی عالمانی که به ‏پیام بی توجّه اند)‏
درابتدای ظهوراسلام، قرآن بیشتربه تشریع قوانین دین اسلام پرداخت و چون به ‏قدرت رسیدند به تبلیغ پرداختند که اسلام به اروپا تا اسپانیا رسید ولی امروز ما ‏وظیفه بسیاربالاتری داریم چون دردوران نجات اسلام ازچنگال مداح و آخوند و ‏خطیبانی هستیم که به میزانی چون قرآن باور ندارید و مردم را به سنت های غلط ‏و بدعت های خلاف کتاب می برید، نهی نمی کنید، چون شهامت و جرأت لازم را ‏ندارید، از خدا نمی ترسید، ازخلق می ترسیدکه شاید بقول قرآن عالمشان چون ‏سگان پارس کند ! ‏
تا کی بنشینیم و مؤدبانه سخن بگوئیم و آنان که گوش شنوایی ندارندبریک ملّت ‏سوارشده و لگام بردهانشان و پوشش برعقلشان زده اند.؟!‏
پروردگارا : دراین دوران هر ظلمی،هرستمی و هر فسقی را که دیدم ریشه درزبان ‏این دکان داران دین فروش داشت ! درفحشا جواز صیغه را آنان صادر می کردند ! ‏درربا حیله های شرعی را به عنوان گریزراه آورده اند، درقوانین جزا آنان ارزش ‏جان زن را نصف مرد اعلام کردند، که برخلاف کتاب توبود، جزای سنگسار ازکتاب ‏تونیست، ولی آنان هزاران بدعت وظلم را به نام تو به دین تو ارجاع می دهند، ‏توهین به بهترین بندگان تورا آنان ابداع کردند، با آنکه درصدها آیه تو رضایتت ‏را ازآنان اعلام کرده ای!‏
قرآن کریم می گوید : چون من میزان دنیا وآخرت هستم، پس من حرف می ‏زنم، و نمی گوید چون من میزان هستم هرچه می گویم به جبربپذیرید، ‏بلکه می گوید چون حرفِ من حرفِ استدلالی است گوش فرا دهید!من ‏مانندمبلغین حرفهای خیالی وپنداری نمی زنم، من موافق واقع، وطبیعت زندگی ‏شماباشماحرف می زنم، واگرمی بینیدکه عالم های ظاهری شمادربسیاری ازمواقع ‏عامل نیستند، چون انکارکننده حقیقت دین و اثبات کننده اباطیل مذهبی هستند. ‏این حرف همان پیام آوری است که می گوید : من دین تحقیقی و استدلالی ‏رانشان دادم، آخوند و مداح مذهب تقلیدی را، در تحقیق مجاهدت می ‏خواهدواگرمجاهدت کرد خداوند علاقه بوجود می آورد، آن وقت عالمی می شود که با ‏عمل زندگی می کند ! و مقابل عالم بی عمل می ایستد !‏
وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِینَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِین (عنکبوت/69)‏
کسانی که درراه ما کوشش کنند آنان را به راه های خویش رهنمون شویم . و ‏بی گمان خداوند با نیکوکاران است .{لام تأکید اوّلیه و نون مشدّد آخرین یعنی ‏حتماً حتماًهدایت می کنیم}‏
و زمانی که قرآن یا میزان حرف می زند شاگردش را درشاهراه قرارمی ‏دهدوتفکّررابه اوآموزش می دهد (تدبّر تعقل تفکّر)‏
همه مردم حرفهای تکراری روضه خوان ومداح را خوب یاد گرفته اند،به طوری که ‏هربی حیائی می تواندحرفهای اوراتکرارکند،چنانکه می کنند.‏
اصولاً فطرت انسان آمیخته به حقّ پدیدآمده، و انبیاء مردم را به سوی همین فطرت ‏هدایت می کنند، چون کشش انسان بسوی حقیقّت بیشتراست، ولی مداح وروضه ‏خوان درمصداق او را به بیراهه می برند. و این انبیاء هستند که می گویند: آن ‏خدایی که قبل از تولّدِ بچه غذای جسم اورا درسینه مادر آماده می کند حتماً غذای ‏روحی شما را هم آماده کرده، غذای روحی شما در پیام خداونداست نه مداحی ‏واشک،غذای باطنی انسان در سینه وزنجیر نیست!آنان مصداق را اشتباه نشان می ‏دهند.‏
نَحْنُ خَلَقْنَاكُمْ فَلَوْلاَ تُصَدِّقُون(57) ماشما راخلق کردیم چرا تصدیق نمی کنید؟
‏(یعنی خداوند کارخودش را یادآوری می کند تابشر کارخودش را جدا ازکار خالقش ‏تصوّرکند )‏
أَفَرَأَیتُم ما تُمْنُون(58) آیانطفه ای را که انتقال می دهید می بینید؟{کارانسانی ‏وطبیعی را مطرح می کند }(یعنی آیاآنچه را «دررحم همسران» می ریزید، «که ‏یک کار طبیعی است »می بینید»؟)‏
ءَأَنتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخَالِقُون(59) آیاشماآنرا آفریدید یاما آفریدگاریم ؟ ‏‏{کارخدایی که همان آفرینش است رامطرح می کند،که درکارخدایی تدبیر ‏طبیعی بکارگرفته می شود}‏
نکته : مادیون می گویند این نوع مسائل ضرورت طبیعی هستند،مثل آتش که ‏ضرورتش سوختن است، اگرخدایی درکاربود وتدبیری درکاربود چرا این همه ‏ناقص الخلقه هست ؟! یعنی خود آنان این استدلال را قبول دارند . وقتی که اختلال ‏درنظام چیزی به وجود آمد آن نظام بهم می خورد، و خود این قضیه نشان دهنده ‏یک مدبّردر هستی است، عده ای می خواهند با مطرح کردن این سؤالات به ضد ‏خدایی برسند ولی خدا پرستان ازهمین زاویه هم به اثبات خدا می رسند.‏
نَحْنُ قَدَّرْنَا بَینَكُمُ الْمَوْتَ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِین(60) ما مرگ را درمیانتان مقدّرکرده ‏ایم وما ناتوان نیستیم.‏
عَلَى‏ أَن نُبَدِّلَ أَمْثَالَكُمْ وَنُنشِأَكُمْ فِی مَا لاَ تَعْلَمُون (61) ازآنکه همانندِ شمارا جایگزین ‏کنیم و شما را درعالمی که نمی دانید بیافرینیم .‏
وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولَى‏ فَلَوْلاَ تَذَكَّرُون(62) شما آفرینش نخستین رادانسته اید، پس ‏چرا پند نمی پذیرید؟
قضیه را اززاویه دیگری مطرح می کند.‏
أَفَرَأَیتُم مَّا تَحْرُثُون(63) آیا درآنچه که می کارید، اندیشیده اید؟ ‏
ءَأَنتُمْ تَزرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُون(64) آیا شماآن رامی رویانید
یارویاننده ماییم؟(یعنی کار انسانی کاشتن دانه است، ولی تدبیر،نور، غلاف، ‏ایجاد دانه که نسل آن گیاه ازبین نرود و صدها گزینه دیگرکار خدایی است )‏
لَوْ نَشَاءُ لَجَعَلْنَاهُ حُطَاماً فَظَلْتُمْ تَفَكَّهُون(65) اگر بخواهیم آنرا( گیاهی )خرد و ‏خشکیده می گردانیم، وشگفت زده شوید. ‏
باز استدلالی دیگر:‏
أَفَرَأَیتُمُ الْمَاءَ الَّذِی تَشْرَبُون(68) آیا درآبی که می آشامید اندیشیده اید ‏
ءَأَنتُمْ أَنْزَلْتُمُوُهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنزِلُون(69) آیا شما آنرا از ابربارانده ایدیا ما ‏باراننده ایم ؟
لَوْ نَشَاءُ جَعَلْنَاهُ أُجَاجاً فَلَوْلاَ تَشْكُرُون (70) اگربخواهیم آن را شورمی گردانیم پس ‏چرا سپاس نمی گزارید؟(یعنی تدبیرهای طبیعی خودش را یاد آورمی شود)‏
فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِیم (واقعه/74) پس نام پروردگارت را به پاکی یادکن(یعنی ‏پروردگاری راکه چنین کارهایی ازاوسرمی زند شایسته ستایش است ) ‏
وَمَن یدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَیقُولُونَ اللَّهُ فَقُلْ أَفَلاَ تَتَّقُون(یونس/31) کیست که کارهستی را ‏تدبیرمی کند؟خواهند گفت خدا، پس بگو آیا پروا نمی کنید؟
فَذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلاَلُ فَأَنَّى‏ تُصْرَفُون (یونس/32)‏
آری این است خداوند، پروردگار راستین شما، و پس از حقّ جزگمراهی (دیگر) ‏چیست ؟ پس (ازحقّ) به کجا برگرداننده می شوید؟
پیامبرخدا از روی این کتاب این نوع حرف ها را برای مردم تکرار می کرده ‏ومداح ما هم روضه دشمن پروری رامی خواند، 1400سال پیش پهلوی فاطمه را ‏شکستند! با آنکه همه می دانیم مداح و روضه خوان و خطیب و ... و همه ‏شاگردانشان اهل نماز و عبادت هستند ! سالها است که نماز می خوانند به خدا می ‏گویند تو رحمانی ولی خودشان فاقد رحم هستند، فقط ازتو یاری می خواهیم ولی ‏باز هم خودشان ازنوع خودشان با هزاران واسطه و کلک کمک می گیرند! پیامبر ‏شاگردانش رابه طرف معانی واقعی وصحیح می بردو نتیجه اش تزکیه نفس بود . ولی ‏چرا درچشم و زبان ودست وپای این قشر وشاگردانشان تقوایی دیده نمی شود ‏؟! تنها چیزی که خوب یاد گرفته اند، هم بلند باید صلوات بفرستند و هم خوب ‏شعاربدهند!‏
اگرمردم بفهمند که درک حقایق دینی مربوط به مداح و روضه خوان و... نیست ‏وبلکه در شناخت توحید و حقایق دینی است که آنهم نیاز به استدلال و قانون دارد ‏وهیچ حرفِ صحیحی را نبایدحتماً اکثریت جامعه بیان کنند، دین آئین نامه ‏می خواهد و آئین نامه دین اسلام قرآن است . دین با آئین نامه یعنی علمی، و ‏دین بدون آئین نامه می شود مذهب، وثمره مذهب تقلید و مداحی و روضه است، ‏همان دینی كه روز اوّل گفت : ‏
اَلَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَم = خداییكه علم نوشتن آموخت
عَلَّمَ الِْانسَانَ مَا لَمْ یعْلَمْ ( علق / 4 و 5 ) ‏
به انسان آنچه را نمی دانست به الهام آموخت .‏
یعنی : ای انسان ها اگر اراده ی دست یابی به حقیقت را داشته باشید، وسیله و میزان را ‏خداوند در اختیار شما قرار داده است . ‏
اَللهُ الَّذِی اَنْزَلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَ الْمِیزَان ( شوری / 17 ) ‏
یعنی : خداوند كسی است كه كتاب و افزار سنجش را به حقّ نازل كرد . ‏
قرآن كریم می فرماید یك دسته از همه متمایزترند، آنان كسانی هستند كه كتاب خدا ‏را به عنوان پیشوا و امام برگزیده اند . ‏
وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَی اِمَامَاً وَ رَحْمَهً وَ هَذَا كِتَابٌ مُّصَدِّق
‏( احقاف / 12) ‏
یعنی:« ای مسلمانان » قبلاً، كتاب موسی امام و رحمتی برای آن قوم بود و اكنون كتاب ‏شما ” قرآن “ امام است.‏
یوْمَ نَدْعُواْ كُلَّ اُنَاسِ بِاِمَامِهِمْ (‌الاسراء / 71 )‏
یعنی : روزی كه همه مردم را با پیشوایانشان ” راهنمائی كنندگانشان “ گرد آوریم . ‏
یعنی : روزگاری مردم را با كسانی جمع می كنیم كه از او تبعیت كرده اند و از اعمال و ‏عقاید و گفتارشان پیروی كرده اند . ‏
متأسفانه 1400 سال است کسی نتوانسته این چنین منطقی در میان شیعیان به وجود آورد ‏که از خود سؤال کنند این حرف ها حرف خداست یا انسان ؟! ‏
قَالَ أَرَءَیتَكَ هَذَا الَّذِی كَرَّمْتَ عَلَی لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَی یومِ الْقِیمَهِ لَأَ حْتَنِكَنَّ ذُرِّیتّهُ إلَّا ‏قَلِیلا(اسراء/62)‏
یعنی :” شیطان “ گفت : ای خدا مرا خبر ده، این كسی را كه برمن گرامی داشته ای ‏‏(ازچه سبب است ؟) اگر تا قیامت به من مهلت دهی همه را به دام هلاكت می كشانم مگر ‏عده قلیلی را .‏
شیطان چگونه خبر از انحراف و هلاکت مردم می دهد، قطعاًآنانکه پشت به کتاب خدا ‏کرده اند و روبه قصه و رویا آورده و مطیع هر حرفِ بدون میزان شوند، همان ‏مشتریان دائمی شیطان خواهندبود. ‏
لَّقَدْ كَانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللهَ اُسْوَهٌ حَسَنَه ( احزاب / 21 )‏
یعنی : به راستی برای شما، رسول خدا سر مشقی نیكوست.‏
اُولَئِكَ الَّذِینَ هَدَی اللهُ فَبِهُدَئُهمُ اقْتَدِه ( انعام / 90 )‏
یعنی : اینان ( پیامبران )كسانی هستند كه خداوند(آنان را ) هدایت كرده است پس به ‏شیوه آنان اقتدا كن . ‏
متأسفانه امروزما دردورانی هستیم که چون صدای روضه ومداحی شنیده شود، همه ‏می پرسندکسی مرده ؟! (مانند آن است که واسطه میان مرده وخدا مداح است وچون ‏این ندا همیشه درمیان ایرانیان با بوی مرگ همراه شده و عده ای هم فکرمی ‏کنندهدایت همین است که با ابزار تجاری همراه است !) و‌ هیچكس باور نمی کندكه ‏طالب نجات باید به سراغ اسلامِ معرفِ كتاب خدا برود . ‏
تاریخ وكتب آسمانی نشان می دهند که پیامبران با چراغ هدایت آسمانی ازمنبربالا می ‏رفتندو فقط با وحی مردم را به سوی خدا دعوت می کردندو بمحض رفتن از میان آنان، ‏بین آن مردم و پیام انبیا فاصله افتاده و فوراً شیادان جلو آمده وپله پله بالا می رفتند و ‏منبع در آمدی برای خود می ساختند و این همان كاری بود كه هیچ پیامبری نكرد . ‏
درج2بحار حدیث59 صفحه 248 ازامام صادق نقل كرده است كه :‏
دین خدا را تغییر و تحریف نموده اند، مطالبی را به آن اضافه ویاازآن كاسته ‏اندبطوریكه امروزه تمام چیزهایی كه مردم باور دارند ازاحكام یا اعتقادات با وحی نازل ‏شده بر آن مطابقت ندارد و منحرف شده اند!(یعنی اگردین تغییرمی کند با ‏حدیث منحرف می شود، درحالی که کتاب و پیام ثابت است .)‏
نکته:اگرازمنبرسخن می گویم جهت رساندن مطلب است، پیامبرخدا(ص) دستورداده ‏بود در مساجد حلقه های درس دایره شکل برگزار گردد که میان استاد و شاگرد فاصله ‏و وجه تمایزوجود نداشته باشد.‏
پیامبرو اصحابش درمساجد شاگرد تربیت می کردندکه خداوند می فرماید:آنان ‏کسانی بودند که در اجتماع بااین اوصاف حضورداستند . آنهم نوعی روضه بود ازروی ‏کتاب خداوتأسف به حال انسان،که چرااو تدبّرو تفکّر نمی کند.
آنان حرفی ازخود برای گفتن نداشتند. ‏
روزگاری می رسد که خداوند به انسان می فرماید: بد ایمانی داشتید كه شما را به ‏كارهای زشت می خواند . بِئْسَمَا یأْمُرُكُمْ بِهِ إِیمَانُكُمْ ( بقره / 93 ) ‏
اگرایمان صحیح وتربیت خدا را به مردم داده بودند،ظلم، ستم و پایمال كردن حقّوق ‏انسانها ازبین می رفت، چراظلم در جامعه شیعه بیشترازدیگرجوامع قانونمند است ‏،حتی درجوامع غیردینی هم تا این اندازه ظلم نیست ! ‏
خداوند می فرماید: مسجد مکانی است که انسان در آنجا خدا پرستی را یاد می گیرد ‏‏. واستاد این مسجد خداست، طبعاً سخن خدا از خدا نامه است،یعنی قرآن ‏،درابتداشاگردان رسول خدا(ص)وحشی ترین و منحرف ترین انسان ها بودند، که ‏باتزکیه نفس به تدریج حسد، کینه و نفاق را ازخود دورکردند و به حکمت رسیدند
فِیهِ رِجَالٌ یحِبُّونَ أَن یتَطَهَّرُوا وَاللّهُ یحِبُّ الْمُطَّهِّرِین (توبه/108)‏
یعنی : در آن مردانی هستند كه دوست دارند پاك شوند و خداوند پاك شوندگان را ‏دوست دارد .‏
نتیجه این نوع تربیت شاگردانی مؤمن و خالص بود که در میان مشركان حاضر می ‏شدند و با اشاره به مقدس ترین چیز ها كه مظاهر شرك آنان بود، فریاد بر می آوردند ‏كه شما و بت ها یتان هیزم جهنم هستید !
إِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ مِن دوُنِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّم (انبیاء/98) ‏
پیامبر خدا فقط 23 سال حرف زده و عمل كرده و حرفی ازخودش نزد، بلکه سخن خدا را ‏برای مردم به دلیل صدها آیه تکرار کرده بود( كاری كه مداح و روضه خوان باید ‏تبعیت كنند)او پیامش رابه نیمی ازدنیافرستادكه اویك عالمِ دینی بود و دینِ معرف كتاب ‏خدا را نشان می داد تعلیمش فرهنگ قرآن بود نه فرهنگ تمایلی روضه ! چون ‏پیامبرکتاب آموزش را گذاشته و رفته، مبلغ آن راتکرار می کند،واگرامروزشیعه مورد ‏حمله دیگرمسلمانان و تمسخر دشمنان اسلام یعنی غربی ها شده، به علّت هدایت ‏ناشیانه آقاست که شاگردانش بلند صلوات بفرستندکه بله ما با صدای بلند شعارمی دهیم ‏و خیال می کنند خالقشان اگربلند بگویند می شنود و ثبت می کند؟!
وَاذْكُر رَبَّكَ فِی نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَخِیفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ والآصَالِ وَلاَ تَكُن مِنَ ‏الْغَافِلِینَ(اعراف/205) ‏
یادكن پروردگارت رادردل خودبا ناله و ترس و بی آنكه صدای خودت را بلند سازی در ‏صبحگاهان و شبانگاه و از بیخبران مباش .‏
واین یك اصل اثباتی،تجربی وتاریخی است كه هرگاه مردم یك جامعه را در پناه ‏دین حقّ ،‌ خالصانه دعوت كنند همه می پذیرند(این همان سنت پیامبربود)که خداوند ‏ثمره اش را می فرماید :‏
اِذا جَاءَ‌ نَصْرُاللهِ وَ الْفَتْحُ وَ رَایتَ النَّاسَ یدْخلوُنَ فی دینِ اللهِ اَفواجاً ‏
یعنی:(چون هنگام فتح و پیروزی و یاری خداوندفرا رسد در آن روز مردم را بنگریدكه ‏دسته دسته وارد حوزه دین الهی شوند) چرا امروز خروج ازمذهب شیعه به مراتب ‏بیش از ورود به آن شده ؟! چه کسانی را مقصراصلی بدانیم ؟ فقط خانواده ؟ که آنان ‏خود را متخصص دین نمی دانند، شما آنان را مقلد و... چرا مستمع مساجد امروزاز دیروزکمترشده و این ‏سیرنزولی متأسفانه ادامه دارد؟ این دین ستیزی های امروزراچه کسانی پدید ‏آورده اند؟!‏
قُلْ أُوحِی إِلَی أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآناً عَجبا، یهْدِی إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا ‏‏(جن/1و2)‏
بگو:به من وحی شده که گروهی از جنیان(به قرآن )گوش فرا دادند، آنگاه گفتند : ‏بیگمان قرآنی شگفت شنیدیم، که به سوی راستی راه می نماید پس به ایمان ‏آوردیم . ‏
خداوند با خبرمی کند که نیروهای مخفی عالم هم قرآن را شنیدند و تعجّب کردند و ‏ایمان آوردند، نه قصه و حدیث وسینه و زنجیرو روضه و مداحی ومولودی و ختم و ‏عزا ومراسم چای و شیرینی! ‏
حتی در کلیسا هم کسی شربت و چای میوه نمی دهد، از نظرخودشان کلیسا محل ‏عبادت است، ولی درمسجد شیعه اوّل آبدارخانه یاآشپزخانه برای مسجد می سازند، تا ‏غذای شکم یا جسم را آماده کنند، درحالی که غذای جسم را که همه درمنزل می ‏خورید پس به چه منظوربه خانه خدا آمدید؟هیچ مسجدی جای غذای جسم نیست! ‏
چه زمانی به فکر غذای روح و نفس و عقل می پردازید !؟ مساجدتان راکه به سالن های ‏غذاخوری مبدل کرده اید ! برسرگورهایتان هم که آش و میوه و خرما و حلوا و ‏شیرینی سرو می کنید، غذای معنوی شما کجاست ؟! شما درهرچه مربوط به جسم و ‏ظاهراست استادید، و زمانیکه به ‏باطن برسد تازه راه های شیطانی را ارجح می دانید.‏
اگرقشر تحصیل کرده کمتر پای منبرآقا می نشیند به این دلیل است که آقا حرف ‏عقلی و علمی نمی زند! و متأسفانه این قشر هم خیال می کند دین و علم با هم سازش ‏ندارند! و كمتر كسی می داند كه اگر علم و دین با هم سازش نداشته باشند اصولاً دین ‏الهی نیست بلکه مذهب بشری است و به جای دین نشسته . دین واقعی موافق با علم و نامه ‏خالق به بشراست از این جهت خرافه، دروغِ مصلحتی، دست بوسی، توجیه گناه، تقلید، ‏تقدس نمی تواند ثمره جامعه دینی باشد! پیامبر خدا معلّم اوّل بود او درس عقیده را ‏در مسجد ازروی کتاب خدا می داد و در سنت روش بکار گیری عقیده را،و اوّل خود ‏انجام می داد و این برای مردم سنت بود . درهمان 23 سال .‏
ازاین جهت قرآن كریم می فرماید :‏
قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَّمْ تُؤمِنُواْ وَ لَكِن قُولُواْ أَسْلَمْنَا وَلَمَّایدْخُلِ الْإِیمَانُ فِی قُلُوبِكُم(حجرات ‏‏/14)‏
یعنی:عربهای بادیه نشین گفتند:ماایمان آوردیم،(خداوند هم می فرماید) بگو: شما ایمان ‏قلبی نیاوردید(دیدید قبول کردن برایتان بهتراست )و قبول اسلام كردید « دین را ‏قبول كردید»‏ حضور مداح و روضه خوان مصادف است بااشکال گوناگون سینه، زنجیر، قمه، شفاعت و ‏توسّل، طواف قبور، زیارات قبور و نقل حدیث و روایت، ختم و چهل و هفته وسال ‏وعزاداری و مولودی، ولی در حضور رسول خدا(ص)چنین اعمالی رانه نقل کرده و ‏نصی در کتاب وسنت دیده شده واگر امروز می بینم، از تعلیمات آقاست و دین ‏نیست !‏
این صحنه عظیم مجادله میان مرید ومراد ها(مرجع و مقلد،روضه خوان ومداح وپامنبری ‏‏)هاست که می گویند: ‏
قَالَ الَّذِینَ اسْتَكْبَرُوا لِلَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا أَنَحْنُ صَدَدْنَاكُمْ عَنِ الْهُدَى‏ بَعْدَ إِذْ جَاءَكُم بَلْ كُنتُم ‏مُّجْرِمِین (سباء/32) ‏
مستکبران به مستضعفان گویند: مگرما شما را از هدایت پس ازآنکه برایتان آمد ‏بازداشتیم ؟ (هرگز) خودتان گناهكار بودید=‏
وَ قَالَ الَّذِینَ اسْتُضْعِفُواْ لِلَّذِینَ اسْتَكْبَرُواْ بَلْ مَكْرُ الَّیلِ وَ النَّهَارِ إِذْ تَأَمُرُونَنَا أَن نَّكْفُرَ بِاللهِ وَ نَجْعَلَ ‏لَهُ أَندَادَاً (سباء/33)‏
یعنی:ومستضعفان به مستكبران گویند : بلكه مكر های شبانه روزی شما(ما را از ایمان ‏آوردن صحیح بازداشت) چون به ما دستور می دادید كه به خداوند كفر ورزیم و برای او ‏همتایانی مقرر كنیم .‏
یعنی:شمادردنیابامكرشبانه روزیتان بما گفتید ازما تقلید كنید! روضه خواندید و مداحی راه ‏می انداختید، و ما در ضعیف ونادانی بودیم، شما گفتید:كه بیائید سینه بزنید ! زنجیر ‏بزنید!، گریه كنید! آخرت دردستِ ائمه است! اینها واسطه اند ! اینها شفاعت می كنند و ‏شما باعث گرفتاری امروز ما شدید! و شما بودیدکه به جای درس کتاب خدا مارا گمراه ‏کردید .‏
لَوْكُنَّا نَسْمَعُ أُوْ نَعقِلُ مَاكُنَّا فِی أَصحَابِ السَّعِیر(ملك /10)‏
یعنی :اگر می شنیدیم و از عقل و اندیشه درست بهره می گرفتیم امروز در زمره ‏دوزخیان نبودیم .‏
و باز با حسرت اعتراف كنند كه : ‏
یومَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُم فِی النَّار= روزی كه چهرهایشان در آتش گردانیده شود ‏
یقُولُونَ یالَیتَنَا أَطَعنَا اللهَ وَ أَطَعنَا الرَّسُولَا= گویند : ای كاش ما از خدا و رسولِ«او» اطاعت ‏می كردیم( یعنی از پیام او اطاعت می كردیم)‏
رَبَّنَا اِنَّا اَطَعْنَا سَادَتَنَا وَ كُبَراءَنَا فَاضَلّوُنَا السَّبِیلاً (احزاب/ 66و67)=‏
یعنی:خداوندا ما اطاعت سادات و بزرگانمان را كردیم و آنها مارا گمراه كردند
‏( یعنی زمانیكه پیامبران نبودند و ما از اشخاص اطاعت می كردیم نه از پیام تو« سَادَتَنَا ‏رجال مذهبی و كُبَراءَنَا رجال سیاسی هستند»)‏
خداوند می گوید: روز قیامت می گویند ما بدون تحقیق به دنبال آقای محل می ‏رفتیم و خیال می کردیم او حرف دینی می زند(اِنَّا اَطَعْنَا سَادَتَنَا)، حالا که به مقصد ‏رسیدیم می بینیم آنان از پیام تو نمی گفتند! ‏
‏«الَّذِینَ یتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِی الْأُمِّی الَّذِی یجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِندَهُمْ فِی التَّورَاةِ وَالْإِنْجِیلِ ‏یأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَینْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَیحِلُّ لَهُمُ الطَّیبَاتِ وَیحَرِّمُ عَلَیهِمُ الْخَبَائِثَ وَیضَعُ عَنْهُمْ ‏إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلاَلَ الَّتِی كَانَتْ عَلَیهِمْ فَالَّذِینَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی ‏أُنْزِلَ مَعَهُ أُوْلئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ » (اعراف /157)‏
یعنی :كسانیكه ازرسولی پیروی می كنندكه پیامبردرس ناخوانده ای است كه نام او را در ‏تورات و انجیل نوشته می یابند. آنان را به (كارهای) پسندیده فرمان می دهد و آنان را ‏از (كارهای) ناپسند باز می دارد.و پاكیزه ها رابرای آنان حلال می گرداند و ناپاكیزه ها ‏را برآنان حرام می شمارد، وبرمي‌دارد از ایشان بارهای سنگین و غل هائی كه بر گردة ‏ایشان بوده (از طرف پیشوایان و احبارشان). آنانكه به او ایمان آوردند و اوراگرامی داشتند ‏و او را یاری دادند و از نوری كه به او فرستاده شده است پیروی كردند، آنان رستگارانند ‏‏.‏
هرچه خداوند نگفته مانند غل و زنجیر به دست وپای مردم بسته شده و تکلیف نیست، ‏رضایت خدانیست، حجّت نیست . سینه، زنجیر، قمه، شفاعت و توسّل، طواف قبور، ‏زیارات قبور و نقل حدیث و روایت، ختم و چهل و هفته وسال وعزاداری و مولودی ‏مراسم اختصاصی مداح و روضه خوان است، دستور خدا نیست، دکان اوست . ‏
إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْیسْتَجِیبُوا لَكُمْ إِن كُنْتُمْ صَادِقِین ( ‏اعراف / 194) ‏
یعنی: بی گمان كسانی را كه به جای خداوند (به نیایش ) می خوانید، بندگانی امثال شما ‏هستند، پس آنان را بخوانید اگر راستگویید، باید (پاسخ) شما را بدهند.!! (خداوند می فرماید ‏مردگان جواب شما را نمی دهند باز مداح و آخوند می گوید: فریاد بزنید یا زهرا ‏یا حسین و...یعنی ابزار سخن گفتن مغز، زبان، دهان و حیات است که از آنان ‏گرفته شده، چرا فکر نمی کنید؟!)‏
خودِ شما از یک طرف به مردم می گوئید: دعا، از زنده به مرده می رسد (شب جمعه ‏خیرات می دهید، برایش نماز و روزه نظر می کنید که به او چیزی برسانید) پس ‏چطور به مردم می گویید: از مرده انتظار داشته باشید که چیزی به شما ‏برساند! مگر مردگان، حتی انبیاء و اولیاء در عالم اختیار هستند که بتوانند چیزی به ‏انسان برسانند .؟
أَلَهُمْ أَرْجُلٌ یمْشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَیدٍ یبْطِشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَعْینٌ یبْصِرُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ آذَانٌ یسْمَعُونَ ‏بِهَا (اعراف / 195 ) ‏
یعنی: آیا پاهایی دارند كه با آن (پاها ) راه می روند ؟
آیا دستانی دارند كه با آن ( دستان )می گیرند ؟
آیا چشمانی دارند كه باآن (چشمها ) می بینند ؟
آیا گوشهایی دارند كه با آن ( گوشها ) می شنوند ؟
‏(یعنی: خداوند می فرماید: ای قبر پرستان از این اجساد کاری ساخته نیست و آنان ‏ابزار لازم را در اختیار ندارند، دست و پا و چشم و گوش ندارند)‏
وَإِن تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدَى‏ لاَ یتَّبَعُوكُمْ سَوَاءٌ عَلَیكُمْ أَدَعَوْتُمُوهُمْ أَمْ أَنتُمْ صَامِتُونَ (اعراف/193)‏
اگر آنان را به هدایت خوانید، پیرویتان نکنند و خواندن و سکوت شما (برایشان) ‏یکسانست «یعنی نمی فهمند» (مداح هم می گوید : نه خیر می فهمند ‏فریادبزنید یا عباس یا علی یا زهرا و ...)‏


سایت نوار اسلام
IslamTape.Com





 
بازگشت به ابتدای صفحه     بازگشت به نتایج قبل                       چاپ این مقاله      ارسال مقاله به دوستان

اقوال بزرگان     

ابوبکر صدیق - رضی الله عنه - گفت: الحمد لله الذي لم يجعل للخلق سبـيلاً إلى معرفته إلا بالعجز عن معرفته. یعنی: سپاس مر خدای را که به شناخت او راهی نیست مگر به عجز از شناخت او. (نفح الطيب، التلمساني و احیاء علوم الدین امام غزالی رحمهما الله).

تبلیغات

 

منوی اصلی

  صفحه ی اصلی  
 جستجو  
  روز شمار وقايع
  عضویت در خبرنامه  
پیشنهادات وانتقادات  
همكارى با سايت  
ارتباط با ما  
 درباره ی ما  
 

تبیلغات

آمار

خلاصه آمار بازدیدها

امروز : 514
دیروز : 3645
بازدید کل: 8933306

تعداد کل اعضا : 614

تعداد کل مقالات : 11209

ساعت

نظر سنجی

كداميك از كانال‌هاى اهل سنت فارسى را بيشتر مي‌پسنديد؟

كانال فارسى نور

كانال فارسى كلمه

كانال فارسى وصال

نمایش نتــایج
نتــایج قبل
 
.محفوظ است islamwebpedia.com تمامی حقوق برای سایت
All Rights Reserved © 2009-2010